مصنف واقعى اسفار پنجگانه
زمان کنونی: ۸-۱-۱۳۹۶, ۰۷:۴۹ صبح
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mahdy30na
آخرین ارسال: mahdy30na
پاسخ: 2
بازدید: 1170

موضوع بسته شده 
مصنف واقعى اسفار پنجگانه
۶-۳۱-۱۳۹۲, ۱۱:۴۱ صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۶-۳۱-۱۳۹۲ ۱۱:۴۷ صبح، توسط mahdy30na.)
ارسال: #1
Information مصنف واقعى اسفار پنجگانه
بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم
مصنف واقعى



اسفار پنج گانه (تورات)





باروخ اسپينوزا ؛ عليرضا آل بويه

مبانى و اصول[1] شناخت كتب مقدس، منحصراً به تاريخ معتبرى از اين كتب بستگى دارد. پيشينيان از چنين تاريخى، على رغم ضرورتش، غفلت ورزيده اند، يا به هر تقدير، آنچه آنان احتمالاً نوشته يا به ارث گذاشته اند، به مرور زمان از بين رفته و در نتيجه، زمينه چنين تحقيقى تا حد زيادى از دست ما رفته است. اگر نسلهاى بعدى خود را در محدوده حقيقت منحصر كرده و آگاهانه امور اندكى را كه به دست آورده يا كشف كرده بودند، بدون هيچ افزوده اى از ناحيه عقل خود به ارث مى گذاشتند، مشكلات آن قابل تحمل بود. در واقع، تاريخ كتاب مقدس آن قدر كه غير قابل اعتماد است، ناقص نيست. اين مبانى نه تنها براى پايه و اساس قرار دادن، به كلى كافى نيستند، بلكه نادرستند. بخشى از هدف من اصلاح اين نواقص و رفع تعصبات عام كلامى است. اما از اين نگرانم كه وظيفه ام را بسيار دير شروع كرده باشم; چرا كه انسانها به نقطه اى رسيده اند كه نه تنها از تعصبات رنج نمى برند بلكه به دفاع لجوجانه از آنچه به نام دين پذيرفته اند، مى پردازند. اين تعصبات چنان گسترده در اذهان انسانها جاى گرفته است كه تقريباً مى توان گفت تعداد اندكى هستند كه به دليل گوش فرا مى دهند; اما من سعى خودم را خواهم كرد، و از هيچ تلاشى مضايقه ندارم; زيرا هيچ دليل قاطعى براى نااميدى از موفقيت وجود ندارد.

براى بررسى روشمندانه اين موضوع، بحث خود را با آراى مأثوره درباره نويسندگان حقيقى كتابهاى مقدس شروع مى كنم و در مرحله نخست، درباره نويسنده اسفار پنجگانه سخن مى گويم، كسى كه عموماً تصوّر مى شود موسى بوده است. فريسيان آن قدر درباره هويّت ]واقعى[ نويسنده اسفار پنجگانه مطمئن بودند كه هر كس را كه با آنان در اين موضوع مخالفت مى كرد، بدعت گذار به حساب مى آوردند. به همين دليل، ابن عزرا، كه مردى است روشنفكر و برخوردار از معلومات كافى تا آنجا كه من مى دانم نخستين كسى بوده كه به اين موضوع پرداخته، ولى آشكارا جرأت بيان مقصودش را نداشته، بلكه ]بيان[ خود را محدود به اشاراتى مبهم كرده است كه من ترديدى در توضيح دادن آنها ندارم، لذا اين موضوع را كاملاً روشن مى سازم.

سخنان ابن عزرا كه در تفسيرش بر سفر تثنيه موجود است، به شرح زير است:

«آن طرف اردن، و... اگر چنان باشد كه رمز دوازده را بدانى... علاوه موسى تورات را نوشته... در آن وقت كنعانيان در آن زمين بودند... در كوه خدا به او وحى مى شود... سپس تخت خواب او، تخت آهنين او را نظاره كن; بنابراين، تو اين حقيقت را خواهى دانست».

در اين چند كلمه او اشاره مى كند و همچنين نشان مى دهد كه نويسنده اسفار پنجگانه، موسى نبوده، بلكه شخص ديگرى بوده كه مدتهاى طولانى بعد از موسى مى زيسته است، و به علاوه، كتابى كه موسى نوشته، با كتابهاى باقى مانده تفاوت دارد.

