اعتقادات و اصول مذهبی آیین بودیسم
زمان کنونی: ۹-۱۶-۱۳۹۸, ۰۹:۲۵ عصر
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mahdy30na
آخرین ارسال: mahdy30na
پاسخ: 10
بازدید: 7301

ارسال پاسخ 
اعتقادات و اصول مذهبی آیین بودیسم
۱۲-۱۴-۱۳۹۱, ۰۴:۳۹ عصر
ارسال: #1
اعتقادات و اصول مذهبی آیین بودیسم
آیین بودیسم یکى از شاخه هاى کیش هندوست که در هندوستان و حدود دو قرن بعد از مرگ بودا به همت فرمان روایى به نام «آشوکا» رشد و گسترش یافت و بعدها از سرزمین اصلى کوچ و در خارج از مرزهاى هند، به خصوص در آسیاى جنوب شرقى، چین و ژاپن، پیروان فراوانى براى خود دست و پا کرد. برخى از مستشرقان از آیین بودا تعبیر به «فلسفه» مى کنند و برخى نیز نام «دین» بر آن مى نهند. جان بى. ناس در این مورد مى گوید: این مسئله که آیا فلسفه ى بودیسم را مى توان در واقع دین و مذهب نامید یا نه، مورد بحث و نظر است. البته از لحاظ عقاید آن مرد بزرگ در باب جهان هستى و روش هاى پیچ در پیچ مى توان آن را به عنوان دین تعریف کرد... ولى اگر به دیده ى تحقیق بنگریم، شاید بهتر باشد که بودیسم را یک «مکتب اخلاقى» بدانیم تا یک مکتب فلسفى؛ چرا که بودا به هیچ وجه وارد بحث هاى متافیزیک و فلسفى نمى شود و مى کوشد مسائل فلسفى را هم با تمثیل بیان کند و بحث درباره ى خدا و روح را بى فایده مى انگارد و به دادن چند تذکر اخلاقى در این باره بسنده مى کند. از دیدگاه علماى ادیان ابراهیمى نیز نمى توان آیین بودا را «دین» نامید؛ زیرا آن گونه که خواهد آمد، این آیین، مبدأ اعلى و وجود امور ماوراء الطبیعى و غیرمادى را برنمى تابد و ماده را تنها موجود ازلى و ابدى مى شمارد که خالقى نداشته است. به تعبیر دیگر، مفهوم ذهنى بودا از دین، مفهومى کاملا اخلاقى است. او در همه چیز به رفتار و سلوک توجه دارد و به مراسم آیینى یا پرستش ما بعدالطبیعه یا خداشناسى... » بى اعتناست. آیین بودا را باید نهضتى اصلاحى در آیین هندو شمرد که سعى مى کرد برخى از عقاید و اعمال افراطى و خشن آیین هندو را تعدیل کند. این آیین «راه نجات را در روش اعتدال و میانه روى و عقل سلیم قرار داده و ریاضت هاى افراطى را خلاف مصلحت عقلانى» مى دانست. بودیسم با جامعه ى طبقاتى (کاست) که آیین هندو مبلغ و محافظ آن بود مخالفت مىورزید و به همین دلیل «هر کس که در صف پیروان بودا درمى آمد از تنگناى رسم و رعایت اصول طبقاتى (کاست) آزاد مى شد. » هر چند خودش دچار خرافات و ریاضت هاى افراطى اى بود که داعیه ى مخالفت با آنها را داشت. اساس آیین بودیسم بر این اصل واقع شده که عالم سراسر رنج و بدبختى است و انسان براى رهایى از این رنج باید تلاش کند.

ادامه دارد...
* منبع این مباحث :

1- حسین، توفیقى، آشنایى با ادیان بزرگ، ص 45 به بعد 
2- جان، بى ناس، تاریخ جامع ادیان، ترجمه على اصغر حکمت، ص 204، ص 188، ص 189 
3- تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج اول، بخش بودیسم، مؤلف: عبداللّه مبلغى آبادانى 
4- ادیان و مکتب های فلسفی هند، داریوش شایگان، صص‌ 167-161 
5- کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت، بخش فلسفه بودایی 
6- ع. پاشایى، سخن بودا، نشر میترا، صص‌ 47-30

