پژوهشی دیگر در زمینه " ولایت و سقیفه "
زمان کنونی: ۸-۲۳-۱۳۹۸, ۰۷:۴۲ صبح
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mahdy30na
آخرین ارسال: mahdy30na
پاسخ: 9
بازدید: 7600

ارسال پاسخ 
پژوهشی دیگر در زمینه " ولایت و سقیفه "
۳-۹-۱۳۹۲, ۰۹:۴۱ عصر
ارسال: #1
پژوهشی دیگر در زمینه " ولایت و سقیفه "
بسم الله الرحمن الرحیم


دوستان گرامی و همکاران محترم.

بعد از تلاش کمیسیون پژوهش و تحقیقات گروه پیروان موعود،

تحقیقی دیگر را به دوست داران علم و دانش در سایه ولایت ، تقدیم مینماید.


" ولایت و سقیفه "


از زحمات گروه پژوهش و ویراستاری و اشخاص ( حقیقی و حقوقی ) که در این پژوهش کمک کردند تشکر ویژه دارم. 


این تحقیق شامل مباحثی همچون تاریخچه ای مختصر از خلافت از ابتدای افرینش تا زمان شهادت حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم و مباحثی در مورد سقیفه میباشد.


دوستان را دعوت میکنم به مطالعه این اثر.
جهت مطالعه مباحث بصورت کامل میتوانید اینجا کلیک کنید.

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
بخش نخست

نگاهی به *  ولایت  و خلافت  *
 از منابع شیعه و سنی

 

 مقدمه

 

در این چند صفحه که با شما دوستان هستم سعی کردم که بتوانم بهترین جملات و مباحث در بحث امامت و ولایت را جمع بندی کرده و با روشی دیگر و کلامی متفاوت این موضوع را با شما دوستان مطرح کنم و بعضی از سوالاتی که از قدیم بوده را با نگاهی ساده و در نهایت جوابی کافی برای شما تهیه نمایم.

شما را دراین بحث با سه کلمه  *ولایت، امامت ، هدایت*   به صراط مستقیم دعوت می کنم .

با ما همراه باشید و در نهایت، امید است که سوالات و گپ و گفت کوتاهی که باهم داریم ، مورد رضایت الهی قرار بگیرد.
ادامه دارد...

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط gomnam313 ، mahdi_t ، شیدا ، بصیر ، PeYROVaN ، تمام سایبری ، ANTI MASON ، softwar officer ، دختر چادری
۳-۱۱-۱۳۹۲, ۰۱:۴۹ صبح
ارسال: #2
RE: پژوهشی دیگر در زمینه " ولایت و سقیفه "
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
خداقوت میگم به همه دوستان پژوهشگر تالار امیدوارم مورد قبول پیشگاه امام عصر قرار گرفته باشه
از سربازانی که در این کار پژوهشی تلاش کردند کمال تشکر رو دارم و امیدوارم که مورد عنایت حضرت مهدی قرار بگیرند
جناب جانشین لیست کسانی که همراهی کردن رو بدید 30 اعتبار هدیه براشون در نظر گرفتم که باید تقدیم کنم
موفق باشید ان شاء الله
یاحق

امضای PeYROVaN
فلقٍ ناس کــلیــد نــصـر(ظهور)است...

ما می خواهیم علی اکبر های امام زمانمان باشیم...
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط تمام سایبری ، ANTI MASON ، شیدا ، بصیر ، softwar officer
۳-۱۱-۱۳۹۲, ۱۰:۵۹ صبح
ارسال: #3
RE: پژوهشی دیگر در زمینه " ولایت و سقیفه "
بسم الله الرحمن الرحیم
اسامی رو اینجا ذکر میکنم تا دوستان با گوشه ای از گروه پژوهش اشنا بشن.
" دوستان بگم ریا نمیشه؟
خودتون بگین چقد زحمت کشیدین دیگه، منو تو این موقعیاتای سخت چرا میزارین اخه !"
- - - - - - - -- - - -- - - - - -- - - - - - -- - - - - - -- - - - - -- - - - -- - --
ادامه مطالب