به نظر من ابن عزرا براى اثبات اين ]مطلب[ به اين حقايق توجه داده است:

1. موسى نمى تواند نويسنده مقدمه سفر تثنيه باشد، چرا كه او هرگز از اردن عبور نكرده است[2]

2. همه كتاب موسى از آغاز تا انجام گرداگرد يك مذبح نوشته شده بود (سفر تثنيه 27:1 ـ 9،[4])

مذبحى كه بر طبق نظر ربيّان فقط مشتمل بر دوازده سنگ بوده است. بنابراين، كتاب موسى بايد بسيار كم حجم تر از اين اسفار پنجگانه بوده باشد. من فكر مى كنم مراد نويسنده (ابن عزرا) از رمز دوازده همين مطلب باشد. مگر اينكه او به دوازده نفرينى كه در باب 27 سفر تثنيه آمده، اشاره داشته باشد، كه به گمان او نمى توانسته جزء شريعت باشد; زيرا موسى لاويان را امر كرده است كه آنها ]نفرينها[ را بعد از نقل شريعت بخوانند و مردم را موظف به رعايت آن كرده است. و نيز ممكن است كه او آخرين باب سفر تثنيه را در نظر داشته است كه از رحلت موسى بحث مى كند و مشتمل بر دوازده آيه است; اما نيازى به توقف بيشتر در اين حدسيات و موارد مشابه آنها نيست.



3. در سفر تثنيه (31:9) اين عبارت آمده است: «و موسى اين تورات را نوشته» كلماتى كه نمى توان به موسى نسبت داد بلكه بايد از نويسنده ديگرى باشد كه اعمال و نوشته هاى موسى را حكايت مى كند.



4. در سفر پيدايش (12:6)، مورخ (راوى) بعد از نقل سير و سفر ابراهيم در سرزمين كنعان، مى افزايد: «و در آن وقت كنعانيان در آن زمين بودند»; بنابراين، او به وضوح، زمانى را كه ]اين قسمت را[ مى نوشته، مستثنا كرده است. لذا اين قسمت بايد بعد از رحلت موسى نوشته شده باشد، يعنى زمانى كه كنعانيان از اين زمين اخراج شده و ديگر مالك آن نبودند.

ابن عزرا در تفسيرش بر اين قسمت به مشكل زير اشاره دارد: «در آن وقت كنعانيان در آن زمين بودند» (يعنى) ظاهراً كنعان نوه نوح، اين زمين را كه نام او را بر خود دارد، از شخص ديگرى گرفته است. اگر اين معنى درست نباشد، پس در آنجا رمزى وجود دارد و بگذاريد كسى كه آن را مى فهمد ساكت بماند; يعنى اگر كنعان بر اين مناطق استيلا يافته است، معنى آن اين خواهد بود كه كنعانيان در آن هنگام در آن سرزمين بودند، در تمايز با زمانى كه اين سرزمين در دست ديگرى بوده است.

اما اگر همچنان كه از سفر پيدايش (10:19) استفاده مى شود، كنعان نخستين كسى باشد كه در اين منطقه ساكن شده، مراد راوى اين است كه وضع در زمان نويسنده بدين منوال نبوده است. بنابراين، راوى نمى تواند موسى باشد; براى اينكه در زمان او كنعانيان هنوز مالك اين مناطق بودند. اين رمزى است كه در باب آن، امر به سكوت شده است.



5. در سفر پيدايش (22:14) كوه موريا «كوه خدا» نامگذارى شده است، نامى كه بعد از ساختن معبد بزرگ به آن داده شده است; انتخاب اين كوه بعد از موسى بوده است; زيرا موسى به هيچ مكانى كه خدا انتخاب نموده باشد، اشاره نكرده، بلكه او خبر داده است كه خداوند در آينده مكانى را انتخاب مى كند كه نام او بر آن اطلاق شود.



6. نهايتاً ذكر مى كند كه در سفر تثنيه (3:11) در قسمت مربوط به عوج ملك باشان، اين جملات جالب توجه است:

«زيرا كه عوج ملك باشان از بقيه رفائيان تنها باقى مانده بود. اينك تخت خواب او تخت آهنين است. آيا آن در رَبَت بنى عمّون نيست و طولش نُه ذراع و عرضش چهار ذراع بر حسب ذراع آدمى مى باشد».

