:.: تاپیک جامع شیعه می پرسد :.:
زمان کنونی: ۱۲-۱-۱۳۹۶, ۰۷:۰۶ صبح
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: تمام سایبری
آخرین ارسال: تمام سایبری
پاسخ: 19
بازدید: 11695

ارسال پاسخ 
:.: تاپیک جامع شیعه می پرسد :.:
۵-۱۳-۱۳۹۲, ۰۶:۱۳ عصر
ارسال: #1
:.: تاپیک جامع شیعه می پرسد :.:
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام




در یک بحث منطقی , اولین کار رعایت ادب و احترام طرف مقابل می باشد ، ما شیعیان سوالاتی داریم که علاقه مندیم دوستان سنی به آن ها پاسخ دهند ؛ البته بدون شک تالار گفتمان ما افرادی برای پاسخگویی به این سوالات از عزیزان سنی ندارد ، ما سوالات خود را می پرسیم ، شاید روزی به کار دوستان آمد!


سوال اول :

آيا صحابه به عائشه ناسزا گفته‌اند؟


در ديدگاه اهل سنت، عائشه همسر رسول خدا صلى الله عليه وآله جايگاه خاصي دارد؛ به طوري كه توهين كنندگان به عائشه را كافر و. .. ناميده‌ و فتوى به وجوب به قتل آن‌ها داده‌اند؛ از طرف ديگر اهل سنت عدالت تمامي اصحاب رسول خدا صلى الله عليه وآله را قطعي مي‌دانند.


حال در اين جا اين سؤال پيش مي آيد كه همين اصحاب كه عدالت همه آن‌ها قطعي است، اگر به عائشه همسر رسول خدا صلى الله عليه وآله جسارت‌ها و توهين‌هايي كرده ‌باشند سزاي آنها چيست ؟


و آيا اصلا توهينهايي صورت گرفته است ؟


در كتب اهل سنت آمده است كه تعدادي از صحابه به عائشه، دشنام داده‌اند .

از جمله آنها گروهي از صحابه اند كه در ماجراي افک (طبق نظر اهل سنت)به عايشه ناسزاگويي كرده اند:

عن عَائِشَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم خَطَبَ الناس فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى عليه وقال ما تُشِيرُونَ عَلَيَّ في قَوْمٍ يَسُبُّونَ أَهْلِي ما عَلِمْتُ عليهم من سُوءٍ قَطُّ. ..
صحيح البخاري ج 6 ص 2683 ش 6936

عائشه از رسول خدا روايت مي‌کند که براي مردم سخنراني نمودند ؛ پس ستايش و ثناي خداوند کرده و فرمودند : در مورد گروهي که خانواده من (عائشه در قضيه افك) را دشنام مي‌دهند و من در گذشته از ايشان هيچ بدي نديده‌ام، چه نظري را به من پيشنهاد مي‌کنيد ؟...


همچنين در كتب سيره اهل سنت آمده است كه عثمان بن عفان ناسزاي به عائشه كرده است:

ثم أقيمت الصلاة فتقدم عثمان فصلى فلما كبر قامت امرأة من حجرتها فقالت أيها الناس اسمعوا قال ثم تكلمت فذكرت رسول الله صلى الله عليه وسلم وما بعثه الله به ثم قالت تركتم أمر الله وخالفتم رسوله أو نحو هذا ثم صمتت فتكلمت أخرى مثل ذلك فإذا هي عائشة وحفصة قال فلما سلم عثمان أقبل على الناس فقال إن هاتان الفتانتان فتنتا الناس في صلاتهم وإلا تنتهيان أو لاسبنكما ما حل لي السباب. ..
الجامع معمر بن راشد ج 11 ص 355 -مصنف عبد الرزاق ج 11 ص 356

نماز برپا شد و عثمان جلو رفته و تکبير گفت ؛ در اين هنگام زني از حجره خويش ايستاده و گفت : اي مردم بشنويد و سپس در مورد رسول خدا ’ سخن گفته و گفت اوامر رسول خدا ’ را ترک کرديد و با وي مخالفت کرديد و... سپس سکوت کرد ؛ سپس ديگري ايستاده و همين سخنان را گفت ؛ و آن دو زن عائشه و حفصه بودند ؛ وقتي که عثمان سلام نماز را داد گفت : اين دو زن فتنه گر مردم را در نماز به فتنه انداختند و اگر از اين کار دست برندارند هر دشنامي که به ذهنم برسد به ايشان خواهم داد !!!

