پیامبر شناسی اهل سنت
زمان کنونی: ۷-۱-۱۳۹۷, ۰۴:۲۲ عصر
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mahdy30na
آخرین ارسال: mahdy30na
پاسخ: 14
بازدید: 8006

موضوع بسته شده 
پیامبر شناسی اهل سنت
۶-۲۱-۱۳۹۲, ۰۶:۳۲ عصر
ارسال: #1
Exclamation پیامبر شناسی اهل سنت
بسم الله الرحمن الرحیم


مقدمه مهم

يكي از اتهاماتي كه مخالفين شيعه به شيعه مي‌زده‌اند و می زنند ، اين بوده است كه شيعه آن طور كه بايد و شايد حرمت پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم را نگه نمي‌دارند و مقام ائمه عليهم السلام را از پيامبر بالاتر مي‌دانند و آن حسابي كه بايد روي پيامبر باز كند ،‌ باز نمي‌كند .

ما از خواننده محترم خواهشمندیم که با مطالعه مجموعه مقالات پیامبر شناسی اهل سنت منصفانه قضاوت کنند آیا شیعه چنین نسبتهایی به پیامبر اکرم(ص) می دهد ؟
عزیزان اهل سنتی که خود این نسبت های زشت را برای پیامبرشان قائلند ،چگونه می توانند در مورد احترام خاصی که شیعه به پیامبراکرم(ص) واهلبیتشان(ع) قائلند نظر دهند؟!

متاسفانه عزیزان اهل سنت همین اتهامات به ساحت مقدس پیامبر (ص) را دست آویز خدشه وارد کردن عصمت آن حضرت قرار دادند.

تأسف ما را ‌آن زمان دو چندان مي‌كند كه مراكز تحقيقاتي و كتابخانه‌هاي مشهور و معروف دنيا در كشور‌هاي مختلف براي كساني كه مي‌خواهند در بارۀ اسلام بدانند و تحقيق كنند ، اين كتاب‌ها را بررسي مي‌كنند و مي‌خوانند .
كسي كه تازه مي‌خواهد با اسلام آشنا بشود ، صحيح بخاري را بر مي‌دارد و پيامبري كه از ميان صحيح بخاري و صحيح مسلم و ديگر صحاح اهل سنت خارج مي‌شود ، پيامبري است بد زبان ، پيامبري است فراموش‌كار ، پيامبري است كه شيطان بر او چيره مي‌شود .
اين شخص چگونه مي‌خواهد دربارۀ اسلام قضاوت كند، اسلامی كه ادعا دارد براي همۀ نسل‌ها و انسان‌ها هادي و رهنما است . 

این اشاعه ادب ها با اشاعه ادب تورات تحریف شده که نسبت به ساحت مقدس انبیاء دارد چه فرقی میکند؟


ادامه دارد...

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط تمام سایبری ، Fateme135 ، mahdi_t ، aboutorab
۶-۲۳-۱۳۹۲, ۱۱:۴۷ صبح
ارسال: #2
RE: پیامبر شناسی اهل سنت
بسم الله الرحمن الرحیم


