...:::وصیت نامه ها,دلنوشته ها و دست نوشته هاي سرداران شهيد:::...
زمان کنونی: ۷-۳-۱۳۹۶, ۱۱:۲۷ صبح
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Fateme135
آخرین ارسال: aliparsi81
پاسخ: 20
بازدید: 10069

ارسال پاسخ 
...:::وصیت نامه ها,دلنوشته ها و دست نوشته هاي سرداران شهيد:::...
۶-۳۰-۱۳۹۱, ۰۳:۳۷ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۶-۳۰-۱۳۹۱ ۰۳:۳۹ عصر، توسط Fateme135.)
ارسال: #1
اردوی جنوب؛بخونید خالی ازلطف نیست...
قبل ازعید امسال خداقسمتم کرد وبابچه های دانشکده برای اولین باررفتم اردوی جنوب؛راهیان نور

این خاطرات شایدبرای بعضی هااهمیتی نداشته باشه ولی برای خودم عزیزه.

متاسفم برای اون کسایی که فکرمیکنن اون طرف فقط یه مشت خاکه ودیگه هیچی.

بله اونجاها یه مشت خاک که هیچی یه بیابون فقط وفقط خاکه ولی.....ولی خاکش با آدم حرف میزنه.

یاد دوکوهه وپادگان عمار بخیر...یاد حسینیه ی حاج همت وگردان تخریب .

یادغروب شلمچه ونمازمغرب وعشای بچه هابخیر.

یاد معراج شهدا واون بیست تاشهید گمنامی که ازبخت خوب مابرای تشییع آورده بودن اونجاو شده بودزیارتگاه ماوگریه وناله ی زواربخیر.

یاد موقعیت ومحل شهادت شهید آوینی توفکه ،تواون گرما تواون توفان شن بخیر.

یاد شرهانی که یه منطقه ی عملیاتی وسط بیابونه وتصاویرشهداش تو حسینیه که انگار حضورشونو حس میکردی بخیر.

یادهویزه،شهیدعلم الهدی یاداون قرآن کوچیکی که خریدم ویادگاری هویزه است بخیر.

یاد یادمان شهید چمران بخیر؛وقتی که دیدم نمره ی دیکته شو شده13چون کارنامشوزده بودن به دیواروچشام گردشده بودبخیر.شهید چمرانی که نفرچهارم فیزیک کوآنتوم بود ازیه دانشگاه توآمریکا،شهید چمرانی که وقتی

استادش دکتربازرگان میگه توکلاس من هیشکی از2یا10نمرش بالاترنمیشد توامتحانات ،وقتی چمران نمره ی 20 گرفت من بهش 22دادم چون حقش بود!!!یادش بخیر.

یادطلاییه ، یاد چزابه یاد اروند که راوی میگفت فرماندش میگفتش :مابه هیشکی رمزعملیات رو نگفته بودیم ،شب قبل عملیات خانمش بهش میگه رمز عملیاتتون یازهراست.باورش نشد گفت توازکجا میدونی؟خانمش گفت:

خودم خواب دیدم خانوم حضرت زهرا طنابتونو گرفته داره از رود ردتون میکنه بخیر....

یاد فتح المبین بخیر....یاد راوی ما جانبازعزیزحاج فاضل بخیر...

آره کربلای جبهه هایادش بخیر........

من که اون موقع ها نبودم ولی رفتمو ردپاشونو دیدم.......ایکاش می فهمیدمو قدرشبو روزاشو میدونستم....

دعاکنید قسمت هممون بشه.......

ببخشید اینجاتبدیل شد به دفترچه ی خاطرات....ولی دلم تنگه برای اون مناطق.......بریم و یاران حقیقی مولامونو اونجاببینیم که درآغوش خاک مظلومانه خفته اند...

میگن عبارت انتهایی صلوات((وعجل فرجهم))یعنی فرج آنها ، امام زمان ((عج))که یک نفرند شاید منظور همین شهدایی باشن که عاشقانه به دیدارپروردگارشون لبیک گفتن......



اللهم عجل لولیک الفرج.........آمین.

امضای Fateme135
اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط compute_computer ، faateme-313 ، PeYROVaN ، شقایق ، ناجی غریق
صفحه 2 (آنچه در بالا آمده است، نخستین ارسال این موضوع می باشد)
۱۲-۲۳-۱۳۹۱, ۰۱:۳۲ عصر
ارسال: #11
سسسس وصیت نامه کوچکترین شهید دفاع مقدس
[تصویر:  48snl4xr.jpg]