در همين راستا حکيم بن جبلة نيز به عايشه ناسزا گفته است ، او از صحابه ايست كه ابن كثير درباره اومي گويد:أدرك النبي صلى الله عليه وسلم. .. وكان رجلا صالحا له دين مطاعا في قومه وهو الذي بعثه عثمان على السند....
أسد الغابة لابن الأثير ج 2 ص 40.


او رسول خدا ’ را درك كرده است. .. شخص صالح، دين‌دار و از روساي قوم خويش بود و او بود كه عثمان او را والي بر سند كرد.

در باره اين شخص آمده است :

1- وكان حكيم بن جبلة فيمن غزا عثمان وكان يسب عائشة .
مقتل الشهيد عثمان ج1 ص228

حکيم بن جبله از کساني بود که با عثمان جنگيد و به عائشه دشنام مي‌داد.

2- فغاداهم حكيم بن جبلة وهو يسب وبيده الرمح فقال له رجل من عبد القيس من هذا الذي تسبه قال عائشة قال: يا بن الخبيثة ألأم المؤمنين تقول هذا؟
الكامل في التاريخ ج3 ص107.

پس حکيم بن جبله در حاليکه دشنام مي‌داد و نيزه‌اي در دست داشت، به آنان حمله کرد ؛ شخصي از عبد‌القيس به او گفت: چه کسي را دشنام مي‌دهي؟
پاسخ داد: عائشه را.


خالی از لطف نیست که بدانید ، عایشه نیز به عثمان دشنام می داد !


پایان سوال اول

دوستان اگر نظری دارند با نهایت احترام به مذهب تسنن ارائه کنند.


یاعلی (ع)



امضای تمام سایبری
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Fateme135 ، Genius 121 ، mahdi_t ، DRiVeR ، mahdy30na ، راکعه ، PeYROVaN ، ghazaleh ، مسجد عشاق ، مهدی 313 ، دانیال
۵-۱۳-۱۳۹۲, ۱۰:۴۶ عصر
ارسال: #2
RE: :.: تاپیک جامع شیعه می پرسد :.:
1.همیشه شیعه مورد اتهام بوده و باید از خود دفاع می کرد و بنباران سوال می شده و این خیلی خوب است که حالا شیعه سوال کند و اهل سنت جواب بدهند
شیعه می پرسد خیلی جالب بود
2.وقتی می دانید که کسی اینجا سنی نیست که جواب بدهد به چه هدفی این سوال را مطرح می کنید؟(شاید روزی به کار آید)
احتمالا جواب هایی برای سوال شما وجود دارد به شرطی که در سایت مخصوص اهل سنت مطرح کنید

امضای DRiVeR
[تصویر:  26995531913133636177.png]
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط تمام سایبری ، mahdi_t ، راکعه ، PeYROVaN ، ghazaleh
۵-۱۴-۱۳۹۲, ۱۱:۳۷ صبح
ارسال: #3
RE: :.: تاپیک جامع شیعه می پرسد :.:
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
اتفاقا مباحث جالبیه...مطرح بشه تابیشتربامباحث وسوالات موجوددرمورد اهل تسنن آشنابشیم...
همین تایپیک میتونه یه انگیزه ای باشه برای سایردوستان که بیان وازعقاید اهل سنت دفاع کنند یعنی رفع شبهه بشه درمورد مباحث مختلف طرح شده...
خصوصا دررابطه باولایت امیرالمومنین حضرت علی(ع)  مباحث خیلی جالبی میشه ازکتابای اهل تسنن پیداکرد که چرافراموش شد ولایت به حق ایشون برمسلمین ...مباحثی که خودش داره صحه میذاره برجریان ولایت وبه امامت رسیدن ایشون توسط حکم خداواجرای پیامبر..
منتظرمباحث بعدی خواهم بود...
یاحق