ولایت و امامت از چه زمانی آغاز گردید و انتهای آن چه موقع است؟؟؟

بحث ابتدایی

در ادامه ی بحث این که قبلا گفتیم چرا غدیر فراموش شد به این مبحث می خواهیم بپردازیم که جایگاه ولایت و امامت کجاست. اما برای آغاز بحث چند سوال مطرح می کنم که به برسی بپردازیم:



بحث خلافت از کجا اغاز شد؟



خلافت الهی است یا انسانی؟



موضوع خلافت ربطی به امامت و ولایت دارد؟



چرا انسان این ویژگی الهی را از بعد الهی به نفسانی تبدیل کرد؟ ( ماجرای سقیفه و شورا و ...)

نکته اول این که بحث خلافت و ولایت از ابتدای تاریخ بشریت تا روز قیامت وجود دارد.

بحث خلافت و جانشینی حضرت ادم در زمین که مورد سوال فرشتگان بود تا امروز که ما تحت ولایت آخرین چراغ هدایت هستیم این سوال همیشه بوده است.



بحث خلافت به قدری مهم بوده که خداوند متعال برای هدایت مخلوقاتش از این مورد استفاده کرد.

زمانی که خدا فرشتگان را بشارت می دهد به مخلوقی که قرار هست به جانشینی او در زمین قرار گیرد و مورد سوال فرشتگان قرار می گیرد که نکات ریز شروع خلقت در قرآن از ماجرای سوال فرشتگان و ولایت و جانشینی آدم بر روی زمین شروع می شود.

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَبقره/30))

هنگامیکه پروردگارت به فرشتگان گفت که من جانشینی را برای خودم در زمین قرار می دهم، گفتند آيا كسى را در آن (زمین) قرار می دهی که در آن فساد و خونریزی می کند حال آنكه ما شاكرانه تو را نيايش مى‏كنيم و تو را به پاكى ياد مى‏كنيم،(الله) گفت من چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏داني.



دقت داشته باشید که این سوال از روی شکایت نیست بلکه از روی کنجکاوی ( نداشتن علم به موضوع ) بود  و از سویی باید دانست که انسان اولین موجود بر روی زمین نبوده و قبل از او هم موجوداتی در زمین بودند که بقدری خشونت داشتند که این امر موجب پرسش فرشتگان شده بود.


ادامه دارد ...
----------------------
پروژه ای دیگر از
گروه مطالعات و پژوهش
تالار گفتمان پیروان موعود

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط بصیر ، شیدا ، ANTI MASON ، تمام سایبری ، meraj1404 ، softwar officer ، Fateme135 ، PeYROVaN
۳-۱۱-۱۳۹۲, ۰۹:۵۶ عصر
ارسال: #4
RE: پژوهشی دیگر در زمینه " ولایت و سقیفه "
تبسم الله الرحمن الرحیم
سلام
مهدی جان برادرم لطف کن اسامی رو برای من پیام خصوصی کن

موفق باشی
یاحق

امضای PeYROVaN
فلقٍ ناس کــلیــد نــصـر(ظهور)است...

ما می خواهیم علی اکبر های امام زمانمان باشیم...
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط بصیر ، softwar officer ، تمام سایبری
۳-۱۳-۱۳۹۲, ۰۹:۵۱ صبح
ارسال: #5
RE: پژوهشی دیگر در زمینه " ولایت و سقیفه "
بسم الله الرحمن الرحیم
ادامه بحث


اول این بحث رو کاملا روشن کنیم که فرشتگان چرا از خدا پرسش کردند در حالی که آنها به طاعت بی چون و چرا اوامر الهی مشغول هستند. در پاسخ باید گفت که :

آنها برای روشن شدن موضوع و رفع ابهام از اینکه چرا یکبار موجودی خلق می شود و به خونریزی مشغول می شود و باز هم موجودی دیگر برای زمین قرار خواهد گرفت ، این سوال از روی نگرانی دوباره بوده ، خوب است به این موضوع اشاره شود که :

طبق روايات معصومين (عليهم السلام) خداوند قبل از اين جهان هزاران جهان و هزاران آدم آفريده است، فرشتگان نيز به اين موضوع علم و اگاهي دارند :

به روايت ذيل دقت بفرماييد:

جابر بن یزید گوید: از امام باقر (علیه السلام) در باره آیه:

أَ فَعَیِینا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِی لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِید (ق/15)

آیا ما از آفرینش نخست ناتوان شدیم؟ بلكه آنان در آفرینش نوى هستند.