شهید «محمدحسین ذوالفقاری» در دهمین روز از بهار ۱۳۴۸ مقارن با ماه محرم در خانواده‌ای عاشق اهل بیت عصمت و طهارت در شهیدیه میبد شکفته شد؛ او از کودکی به مکتب خانه رفت و قرآن را فرا گرفت.
وی در ۹ سالگی به همراه خانواده به زیارت عتبات عالیات مشرف شد و سه بار توفیق یافت به زیارت حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام برود و در نجف به زیارت امام خمینی (ره) مشرف شد و از ایشان سؤالاتی درباره انقلاب اسلامی پرسید و به همراه خود چند عکس از حضرت امام و شهید سیدمصطفی خمینی را به ایران آورد.
این شهید نوجوان در دوران انقلاب اسلامی به همراه برادرش در تظاهرات‌ها شرکت می‌کرد؛ در تظاهرات شهر مشهد نیز حضور داشت که برادرش «علیرضا» از ناحیه کتف زخمی شد. با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، علیرضا در جبهه‌ها حضور پیدا می‌کند و این حضور موجب اشتیاق محمدحسین شده و با کسب رضایت والدین برای گذراندن دوره آموزش نظامی به پادگان رفت.
محمدحسین با اصرار زیاد در ۲۳ مهرماه ۱۳۶۰ به جبهه اعزام شد و ۱۸ آذر ماه خبر به خون غلطیدن برادرش در منطقه لاله‌زار بستان برادرش علیرضا را شنید؛ وی برای حضور در تشییع پیکر برادر شهیدش به یزد بازگشت و چند روز پس از تشییع برادر به جبهه اعزام شد و در گردان عاشورا به عنوان تک تیرانداز سازماندهی شد.
این سرباز ۱۲ ساله ولایت در جبهه شوش به پیکار با دشمنان اسلام پرداخت و سرانجام در ۲۸ دی ماه ۱۳۶۰ بر اثر اصابت ترکش به دیدار حق شتافت.
در وصیت‌نامه شهید «محمدحسین ذوالفقاری» آمده است:
بسم رب شهداء و الصدیقین
انالله و انا الیه الراجعون؛ سلام بر امام زمان (عج) و سلام بر امام خمینی و سلام بر ملت شریف ایران؛ به نام خدای در هم کوبنده ستمگران و به نام خدای یاری دهنده مستضعفان.
ای دشمن! بدان که ملت ما همیشه بیدار و پیروز خواهد بود؛ ای منافق! ای ستون پنجم! بدان که اگر اسلام در کشوری ریشه نهد دیگر جای تو نیست. ای دشمن! به من نگاه کن و ببین که چگونه آزادانه به جنگ با کفار می‌روم و جانم را در راه اسلام و قرآن و خدا فدا می کنم، خودت فکر کن ای منافق که تو در راه چه کسی کشته می‌شوی، به خاطر احساسات نفسانی و درونیت یا به خاطر شخص و اشخاص، یا برای خدا؛ معلوم است تو برای شخص و برای احساسات نفسانی و شیطانیت کشته می‌شوی، چه بیهوده.
درود بر آن کسانی که راه حق را پیمودند و در آن راه یک قدم عقب نگذاشتند و جان خود را نثار راه حق کردند. ای ملت ایران! هرگز نگذارید فرزندانتان در دامن این منافقین یا ستون پنجم گرفتار شوند. ای ملت ایران! از کودکی فرزندانتان را خود ساخته سازید که آینده فرزندانتان خوب باشد. ای مردم! هرگز فرزندانتان را به خاطر مال اندوزی و طمع دنیا بزرگ نکنید که دنیا شما و فرزندانتان را در کام خود فرو می‌برد و از خدا دور می‌کند و بازگشت آنها را ناهموار می‌کند.
ای مردم! به خدا، خمینی را رها نکنید که حسینی است و اگر خمینی را رها کردید از اهل کوفه و شام هستید و از یزیدیان زمانید، اگر رهایش نکردید و پیرو او بودید از حسینیان و از پیروان خط راستین او هستید و «هل من ناصر ینصرنی» حسین علیه السلام را از زمین گرم کربلا لبیک گفته‌اید، به امید اینکه این چنین باشد.
ای کارمند! ای کشاورز! ای کارگر! ای بازاری! ای مردم ایران! کوچکترین کاری که به نفع این مملکت می‌کنید برای اسلام است، به خدا که چنین است. ای مردم ایران! همه مسلمان شوید که مسلمان هستید، شما هم مسلمان واقعی شوید زیرا این مملکت حکومت امام زمان (عج) در آن استقرار خواهد یافت زیرا ظهور امام زمان (عج) در این مملکت است و شما برای استقبال او هر لحظه آماده باشید.
خداحافظ، به امید پیروزی اسلام برکفر.
محمد حسین ذوالفقاری
* مبادا از شهادتم غصه بخورید که امانت را باید به صاحبش بازگردانم
وصیتم به پدر و مادرم!
سلام بر شما ای پدر و مادرم، سلام بر تو که شب و روز از کوچکیم خواب نکردی تا من بزرگ شدم، سلام بر تو ای پدری که بازوانت را شب و روز به کار بردی تا من رشد و نمو کنم و تا این حد برسم و برای زندگی آینده شما پر ثمر باشم ولی چه کار کنم که نه مال شما هستم نه مال خودم بلکه هر عضو از اعضای بدن من امانت است و باید آن امانت را قربانی کنم و زودتر آن امانت را به او برسانم، پس شما نباید غصه بخورید و از مرگ من بگریید و به زاری بپردازید زیرا که خدا در قرآن می فرماید «ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون؛ ومپندارید کسانی که در راه خدا کشته شده‌اند، مرده‌اند بلکه زنده‌اند و نزد خدا روزی می‌خورند».
انشاء‌الله که این آیه قرآن به شما و دیگر کسانی که در سوگ من نشسته‌اند قوت و نیرویی عطا کند . ای پدر و مادر! از دوستان و آشنایان بخواهید که اگر به آنها اذیت و آزاری کرده‌ام و آنها از من ناراضی هستند مرا ببخشند که خدای مهربان مرا ببخشد.