اين افزوده، به وضوح هرچه تمامتر نشان مى دهد كه نويسنده آن مدتهاى طولانى بعد از موسى مى زيسته است; زيرا اين نوع سخن گفتن را تنها كسى به كار مى گيرد كه درباره امورى كه مدت طولانى از آن گذشته است، بحث مى كند (نحوه سخن گفتن او از اشيا، به شيوه كسى است كه داستانهاى قديمى را بيان مى كند)، و به خاطر كسب اعتماد به آثار گذشته اشاره مى نمايد. علاوه بر اينكه بدون ترديد اولين كسى كه اين تخت را كشف كرد، داود بود كه بر شهر ربّه غلبه كرد (كتاب دوم سموئيل 12:28و29).[5]

دوباره، مورخ كمى بعد از اين عبارت، پس از ]نقل[ كلماتى از موسى، اين ]شرح[ را اضافه مى كند: «يائير بن منسى تمامى مرز و بوم ارجوب را تا حدّ جشوريان و معكيان گرفت و آنها را تا امروز به اسم خود باشان حوّوت يائير ناميد» (تثنيه 3:14). به نظر من اين قسمت براى توضيح كلمات موسى، كه قبل از آن آمده، به متن افزوده شده است (يعنى): «و بقيه جلعاد و تمامى باشان را كه مملكت عوج باشد، بنصف سبط منسى دادم; يعنى تمامى مرز و بوم ارجوب را با تمامى باشان كه زمين رفائيان ناميده مى شود» (سفر تثنيه 3:13). مسلماً عبريان زمان نويسنده، مناطقى را كه متعلق به قبيله يهودا بودهِ، را مى شناخته اند، اما آنها را به ]نامهاى [ارجوب يا زمين رفائيان نمى شناخته اند; لذا نويسنده مجبور شده است كه توضيح دهد اين امكنه كجا بوده و نام قديمى آنها چه بوده است و در همان زمان خاطر نشان كند كه چرا آنها در زمان نوشتن او، به نام «يائير» معروف بوده اند، شخصى كه از قبيله منسى است نه از قبيله يهودا.[7]

بنابراين، ما مراد ابن عزرا و همچنين آن بخشى از سفر تثنيه را كه براى اثبات عقيده اش ذكر كرده بود، روشن ساختيم.
پی نوشت

[1]. مصنف در فصل هفتم همين كتاب درباره مبانى و اصول شناخت كتاب مقدس بحث كرده است.

[2]. «اين است سخنانى كه موسى به آنطرف اردن در بيابان عربه مقابل سوف در ميان فاران و توفل و لابان و حفيروت و دى ذهب با تمامى اسرائيل گفت»; سفر تثنيه (1:1) و در عين حال در سفر تثنيه(31:2) آمده است كه «و خداوند به من گفته است كه از اين اردن عبور نخواهى كرد».

و اين يوشع جانشين حضرت موسى است كه به دستور خداوند از اردن عبور مى كند:

«و واقع شد بعد از وفات موسى بنده خداوند كه خداوند يوشع بن نون خادم موسى را خطاب كرده گفت موسى بنده من وفات يافته است پس الان برخيز و از اين اردن عبور كن...» صحيفه يوشع (1:1 و 2) و يوشع به اين خطاب لبيك گفت، لذا در صحيفه يوشع (3:1) آمده است:

«بامدادن يوشع بزودى برخاسته او و تمامى بنى اسرائيل از شطّيم روانه شده، به اردنّ آمدند و قبل از عبور كردن در آنجا منزل گرفتند». و همچنين ر. ك. صحيفه يوشع (3:9)

[3]. «و موسى و مشايخ اسرائيل قوم را امر فرموده گفتند: تمامى اوامرى را كه من امروز به شما مى فرمايم، نگاه داريد* و در روزى كه از اردن به زمينى كه يهوه خدايت به تو مى دهد، عبور كنيد. براى خود سنگهاى بزرگ برپا كرده، آنها را با گچ بمال و بر آنها تمامى كلمات اين شريعت را بنويس... و در آنجا مذبحى براى يهوه خدايت بنا كن و مذبح از سنگها باشد... و تمامى اين كلمات اين شريعت را بر آن به خط روشن بنويس».

[4]. در صحيفه يوشع آمده است كه به اين وصيت عمل كرده اند:

«در آنجا بر آن سنگها نسخه تورات را كه نوشته بود، به حضور بنى اسرائيل مرقوم ساخت...».

[5]. «و يو آب با ربّه بنى عمون جنگ كرده، شهر پادشاه نشين را گرفت * و يوآب قاصدان نزد داود فرستاده، گفت كه با ربّه جنگ كردم و شهر آبها را گرفتم * پس الان بقيه قوم را جمع كن و در برابر شهر اردو زده آن را بگير. مبادا من شهر را بگيرم و به اسم من ناميده شود * پس داود تمامى قوم را جمع كرده به ربّه رفت و با آن جنگ كرده آن را گرفت».

[6]. خلاصه اينكه عبارتى كه در توضيح كلام حضرت موسى آمده است، به وضوح از آن حضرت نيست، بلكه نويسنده براى توضيح مطلب، آن را از پيش خود افزوده است.

[7]. ر. ك: به كتاب اول تواريخ ايام 2:21و22.