نسبت «سهو و نسیان و فراموشی» به ساحت مقدس پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در صحیحین اهل سنت
قضيه سهو و نسيان نسبت به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم ، با كمال تأسف ، نه تنها در صحاح سته ؛ بلكه در صحيح بخاري و صحيح مسلم با اشكال مختلف نقل شده است .
صحيح بخاري از ام المؤمنين عايشه نقل مي‌كند كه پيغمبر اكرم در مسجد ديد كه يك نفر دارد يك آيۀ از قرآن را مي‌خواند . پيغمبر فرمود :
سَمِعَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم قَارِئًا يَقْرَأُ مِنَ اللَّيْلِ فِي الْمَسْجِدِ فَقَالَ:
يَرْحَمُهُ اللَّهُ لَقَدْ أَذْكَرَنِي كَذَا وَكَذَا آيَةً، أَسْقَطْتُهَا مِنْ سُورَةِ كَذَا وَكَذَا
اين قاري قرآن چند آيه از قرآن را كه ساقط كرده بودم به ياد من آورد!!!!
صحيح البخاري، ج 6، ص 111، ح 5042، كتاب فضائل القرآن، ب 27، باب مَنْ لَمْ يَرَ بَأْسًا أَنْ يَقُولَ
همين تعبير در جلد هفتم ، ص153 كتاب الدعوات ، باب قول الله تعالي «وصلي عليهم » آمده است
نووي در شرح صحيح مسلم مي‌گويد :
اين دليل بر اين است كه پيامبر اكرم حتي آياتي را كه خدا بر او نازل كرده بود و بر مردم خوانده بود ، فراموش مي‌كرده است !!!
قوله صلى الله عليه وآله وسلم كنت أنسيتها دليل على جواز النسيان عليه صلى الله عليه وآله وسلم فيما قد بلغه إلى الأمة !.
شرح مسلم - ج 6 - ص 76
در صحيح بخاري آمده است كه :
پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم يك روزي آمد و مشغول نماز شد ، يك دفعه يادش آمد كه من جنب بوده‌ام و غسل جنابت نكرده بودم . به مردم گفت : مردم ! همين جا بإستيد تا من غسل كنم و برگردم . پيغمبر رفت و غسل كرد و برگشت در حالي كه قطرات آب هم از سر مباركش مي‌ريخت . بعد آمد و نماز خواند .
عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، قَالَ أُقِيمَتِ الصَّلاَةُ، وَعُدِّلَتِ الصُّفُوفُ قِيَامًا، فَخَرَجَ إِلَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَلَمَّا قَامَ فِي مُصَلاَّهُ ذَكَرَ أَنَّهُ جُنُبٌ فَقَالَ لَنَا : مَكَانَكُمْ .
ثُمَّ رَجَعَ فَاغْتَسَلَ، ثُمَّ خَرَجَ إِلَيْنَا وَرَأْسُهُ يَقْطُرُ، فَكَبَّرَ فَصَلَّيْنَا مَعَهُ.
صحيح البخاري، ج 1، ص 73، ح 275، كتاب الغسل، ب‏17، باب إِذَا ذَكَرَ فِي الْمَسْجِدِ أَنَّهُ جُنُبٌ
عجیب اینجاست:
روايتي در صحیح بخاري از ابوهريره نقل مي‌كند :
عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، قَالَ قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِنِّي أَسْمَعُ مِنْكَ حَدِيثًا كَثِيرًا أَنْسَاهُ. قَالَ: ابْسُطْ رِدَاءَكَ. فَبَسَطْتُهُ. قَالَ فَغَرَفَ بِيَدَيْهِ ثُمَّ قَالَ: ضُمُّهُ، فَضَمَمْتُهُ فَمَا نَسِيتُ شَيْئًا بَعْدَهُ.
ابوهريره مي‌گويد : به پيامبر عرض كردم : يا رسول الله من مطالبي از شما مي‌شنوم ؛ ولي يادم مي‌رود . حضرت فرمود اين دامنت را يكي كمي جلو بزن . پيامبر اكرم مشتش را بست و مشت خالي را باز كرد طرف دامن و من و فرمود دامنت را جمع كن . بعد ابوهريره مي‌گويد : من دامنم را جمع كرد و بعد از آن ديگر هيچ چيزي را فراموش نكردم .
صحيح البخاري، ج 1، ص 38، 119، كتاب العلم، ب 42 - باب حِفْظِ الْعِلْمِ
جالب اين است كه قسطلاني در شرح صحيح بخاري ، ارشاد الساري ، ج 1 ،‌ ص 380 مي‌گويد :
وهذا من المعجزات الظاهراة حيث رفع صلى الله عليه وآله عن أبي هريرة النسيان الذي هو من لوازم الانسان حتى قيل أنّه مشتق منه ، وحصول هذا في بسط الرداء الذي ليس للعقل فيه مجال.
اين از معجزات نبي مكرم است كه براي هميشه نسيان را از ابوهريره برداشته است .
عيني در شرح صحيح بخاري ، عمدة القاري مي‌گويد :
وممّا يستفاد منه: معجزة النبي صلّى اللّه عليه وآله حيث رفع من أبي هريرة النسيان الذي هو من لوازم الانسان.
عمدة القاري، ج 1، ص 184
و حالا یک جواب جالب از بزرگان خودشان:
شيخ محمود ابوريه از علماي بزرگ مصر ، مي‌گويد :
من تعجب مي‌كنم اين آقايان نسبت به ابوهريره مي‌گويند به معجزۀ پيغمبر نسيان براي هميشه از او برداشته شد ؛ ولي جرأت نمي‌كنند به خود پيغمبر بگويند كه او نسيان نداشته است . حالا اين چه پغمبري است كه با يك اشاره و با يك معجزه ،شخصی دائم الذكر مي‌شود و نسيان براي هميشه از او برداشته مي‌شود ؛ ولي قادر نيست خودش نسيان را از خودش دور كند!!!
ادامه دارد...

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Fateme135 ، mahdi_t ، تمام سایبری ، aboutorab
۶-۲۴-۱۳۹۲, ۰۳:۵۵ عصر
ارسال: #3
RE: پیامبر شناسی اهل سنت
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پیامبر برای دیدن زیدبن حارثه برهنه به استقبال او رفت!!!

2732 - حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ، قَالَ: حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ يَحْيَى بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبَّادٍ الْمَدِينِيُّ قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي يَحْيَى بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ الزُّهْرِيِّ، عَنْ عُرْوَةَ بْنِ الزُّبَيْرِ،

عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: قَدِمَ زَيْدُ بْنُ حَارِثَةَ الْمَدِينَةَ وَرَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي بَيْتِي فَأَتَاهُ فَقَرَعَ البَابَ، فَقَامَ إِلَيْهِ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عُرْيَانًا يَجُرُّ ثَوْبَهُ، وَاللَّهِ مَا رَأَيْتُهُ عُرْيَانًا قَبْلَهُ وَلاَ بَعْدَهُ، فَاعْتَنَقَهُ وَقَبَّلَهُ.