امضای softwar officer
ربنا آتنا کربلا ...
واجعل مماتی فی العاشورا ...
روحـــــی لک الفــــــدا یا مــــولا ...
حُـــــــــــــــســــــــــــــــین

[تصویر:  do.php?img=1744]
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Fateme135 ، zahraaa
۱۲-۲۳-۱۳۹۱, ۰۱:۳۶ عصر
ارسال: #12
وصیت نامه شهید امامقلی اکرمی
[تصویر:  be02_ya--mahdi.mihanblog.com.png]


شهید امامقلی اکرمی  
فرزند: ودود
تاریخ تولد :1336
محل تولد : تازه کند قشلاق (مراغه)_تاریخ ومحل شهادت : 30/11/62 جزایر مجنون (عملیات خیبر) 

(( گوشه ای از زندگینامه شهید ))
او موهبتی خدادای بود که ازجانب خداوند در سال 1336 تقدیم خانواده ای زحمت کش شده بود. سنین کودکی را در دامان پاک مادر گذراند.بعد از آن به دبستان رفت وتا سوم ابتدایی توانست درس بخواند؛اما به دلائلی ومشکلات دیگر، درس را رها کرد . از نظر اخلاقی جوانی مودب و باوقار بود و همه اورا دوست داشتند، امامقلی از همان اول در همه تظاهرات وراهپیمایی ها شرکت می نمود ودر لطمه زدن به رژیم منحوس شاه همیشه پیشقدم بود؛ تا اینکه انقلاب به پیروزی رسید. بعد از انقلاب امامقلی عضو گروه حجت الاسلام حسنی گردید تا در مناطق کردستان ،با گروهک های ضد انقلاب مبارزه کند و پس از مدتی فعالیت ،در مراغه به عضویت بسیج سپاه درآمد و در عملیات پیروزمند «خیبر» در تاریخ 30/11/62 به فیض رفیع شهادت نائل گشت.

(( قسمتی از وصیت نامه شهید ))
من با درک این مطلب که از طرف خدا خلق شده ام پا در این میدان نهادم وبه ندای حسین لبیک گفته ودر پشت رهبر بزرگوار ،امام خمینی، چون سدی آهنین ایستاده ام و در این راه چه بکشم ،چه کشته شوم پیروز هستم وشهادت بهترین مرگی است که آن را با جان ودل پذیرفته ام .این جهاد من نه برای این است که به بهشت بروم ونه به خاطر آن است که ازدوزخ بگریزم ، بلکه پروردگار سزاوار عبادت وجهاد است.

((روحش شاد وراهش پر رهرو))

امضای softwar officer
ربنا آتنا کربلا ...
واجعل مماتی فی العاشورا ...
روحـــــی لک الفــــــدا یا مــــولا ...
حُـــــــــــــــســــــــــــــــین

[تصویر:  do.php?img=1744]
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Fateme135 ، منتظر منتقم
۱۲-۲۷-۱۳۹۱, ۰۶:۰۱ عصر
ارسال: #13
هر روز با وصیت نامه شهدا
بسم الله الرحمن الرحیم


سلام علیکم


همسنگران عزیز این تاپیک مخصوص قرار گرفتن وصیت نامه های شهدای عزیزمان میباشد لطفا همراهی لازم رو داشته باشید


به امید شهید شدن همتون


یاحق

امضای PeYROVaN
فلقٍ ناس کــلیــد نــصـر(ظهور)است...

ما می خواهیم علی اکبر های امام زمانمان باشیم...
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط شیدا ، Fateme135 ، softwar officer ، CRYSIS ، faateme-313 ، aboutorab
۱۲-۲۷-۱۳۹۱, ۰۶:۰۳ عصر
ارسال: #14
RE: هر روز با وصیت نامه شهدا
فرازهایی از وصیتنامه شهید 12 ساله، شهید رضا پناهی

بسم الله الرحمن الرحیم

مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی

عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلی دِیَتُه وَ مَن عَلی دِیَتُه وَ اَنَا دِیَتُه