امضای Fateme135
اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mahdy30na ، DRiVeR ، تمام سایبری ، softwar officer ، راکعه ، PeYROVaN ، mahdi_t ، ghazaleh
۵-۱۴-۱۳۹۲, ۱۱:۵۴ صبح
ارسال: #4
RE: :.: تاپیک جامع شیعه می پرسد :.:
بسم الله الرحمن الرحیم


نمیدونم چقدر با تفکراتشون اشنا هستین ولی اگه یکبار هم به حرفاشون گوش کنین متوجه میشین که رو بیپایه بودن حرفاشون و بی منطقی جواب دادنشون چنان یکدنده هستن که ما ها اونجور محکم رو حرفامون نیستیم.


رسما از مباحثه استقبال میکنم.


خدارو شکر اینقدر در کتابهاشون حرف برای محکومیتشون وجود داره که نیازی به اسناد خودمون نیست.


فقط باید ازشون درست استفاده کنیم.

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط تمام سایبری ، Fateme135 ، راکعه ، PeYROVaN ، mahdi_t ، ghazaleh
۵-۱۴-۱۳۹۲, ۰۲:۳۱ عصر
ارسال: #5
RE: :.: تاپیک جامع شیعه می پرسد :.:
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام


در یک بحث منطقی , اولین کار رعایت ادب و احترام طرف مقابل می باشد ، ما شیعیان سوالاتی داریم که علاقه مندیم دوستان سنی به آن ها پاسخ دهند ؛ البته بدون شک تالار گفتمان ما افرادی برای پاسخگویی به این سوالات از عزیزان سنی ندارد ، ما سوالات خود را می پرسیم ، شاید روزی به کار دوستان آمد!


سوال دوم :

دوستان سني ، روایات تبرک به قبر شریف پیامبر (ص) را در کتاب های خودتان چگونه پاسخ می دهید ؟!

هيچ كدام از بزرگان مذاهب چهارگانه كه براى آرائشان ارزشى قائل هستيد در مورد حرمت تبرك به قبر پيامبر كلامي صادر نشده است و آنهايي كه از آن نهى كرده اند، آن را نهى تنزيهى مى دانند، نه تحريمى و دليل كراهت را اين مى دانند كه نزديك شدن به قبر شريف مخالف حسن ادب است و فكر مي كنند دور ماندن از آن، به ادب نزديكتر است، در صورتى كه از شان فقيه آگاه نيست كه با اين نوع اعتبارات بى اساس كه بر اساس ديدگاه هاي گوناگون فرق مى كند در دين خدا فتوى بدهد.


آرى در اينجا افرادى كه از جاده حق منحرف شده و از جمهور مسلمين كنار گرفته و راى نادرست جديدى ابداع نموده اند بدون دليل حكم به حرمت كرده اند.

و ما در اين جا رواياتي را كه خواننده محترم را به حقيقت آگاه سازد برايش نقل مى كنيم:

1- حافظ ابن عساكر، در " التحفه " از طريق طاهر يحيى حسينى آورده است كه: پدرم از جدم از جعفر بن محمد از پدرش از على رضى الله عنه برايم نقل كرده است: وقتى كه رسول خدا را دفن كردند، فاطمه رضى الله عنها كنار قبر ايستاد و مقدارى از خاك قبر را برداشت و روى چشمش گذاشت و گريه كرد و اين اشعار را مى خواند:

ماذا على من شم تربه احمد ان لا يشم مدى الزمان غواليا
صبت علي مصائب لو انها صبت على الايام عدن ليالي

" چه باك آنكس را كه خاك محمد را بوئيده، هرگز مشك و غاليه ها را نبويد؟
مصيبت هائى بر من وارد شده كه اگر بر روزها وارد مى شد مبدل به شب تار مى گرديد ".