ام المومنین عایشه می گوید: که زیدبن حارثه به خانه من آمد ودر زد پیامبر(ص) مدتی بود که او را ندیده بود ، همینکه احساس کرد که زید است لخت مادر زاد در را باز کرد وزید را بغل گرفت وروبوسی کرد . بعد از آن ما هرگز پیامبر (ص) را عریان ندیدیم.

سنن ترمذی ج5ص76ح2732 قال الترمذی :هذا حدیث حسن



ادامه دارد..

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Fateme135 ، mahdi_t ، aboutorab
۶-۳۰-۱۳۹۲, ۰۱:۲۷ عصر
ارسال: #4
RE: پیامبر شناسی اهل سنت
بسم الله الرحمن الرحیم


موهاي پیامبر را زني نامحرم بافت !!!

بخاري ، در مورد مسافرت‌هاي پيامبر (ص) به قباء وقتي كه حداقل پنجاه و چند سال داشت ، مي‌نويسد :‌

حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ، قَالَ حَدَّثَنِي مَالِكٌ، عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي طَلْحَةَ، عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِك رضي الله عنه أَنَّهُ سَمِعَهُ يَقُولُ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم إِذَا ذَهَبَ إِلَي قُبَاء يَدْخُلُ عَلَي أُمِّ حَرَام بِنْتِ مِلْحَانَ فَتُطْعِمُهُ وَكَانَتْ تَحْتَ عُبَادَةَ بْنِ الصَّامِتِ فَدَخَلَ يَوْمًا فَأَطْعَمَتْه وَجَعَلَتْ تَفْلِى رَأْسَهُ فَنَامَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم ثُمَّ اسْتَيْقَظَ يَضْحَكُ.

... از انس بن مالك روايت شده‌است كه مي‌گفت : هرگاه رسول خدا به قبا مي‌رفت به نزد ام حرام دختر ملحان رفته ، و او از پيامبر پذيرايي مي‌كرد ، ام حرام همسر عبادة بن صامت بود ، يك روز كه پيامبر به آنجا رفت و بعد ازاطعام و پذيرايي ، آن زن مشغول بافتن موهاي پيامبر شد !!! سپس پيامبر خوابيد و در حاليكه مي خنديد ، از خواب بيدار شد .

صحيح البخاري ج3 ص201 كتاب الاستئذان ، ب 41 ، باب مَنْ زَارَ قَوْمًا فَقَالَ عِنْدَهُمْ ، ح 6282، 6283 .

آيا اين كه سر مبارك او در دستان زني نامحرم قرار گيرد تا موهاي ايشان را مرتب نمايد ، اهانت به رسول خدا (ص) نيست ؟
ادامه دارد...

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط mahdi_t ، aboutorab
۷-۱-۱۳۹۲, ۰۱:۰۲ عصر
ارسال: #5
RE: پیامبر شناسی اهل سنت
بسم الله الرحمن الرحیم
بارها قصد خودكشي داشت ، ولي جبرئيل مانع مي‌شد!!!

صحيح البخاري:

حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ بُكَيْرٍ حَدَّثَنَا اللَّيْثُ عَنْ عُقَيْلٍ عَنِ ابْنِ شِهَابٍ . وَحَدَّثَنِى عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ حَدَّثَنَا مَعْمَرٌ قَالَ الزُّهْرِىُّ فَأَخْبَرَنِى عُرْوَةُ عَنْ عَائِشَةَ - رضى الله عنها

- ... وَفَتَرَ الْوَحْيُ فَتْرَةً حَتَّي حَزِنَ النَّبِيُّ - صلي الله عليه وسلم - فِيمَا بَلَغَنَا حُزْنًا غَدَا مِنْهُ مِرَارًا كَيْ يَتَرَدَّي مِنْ رُءُوسِ شَوَاهِقِ الْجِبَالِ ، فَكُلَّمَا أَوْفَي بِذِرْوَةِ جَبَلٍ لِكَيْ يُلْقِيَ مِنْهُ نَفْسَهُ ، تَبَدَّي لَهُ جِبْرِيلُ فَقَالَ : يَا مُحَمَّدُ إِنَّكَ رَسُولُ اللَّهِ حَقًّا فَيَسْكُنُ لِذَلِكَ جَأْشُهُ وَتَقِرُّ نَفْسُهُ فَيَرْجِعُ فَإِذَا طَالَتْ عَلَيْهِ فَتْرَةُ الْوَحْيِ غَدَا لِمِثْلِ ذَلِكَ فَإِذَا أَوْفَي بِذِرْوَةِ جَبَلٍ تَبَدَّي لَهُ جِبْرِيلُ فَقَالَ لَهُ مِثْلَ ذَلِكَ .