هرکس من را طلب می کند می یابد مرا، و کسیکه مرا یافت می شناسد مرا، و کسیکه من را دوست داشت، عاشق من می شود و کسیکه عاشق من می شود، من عاشق او می شوم و کسیکه من عاشق او بشوم، او را می کشم و کسیکه من او را بکشم، خونبهایش بر من واجب است، پس خون بهای او من هستم.
هدف من از رفتن به جبهه این است که، اولاً به ندای "هل من ناصر ینصرنی" لبیک گفته باشم و امام عزیز و اسلام را یاری کنم و آن وظیفه ای را که امام عزیزمان بارها در پیامها تکرار کرده، که هرکس که قدرت دارد واجب است که به جبهه برود، و من می روم که تا به پیام امام لبیک گفته باشم. آرزوی من پیروزی اسلام و ترویج آن در تمام جهان است و امیدوارم که روزی به یاری رزمندگان، تمام ملتهای زیر سلطه آزاد شوند و صدام بداند که اگر هزاران هزار کشور به او کمک کند او نمی تواند در مقابل نیروی اسلام مقاومت کند. من به جبهه می روم و امید آن دارم که پدر و مادرم ناراحت نباشند، حتی اگر شهید شدم، چون من هدف خود را و راه خود را تعیین کرده ام و امیدوارم که پیروز هم بشوم.
پدر و مادر مهربان من! از زحمات چندین ساله شما متشکرم. من عاشق خدا و امام زمان گشته ام و این عشق هرگز با هیچ مانعی از قلب من بیرون نمی رود، تا اینکه به معشوق خود یعنی «الله» برسم. و بحق که ما می رویم که این حسین زمان و خمینی بت شکن را یاری کنیم و بحق که خداوند به کسانی که در راه او پیکار می کنند پاداش عظیم می بخشد. من برای خدا از مادیات گذشتم و به معنویات فکر کردم،
از مال و اموال و پدر و مادر و برادر و خواهر چشم پوشیدم، فقط برای هدفم یعنی الله .....

امضای PeYROVaN
فلقٍ ناس کــلیــد نــصـر(ظهور)است...

ما می خواهیم علی اکبر های امام زمانمان باشیم...
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط softwar officer ، mahdy30na ، zahraaa
۱۲-۲۷-۱۳۹۱, ۰۶:۰۵ عصر
ارسال: #15
RE: هر روز با وصیت نامه شهدا

--=بسم الله الرحمن الرحیم=--
[font]

حسین خصاف به تاریخ اول فروردین 1346 در کاشان متولد شد. او در چهارم دی ماه سال 1365 طی عمایات کربلای 4 ، بال در بال ملائک گشود. آن چه خواهید خواند ، وصیت نامه به جامانده از شهید حسین خصاف است. [/font]
وصیت نامه ای که مدت کوتاهی پیش از شهادت او به رشته ی تحریر درآمده است:


[تصویر:  164013_813.jpg]
شهید حسین خصاف

بسم الله الرحمن الرحیم


تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَیْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ


یَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَیُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَسَاكِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ


به خدا و رسول او ایمان آورید و به مال و جان در راه خدا جهاد كنید .این كار اگر دانا باشید برای شما بهتر است تا خدا گناهان شما ببخشد و در بهشتی كه زیر درختانش نهرهای آب گوارا جاری است داخل گرداند و در بهشت عدن جاودانی منزل های نیكو اعطا فرماید ؛ این همان رستگاری بزرگ بندگان است.


سوره صف،آیات ۱۱ و ۱۲


با درود و سلام به امام عصر (عج) و با سلام به امام امت و به شهیدان اسلام از اول تا آخر، وصایای من تمام این سوره است كه دو آیه آن ذكر شده ولی واجب دیدم كه چند تذكر برای خوانندگان این وصیت بنویسم.


۱- خدای متعال یك نعمت بزرگی كه به ملت داده همین امام بزرگ و كبیرمان است كه نائب بر حق امام زمان (عج) است. قدر این امام را بدانید كه هر چه بركت برای ملت است همین امام است به سخنان آن بزرگوار گوش فرا دهید و به حرف های او عمل كنید. من چند مرتبه به دوستان گفته ام اگر ما امام خود را بشناسیم امام عصر (عج) ظهور می كند.


۲- به امت اسلامی ایران به خصوص ملت شهیدپرور كاشان عرض می كنم كه خط امام كه همان خط امام زمان(عج) است بشناسید و دنباله­ رو آن باشید. نگذارید بعضی افراد كه سابقه پیش از انقلابشان معلوم است بر شما مسلط شوند كه این افراد انقلاب را به بی­راهه می­ برند و منحرف می­كنند.


۳- دعا زیاد بكنید ( امام را و رزمندگان را ) ... و قرآن را بخوانید. من مدتی كه به كاشان آمده بودم می­ دیدم كه افراد خیلی به قرآن و نهج­ البلاغه بی­ اهمیت هستند. بدانید كه در روز قیامت این دو كتاب از ما شكایت خواهند كرد.


۴- و حرفی كه برای دوستان دانش آموز دارم این است كه مرا حلال كنند. من هر چه حرف زدم ، شما عمل كردید؛ هر چه بدی كردم، شما به من خوبی كردید و از معلمین محترم كه نتوانستم حق شاگردی را برایشان به جا بیاورم معذرت می­ خواهم و حلالیت می طلبم.