ابن جوزى " الوفاء " و " ابن سيد الناس " در " سيره نبويه " جلد 2 صفحه 340 و قسطلانى در المواهب طور اختصار و " القارى " در شرح " الشمايل " جلد 2 صفحه 210 و شبراوى در " الاتحاف " صفحه 9 سمهودى در " وفاء الوفاء " جلد 2 صفحه 444 و خالد در صلح الاخوان صفحه 57 و حمزاوى در " مشارق الانوار " صفحه 63، و سيد احمد زينى دحلان در " سيره نبويه " جلد 3 صفحه 391، و عمر رضا كحاله در " اعلام النساء " جلد 3 صفحه 1205 اين جريان را نقل كرده اند و ابن حجر در " الفتاوى الفقهيه " جلد 2 صفحه 18، و خطيب شربينى در تفسيرش جلد 1 صفحه 349 و قسطلانى در " ارشاد السارى " جلد 2 صفحه 390 آن دو بيت شعر را از فاطمه سلام الله عليها مى دانند.


2- ابى الدرداء گفته است: بلال موذن پيامبر اكرم، رسول خدا را در خواب ديد كه به او مى فرمود: اين چه جفائى است اى بلال؟ آيا وقت آن نرسيده است كه ما را زيارت كنى؟ او با اندوه بيدار شد و با ترس سوار مركوبش گرديد و بسوى مدينه حركت نمود، وقتى كه كنار قبر رسول خدا قرار گرفت شروع به گريه و صورتش را بر آن مى ماليد، در اين هنگام حسن و حسين آمدند آنها را بغل كرد و بوسيد...

حافظ ابن عساكر در " تاريخ الشام " اين روايت را در دو موضع "چنانكه در شفاء السقام آمده" در شرح حال ابراهيم بن محمد انصارى صفحه 39 و 40 و در شرح بلال جلد 2 صفحه 256 آورده، نهايت آنكه تهذيب كننده كتاب، در موضع اول اسناد را حذف و متن را باقى گذاشت و در موضع دوم به طور كلى آن را حذف كرد و با اين عملش هم به حديث و هم به كتاب جنايت نمود.

همچنين حافظ ابو محمد عبد الغنى مقدسى در " الكمال " در شرح حال بلال، و ابو الحجاج المزى در " التهذيب " و سبكى در " شفاء السقام " صفحه 39 آنرا روايت كرده اند وو سبكى گفته است: اين مطلب با اسناد خوب براى ما نقل شده و حاجتى به توجه به دو سندى كه ابن عساكر حديث را بدان وسيله براى ما نقل كرده است نداريم، اگر چه رجال آن دو نيز، معروف و مشهورند.

ابن اثير در " اسد الغابه " جلد 1 صفحه 208 آنرا آورده و سمهودى در " وفاء الوفاء " جلد 2 صفحه 408 آن را ذكر كرده و گفته است: سندش خوب است و در صفحه 443 گفته است: اسنادش خوب است.

نيز قسطلانى در " المواهب اللدنيه " و خالد " صلح الاخوان " صفحه 57 و حمزاوى در مشارق الانوار صفحه 57 نيز آن را آورده اند.


3- امام علي عليه السلام فرموده است: پس از سه روز از دفن رسول خدا "صلى الله عليه وآله" اعرابى اى بر ما وارد شد و خود را بر قبر رسول خدا افكنده، و خاكش را بر سر خود مى ريخت و مى گفت: اى رسول خدا گفتى و گفتارت را شنيديم، از خدا حقائق را گرفتى و ما هم از شما گرفتيم و از چيزهائى كه بر تو نازل شده، اين آيه است: " و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤوك.. " من ستم كردم و پيشت آمدم تا برايم طلب آمرزش كنى. از ميان قبر ندائى بلند شد كه: گناهت آمرزيده شد است.