عايشه نقل كرده كه : و مدت زماني وحي قطع شد ؛ تا اينكه - طبق آنچه به ما خبر رسيد - رسول خدا اندوهگين گرديدند به حدي كه هر روز چند بار مي خواستند خود را از بالاي قله‌هاي كوه به پايين پرت كنند و هر زمان كه مي خواستند خود را به پايين پرت كنند جبريل خود را به او نشان مي داد و مي گفت : اي محمد تو واقعا فرستاده خدا هستي !! پس به همين سبب نگراني حضرت از بين مي رفت و دلش آرام مي گرفت ؛ اما باز وقتي بعد از چند وقت به او وحي نشد دوباره به دنبال همين كار مي‌رفت پس وقتي به كوهي مي رسيد جبريل خود را براي او آشكار كرده و همين مطلب را براي او مي گفت

صحيح البخاري (الجامع الصحيح المختصر) ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، ج 6 ص 2561ح6581 ، كِتَاب التَّعْبِيرِ، بَاب أَوَّلُ ما بُدِئَ بِهِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم من الْوَحْيِ الرُّؤْيَا الصَّالِحَةُ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

ادامه دارد..

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط mahdi_t ، تمام سایبری ، aboutorab
۷-۵-۱۳۹۲, ۰۲:۰۱ عصر
ارسال: #6
RE: پیامبر شناسی اهل سنت
بسم الله الرحمن الرحیم


گونه به گونه‌ي ِعايشه در جمع مردم!!!

بخاري و مسلم در ادامه حديث قبلي مي‌نويسند :

... وكان يوم عِيدٍ يَلْعَبُ السُّودَانُ بِالدَّرَقِ وَالْحِرَابِ فَإِمَّا سَأَلْتُ النبي صلى الله عليه وسلم وَإِمَّا قال تَشْتَهِينَ تَنْظُرِينَ؟ فقلت : نعم. فَأَقَامَنِي وَرَاءَهُ خَدِّي على خَدِّهِ وهو يقول : دُونَكُمْ يا بَنِي أَرْفِدَةَ ! حتى إذا مَلِلْتُ قال حَسْبُكِ ؟ قلت : نعم قال : فَاذْهَبِي .

روز عيدي بود و سياهان با آلات جنگي در حال رقص شمشير بودند (عايشه مي‌گويد ) يا من از پيامبر خواستم و يا اين كه پيامبر به من گفت : آيا دلت مي‌خواهد رقص شمشير را تماشا كني ؟ و من گفتم : بله ، پس پيامبر مرا به پشت خود سوار كرد در حالي كه گونه من روي گونه اش بود و براي تشويق آنان پيوسته مي‌گفت :‌ ادامه دهيد ، و وقتي كه خسته شدم از من پرسيد : كافي است ؟ گفتم : بله گفت : پس برو .

صحيح البخاري (الجامع الصحيح المختصر) ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، ج 1ح907، ص 323 و ج 3 ص 1064، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

صحيح مسلم ، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261 ، ج 2 ص 609، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي



هنرنمايي كنيزان آوازه خوان در محضر پیامبر !!!

بخاري و مسلم در اين باره مي‌نويسند :

حدثنا أَحْمَدُ قال حدثنا بن وَهْبٍ قال أخبرنا عَمْرٌو أَنَّ مُحَمَّدَ بن عبد الرحمن الْأَسَدِيَّ حدثه عن عُرْوَةَ عن عَائِشَةَ قالت دخل عَلَيَّ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَعِنْدِي جَارِيَتَانِ تُغَنِّيَانِ بِغِنَاءِ بُعَاثَ فَاضْطَجَعَ على الْفِرَاشِ وَحَوَّلَ وَجْهَهُ وَدَخَلَ أبو بَكْرٍ فَانْتَهَرَنِي وقال مِزْمَارَةُ الشَّيْطَانِ عِنْدَ النبي صلى الله عليه وسلم فَأَقْبَلَ عليه رسول اللَّهِ عليه السَّلَام فقال دَعْهُمَا فلما غَفَلَ غَمَزْتُهُمَا فَخَرَجَتَا .

... عائشه مي گويد : رسول خدا بر من وارد شدند در حاليكه در نزد من دو كنيز بودند كه ترانه هاي بعاث (يكي از روزهاي جنگ جاهليت ) را مي خواندند پس حضرت بر روي تشك دراز كشيده و روي خود را برگرداندند ؛ ابو بكر نيز وارد شده و مرا منع كرد و گفت : آلات شيطان در نزد رسول خدا؟ رسول خدا روي به او كرده و گفت : رهايش كن ؛ وقتي كه او غافل شد به آن دو اشاره كردم و بيرون رفتند .