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط PeYROVaN ، I AM SHIA ، منم گدای فاطمه...
۱۲-۲۹-۱۳۹۱, ۰۴:۴۴ عصر
ارسال: #2
RE: اعتقادات و اصول مذهبی آیین بودیسم
چهار حقیقت عالى و مقدس در آیین بودا

نخستین گفتار بودا از «رنج و رهایی » می گوید؛ دو بیراهه هست که هر دو به رنج می انجامد، یکی کامرانی و دیگری خودآزاری. بودا، که خود سالها پیش از بوداشدن این دو بیراهه را راه می پنداشته، پس از «بودا» شدن درمی یابد که راه نه آن است و نه این؛ و به راه میانه راه می برد، که به خلاف آن دو بیراهه، بزرگوار و جلیل است. راه میانه به راه هشتگانه ی جلیل معروف است.


بودا از پیمودن این راه هشتگامه یا راه هشتگانه ی جلیل به چهار حقیقت رسید؛ یعنی به حقیقت رنج، حقیقت خاستگاه رنج، حقیقت رهایی از رنج و حقیقت راهی که به رهایی از رنج می انجامد. این راه خود به تنهایی هدف نیست، مقصد و مقصودش نیروانه است. به هر حال محور آئین بودا بر حقیقت جوئى استوار است و طالبان حقیقت باید اصول اساسى چهارگانه اى را باور داشته و به آنها عمل نمایند.


بودا آیین خود را بر چهار اصل که نام آن را «چهار حقیقت والا» مى نهد، بنا نهاده است، این اصول داراى فروعى است که فروع آن نیز متفرع بر فروعى دیگر است.

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط PeYROVaN ، I AM SHIA ، منم گدای فاطمه...
۲-۱۴-۱۳۹۲, ۰۲:۵۹ عصر
ارسال: #3
RE: اعتقادات و اصول مذهبی آیین بودیسم
بسم الله الرحمن الرحیم


اصل اول: دوکا؛ یعنی حقیقت جلیل رنج
بودا می گوید زاییده شدن رنج است؛ پیری رنج است؛ بیماری رنج است؛ مرگ رنج است؛ از عزیزان دور بودن رنج است؛ با ناعزیزان محشور بودن رنج است؛ به آرزو نرسیدن رنج است. سخن کوتاه، همه ی پنج توده ی دلبستگی رنج اند. طبق این اصل این جهان پر از محنت است، زندگى رنج است از ولادت تا مرگ، رنج کودکى، رنج نوجوانى، رنج جوانى، رنج پیرى بیمارى فقر، اضطراب مرگ و... این رنجها را باید شناخت.

اصل دوم: حقیقت علت تألم یا منشأ رنج
خاستگاه رنج، تشنگی است، یعنی تشنگی کام، تشنگی هستی و تشنگی نیستی. و همین تشنگی است که به دوباره زاییده شدن می برد و به کامرانی بسته است. آمال و آرزوها، هوسها و علائق فراوان آدمىکه بنیادش بر شوق شدید به زیستن است، منشاء رنج است. این منشاءها را نیز باید شناخت.

اصل سوم:حقیقت پایان تألم یا قطع رنج
ریشه کن کردن میل و هوس، راه پایان دادن به رنج و تألم است. ستیز با خواسته ها و غرایز مادى هوسها و آنچه رنج آور است و این با ریاضت بودائى ممکن است. رهایی از رنج همان رهایی از تشنگی یا قطع و توقف تشنگی است، یعنی رها کردن آن، رو گرداندن از آن، آزادی و وارستن از آن است تا نشانی از آن به جا نماند. چون تشنگی از راه حواس پیدا می شود، پس رهایی از آن نیز در خودداری و مراقبت از درهای حواس است.
ادامه دارد...
یاحق

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط PeYROVaN ، I AM SHIA ، منم گدای فاطمه...
۳-۲۲-۱۳۹۲, ۰۳:۴۱ عصر
ارسال: #4
RE: اعتقادات و اصول مذهبی آیین بودیسم
بسم الله الرحمن الرحیم


اصل چهارم: راه رهایی از رنج
«همان راستی و درستی در شناخت، در اندیشه، در گفتار، در کردار، در زیست، در کوشش، در آگاهی و در یکدلی، یعنی سمادی است ». که همان راه هشتگانه ی جلیل است. حقیقت طریقت والا براى رفع مایه ى تألم یا طریق قطع و دفن رنج است که باید جوینده حقیقت آن را بیاموزد. و این تعالیم بوداست. در حقیقت، بودا دو مطلب را اصل آیین خود قرار داده است:
اصل اول: شر و درد و رنج بودن عالم هستى و مایه ى اندوه دانستن هر آنچه انسان ها به آن دل مى بندند و از آن به زندگى تعبیر مى کنند.
اصل دوم: تنها راه نجات از رنج و شر عالم و اندوه زندگى، پیوستن به «نیروانا» است که مى توان آن را نوعى عدم و رها شدن از قید وجود دانست.