اين حديث را گروهى نقل كرده اند و از آن جمله:

1- حافظ ابو سعيد عبد الكريم سمعانى، متوفى در سال 573.
2- حافظ ابو عبد الله بن نعمان مالكى، متوفى در سال 683 ه در مصباح الظلام.
3- ابو الحسن على بن ابراهيم بن عبد الله كرخى.
4- شيخ شعيب الحريفيش، متوفى در سال 801 ه در " الروض الفائق " جلد 2 صفحه 5 و 137.
5- سيد نور الدين سمهودى، متوفى در سال 911 ه در " وفاء الوفاء " جلد 2 صفحه 412.
6- ابو العباس قسطلانى، متوفى در سال 922 ه در المواهب اللدنيه.
7- شيخ داود الخالدى، متوفى در سال 1299 ه در صلح الاخوان صفحه 8 و 540.
8- شيخ حسن حمزاوى مالكى، متوفى در سال 1303 ه در مشارق الانوار صفحه 57.


4- از داود بن ابى صالح آمده است كه: روزى مروان، كنار قبر رسول خدا آمد ديد مردى صورتش "جبهه اش" را روى قبر گذاشته است مروان گردنش را گرفت و گفت: آيا مى دانى كه چه مى كنى؟ سر برداشت معلوم شد كه ابو ايوب انصارى است و گفت: آرى من پيش سنگ نيامده ام، پيش رسول خدا آمدم ام، از رسول خدا شنيدم كه مى گفت: بر دين گريه نكنيد آنگاه كه اهلش رهبرى آن را دارد، آنگاه گريه كنيد كه نا اهل بر آن ولى باشد.


حاكم در مستدرك جلد 4 صفحه 515 آن را نقل كرده او و ذهبى در تلخيصش آن را صحيح دانسته اند، و ابو الحسين يحيى بن حسن حسينى در " اخبار المدينه " به اسناد ديگر از " مطلب بن عبد الله بن حنطب " چنانكه در شفاء السقام سبكى صفحه 113 آمده آن را روايت كرده است.


سبكى بعد از نقل اين داستان گفته است: كسى كه اين اسناد را صحيح بداند، مس كردن جدار قبر را مكروه نخواهد دانست و منظور ما از ذكر آن، عيب گرفتن و مذمت از قطع به كراهت آن است.

و سيد نور الدين سمهودى در " وفاء الوفاء " جلد 2 صفحه 443 - 410 آن را از امام حنبلى ها نقل كرده و گفته است: آنرا با خط حافظ ابى الفتح مراغى مدنى ديدم و حافظ هيثمى در مجمع الزوائد جلد 4 صفحه 2 نيز از احمد آن را نقل كرده است.

اين احدايث، اين آگاهى را به ما مى دهد كه: منع از توسل به قبور طاهره از بدعتهاى امويان و گمراهى هاى آنان از زمان صحابه است و هيچ گاه گوش روزگار نشنيده كه صحابى اى منكر آن باشد، مگر مروان ستمكار كه آن را انكار كرده است.



از روزى كه رسول خدا با بيان شخصيت كاذبه و ماهيت كثيف عموم بنى اميه، به ويژه مروان، آبرو و حيثيشان را از بين برد و كاخ بوشالى احترام اجتماعيشان را واژگون كرد، آنان دشمنى رسول خدا را در دل گرفته و در صدد تلافى بر آمد، در صورتى كه او روى هوى و هوس حرفى نمى زند، هرچه مى گويد از روى الهام و وحى الهى است كه جبرئيل به او تعليم داده است: " لا ينطق عن الهوى ان هو الا وحى يوحى علمه شديد القوى "


یاعلی

امضای تمام سایبری
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Fateme135 ، mahdy30na ، softwar officer ، راکعه ، PeYROVaN ، mahdi_t ، ghazaleh
۵-۱۶-۱۳۹۲, ۰۲:۰۳ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۵-۱۶-۱۳۹۲ ۰۲:۰۶ عصر، توسط تمام سایبری.)
ارسال: #6
RE: :.: تاپیک جامع شیعه می پرسد :.:
بسم الله الرحمن الرحیم.