صحيح البخاري (الجامع الصحيح المختصر) ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، ج 1ح907، ص 323 و ج 3 ص 1064، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

صحيح مسلم ، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261 ، ج 2 ص 609، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط mahdi_t
۹-۹-۱۳۹۲, ۰۵:۳۹ عصر
ارسال: #7
RE: پیامبر شناسی اهل سنت
بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان سلامی دوباره
سلام
در کل این مباحث واقعا قصد توهین و جسارت به هیچ یک از برادران و خواهران اهل سنت نیست و فقط میخواییم بگبم که ایا با تفکرات یک فرد که بدور از تعصب هست و در دنیای امروزی داره زندگی میکنه و دم از تفکر و تعقل در یافتن موارد ناشناخته هست ، میتونه این موارد رو در خودش بقولونه؟
پیامبر،دو ركعت از نماز را فراموش كرد !!!17
بخاري در صحيح خود مي‌نويسد :

714 ـ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مَسْلَمَةَ، عَنْ مَالِكِ بْنِ أَنَس، عَنْ أَيُّوبَ بْنِ أَبِي تَمِيمَةَ السَّخْتِيَانِيِّ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِيرِينَ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم انْصَرَفَ مِنَ اثْنَتَيْنِ فَقَالَ لَهُ ذُو الْيَدَيْنِ أَقَصُرَتِ الصَّلاَةُ أَمْ نَسِيتَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم " أَصَدَقَ ذُو الْيَدَيْنِ ". فَقَالَ النَّاسُ نَعَمْ فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم فَصَلَّي اثْنَتَيْنِ أُخْرَيَيْنِ ثُمَّ سَلَّمَ، ثُمَّ كَبَّرَ فَسَجَدَ مِثْلَ سُجُودِهِ أَوْ أَطْوَلَ .

رسول خدا صلي الله عليه وسلم در ركعت دوم ، نماز را تمام كرد ؛ پس ذواليدين به او گفت : آيا نماز را شكسته خوانديد ويا اينكه فراموش كرديد اي رسول خدا ؟پس رسول خدا فرمودند : آيا ذواليدين راست مي گويد ؟ مردم گفتند : آري !!! پس رسول خدا ايستاده و دو ركعت ديگر خواندند و سپس سلام گفته و تكبير گفتند و سپس دو سجده مانند سجده نماز يا طولاني تر انجام دادند .

صحيح البخاري ، ج1 ،‌ ص 175 ، كتاب الأذان، ب 69 ، باب هَلْ يَأْخُذُ الإِمَامُ إِذَا شَكَّ بِقَوْلِ النَّاسِ ح 714 .

دوستان پیامبری که نمازش را اینگونه بخواند ، ایا شایسته هدایت میباشد؟

برادران و خواهران اهل سنت ، بزرگان و مولوی های شما این موضوع را چگونه توجیح میکنند؟ میشود بپرسید و پاسخ را بگویید؟

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
۹-۱۱-۱۳۹۲, ۰۳:۵۰ عصر
ارسال: #8
RE: پیامبر شناسی اهل سنت
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
در کل این مباحث واقعا قصد توهین و جسارت به هیچ یک از برادران و خواهران اهل سنت نیست و فقط میخواییم بگبم که ایا با تفکرات یک فرد که بدور از تعصب هست و در دنیای امروزی داره زندگی میکنه و دم از تفکر و تعقل در یافتن موارد ناشناخته هست ، میتونه این موارد رو در خودش بقولونه؟
پیامبر،دو ركعت از نماز را فراموش كرد !!!
نماز صبح پیامبر قضا شد !!!


صحیح بخاري در مورد قضا شدن نماز صبح پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اين گونه مي‌گويد :

حدثنا مُسَدَّدٌ قال حدثني يحيى بن سَعِيدٍ قال حدثنا عَوْفٌ قال حدثنا أبو رَجَاءٍ عن عِمْرَانَ قال كنا في سَفَرٍ مع النبي صلى الله عليه وسلم وَإِنَّا أَسْرَيْنَا حتى كنا في آخِرِ اللَّيْلِ وَقَعْنَا وَقْعَةً ولا وَقْعَةَ أَحْلَى عِنْدَ الْمُسَافِرِ منها فما أَيْقَظَنَا إلا حَرُّ الشَّمْسِ وكان أَوَّلَ من اسْتَيْقَظَ فُلَانٌ ثُمَّ فُلَانٌ ثُمَّ فُلَانٌ يُسَمِّيهِمْ أبو رَجَاءٍ فَنَسِيَ عَوْفٌ ثُمَّ عُمَرُ بن الْخَطَّابِ الرَّابِعُ وكان النبي (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) إذا نَامَ لم يُوقَظْ حتى يَكُونَ هو يَسْتَيْقِظُ لِأَنَّا لَا نَدْرِي ما يَحْدُثُ له في نَوْمِهِ فلما اسْتَيْقَظَ عُمَرُ وَرَأَى ما أَصَابَ الناس وكان رَجُلًا جَلِيدًا فَكَبَّرَ وَرَفَعَ صَوْتَهُ بِالتَّكْبِيرِ فما زَالَ يُكَبِّرُ وَيَرْفَعُ صَوْتَهُ بِالتَّكْبِيرِ حتى اسْتَيْقَظَ بِصَوْتِهِ النبي (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فلما اسْتَيْقَظَ شَكَوْا إليه الذي أَصَابَهُمْ قال لَا ضَيْرَ أو لَا يَضِيرُ ارْتَحِلُوا فَارْتَحَلَ فَسَارَ غير بَعِيدٍ ثُمَّ نَزَلَ فَدَعَا بِالْوَضُوءِ فَتَوَضَّأَ وَنُودِيَ بِالصَّلَاةِ فَصَلَّى بِالنَّاس .