راه های هشتگانه عالی در آئین بودا
روش ریشه کن کردن میل و هوس استفاده از هشت راه است. این هشت راه که «هشت منزلت والا» نامیده مى شوند عبارت اند از:

1. بینش درست یا شناخت، دید، نظر (یا فهم ) درست (سمادیتی):
شناخت چهار حقیقت جلیل خصوصا و آموزه های بودا عموما. به آن ایمان پاک نیز می گویند، یعنی در زندگى به راستى و درستى باید گام نهاد.

2 - نیت (یا اندیشه ) درست :
یعنی به کار بردن آموزه های بودا با الزامی شرافتمندانه. به آن اراده پاک نیز می گویند؛ با ایمان پاک اراده پاک حاصل تواند شد.

3 - گفتار درست :
دم فروبستن از دروغگویی، از چرندبافی، از درشت گویی، و از یاوه گویی، آگاهی فرد از تأثیر سخنان خود. از آن به گفتار پاک نیز تعبیر می شود یعنی؛ راست باید گفت و به حق باید گفت.

4- کردار درست:
روگردانی از آزردن زندگی، یعنی کشتن، از دزدی، از آلوده دامنی، یعنی کامرانی و شهوترانی، آگاهی فرد از تأثیر اقدامات خود. به آن کردار پاک نیز می گویند؛ کردار پاک از ایمان پاک مى باشد.
ادامه دارد ...
یا حق

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط PeYROVaN ، I AM SHIA ، منم گدای فاطمه...
۴-۱۰-۱۳۹۲, ۰۸:۰۹ عصر
ارسال: #5
RE: اعتقادات و اصول مذهبی آیین بودیسم
بسم الله الرحمن الرحیم


در ادامه 
5- معیشت درست :
خودداری از پیشه های زیان آور، چون اسلحه فروشی، برده فروشی، طالع بینی و مانند اینها، به تعبیر درست تر اجتناب از مشاغل نادرست و پرداختن به مشاغلی که به تقویت آموزه های بودا بینجامد. از آن به کسب و کار پاک نیز تعبیر می شود؛ کسب پاک و مشروع با اخلاق و امانت دارى باید باشد.

6- کوشش درست :
برای دور ماندن از هر گونه بدی، پیروز شدن به هر گونه بدی، شکوفاندن و نگاهداشتن هر گونه نیکی است که در رهرو پیدا می شود. کنترل درهای حواس در این مرحله صورت می پذیرد. از آن به کوشش پاک نیز تعبیر می شود؛ یعنی پرهیز از وسوسه هاى ناپاک و بدى ها و...

7- بینش درست :
این است که رهرو به تن، احساسها، دل و نیز دمه ها - یعنی چیزها و نمودهای خاص - دانستگی و آگاهی روشن دارد و دانسته زندگی می کند. به آن اندیشه پاک نیز می گویند، یعنی تصورات پاک و اندیشه پاک باید داشت.

8- تمرکز درست یا تمرکز کامل اندیشه (گونه ای از مراقبه بودایی )
باید تمرکز فکر و اندیشه داشت تا کارها درست آید. دو راه اخیرالذکر از راههای هشتگانه، اشاره به موضوع مراقبه دارد. این هر دو راه، دو گونه مراقبه هستند که دومی، متضمن مراقبه تمرکزگراست و اولی متضمن مراقبه بینش یابانه، دست برداشتن از پندارها و دست یافتن به نیروانه ست. هر بودائى باید به اصول و فروع عمل کند تا آرامش خاطر یابد و از رنج رها شود و نجات یابد.