پرسیدم، حضرت فرمود: اى جابر! تأویل آیه این است كه خداوند متعال آنگاه كه این آفریدگان و این جهان را نابود ساخته و بهشتیان را در بهشت و دوزخیان را در دوزخ جاى دهد، جهان دیگرى غیر از این جهان را از نو پدید مى‏آورد، بدون نر و ماده، تا او را پرستیده و یگانه دانند و به آنان زمینى غیر از این زمین مى‏آفریند كه در آن استقرار یافته و آسمان دیگرى كه بر آنان سایه افكند. شاید تو بر این باورى كه خداوند تنها این جهان را آفریده و به جز شما بشرى را نیافریده است؟ آرى به خدا سوگند! به طور حتم خداوند متعال هزار هزار جهان و هزار هزار آدم آفریده كه تو در پایان این جهان‏ها و آن آدمیان هستى.

(خصال-ترجمه جعفرى، ج‏2، 511)

سپس تا آن زمان با توجه به اینکه در قرآن آمده " وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ "  چون پروردگارت به فرشتگان گفت : من در زمين خليفه ای می آفرينم ،، گفتند : آيا کسی را می آفرينی که در آنجا فساد کند و خونها بريزد ، و حال آنکه ما به ستايش تو تسبيح می گوييم و تو را تقديس می کنيم ؟گفت : آنچه من می دانم شما نمی دانيد (سوره البقرة آیه :  30)
و از سویی فرشتگان وقتی سوال می کنند که چرا می آفرینی ، در پاسخ باید گفت که اگر نگاه را بر این بگذاریم که فرشتگان گفتند :أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ، یک دید از این آیه : ای خدا موجودی خلق می کنی که ما باید همواره با این موجود خون ریز و مفسد همراهی و همیاری کنیم که این موجب دور شدن ما از تسبیح و تقدیس می شود.


ادامه دارد ...
----------------------
پروژه ای دیگر از
گروه مطالعات و پژوهش
تالار گفتمان پیروان موعود

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط softwar officer ، Fateme135 ، بصیر ، ANTI MASON ، PeYROVaN ، تمام سایبری
۳-۱۶-۱۳۹۲, ۰۲:۳۶ عصر
ارسال: #6
RE: پژوهشی دیگر در زمینه " ولایت و سقیفه "
بسم الله الرحمن الرحیم

و نگاه دیگر اینکه چرا یک موجود مفسد و ... می آفرینی که ما را از کمال می اندازد ، چون اگر تسبیح گو و تقدیس گو می خواهی ما هستیم و نیازی به این موجود که مفسد باشد نیست. که در اینجا باید گفت سوال از درماندگی از به کمال رسیدن مطرح می شود.

در اینجا خدای متعال قصد و اراده خود را اینگونه مطرح می کند که : " إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ " آنچه من می دانم شما نمی دانيد .

این یعنی نه اینکه شما را از عبادت و بندگی و تسبیح و تقدیس وا گذارد بلکه ، شما را بیشتر به این کار ترغیب می کند.

در ادامه خدای منان می فرماید : وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ. سپس علم اسماء را همگى به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست مى‏گوييد، اسامى اينها را به من خبر دهيد!» (سوره البقرة آیه :  31)

این اسمامی را به آدم یاد دادیم یعنی چی؟

زمينه و سياق كلام به دو نكته اشاره دارد. اول اينكه منظور از خلافت نامبرده، جانشينى خدا در زمين بوده، نه اينكه انسان جانشين ساكنان قبلى زمين شود، كه در آن ايام منقرض شده بودند، و خدا خواسته انسان را جانشين آنها كند، هم چنان كه بعضى از مفسرين اين احتمال را داده‏اند.