عِمرَان گفت : ما در سفَري به همراه پيامبر صلى الله عليه وسلم بوديم و آن تا آخر شب به سفر خود ادامه داديم در آخر شب اتفاقي رخ داد كه شيرين‌تر از آن براي مسافر تصور نمي‌شود ( سپس خوابيديم ( و چيزي جز حرارت خورشيد ما را بيدار نكرد اولين كسي كه بيدار شد فُلَاني و بعد فُلَاني و بعد هم فُلَاني بود كه به او أبو رَجَاء مي‌‌گفتند عَوْف آن را فراموش كرد َ سپس عُمَر بن ْخَطَّاب چهارمين نفري بود كه بيدار شد، پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هرگاه مي‌خوابيد ، بيدار نمي‌شد مگر آنكه او بيدار مي‌شد َچون كه ما نمي‌دانيم چه اتفاقي در خوابش رخ مي‌داد ، وقتي كه عُمَر بيدار شد و ديد كه چه بر سر مردم آمده و عمر مردي فرزي بود لذا بلافاصله صدايش را به تكبير بلند كرد وپشت سر هم تكرار مي‌كرد تا اين كه پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بيدار شد و مسلمانان خدمت پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رفته و از مصيبتي كه به آنان رسيده ، شكايت كردند پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گفت : اشكالي ندارد ، حركت كنيد ، مسلمانان حركت كردند اما خيلي دور نشده بودند كه پيامبر پياده شد و آب خواست و وضو گرفت و مردم را از برقراري نماز مطلع ساخته و با آنان نماز خواند .

آيا نسبت قضا شدن نماز صبح به خاتم پيامبران(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را اهانت به ايشان نمي‌دانند ؟؟؟

صحيح البخاري (الجامع الصحيح المختصر) ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، ج 1 ص 130ح337، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

در صحيح مسلم و صحيح بخاري دارد كه پيامبر اكرم بعضي وقت‌ها مي‌خوابيد و نماز صبحش قضا مي‌شد .

از ابوهريره نقل مي‌كنند :

عَرَّسْنَا مَعَ نَبِيِّ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَلَمْ نَسْتَيْقِظْ حَتَّى طَلَعَتِ الشَّمْسُ فَقَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم: لِيَأْخُذْ كُلُّ رَجُلٍ بِرَأْسِ رَاحِلَتِهِ فَإِنَّ هَذَا مَنْزِلٌ حَضَرَنَا فِيهِ الشَّيْطَانُ.

قَالَ فَفَعَلْنَا ثُمَّ دَعَا بِالْمَاءِ فَتَوَضَّأَ ثُمَّ سَجَدَ سَجْدَتَيْنِ - وَقَالَ يَعْقُوبُ ثُمَّ صَلَّى سَجْدَتَيْنِ - ثُمَّ أُقِيمَتِ الصَّلاَةُ فَصَلَّى الْغَدَاةَ

صحيح مسلم، ج 2، ص 138، ح 1445، كتاب الْمَسَاجِدِ وَمَوَاضِعِ الصَّلاَةِ، ب 55، باب قَضَاءِ الصَّلاَةِ الْفَائِتَةِ وَاسْتِحْبَابِ تَعْجِيلِ قَضَائِها.

آخر شب با پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم استراحت كرده بوديم ، تا اين كه آفتاب بالا و از خواب بيدار شديم . بعد پيامبر اكرم گفت : وسايلتان را برداريد تا حركت كنيم . تا اين كه رسيديم به يك جاي ديگري ، نزديكي‌ها ظهر پيامبر نماز صبحش را قضا كرد .


همچنين از خليفۀ دوم جناب عمر بن الخطاب نقل شده است كه مي‌گويد :

روى البخاري عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ، جَاءَ يَوْمَ الْخَنْدَقِ بَعْدَ مَا غَرَبَتِ الشَّمْسُ، فَجَعَلَ يَسُبُّ كُفَّارَ قُرَيْشٍ قَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا كِدْتُ أُصَلِّي الْعَصْرَ حَتَّى كَادَتِ الشَّمْسُ تَغْرُبُ. قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم وَاللَّهِ مَا صَلَّيْتُهَا. فَقُمْنَا إِلَى بُطْحَانَ، فَتَوَضَّأَ لِلصَّلاَةِ، وَتَوَضَّأْنَا لَهَا فَصَلَّى الْعَصْرَ بَعْدَ مَا غَرَبَتِ الشَّمْسُ، ثُمَّ صَلَّى بَعْدَهَا الْمَغْرِبَ.

در جنگ خندق مشغول كار بوديم ، كه يك دفعه متوجه شدم كه نماز عصرم را نخوانده‌ام . خدمت نبي مكرم رسيدم ، حضرت فرمود : " قسم به خدا من هم نمازم را نخوانده‌ام " غروب هم شده بود و افطار رسيده بود .