هم كلاسی های عزیز! اگر نمی­ توانید درس بخوانید به جبهه بیایید، این جا دانشگاه است. یك چیزی می­ شنوید؛ باید دید. این جا محل خوب شدن است. محلی است كه انسان از گناه پاك می­ شود.

در نظر بگیرید كسی در روز یك گناه انجام می­دهد حتی زیادتر، در سال چند گناه انجام داده؟ وقتی گناهان خود را به یاد می­ آورم از خود شرم می­كنم. ۵ سال است كه من به تكلیف رسیده ­ام ،روزی اگر یك گناه انجام بدهم می­ شود ۱۸۲۵ گناه.
برادران دانش آموز مواظب خودتان باشید؛ از شما می­ خواهم كه به دعای كمیل بروید.


كلامی برای خانواده خود بگویم: ای مادر و پدر عزیزم! شما یك عمر برایم زحمت كشیدید ولی من برای شما چه كرده ­ام؟ حدیثی هست كه (گر می­خواهی گناهت پاك شود به مادر و پدرت كمك كن) ولی من این گونه برای شما نبودم. از شما می­ خواهم كه مرا حلال كنید، در عوض اگر من شهید راستین در درگاه خداوند بودم شما را شفاعت می­كنم. انشاالله.

امضای PeYROVaN
فلقٍ ناس کــلیــد نــصـر(ظهور)است...

ما می خواهیم علی اکبر های امام زمانمان باشیم...
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط softwar officer ، mahdy30na ، zahraaa
۱۲-۲۷-۱۳۹۱, ۰۶:۰۷ عصر
ارسال: #16
RE: هر روز با وصیت نامه شهدا
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
[تصویر:  chavoshi.jpg]

بسیجی شهید سید جعفر (احمد) چاوشی
تاریخ تولد : 1341/11/14
تاریخ شهادت :1360/5/5

محل شهادت : عملیات حصر آبادان

شهیدی از مازندر ان_ شهرستان بابل(امیرکلا)



بسم اللّه الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عنده ربهم یرزقون
[font][color]

[/color][/font]
«کسانیکه در راه خدا کشته می شوند مرده نپندارید بلکه آنان زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی می خورند.»
[font][color]

[/color][/font]

من دو وصیت دارم ؛ یکی به برادران و خواهران هم شهریم و دیگری به خانواده ام .

امروز جنگی است بین حق و باطل ، بین اسلام و کفر ، من نمی توانم زنده باشم و چگونه صدای هل من ناصر ینصرنی رهبرم را بشنوم و به آن لبیک نگویم و ببینم که دشمن در خاک عزیزم که هر وجبش شرف و عزت است تجاوز نماید اگر با شهادت من و بردران هم رزمم هال استقلال و آزادی جمهوری اسلامی قرص و محکم میماند من شهادتم را به سینه تاریخ می کوبم . چونکه شهید قلب تاریخ است .

وصیت اول به خواهران و برادران هم شهری ام : تقوا و مبارزه کردن علیه هر ابر قدرتی و پیروی کردن از ولایت فقیه را توصیه می کنم.

برادران و خواهرانم با وحدت کلمه پشت سر امام امت به پیش بروید و بت هایی را که بر سر راه می باشد همچون ابراهیم بت شکن شوید و سختی ها را تحمل کنید تا به لقاء الله برسید و تا آخرین قطره خون که در بدن دارید دست از حمایت رهبر انقلاب بر ندارید و او را تنها نگذاشته و قلب نازنینش را به درد نیاورید .

اما به خانواده ام صبر را ؛ زینب گونه زندگی کردن را توصیه می کنم . پدر جان ؛ مبادا به روی سنگ قبرم جوان ناکام بنویسید ، چونکه من به کام خود رسیدم و تنها امید و آرزویم این بود که در لباس مقدس و پر افتخار روحانیت به شرف شهادت نائل آیم اما توفیقش را پیدا نکردم .
اما تو ای مادر جان ؛ مبادا در سوگ فرزندت بگریی بلکه باید افتخار کنی که چنین فرزندی داشتی و در راه خدا هدیه نمودی. پدر جان اگر امکان دارد جنازه ام را تشییع نکنید زیرا من از روی شهیدان که در جبهه های گرم غریبانه به شهادت رسیده اند و هنوز هم بدن مطهرشان به وطن باز نگشته شرم دارم.

والسلام علیکم والرحمۀ الله
به امید پیروزی اسلام بر کفر
[font][color]

[/color][/font]

روحش شاد و یادش گرامی باد.
[font][color]
[/color][/font]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Fateme135 ، softwar officer ، mahdy30na ، zahraaa
۱-۲۹-۱۳۹۲, ۱۲:۰۵ عصر
ارسال: #17
RE: هر روز با وصیت نامه شهدا
بسم الله

نوکری که به دیدار یار نایل گشت...