طریق سه آموزش راه های هشتگانه
رهرو، هشت گام راه هشتگانه ی جلیل را از طریق سه آموزش پیش می گیرد، یعنی نخست از برترین رفتار آغاز می کند که همان راستی و درستی در «گفتار» «کردار» و «معیشت » است. سپس به برترین مراقبه رومی آورد که همانا سیر در عوالم درونی و نظاره و مراقبه ی دل است یعنی به راستی و درستی در کوشش، به مراقبه توجه می کند، و آنگاه به برترین شناسایی (پرجنا) می رسد که مشتمل بر نیت درست و شناخت درست است .. بنابراین مشاهده می شود، راه نجات و رستگاری و راه رسیدن به شناخت درست از نظر بودا، با «عمل » آغاز می گردد. رهرو ابتدا سخن، اعمال و نحوه زیست و معیشت خود را مطابق آموزه های بودا به سامان می آورد، سپس، در گام دوم همت او مصروف «سیر درون » است. در این گام، رهرو با فراگرفتن تمرکز، ذهنیت خویش را تسکین داده و سپس به مرحله عمیق تر مراقبه که بینش یابی باشد، نائل می گردد. در گام سوم، دو حاصل، پدیدار می گردد، یکی دستیابی به «آزادی » برای رهایی از تعلقات و به کاربردن آموزه های بودا با الزامی شرافتمندانه و دیگری دستیابی رهرو به «شناخت درست »؛ که این هردو، برترین شناسایی (پرگیا) است.
ادامه درد...
یا حق

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط I AM SHIA ، منم گدای فاطمه...
۵-۲۸-۱۳۹۳, ۱۲:۰۶ عصر
ارسال: #6
RE: اعتقادات و اصول مذهبی آیین بودیسم
بسم الله الرحمن الرحیم
زنجیر علی یا همزایی مشروط
بودا در هر یک از سه پاس شبی که به روشن شدگی می رسد به یک دانش یا شناخت دست می یابد. در پاس میانی شب به شناخت زادن و از میان رفتن موجودات می رسد و در آن به نظاره می پردازد.
آنگاه از خود می پرسد کدام علت است که از آن پیری و مرگ برمی خیزد، و پی می برد که زاییده شدن علت پیری و مرگ است و با دنبال کردن نتیجه گیری در این گونه نسبتهای میان علتها می بیند که زاییده شدن، از وجود برمی خیزد و این هم از رو آوردن به محسوس برای خشنود ساختن حواس، یعنی دلبستگی. این دلبستگی چگونه پیدا می شود؟
از تشنگی؛ و این خود از احساس؛ و این از تماس برمی خیزد؛ و تماس هم از باقیمانده ی شش بنیاد حس برمی خیزد؛ و این از باقیمانده ی نام و شکل، یعنی منش و شخصیت؛ و باز این نیز از باقیمانده ی دانستگی؛ و دانستگی هم از نیروهای مؤثر در نادانی، یعنی از کردارسازها؛ و اینها هم که جوانه های هر گونه وجود را در خود دارند، از نادانی برمی خیزند.
بدین سان به شناخت قسمی «زنجیر علی » می رسد. پس وجود ساخته ی یک زنجیرعلی دوازده حلقه ای است.
ادامه دارد...