سلام.


در یک بحث منطقی , اولین کار رعایت ادب و احترام طرف مقابل می باشد ، ما شیعیان سوالاتی داریم که علاقه مندیم دوستان سنی به آن ها پاسخ دهند ؛ البته بدون شک تالار گفتمان ما افرادی برای پاسخگویی به این سوالات از عزیزان سنی ندارد ، ما سوالات خود را می پرسیم ، شاید روزی به کار دوستان آمد!


سوال سوم :


پیامبر صلی الله علیه و آله نسبت به آینده امت خود چگونه بی تفاوت بوده اند ؟!


پیامبر صلی الله علیه و آله در مسائل گوناگون حتی در پیش پا افتاده ترین مسائل تکلیف امت را مشخص نمود و راه و روش صحیح را به امت آموخت و اصلا یک کار مهم نبی این است که راه و روش صحیح و الهی را در هر مورد بیان نماید؛ پس چگونه است که در مورد خلافت بعد از خود که مهمترین امر امت و حافظ زحمات رسالت بود هیچ مطلبی نفرمود؟!


حال اگر زبان های توجیه گر درصدد پاسخ به این امر ساده و روشن برآیند و بگویند پیامبر صلی الله علیه و آله این امر را به امت و انتخاب آنان واگذار کرد کما اینکه این کار را کرده اند، به ناچار باید پاسخ بگویند که اولا چرا پیامبر در تمامی امور دیگر چنین نکرد و امور را به امت واگذار ننمود، اما در مسئله به این مهمی که اهمیت آن بر همه آشکار است , سکوت کرد؟ و ثانیا پیامبر در اموری که با مسلمانان مشورت نمود در نهایت خود نتیجه گیری نمود و رأی نهایی را بیان نمود( مانند برخی مسایل مربوط به جنگها و. .. که آن نیز جای بحث و بررسی دارد، چرا که مشورت در این موارد در اصل مطالب و باید و نباید کارهای اساسی نبود بلکه در فرعیات مسائل بود، مانند محل جنگیدن که در خارج شهر باشد یا داخل آن و. ..)

و ثالثا مطلبی مهم که کمتر به آن توجه شده است و آن اینکه: اگر کلام اهل سنت صحیح می بود باید حتما روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله وجود می داشت که حضرت خود دستور می فرمود که پس از من برای تعیین خلیفه به شور و مشورت بنشینید، کما اینکه در موارد دیگر نیز فرمود که در این مورد نظر خود را بیان کنید یا مشورت کنید؛ این یک مطلب ساده است، در هر مسئله ای یا پیامبر حکم صادر می کند یا دستور به مشورت می دهد، اگر که پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد خلافت خویش شخصی را مشخص نکرده پس باید دستور اختصاصی به مشورت داده باشد چرا که سکوت پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد آینده امت غیر ممکن است؛ این که اهل سنت می گویند پیامبر صلی الله علیه و آله آینده امت را به عهده امت گذاشت به این معنا نیست که پیامبر دستور به انتخاب و مشورت در این مورد داد، چرا که چنین دستوری از جانب پیامبر صلی الله علیه و آله صادر و نقل نشده است تا به آن تمسک جسته شود، بلکه این بیان آنها برداشت آنها از آن چیزی است که پس از پیامبر صلی الله علیه و آله در جامعه به وقوع پیوسته است و در نهایت این اعتقاد آنها نتیجه ای جز این در بر ندارد که خاتم پیامبران صلی الله علیه و آله دوران پس از خود را به کلی فراموش نموده و هیچ برنامه ای برای پس از خود ارائه ننموده است(نعوذبالله) و نیز حتی یک نفر از اصحاب هم به ذهنش این مطلب خطور نکرده که از پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد تکلیف امت پس از رحلت ایشان سوال کند و این سکوت مرموز نمایان این است که در طول تاریخ سعی شده مطلب یا مطالبی حذف شود یا نادیده گرفته شود و روایات فراوانی تأویل و توجیه شود تا همانچه به وقوع پیوسته صحیح جلوه داده شود.