[/font]
شهید مهندس «مصطفی ابراهیمی مجد»، فرزند احمد در سال 29/7/1333 در تهران دیده به جهان گشود. وی در سال 26/6/1360در منطقه عملیاتی دارخوین به شهادت رسید. پیکر مطهر این شهید در گلزار شهدای بهشت زهرا ( س ) تهران در قطعه 24ردیف 95شماره 24 به خاک سپرده شد. نکته ای که این شهید را از سایر همسایگانش در بهشت زهرا متمایز می نماید جمله ای است که بر سنگ مزار او حک شده است:«اینجا خانه شهیدی است که به انتظار قیام مولایش آرام گرفته است.»


[تصویر:  61-%20(2).jpg]
علت نگارش این جمله را باید در وصیتنامه بجا مانده از این شهید جستجو کرد. متن کامل وصیتنامه مزبور به این قرار است:

بسمه تعالی
استغفرالله ...
(متن عربی دعای مشلول)
من مصطفی ابراهیمی مجد دعای فوق را که در زیارت حضرت صاحب الامر آمده تا به انتها جزو اعتقاد خود دانسته و این زیارت را به این جهت بیشتر متذکر شدم چون در انتهای دعا امام عصر(عج) را شاهد و گواه بر شهادتین خود می گیرم و از شما می خواهم که دعای فوق را خوانده و در آنجا من شهادتین را بطور کامل پذیرفته ام و علت ذکر نکردن فقط به خاطر طولانی شدن وصیت نامه است .
اشهدک یا مولای انی اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له و ان محمد عبده و رسوله لا حبیب الا هو و اهله و اشهدک یا مولای ان علیا امیرالمومنین حجه و الحسن حجه و علی بن الحسین حجه و محمد بن علی حجه و جعفر بن محمد حجه و موسی بن جعفر حجه و محمد بن علی حجه و الحسن بن علی حجه فاشهدانک حجه الله انتم الاول و الاخر .
الی آخر و سپس سلام بر نائب الامام الخمینی بزرگ و سلام بر شما همه بندگان پاکباز خدا و سلام بر شما شهیدان راستین اسلام .
برادران و خواهران در این زمان رحمت خدا به تمامی بر ما نازل گشته و در این روزها خداوند بزرگترین لطف را بر ملت ما کرده است و اسباب و مرگ لقاء خود را برای ما فراهم ساخته است و مبادا که غافل باشید . خدایا تو را شکر می کنم که عشق حضرت مهدی ( عج ) را در دل من جای دادی و خدایا تو را شکر می کنم که مرا به زیور ایمان آراستی و قبل از هر چیز لازم است از آنان که واسطه کسب معارف الهی من بوده اند از خدا برای این بزرگواران طلب اجر و علو مقام کنم و اینان بودند که قلب مرا روشن ساختند تا توانستم کلام پاک و گوهر بار امام امت خمینی بزرگ را با تمام وجود دریابم که چه بسا دیگران را در درک کلام او عاجز میدانم. خدایا این بزرگوار را برای مردم شیعه نگهدار باش .
بگذارید بعد از مرگم بدانند که همانطور که اساتید بزرگمان می گفتند نوکر محال است صاحبش را نبیند من نیز صاحبم را ، محبوبم را دیدار کردم اما افسوس که تا این لحظه که این وصیت را می نویسم، دیدار مجدد او نصیبم نگشت. بدانید که امام زمانمان حی و حاضر است و او پشتیبان همه شیعیان می باشد. از یاد او غافل نگردید. دیگر در این مورد گریه مجالم نمی دهد بیشتر بنویسم و تا این زمان دیدار او را برای هیچکس نگفتم مبادا که ریا شود و فقط که دیگر می گویم که از آن دیدار به بعد چون دیگر تا این لحظه او را ندیده ام تمام جگرم سوخته است . و اکنون به جبهه می روم تا پیروزی اسلام را نزدیک سازم و راه را جهت ظهور آن حضرتش باز سازم و امیدوارم که آن حضرت حکومتش را در زمان حیاتم ببینم ( وان حال بینی و بینه الموت ) و خدایا اگر مرگ بین من و او حائل شد مرا از قبر خارج ساز، هنگامیکه ظهور آن حضرت انجام گرفت در حالیکه کفن بر تن دارم و ...