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط I AM SHIA ، منم گدای فاطمه...
۶-۲-۱۳۹۳, ۱۱:۲۹ عصر
ارسال: #7
RE: اعتقادات و اصول مذهبی آیین بودیسم
بسم الله الرحمن الرحیم
دوازده حلقه زنجیرعلی
این دوازده حلقه ی زنجیرعلی عبارت است از:
الف - نادانی، ندانستن چهار حقیقت جلیل است.
ب - از نادانی، کردارسازها، یا سنکاره برمی خیزد؛ که مشروط به نادانی اند. مراد از کردارسازها کردارها یا کرمه های ارادی تن و گفتار و اندیشه اند؛ خواه این کردارها نیک باشند خواه بد؛ درست باشند یا نادرست؛ سالم باشند یا ناسالم. نادانی و کردارسازها دو حلقه از زندگی گذشته اند.
ج - دانستگی حلقه ی سوم است که مشروط به کردارسازهاست. این دانستگی را دانستگی دوباره زاییده شدن دانسته اند. یعنی نخستین دانستگی است که در لحظه ی آبستنی احساس می شود. بودا می گوید «اگر دانستگی به زه دان مادر نمی رفت آیا نام و شکل (حلقه ی چهارم ) به وجود می آمد؟... اگر دانستگی پس از رفتن به رحم مادر دوباره از آنجا بیرون می رفت، آیا نام و شکل در این جهان پیدا می شد؟ اگر دانستگی پسری یا دختری را در کودکی رها کند، آیا نام و شکل رشد می کند؟ افزون می شود و به کمال می رسد؟» جنین در زهدان مادر از ترکیب دانستگی دوباره زاییده شدن و نطفه به وجود می آید. در این دانستگی همه ی تأثیرات صفات، یا ویژگیها، و کششهای جریان زندگی شخص پنهان است. این حلقه، زندگی گذشته را به زندگی کنونی می پیوندد.
د- نام و شکل. مراد از نام سه توده از پنج توده است؛ یعنی احساس، ادراک، و همکارها. مراد از همکارها پنجاه حالت روانی است؛ به جز احساس و ادراک. مراد از شکل همانا کالبد (از پنج توده )، جنسیت، و جایگاه دانستگی است که شارحان آن را دل دانسته اند. اینها نیز همزمان با دانستگی دوباره زاییده شدن پیدا می شوند و مشروط به کرمه یعنی کردارهای گذشته اند.
ه- شش بنیاد حس همانا چشم، گوش، بینی، زبان، تن و دل یا منس اند، و شش موضوع آنها، و شش دانستگی که از تماس هر یک از این حسها با موضوع آن پیدا می شود. مثلا، گوش و صدا و دانستگی گوش یا شنوایی.
و- بساویدن. از چشم و شکلها دانستگی چشم پیدا می شود، بساویدن تماس این سه با هم است. مثل اینکه دو قوچ شاخهای خود را به هم بکوبند. یک قوچ چشم است و قوچ دیگر شکل، و برخورد میان این دو بساویدن چشم است.
ز- احساس. هر گاه یکی از اندامهای حسی با موضوع خود، مثلا چشم با شکل، تماس پیدا کند احساس پیدا می شود. ازاین رو به اعتبار شش حس، شش احساس هست.
ح - تشنگی. از احساس، تشنگی پیدا می شود. تشنگی سه گونه است: تشنگی کام، تشنگی هستی و تشنگی نیستی. نادانی و تشنگی دو حلقه ی مهم این زنجیر علی اند. نادانی، که علت گذشته ی وجود است، شرط و علت اکنون به شمار می آید؛ و تشنگی، علت کنونی و شرط و علت آینده است.
ط - از تشنگی، دلبستگی پیدا می شود که همان تشنگی بیش از حد است. تشنگی آرزوی داشتن چیزی است که هنوز به دست نیامده؛ مثل دست دزدی که در تاریکی دنبال چیزی است؛ اما دلبستگی، دزدی و به دست آوردن آن چیز است؛ همچون دزدیده شدن گنج به دست دزد. دلبستگی چهارگونه است: «دلبستگی به کامها»، «دلبستگی به نظرهای نادرست »، «دلبستگی به آداب و آیینها»، «دلبستگی به عقیده ی خود. » سه حلقه ی احساس، تشنگی و دلبستگی ما را به زندگی آینده می بندد.
ی - وجود. دلبستگی شرط وجود است. مراد از وجود جریان فعال درست و نادرست یا سالم و ناسالم کرمه ای یا کرداری شدن است. وجود دو جنبه دارد، یکی که کننده یعنی فعال است و وجود کرمه خوانده می شود، یعنی کردارهای خوب و بدی که کرمه را می سازند؛ دیگری جنبه ی پذیرنده ی شدن است، که وجود مجدد یا دوباره زاییده شدن است. وجود مجدد سه سطح دارد، وجود در جهان کام، وجود در جهان شکل یا ماده ی لطیف و وجود در جهان بی شکل یا نامادی.
ک - از وجود، زاییده شدن پیدا می شود. این زاییده شدن در واقع همان دوباره زاییده شدن است. یعنی از وجود کرمه ی سالم و ناسالم وجود مجدد پیدا می شود با نشانه های جسمی و روانی خاص آن.
ل - پیری و مرگ. چون زاییده شدن هست، پیری و مرگ نیز به ناگزیر هستند، و در نتیجه رنج و اندوه نیز خواهد بود. درباره ی اهمیت این زنجیر علی همین بس که بودا گفته است: «هر که زنجیر علی را بفهمد، آیین را می فهمد».