براى اينكه جوابى كه خداى سبحان بملائكه داد، اين است كه اسماء را به آدم تعليم داد و سپس فرمود: حال، ملائكه را از اين اسماء خبر بده  و اين پاسخ با احتمال نامبرده هيچ تناسبى ندارد.

و بنا بر اين، پس ديگر خلافت نامبرده اختصاصى بشخص آدم (علیه السلام) ندارد، بلكه فرزندان او نيز در اين مقام با او مشتركند، آن وقت معناى تعليم اسماء، اين مي شود: كه خداى تعالى اين علم را در انسان‏ها به وديعه سپرده، بطورى كه آثار آن وديعه، بتدريج و بطور دائم، از اين نوع موجود سر بزند، هر وقت به طريق آن بيفتد و هدايت شود، بتواند آن وديعه را از قوه به فعل در آورد.1






1 صفحه 179 تفسیر الميزان ج1


ادامه دارد ...
----------------------
پروژه ای دیگر از
گروه مطالعات و پژوهش
تالار گفتمان پیروان موعود


امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط دختر چادری ، ANTI MASON ، بصیر ، PeYROVaN ، تمام سایبری
۳-۱۸-۱۳۹۲, ۰۴:۵۴ عصر
ارسال: #7
RE: پژوهشی دیگر در زمینه " ولایت و سقیفه "
بسم الله الرحمن الرحیم


پس خلافت و موقعیت رو تا حدی که متوجه شدیم این بود که :
جانشین انسانها و موجودات قبلی نبود بلکه برای راه جدید و مسیر جدید قرار گرفت تا اینکه چون فرشتگان به ان اگاهی نداشن مورد سوال برای ونها قرار گرفت که چرا میخواهی موجود خونریز و مفسد بیافرینی ای خدا ، و از این قسمت میشه فهمید که جانشین قبلی ها نشده و از سویی این موجود جدید الخلق مسیر هدایت و کمال هستش و این باعث میشه فرشتگان مورد سوال قرار بدن که چرا این موجود رو بیافرینی و ما رو از تسبیح و تقدیس دور بمونیم و این میشه که خدا میفرماید : إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ.
یک موضوع رواینجا بگم که بعدا در موضوع جدایی برسی بشه توسط اساتید.
وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا + الرَّحْمَنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنسَانَ عَلَّمَهُ الْبَيَانَ = «تِبْيانُ كُلّ شَيْي»
این یعنی اینکه هر چه علم هست در قران بیان شده و این همونیه که ما میگیم همه چیز در قران هست و فقط کسی که علم اون رو داشته باشه میتونه به تفسیر اون بپردازه
این همون خلیفه و چانشین که وقتی در مقابل ملائکه اسمامی رو بیان میکنه این هون خلیفه ای هست که تا انتهای علوم رو به خواست و اراده خدا میداند و میتواند به تفسیر اون بپردازه.
وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ، این ادم منظور تنها حضرت ادم نمیتونه باشه چون خدا علم به همه چیز داره ، و ملائک اطلاعی از همه چیز ندارند در حد خودشون ، مثلا وقتی خدا میفرماید ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
عرضهم ، نمایش داد چه چیزی را به ملائکه ؟ میتونه قسمتی از نور نبی اکرم باشه و... .

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط ANTI MASON ، بصیر ، PeYROVaN ، تمام سایبری
۵-۳-۱۳۹۲, ۱۲:۰۹ عصر
ارسال: #8
RE: پژوهشی دیگر در زمینه " ولایت و سقیفه "
بسم الله الرحمن الرحیم
در ادامه بحث خواهیم دید:
در تفسیر مجمع البیان در باب این ایه اینگونه گفته شده که:

30)  «و اذ قال ربّک للملائکه انّى جاعلٌ فى الارض خلیفة»

و [بیاد آور] هنگامى را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: من در زمین جانشینى خواهم گماشت

در اینکه منظور از «خلیفه»، «آدم» است، کسى تردید ندارد؛ امّا در این مورد که چرا خدا او را به عنوان خلیفه و جانشین خواند، دیدگاهها متفاوت است:

1. عدّه اى معتقدند که این عنوان بدان جهت است که «آدم» نماینده و خلیفه ی خدا در زمین است.