در تأیید مطلب بالا همین بس که ابوبکر خود به تعیین خلیفه پس از خود اقدام کرد و عمر خود دستور به تشکیل شورا داد و حتی اعضای آن شورا را نیز مشخص نمود. اگر روش ابابکر و عمر در یکی از مهمترین مسائل یعنی تعیین جانشین بر خلاف سنت پیامبر صلی الله علیه و آله بوده پس آندو پیرو سنت پیامبر خویش نبودند و کسی که از پیامبر صلی الله علیه و آله تبعیت ننماید چگونه شایستگی جانشینی او را خواهد داشت؟!



یاحق


امضای تمام سایبری
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط راکعه ، Fateme135 ، PeYROVaN ، mahdi_t ، ghazaleh
۵-۱۷-۱۳۹۲, ۰۴:۰۰ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۵-۱۷-۱۳۹۲ ۰۴:۰۱ عصر، توسط تمام سایبری.)
ارسال: #7
RE: :.: تاپیک جامع شیعه می پرسد :.:
بسم الله الرحمن الرحیم.

سلام.





در یک بحث منطقی , اولین کار رعایت ادب و احترام طرف مقابل می باشد ، ما شیعیان سوالاتی داریم که علاقه مندیم دوستان سنی به آن ها پاسخ دهند ؛ البته بدون شک تالار گفتمان ما افرادی برای پاسخگویی به این سوالات از عزیزان سنی ندارد ، ما سوالات خود را می پرسیم ، شاید روزی به کار دوستان آمد!


سوال چهارم :

مرتد شدن عایشه ؟!


طبق حکم فقهی ترمذی کسی که در بلاد اسلامی به حکومت برسد چه به حق و چه به ناحق؛ اگر کسی بر علیه وی قیام کند همانا وی مرتد است.

سوال : آیا این حکم در مورد عایشه که در زمان خلافت امير مؤمنان علي (عليه السلام) قیام کرد نیز صدق می کند یعنی عایشه مرتد شده است؟



یاحق



امضای تمام سایبری
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Fateme135 ، mahdi_t ، mahdy30na ، ghazaleh
۵-۱۸-۱۳۹۲, ۰۴:۳۰ عصر
ارسال: #8
RE: :.: تاپیک جامع شیعه می پرسد :.:
بسم الله الرحمن الرحیم.

سلام.




سوال پنجم :

حضرت فاطمه (س) و امام زمان


بنا بر حدیث مشهور بین شیعه و سنی که هرکه امام زمانش را نشناسد و بمیرد به مرگ جاهلیت مرده

به این سوالات جواب دهید:


به نظر شما، آیا فاطمه علیها السلام، بدون شناخت و بیعت با امام زمانش از دنیا رفت؟

آیا مى توان پذیرفت که فاطمه ای که علماى اهل سنّت او را برتراز ابوبکر و عمر میدانند، به مرگ جاهلیّت از دنیا رفته باشد؟

آیا او که اذیّت کردنش حرام و موجب کفر است، بدون بیعت با امام زمانش از دنیا رفته است؟

چه کسى مى تواند چنین سخنى را بگوید؟ پس، اگر چنین نیست،

امام زمان او کیست؟




یاعلی(ع)

امضای تمام سایبری
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Fateme135 ، mahdy30na ، ghazaleh
۵-۱۸-۱۳۹۲, ۰۸:۰۷ عصر
ارسال: #9
RE: :.: تاپیک جامع شیعه می پرسد :.:
بسم الله الرحمن الرحیم
در این مورد قبلا مطالبی گفتم
دوباره تکرار کنم ؟؟؟


مَنْ مات وليس في عنقه بيعة مات ميتة جاهلية .