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط I AM SHIA ، منم گدای فاطمه...
۶-۳۰-۱۳۹۳, ۱۰:۴۰ عصر
ارسال: #8
RE: اعتقادات و اصول مذهبی آیین بودیسم
بسم الله الرحمن الرحیم

بودا و سه نشانه هستی
همه آمیخته ها نپاینده اند. هر آن که این را با فراشناخت دریابد، به رنج رو نمی کند؛ این راه پاکی است.
«همه ی آمیخته ها رنج اند». هر آن که این را با فراشناخت دریابد، به رنج رو نمی کند؛ این راه پاکی است.
«هیچ چیز خود نیست ». هر آن که این را با فراشناخت دریابد، به رنج رو نمی کند؛ این راه پاکی است. همه ی نمودهای این جهان سه نشانه دارند: نپاینده اند، دستخوش رنج اند، و خود ندارند یا نه - خودند.

نپایندگی
نمایان شدن، گذشتن و دگرشدن چیزهاست؛ یا از میان رفتن چیزهایی است که «شده » یا نمایان شده اند. یعنی که چیزها هیچ گاه به همان یک شکل نمی پایند بلکه آن به آن، از میان می روند و دگر می شوند. هر نمودی، یا دمه ای که «آمیخته »، یعنی آمیخته ی علت و شرطها، یا مقید و مشروط باشد از میان رفتنی است، بنابراین، کل هستی نپاینده است، یعنی هستی پنج توده و دوازده بنیاد حس، - شش حس و شش موضوع آنها- نپاینده اند فقط نیروانه ا آنجا که دمه ای نیامیخته و نامشروط است دستخوش هیچ گونه نمایان شدن (= به وجود آمدن )، دگرشدن و از میان رفتن نیست.

دستخوش رنج بودن
همه نمودهای هستی، به اعتبار نپایندگی شان، رنج آورند و به این نمی ارزند که انسان به آنها دل ببندد. این نکته درباره ی پیشامدهای خوش زندگی نیز درست است.

خود نداشتن
مراد بودا از این سخن که «هیچ دمه ای خود نیست » یا دقیق تر بگوییم، نه - خود است، این است که هر آنچه در واقعیت هست دستخوش جریان پیوسته ی «نمایان شدن »، «گذشتن » و «دگرشدن » است. و از آنجا که داشتن خود در یک معنا پایندگی است، پس، آیین بودا «پاینده ی تغییرناپذیر» یعنی «خود» را برای هیچ دمه ای، خواه مادی خواه نه - مادی، نمی پذیرد. «هر آن کس که این نکته را روشن نبیند که همه ی نمودهای وابسته نپاینده و از میان رفتنی اند، و نداند که همه ی کردارها به نادانی و مانند اینها وابسته اند، می اندیشد که این «خود» است که می داند یا نمی داند، که دست به کردار می زند و یا سبب کردار می شود، که با دوباره زاییده شدن به هستی می آید... که «احساس »ها را دارد و احساس می کند و میل و دلبستگی دارد؛ پس از دوباره زاییده شدن به هستی تازه ای وارد می شود!»
ادامه دارد...

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط I AM SHIA ، منم گدای فاطمه...
۷-۴-۱۳۹۳, ۱۲:۱۹ عصر
ارسال: #9
RE: اعتقادات و اصول مذهبی آیین بودیسم
بسم الله الرحمن الرحیم

نیروانه: فرونشاندن سه آتش
بودا می گوید همه چیز جهان در آتش است و می سوزد. «چیزها از چه می سوزند؟ از آتش آز و کینه و فریب. من می گویم که از زاییده شدن، مرگ، پیری، اندوه و زاری، رنج و غم و نومیدی است که چیزها در آتش اند. » رهروی که راه هشتگانه ی جلیل را پیموده و به فرونشاندن این سه آتش توفیق یافته، «سردی » و «آرامش » آن را می شناسد. رهرو اگر در سیر عوالم درونی خود به نیروانه برسد و زیست او همچنان برقرار باشد، نیروانه ی او ذات نیروانه با باقیمانده ی بنیاد خوانده می شود. مراد از بنیاد همان پنج توده است و از آنجا که نادانی و تشنگی - دو علت دوباره زاییده شدن - به آنها می چسبند آن را بنیاد خوانده اند. رهرو کامل یا ارهت اگر در سیر خود به نیروانه دست یابد، و این همزمان با مرگ او باشد، این نیروانه را ذات نیروانه ی بدون باقیمانده ی بنیاد می خوانند که به پری نیروانه هم معروف است. باید توجه داشت که این دو مقام نیروانه دو نیروانه ی جداگانه نیستند؛ بلکه به اعتبار آنکه ارهت آنگاه که زیست او برقرار است، یا آنکه در مرگ به نیروانه رسیده باشد، نیروانه ی او به یکی از این دو نام خوانده می شود.