( دعا [ی مشلول] را در ابتدا نوشته ام ) .
[تصویر:  61-%20(3).jpg]
باری برادران می روم برای پیروزی و اگر در این راه شهادت بالهایش را گشود و مرا همراه خود به پرواز درآورد چه خوب و نیکوست . و مادر با تو می گویم مادر : از اینکه فرزندی را به پیشگاه خدا تقدیم داشتی رنجور و غمین مباش بلکه شاد و سراپا سرور باش مادر تو بر گردن من حقهایی داشتی و نیز تو پدر متاسفم از اینکه حقوق شما را آن چنانکه خدا بر من فرار داده بود نتوانستم انجام دهم مرا ببخشید و از خدا بر من طلب عفو کنید و نیز بخواهید که هر کس که بر گردن من حقی داشته که نتوانسته ام ادا کنم مرا ببخشید و اما مادر بر گردن تو حقی را می گذارم و آن این است که اگر من شهید شدم که خود را لایق شهادت نمی دانم بلکه باید بگویم مرگ یا اجری به سراغ من آمد مادر چون تو روزی آرزو داشتی که من ازدواج کنم و امر خدایی را انجام اهم ولی تاکنون اینطور نشده بعد از مرگم به جای آنکه گریه و زاری کنی کارت عروسی تهیه کن در یک طرف اسم و در یک طرف دیگر نام شهادت را بنویس و مانند دیگر کارتهای عروسی و کاملا شبیه به آنها با کلمات سرور و شادی زینت بده و برای آشنایان و دوستان بفرست و آنها در جشن این موهبت الهی که نصیب من و تو شده دعوت کن و با شیرینی و شربت از آنها پذیرایی کن .
مادر اشک را برچشم تو هیچکس نباید ببیند زیرا هر قطره اشک ما چون دشمن اسلام را شادمان می کند پس گریستن در این مورد امری است ناشایست . مادرم از اینکه شیر پاکت را حلالم کردی متشکرم و از اینکه چنین فرزندی داشتی سرافراز باش و لباس سرور به تن کن .
شما برادران و خواهرانم : فرزندانتان را به عشق مهدی ( عج ) آشنا سازید و آنان را برای جهاد در راه آن حضرت همیشه آماده نگهدارید .
والسلام.

[font=Tahoma]

[b]منبع :فارس
به نقل از http://www.aviny.com/Rahiyan_Noor/revaia...re/61.aspx



[/b]

امضای شیدا
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mahdy30na ، zahraaa
۳-۱-۱۳۹۲, ۱۰:۳۲ صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۳-۴-۱۳۹۲ ۰۱:۴۵ عصر، توسط بصیر.)
ارسال: #18
فقط زمانی گریه کن که مردان ماغیرت رافراموش می کنند وزنان ماعفت را...!
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام
جاش دیدم که وصیت نامه ی این شهید عزیز رو براتون قرار بدم
چقدرزیباپیش بینی کرده بوده این روزارو...((ازدیدگاه من))
[تصویر:  siGizq.jpg]
برگرفته ازوبلاگ آفتاب مهربونی
یاحق.