هر كس بميرد و بر گردن او بيعت با امامي نباشد ، به مرگ جاهلي مرده است .

صحيح مسلم ، مسلم النيسابوري ، ج3 ، ص1478و السنن الكبرى ، البيهقي ، ج8 ، ص156 و مجمع الزوائد ، ج5 ،‌ ص218 و مشكاة المصابيح ، ج2 ، ص1088و سلسلة الأحاديث الصحيحة ، ج2 ، ص715 .

مَنْ مات بغير إمام مات ميتة جاهلية.

هر كس بدون امام بميرد ، به مرگ جاهلي مرده است .

مسند احمد ، احمد بن حنبل ، ج4 ، ص96 و مجمع الزوائد ،‌ الهيثمي ، ج5 ،‌ ص218 و مسند الطيالسي ، الطيالسي ، ص295 و الإحسان بترتيب صحيح ابن حبان ج7 ، ص49 و حلية الأولياء ، ج 3 ،‌ ص22 .

مَنْ مات وليستْ عليه طاعة مات ميتة جاهلية .

هر كس بميرد و اطاعت از امامي بر گردن او واجب نباشد ، به مرگ جاهلي مرده است .

مجمع الزوائد، الهيثمي ، ج5 ، ص224 و كتاب السنة ، ج2 ،‌ ص489 .

الباني بعد از نقل حديث مي‌گويد :

إسناده حسن، ورجاله ثقات .

مَنْ مات وليس عليه إمام جماعة فإن موتته موتة جاهلية .

هر كس بميرد و امام جماعتي نداشته باشد ، مرگ او مرگ جاهلي است .

المستدرك على الصحيحين ، ج1 ، ص150

حاكم نيشابوري بعد از نقل حديث مي‌گويد : هذا حديث صحيح على شرط الشيخين. و ذهبي نيز آن را تأييد كرده است ، ج1 ، ص204 .

من مات ليس عليه إمام فميتته جاهلية .

هر كس بميرد و امام نداشته باشد ، به مرگ جاهلي مرده است .

المعجم الكبير ، الطبراني ، ج 10 ،‌ ص298و المعجم الأوسط ،‌ ج2 ، ص317 و ج4 ، ص232 و مسند أبي يعلى، ج6 ، ص251 و كتاب السنة ، ابن أبي عاصم ، ج2 ،‌ص489 و مجمع الزوائد ، الهيثمي ، ج5 ، ص224-225.


فعلا بخاطر مباحثی کمی سکوت میکنیم ولی ارامش برای بعد ظهور است.


دوستان بفرمایند امام زمان خلیفه اول چه کسی بوده/


یک کلمه جواب بدین.


اینم کمکی.
خود شخص خلیفه اول؟


مولا امیر المومنین حضرت علی علیه السلام؟


شخص دیگر؟

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط تمام سایبری ، Fateme135 ، ghazaleh
۵-۱۸-۱۳۹۲, ۰۸:۵۷ عصر
ارسال: #10
RE: :.: تاپیک جامع شیعه می پرسد :.:
(۵-۱۸-۱۳۹۲ ۰۸:۰۷ عصر)mahdy30na نوشته شده توسط:  
دوستان بفرمایند امام زمان خلیفه اول چه کسی بوده/


بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
باتوجه به حجه الوداع پیامبر وجمع کردن مسلمانان دراون هوای گرم وانجام رسالت خودشون مبنی برمعرفی نمودن حضرت علی (ع)،احادیث متواتری نقل شده برجانشینی حضرت علی(ع)بعد ازپیامبربه عنوان امام ورهبرجامعه
چیزیکه به راحتی برخلافش عمل شد...
یاحق

امضای Fateme135
اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط تمام سایبری ، mahdy30na ، ghazaleh
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

POWERED BY MyBB, © 1390-1396 گروه پیروان موعود
پشتیبانی و توسعه SaneCity