نیروانه: ذات بیمرگی
سراسر راه هشتگانه ی جلیل، و به طور کلی همه ی دمه ی راه میانه وسیله ی رسیدن به مقصود، یعنی نیروانه است که آغاز آن آزادی و اوج آن ذات بیمرگی است. در چندین گفتار بودا آمده است که راه هشتگانه وسیله است نه مقصود. به طور نمونه بودا می گوید: «ای رهروان، هر چه فرونشاندن آتش آز، فرونشاندن کینه و فرونشاندن فریب است ذات بیمرگ خوانده می شود. این راه هشتگانه ی جلیل خود راهی است که به بیمرگی می انجامد... ». و «... ای راده، آنجا که کالبدی هست، ماره یا چیزهای ماره سرشت، یا هر آنچه از میان رفتنی است آنجاست. پس، ای راده، به کالبد چون ماره نگاه کن. آن را ماره سرشت بدان، آن را چیزی از میان رفتنی، چون باد و آماس، چون قلاب، چون درد و چون سرچشمه ی درد بدان؛ هر که آن را چنین بنگرد درست نگریسته است. «درباره ی احساس، ادراک، حالات دل، دانستگی هم می توان چنین گفت »:
«ولی، ای سرور، درست نگریستن برای چه مقصودی است ؟» «درست نگریستن برای بیزاری است ».
«ولی، ای سرور، بیزاری برای چه مقصودی است ؟» «بیزاری برای آنکه بی آزی پدید آید».
«ولی بی آزی برای چه مقصودی است ؟» «بی آزی برای آزاد شدن ».
«ولی آزادی برای چه مقصودی است ؟» «ای راده، آزادی برای نیروانه ».
«ولی، ای سرور، مقصود از نیروانه چیست ؟» «ای راده، این پرسشی است که بسی دور می رود. این پرسش از دایره ی پاسخ بیرون است. برای فرو شدن در نیروانه، برای به آن سو و نزد نیروانه رفتن، برای اوج در نیروانه است که راه قدسی را زندگی می کنند».
ارهت می کوشد تا از آنچه جاوید نیست آزاد شود و به ذات بیمرگی برسد. نیروانه چون ذات بیمرگی، جاوید و خواستنی است؛ خوشدلی است. رهرو به بیمرگی رسیده به چنان یقینی آراسته است که استواریش چون استواری زمین و پایداریش چون پایداری آستانه ی در است. او به دریاچه ای ماند که از گل و لای آزاد است؛ بی آلایش و پاک است. او در این حال آرامش جاوید چهره ای درخشان دارد؛ از این «جاویدی » نشانی به دست نمی توان داد؛ جز اینکه بگوییم ایمنی است؛ سوی بی سویی است؛ لامکان است؛ جزیره ای است که در آن هیچ چیز نمی توان یافت. این انوشگی «مقامی است که در آن نه زمینی هست، نه آبی، نه فروغی، نه هوایی، نه بی کرانگی مکان، نه بی کرانگی دانستگی، نه ادراک و نه نه - ادراک، نه ایستادن، نه رفتن، نه ماندن، نه مرگ، بی پایداری، بی پیشرفت و بی پایگاه است، این پایان رنج است ». رهروی که نخستین بار به نیروانه می رسد به رود رسیده خوانده می شود؛ او به رودی پا نهاده است که به «دریای نیروانه » می پیوندد. او سپس با تلاش و کوشش و با گسستن «بند»ها به تدریج به مقام یک بار بازآینده و آنگاه به مقام بی بازگشت و سرانجام به مقام ارهت می رسد. ارهت، مرد تمام و ارزنده است، انسان کاملی است که هیچ گاه دستخوش سنساره نیست، او به ذات بیمرگی رسیده است. به نظر می رسد که نیروانه، سکوت محض است و سکوت را به لباس اصوات نتوان آراست و آن را به هیچ عبارت و گفتاری مزین نتوان ساخت، زیرا آن بی رنگ و صفت است و رنگ ادراکات بدان تعلق نمی گیرد. «نیروانه » خود دلیل خود است. و تا کسی بدان مقام نرسیده و ارتقاء نیافته باشد، بحث در اطراف آن بی حاصل و اتلاف وقت خواهد شد. چگونه می توان برای نابینایی نقش طراوت بخش طلوع خورشید را در آفاق بیکران دریاهای آرام، بیان کرد، و یا منظره ی سایه روشن لکه ابری را که نیمه نقابی برچهره ی تابناک ماه می افکند و جهانی نیمه خیال انگیز و نیمه واقعی پدید می آورد در نظر او مجسم کرد.
ادامه دارد...
فقط یک جلسه دیگر ...