صحيح البخاري، ج 1، ص 147، ح 596، كتاب مواقيت الصلاة، ب 36، باب مَنْ صَلَّى بِالنَّاسِ جَمَاعَةً بَعْدَ ذَهَابِ الْوَقْتِ


این رفتار در شان نبی اکرم میباشد؟ نبی که خود نماز را قضا کند ...

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
۱۰-۱۵-۱۳۹۲, ۰۳:۴۲ عصر
ارسال: #9
RE: پیامبر شناسی اهل سنت
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام
در کل این مباحث واقعا قصد توهین و جسارت به هیچ یک از برادران و خواهران اهل سنت نیست و فقط میخواییم بگبم که ایا با تفکرات یک فرد که بدور از تعصب هست و در دنیای امروزی داره زندگی میکنه و دم از تفکر و تعقل در یافتن موارد ناشناخته هست ، میتونه این موارد رو در خودش بقولونه؟
پيامبر ، آياتي از قرآن را فراموش كرده بود!!![تصویر:  huh.png]

بخاري در صحیحش، در اين مورد مي‌نويسد :

حدثنا أَحْمَدُ بن أبي رَجَاءٍ هو أبو الوليد الهروي حدثنا أبو أُسَامَةَ عن هِشَامِ بن عُرْوَةَ عن أبيه عن عَائِشَةَ قالت سمع رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم رَجُلًا يَقْرَأُ في سُورَةٍ بِاللَّيْلِ فقال يَرْحَمُهُ الله لقد أَذْكَرَنِي كَذَا وَكَذَا آيَةً كنت أُنْسِيتُهَا من سُورَةِ كَذَا وَكَذَا ....

عَائِشَة گفت : صداي قرائت قرآن مردي در شب به گوش رسول خدا صلى الله عليه وسلم رسيد ، پس گفت : خداوند او را رحمت كند ، كه فلان مقدار آيه از فلان سوره را كه فراموش كرده بودم ، به يادم آورد .

صحيح البخاري ( الجامع الصحيح المختصر) ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، ج 4 ص 1922، ار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا
ادامه دارد..