2. برخى مى گویند: خطاب آدم با این عنوان بدان دلیل است که او جانشین فرشتگان یا جنّیانى است که پیشتر در زمین مسکن داشتند.

3. حسن بصرى مى گوید: خداوند بدان جهت «آدم» را «جانشین» خود خواند که فرزندان او هر کدام پس از پدر خویش، در آباد کردن زمین و برپاداشتن عدل و داد، جانشین پدرشان مى شوند.

کدام زمین؟

منظور از «فِى الْاَرض» در این آیه شریفه، کدام زمین است؟

از پیامبر گرامى (صلی الله علیه و آله) نقل کرده اند که زمین از «مکّه» گسترش یافت؛ و به همین دلیل به آنجا «امّ القرى» گفته شده است. با این بیان، ممکن است منظور از واژه «ارض»، سرزمین مکّه باشد.

«قالوا تجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدّماء»

فرشتگان گفتند: پروردگارا! آیا در زمین کسانى را پدید مى آورى که کارشان تباهى و خونریزى است؟

در اینکه فرشتگان از کجا و از چه راهى به این موضوع پى بردند، نظرهایى ارائه شده است:

1. بسیارى از مفسّران برآنند که: پیش از آدم و نسل او، موجوداتى چون جنّیان روى زمین زندگى مى- کردند و مرتکب گناه و تباهى مى شدند، و خدا آنان را ازطریق فرشتگان راند؛ و اینک با این سابقه ی ذهنى است که مى پرسند: آیا نسل آدم نیز بسان آنها به تباهى و خونریزى دست مى زند؟

2. گروهى نیز گفته اند که پرسش آنان، تنها براى دریافت حقیقت بود، نه اینکه در اندیشه ی چون و چرا باشند.

3. ابن عبّاس مى گوید: خدا به فرشتگان فرموده بود که از نسل این آدم، کسانى خواهند آمد که دست به تباهى و خونریزى خواهند زد. و پس از آفرینش آدم، فرشتگان پرسیدند: آیا این همان آدم است؟

4. پاره اى از قرآن پژوهان نیز گفته اند: در این آیه شریفه، فرازى در تقدیر است و اصل آن اینگونه است: من در زمین جانشینى پدید خواهم آورد [و مى دانم که از نسل او کسانى خواهند بود که دست به تبهکارى و خونریزى خواهند زد]. و آنگاه بود که فرشتگان پرسیدند: آیا ما که جز عبادت و تقدیس پروردگار خویش، به چیزى نمى اندیشیم، زیبنده ی آن نیستیم که در روى زمین جانشین باشیم؟


«و نحن نسبّح بحمدک و نقدّس لک»
منظور از تسبیح فرشتگان، همان ستایش خدا و سپاسگزارى از اوست؛ چرا که ستایش و سپاس درحقیقت اعتراف عمیق و همه جانبه به این حقیقت است که خدا بلندمرتبه و پرشکوه است، ستایش و سپاس از آن اوست، و او از پندارها و نقایص و عیوب، پاک و منزّه است.
«اِنّى اعلم مالاتعلمون»
من از اسرار آفرینش انسان چیزهایى مى دانم که شما نمى دانید
درباره این اسرار، دیدگاهها متفاوت است:
1. بعضى گفته اند: منظور، آشکارشدن سرکشى و خودبزرگ بینى ابلیس در سجده نکردن به آدم بود.
2. و برخى نیز معتقدند که مقصود، آگاه بودن آفریدگار تواناى هستى بر این واقعیت است که پیامبران و امامان نور - علیهم السّلام - و شایستگان نیز از نسل آدم خواهند بود.