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط منم گدای فاطمه...
۲-۱۷-۱۳۹۴, ۱۱:۵۰ عصر
ارسال: #10
RE: اعتقادات و اصول مذهبی آیین بودیسم
بسم الله الرحمن الرحیم

به طور خلاصه اعتقادات بودیزم را اینگونه می توان خلاصه نمود
یکی از برجسته ترین اصول اعتقادی آیین بودا چهار حقیقت مقدس، رنج، منشاء رنج، دفع رنج و طریق دفع رنج است و از چنان اهمیتی برخوردار است که نمی توان به سادگی از آن عبور کرد و از جمله عناصر بنیادین زندگی محسوب می شود. آیین بودا می گوید: زندگی رنج است و رنج ناشی از خواهش است و خردمندی در فرونشاندن همه خواهشها است. بودیزم معتقد است که ابدیت در جهان مادی و روحانی و مخلوقات و جوهر و روح مجرد وجود ندارد و در حقیقت چیزی جز حالات مشروط برای آن که در پیش واقع می شود موجود نیست. اعمال اخلاقی انسان محرک اصلی است که او را از مراقب پنجگانه یعنی مقام الهی، عالم انسانی، عالم اشباح، عالم حیوانی و جهنم می گذراند و به شکلی در می آورد. این عمل را در سانسکریت «کارمن» می گویند که در علم النفس بودایی مهم تر از کارمن چیزی نیست. نقطه اصلی است که وجود برگرد آن می گردد. بعد از وفات بدن و فنای نفس، کارمن باقی است و تنها چیزی که در جهان سیال بی قرار، بقایی دارد کارمن است. جهان مادی و عالم معنوی را کارمن اداره می کند و همه قوانین طبیعی از سرچشمه قانون اخلاقی کارمن سیراب می شود.
دیگر اعتقادات بودیزم عقیده به تناسخ است. مهمترین طریق تسلط یافتن بر چرخه تناسخ که البته کار بسیار شاقی است تلاش برای درک حقیقت است که وظیفه ای همیشگی برای رهبران محسوب می شود. بوداییان معتقدند که زندگی تجربه ای سخت و ناگوار است و انسان پس از مرگ، مجددا در این دنیا متولد می شود و این چرخه ی مرگ و زندگی یعنی سامسارا همیشه در حال انجام است. کارهایی که یک فرد معتقد به آیین بودایی نباید انجام دهد عبارتند از موجودات زنده، حتی حیوانات را نباید بکشد. مال دیگری را تصاحب نکند. زن دیگری را به تصرف خود در نیاورد. دروغ نگویدو نوشابه های مستی آور نیاشامد و کارهایی که فرد معتقد می بایست انجام دهد عبارتند از ترک رنج فردی. اندیشه درباره رنج زندگان. کوشش برای شرکت در تصورات رنج ها و لذات آنان. حسن نیت. دلسوزی و ترحم. بخشش توهین و ناسزا و فداکاری برای دیگران که حسن نیت و تسلیم قلب از تمام اعمال دینی بیشتر ارزش دارد.
 منابع


حسین توفیقى- آشنایى با ادیان بزرگ- صفحه 45 به بعد
جان بى ناس- تاریخ جامع ادیان- ترجمه على اصغر حکمت- صفحه 204، صفحه 189-188
عبدالله مبلغى آبادانى- تاریخ ادیان و مذاهب جهان- جلد اول، بخش بودیسم
داریوش شایگان- ادیان و مکتب های فلسفی هند- صفحه 167-161
کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت- بخش فلسفه بودایی
ع. پاشایى- سخن بودا- نشر میترا- صفحه 47-30

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

POWERED BY MyBB, © 1390-1398 گروه پیروان موعود
پشتیبانی و توسعه SaneCity