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
۱۰-۱۸-۱۳۹۲, ۰۱:۳۲ عصر
ارسال: #10
RE: پیامبر شناسی اهل سنت
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام
در کل این مباحث واقعا قصد توهین و جسارت به هیچ یک از برادران و خواهران اهل سنت نیست و فقط میخواییم بگبم که ایا با تفکرات یک فرد که بدور از تعصب هست و در دنیای امروزی داره زندگی میکنه و دم از تفکر و تعقل در یافتن موارد ناشناخته هست ، میتونه این موارد رو در خودش بقولونه؟
پيامبر ، در نبوتش شك داشت !!!
بخاري در صحيحش جريان بعثت و آغاز وحيِ نبوت بر پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به وسيله آيات ابتدايي سوره علق « اقْرَأْ بِسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ * خَلَقَ الاِْنسَانَ مِنْ عَلَق * اقْرَأْ وَرَبُّكَ الاَْكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الاِْنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ » را از عايشه اين گونه روايت مي‌كند :
پيامبر مدت زيادي در غار حراء عبادت مي‌كرد و پس از آن به سمت خديجه بازمي‌گشت تا اين روزي وقتي كه در غار بود فرشته‌اي نزد او آمد و گفت : « بخوان » گفت : « خواندن نمي‌دانم » آن فرشته او را به شدت فشرد و گفت : « بخوان » پيامبر گفت : «خواندن نمي‌دانم» و اين مساله تكرار شد و پنج آيه اول سوره علق نازل شد ، پيامبر به خانه بازگشت و به خديجه گفت : مرابپوشان مرابپوشان و پرسيد كه خديجه مرا چه شده ؟ و جريان را براي او نقل كرد و گفت : برجان خود بيمناكم ، خديجه او را دلداري داد و او را نزد ورقه بن نفيل پسر عموي خود كه عالم مسيحي بود برد خديجه به ورقه گفت : به حرف‌هاي او گوش كن ! او هم از پيامبر پرسيد كه چه مي‌بيني ؟ پيامبر هم آنچه را ديده بود براي ورقه گفت و ورقه پاسخ داد ، اين همان چيزي است كه بر حضرت موسي نازل شده است اي كاش وقتي كه تو براي مردم مبعوث شوي ، زنده‌ باشم پيامبر گفت : من براي مردم مبعوث مي‌شوم ؟ ورقه جواب داد : آري ...
آيا جسارتي از اين زشت‌تر به ساحت قدس پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تصور مي‌شود كه ايشان علير‌غم مشاهده وحي در نبوت خود شك داشت و نزد مسيحي‌اي چون ورقه بن نفيل مي‌رود و حالات خود را بازگو كند و او پيامبر ر از نبوتش آگاه مي‌سازد ‌؟
متن حديث بخاري از اين قرار است :
حدثنا يحيى بن بُكَيْرٍ حدثنا اللَّيْثُ عن عُقَيْلٍ عن بن شِهَابٍ وحدثني عبد اللَّهِ بن مُحَمَّدٍ حدثنا عبد الرَّزَّاقِ حدثنا مَعْمَرٌ قال الزُّهْرِيُّ فَأَخْبَرَنِي عُرْوَةُ عن عَائِشَةَ رضي الله عنها أنها قالت : أَوَّلُ ما بُدِئَ بِهِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم من الْوَحْيِ الرُّؤْيَا الصَّادِقَةُ في النَّوْمِ فَكَانَ لَا يَرَى رُؤْيَا إلا جَاءَتْ مِثْلَ فَلَقِ الصُّبْحِ فَكَانَ يَأْتِي حِرَاءً فَيَتَحَنَّثُ فيه وهو التَّعَبُّدُ اللَّيَالِيَ ذَوَاتِ الْعَدَدِ وَيَتَزَوَّدُ لِذَلِكَ ثُمَّ يَرْجِعُ إلى خَدِيجَةَ فَتُزَوِّدُهُ لِمِثْلِهَا حتى فَجِئَهُ الْحَقُّ وهو في غَارِ حِرَاءٍ فَجَاءَهُ الْمَلَكُ فيه فقال « اقْرَأْ » فقال النبي صلى الله عليه وسلم : فقلت : « ما أنا بِقَارِئٍ » فَأَخَذَنِي فَغَطَّنِي حتى بَلَغَ مِنِّي الْجَهْدُ ثُمَّ أَرْسَلَنِي فقال « اقْرَأْ » فقلت : « ما أنا بِقَارِئٍ » فَأَخَذَنِي فَغَطَّنِي الثَّانِيَةَ حتى بَلَغَ مِنِّي الْجَهْدُ ثُمَّ أَرْسَلَنِي فقال : « اقْرَأْ » فقلت : «ما أنا بِقَارِئٍ » فَأَخَذَنِي فَغَطَّنِي الثَّالِثَةَ حتى بَلَغَ مِنِّي الْجَهْدُ ثُمَّ أَرْسَلَنِي فقال : « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الذي خَلَقَ » حتى بَلَغَ « عَلَّمَ الْإِنْسَانَ ما لم يَعْلَمْ » فَرَجَعَ بها تَرْجُفُ بَوَادِرُهُ حتى دخل على خَدِيجَةَ فقال : « زَمِّلُونِي زَمِّلُونِي » فَزَمَّلُوهُ حتى ذَهَبَ عنه الرَّوْعُ فقال : « يا خَدِيجَةُ ما لي ؟ » وَ أَخْبَرَهَا الْخَبَرَ و قال : « قد خَشِيتُ على نَفْسِي » فقالت له : كَلَّا أَبْشِرْ فَوَاللَّهِ لَا يُخْزِيكَ الله أَبَدًا إِنَّكَ لَتَصِلُ الرَّحِمَ وَتَصْدُقُ الحديث وَتَحْمِلُ الْكَلَّ وَتَقْرِي الضَّيْفَ وَتُعِينُ على نَوَائِبِ الْحَقِّ ثُمَّ انْطَلَقَتْ بِهِ خَدِيجَةُ حتى أَتَتْ بِهِ وَرَقَةَ بن نَوْفَلِ بن أَسَدِ بن عبد الْعُزَّى بن قُصَيٍّ وهو بن عَمِّ خَدِيجَةَ أخي أَبِيهَا وكان امْرَأً تَنَصَّرَ في الْجَاهِلِيَّةِ وكان يَكْتُبُ الْكِتَابَ الْعَرَبِيَّ فَيَكْتُبُ بِالْعَرَبِيَّةِ من الْإِنْجِيلِ ما شَاءَ الله أَنْ يَكْتُبَ وكان شَيْخًا كَبِيرًا قد عَمِيَ فقالت له خَدِيجَةُ أَيْ بن عَمِّ اسْمَعْ من بن أَخِيكَ فقال وَرَقَةُ : بن أَخِي مَاذَا تَرَى فَأَخْبَرَهُ النبي صلى الله عليه وسلم ما رَأَى فقال وَرَقَةُ هذا النَّامُوسُ الذي أُنْزِلَ على مُوسَى يا لَيْتَنِي فيها جَذَعًا أَكُونُ حَيًّا حين يُخْرِجُكَ قَوْمُكَ فقال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم : أومخرجي هُمْ ؟ فقال وَرَقَةُ نعم لم يَأْتِ رَجُلٌ قَطُّ بِمِثْلِ ما جِئْتَ بِهِ إلا عُودِيَ وَإِنْ يُدْرِكْنِي يَوْمُكَ أَنْصُرْكَ نَصْرًا مُؤَزَّرًا ثُمَّ لم يَنْشَبْ وَرَقَةُ أَنْ تُوُفِّيَ .
صحيح البخاري (الجامع الصحيح المختصر) ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، ج 6 ص 2561ح6581 ، كِتَاب التَّعْبِيرِ، بَاب أَوَّلُ ما بُدِئَ بِهِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم من الْوَحْيِ الرُّؤْيَا الصَّالِحَةُ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغ

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
موضوع بسته شده 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

POWERED BY MyBB, © 1390-1397 گروه پیروان موعود
پشتیبانی و توسعه SaneCity