امضای Fateme135
اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط alone1992 ، zahraaa ، دختر چادری ، PeYROVaN ، MAHSHID ، تمام سایبری ، Genius 121 ، بصیر ، مسجد عشاق
۳-۳-۱۳۹۲, ۰۷:۴۲ صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۳-۳-۱۳۹۲ ۰۷:۴۳ صبح، توسط مسجد عشاق.)
ارسال: #19
RE: متن وصیت نامه شهید حمید قرقچیان ++شرح حالات شهید از طرف نزدیکانش
تن وصیت نامه  شهید حمید قرقچیان
                                                     بسم الله الرحمن الرحیم
اینجانب علی اکبر (حمید)قرقچیان فرزند مصطفی متولد 1344 شماره شناسنامه 1369 وصیت میکند:
سلام بر پدر و مادر عزیز تر از جانم .امیدوارم که شما مرا به مانند  آنکه من شما را حلال کرده ام شما هم من را حلال کرده باشید. سلام برمادرم که 16 سال زحمت مرا کشیده است . اگر مادر در قلب تو این بگذرد که بچه خود را در راه خدا فدا کرده ای واقعا مادری صالح برای من هستی مادر از من به شما این وصیت است که وقتی بر سر مزارم آمدید اصلا گریه و زاری  نکنید شاید در آنجا منافقی باشد و سوء استفاده بکند در جای خلوت اشکالی ندارد و هرکس گفت چرا بچه ات را از دست داده ای بگو بچه من فدای اسلام و رهبر انقلاب شد و او راه خود را یافته بود .الحمد لله مالی ندارم که راجع به آن حرف بزنم ولی پولی که به نام من در بانک است همه آن مال شماست به آنهای که احتیاج دارند بدهید . من نمی گویم که برای من مجلس ختم و هفت بگیرید ولی اگر گرفتید در مجلس ختم رضای آقا مهدی قرآن بخواند و سینه بزنید چون من از سینه زنی خیلی خوشم میآید. شما خود به هرکس از فامیلها که گریه می کند بگویید روح حمید راضی نیست که شما گریه کنید فقط در آخر هیئت این دعا را بکنند:
 خدایا تا ظهور حضرت مهدی امام ما را نگهدار خدایا لحظه ای ما را به خود وامگذار خدایا تمام مسلمین را به راه راست هدایت بفرما فرج امام زمان را هرچه زودتر نزدیک بفرما بر شما واجب است هرجا که دیدید کسی به این انقلاب یا امام بد گفت تو دهنی به او بزنید خدا میداند که می خواستم هفتاد جان داشتم  که همه را فدای اسلام و رهبر کنم فقط خواهش من این است که سر قبر من گریه نکنید .                                                                                ​    
 خداحافظ
 به دائی جلال و  محمد حسین بگوئید که شما ها را دوست دارم و می خواهم هرجا دیدید کسی حرف مفت می زند او را تو دهنی بزنید .
من نتوانستم از آقا حبیب خداحافظی کنم خیلی متاسفم امیدوارم که آقا حبیب مرا ببخشد خاله هم بهمچنین  همه فامیلها می بخشند که نتوانستم خداحافظی کنم
                                                                        حمید
کربلایی محمد صادق محسن زاده (پسر خاله شهید):
حدیث داریم که حداقل شفاعتی که یک شهید داره 70 نفره منم به امیدی این شب جمعه مطلب را نوشتم .
ان شا الله بعدا مطلب در مورد شهید را کامل تر می کنم
 آخرین نامه که دو ماه قبل از شهادتش برای خاله اش می نویسد و ....
کسانی که شهید را دیده اند در موردش چه می گویند و...
در ضمن قول می دم از سانسور که این روزها مده هم کناره گیری کنم تا شما بهتر واقعیت بلکه حقیقت را لمس کنید.
خاله شهید می گوید: شهید فردی شوخ طبع خوش رو جوانمرد ورزشکاری با روحیه های پهلوانی بود او در گروه کماندو های شهید چمران دوره دیده بود و ....
دایی جلال شهید خدا رحمتشون کنه می گفتن: در عروسی با (شهید) حمید شرکت کرده بودیم یک عده ای مجلس را مجلس گناه کردن (شهید) حمید ( قرقچیان اعلی الله مقامه الشریف) بلند شد به اونا تذکر داد اونها هم اعتنا نکردن حمید به ما گفت نشستن تو این مجلس گناه هست بیایید بریم بیرون با این که از ما خیلی کوچک تر بود و اون وقت هنوز به تکلیف هم نرسیده بود ولی  همه قبولش داشتن معتقد تر آگاه تر با بصیرت تر بیرون که اومدیم بهش گفتم دایی شاید صاحب مجلس بدش بیاد می خواستم ببینم چی می گه ! ولی اون با ابهت  و بزرگ منشی که دراون سن کم داشت گفت : صاحب مجلس از ما راضی بشه ولی خدا و امام زمان که ما را می بینند و صاحب اصلی ما هستن ناراضی باشند از این حرفش لرزه عجیبی تو دلم افتاد شادی عجیبی از این کارمون تو دلم احساس کردم .
کربلایی:بله با اینکه تو جلسه مظلوم واقع شده بودن ولی بخاطر اطاعت خدا اقتدار را رضایت باطنی را تو وجدان بیدار و آگاهشون حس کرده بودن این یعنی مظلوم مقتدر بودن یعنی از سایه ذلت بار معصیت خدا به سایه شیرین عزت حاصل از اطاعت او رفتن که در احادیث هم  اومده.  هنیئا لکم لرویت ارباب الهنیئا  این یعنی خود را در محضر خدا دیدن که پیر و مرادشون خمینی کبیر قدس الله نفس الزکیه می گفت عالم محضر خداست در محضر خدا گناه نکنید این یعنی عشق حقیقی که معشوقت را با هیچ دلیلی با هیچ توجیهی از خودت نرنجونی این یعنی تفسیر عملی حرف آقا رسول الله به ابوذر که فرمود : یا ابوذر چنان باش که خدا را می بینی و اگر ابوذر این حد نیستی طوری باش که او تو را می بیند بله مردان خدا پرده پندار دریدن پندار یعنی انچه که من فکر می کنم و فکر می کنم که خدا می خواد ولی حقیقت اونی که خدا و رسول و امام معصومش می دونند وقتی پرده پندار دریدی اون وقت من فکر می کنم خدا می خواد هم معنی نداره چه برسه به من فکر می کنم و یا دیگران می گویند اون وقت این حرف اون شهید که گفته بود هر عملی یک بوی داره را مبینی می فهمی می بویی گفته بودنش چه عطری می زنی گفته بود عطر نمی زنم به  محبوبم امام حسین فکر می کنم چون تو فکر و بیرون واقعیت و حقیقت فی الذهن و خارج ذهن  معشوقم همونی که هست خوش بو می شم حدیث داریم وقتی به علمی که یقین داری عمل کردی خدا علم چیزای که نمی دونی را روزیت می کنه ومعنی عمل الصالح یرفع درجته قرآن را می فهمی معنی مراتب علم و اینکه انسان پس از علم الیقین به عین الیقین و بعد حق الیقین می رسه که در قرآن اومده را می فهمی و ...  
ان شاء الله تعالی از این مطالب باذن الله بازم از شهید براتون می گذارم چرا؟ چون اونا عند ربهم یرزقونند پس باذن الله همینجاست که معنی پیدا میکنه عند الله ی می خوای ببینی شهید را باید بشناسی

امضای مسجد عشاق
سانه مسجد عشاق*محسن زاده
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط شیدا
۹-۱۲-۱۳۹۵, ۱۰:۴۷ عصر
ارسال: #20
RE: ...:::وصیت نامه ها,دلنوشته ها و دست نوشته هاي سرداران شهيد:::...
بسم الله الرحمن الرحیم
دلنوشته و شعر های عاشقانه و زیبا بود
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

POWERED BY MyBB, © 1390-1396 گروه پیروان موعود
پشتیبانی و توسعه SaneCity