ادامه دارد
پروژه ای دیگر از
گروه مطالعات و پژوهش
تالار گفتمان پیروان موعود

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط softwar officer ، ANTI MASON
۵-۵-۱۳۹۲, ۰۴:۲۲ صبح
ارسال: #9
RE: پژوهشی دیگر در زمینه " ولایت و سقیفه "
بسم الله الرحمن الرحیم
31)  «و علّم آدم الاسماء کلّها»

قرآن پس از ترسیم آفرینش انسان و پرسش فرشتگان از هدف آفرینش او، به بیان دلیل برترى وى دربرابر دیگر موجودات مى پردازد؛ و این برترى را تنها در سایه دانش و شناخت او که خدا به وى ارزانى داشت، عنوان مى سازد: «و علّم آدم الأسماء کلّها...»

در مفهوم این نام ها، نظراتى چند ارائه شده است:

1. عدّه اى برآنند که منظور از این نام ها، معنا و مفهوم و حقیقت آنهاست؛ چرا که برترى و کمال نه در نام که در معنا و حقیقت است.

2. امّا بیشتر مفسّران، ازجمله ابن عبّاس و سعیدبن جبیر، بر این باورند که: منظور از نام ها در آیه شریفه، نام همه صنایع و رشته هاى علمى مربوط به آن، دانش و رموز کشاورزى و درختکارى و تمامى امور و شئون مربوط به دین و دنیاى فرد و جامعه است که خدا به آدم آموزش داد.

3. پاره اى گفته اند: منظور، نام همه پدیده هاى آفرینش است، چه آنها که تاکنون پدیدار شده اند و چه آنها که در آینده به اراده خدا پدیدار خواهند شد.


4. على بن عیسى مى گوید: منظور از آموزش نامها این است که همه زبان ها و فرهنگ ها را به آدم آموخت؛ و فرزندان او تمامى زبانها را از پدر دانشمند خود فراگرفتند؛ امّا پس از گسترش خانواده و پراکندگى انسانها، هرگروهى به زبانى سخن گفتند؛ با این حال تا عصر نوح، کلّیه زبان ها براى همه افراد آشنا بود، تا آنکه در توفان مشهور و معروف، بیشتر آنان نابود و بازماندگان نیز پراکنده شدند. از این زمان به بعد، هر گروهى زبانى را که بهتر مى دانست، برگزید؛ و بقیّه ی زبان ها رفته رفته به بوته ی فراموشى سپرده شدند.

5. برخى نیز به روایت از ششمین امام نور (علیه السلام) گفته اند که منظور از نام ها در آیه شریفه، نام زمین ها، کوه ها، درّه ها، دشت ها، پدیده ها و موجودات و فرشتگان و فرزندان آدم بوده است؛ همچنین خداوند فواید و امتیازات و نامهاى حیوانات را به آدم آموخت و به او آموزش داد که چگونه باید از هرکدام بهره گرفت. در چگونه آموختن و نحوه آموزش خدا به انسان نیز دیدگاهها متفاوت است:

1. بعضى مى گویند: خدا این نام ها و مفاهیم را به قلب او الهام فرمود و به خواست آفریدگارش، زبان او به آن مفاهیم و حقایق گویا شد؛ که این خود اعجاز بود.

2. عدّه اى معتقدند که خداوند او را به آموختن آن نام ها و مفاهیم وادار کرد.

3. گروهى نیز گفته اند که خداوند نخست زبان و فرهنگ فرشتگان را به انسان آموخت و آنگاه او با آن زبان غنى، لغت ها و فرهنگ هاى دیگر را آموخت.

4. و برخى گفته اند: خداوند نام هاى انسانها را به آدم آموخت؛ سپس، پدیده ها را یکى پس از دیگرى حاضر ساخت و نام و ویژگی هاى هر یک را به او آموزش داد.
ادامه دارد
پروژه ای دیگر از
گروه مطالعات و پژوهش
تالار گفتمان پیروان موعود

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

POWERED BY MyBB, © 1390-1398 گروه پیروان موعود
پشتیبانی و توسعه SaneCity