پیشا پیش ار دوستان درخاست میشه که صبر کنند و بعد از پایان بحث اعلام نظر و سوالاتی که دارند را مطرح کنند/
از صبر شما تشکر میشود.
ادامه دارد...

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط aboutorab ، MoBaReZ
۴-۱۰-۱۳۹۶, ۰۷:۱۳ عصر
ارسال: #2
Information RE: مصنف واقعى اسفار پنجگانه
بسم الله الرحمن الرحیم
ادامه مطالب
اما ابن عزرا به تمامى نمونه‏ها حتى نمونه‏هاى اساسى توجه نکرده است و موارد مهمترى‏باقى مانده که قابل ذکر است؛ مثلا:
.1 نویسنده کتب مورد بحث تنها از موسى به عنوان سوم شخص سخن نمى‏گوید، بلکه‏همچنین به جزئیات بسیارى که مربوط به او مى‏شود، پرداخته است؛ براى نمونه:
«موسى با خدا سخن گفت» . (سفر خروج 33: 9) .
«و خداوند با موسى روبه رو سخن مى‏گفت...» (سفر خروج 33: 11) .
«موسى مرد بسیار حلیم بود بیشتر از جمیع مردمانیکه بر روى زمین‏اند» (سفراعداد 12: 3) .
«موسى بر رؤساى لشکر... غضبناک شد» (سفر اعداد 31: 14) .
«موسى مرد خدا...» (تثنیه 33: 1) .
«پس موسى بنده خداوند در آنجا به زمین موآب برحسب قول خداوند رحلت‏نمود» (سفر تثنیه 34: 6) .
«و پیامبرى مثل موسى تا در بنى اسرائیل برنخاسته است که خداوند او را روبه روشناخته باشد» (سفر تثنیه 36: 10) و نظایر آن؛ از طرف دیگر سفر تثنیه، که شریعتى را که موسى تشریح کرد و نوشت، دربردارد، سخن گفتن موسى و نقل افعال او را با ضمیر متکلم بیان مى‏کند :
«چنانکه خداوند به من گفته بود...» (سفر تثنیه 2: 1) «آنگاه خدا مرا خطاب کرده، گفت» (سفر تثنیه 2: 1و17) و نظایر آن.
«و نزد خداوند استدعا نموده، گفتم...» (سفر تثنیه 9: 26) و نظایر آن.
به جز در انتهاى این کتاب، آنجا که مورخ بعد از نقل عباراتى از موسى، دوباره از او به‏عنوان سوم شخص یاد مى‏کند و مى‏گوید که چگونه موسى این شریعت را که براى مردم درنوشته‏اى شرح داد، به ارث گذاشت (8) و دوباره آنها را پند و اندرز داد و اینکه چگونه عمرش رابه پایان رساند. همه این جزئیات، یعنى شیوه حکایت، شواهد و زمینه کل ماجرا به این‏نتیجه روشن منجر مى‏شود که شخص دیگرى این کتب را نوشته است و موسى نویسنده آنهانیست.
.2 همچنین باید خاطر نشان کرد که این تاریخ نه تنها نحوه مرگ موسى و تدفین او وسى روز عزادارى عبریان را حکایت مى‏کند، بلکه بالاتر، او را با تمامى پیامبرانى که بعد از اوآمده‏اند، مقایسه کرده و او را برتر از همه معرفى مى‏کند: «و پیامبرى تا به حال در اسرائیل‏برنخاسته است که خداوند او را روبه رو شناخته باشد» (سفر تثنیه 34: 10) . چنین شهادتى‏نمى‏تواند منسوب به موسى باشد، و حتى نمى‏تواند منسوب به کسى باشد که بلافاصله بعد ازموسى آمده است، بلکه کسى باید چنین شهادتى بدهد که قرنها بعد از او مى‏زیسته است، مخصوصا به عنوان مورخى که از گذشته سخن مى‏گوید: «و پیامبرى مثل موسى تا به حال دراسرائیل بر نخاسته است...» و درباره محل دفن او [آمده است: ] «و احدى قبر او را تا امروزندانسته است» (سفر تثنیه 34: 6) .
.3 باید توجه داشت که بعضى از مکانها یا نامهایى (در اسفار پنجگانه) یافت مى‏شوندکه در زمان موسى به این نامها مشهور نبوده‏اند، بلکه بعد از او به این نامها معروف شده‏اند . [مثلا در سفر پیدایش (14: 14) آمده است‏] : «ابراهیم دشمنان خود را تا «دان» تعقیب کرد» ، (9) نامى که مدتهاى طولانى بعد از مرگ یوشع بر این شهر نهاده شد. (10)
.4 داستانى که در سفر خروج آمده، تا بعد از مرگ موسى ادامه داشته است: «و بنى‏اسرائیل مدت چهل سال من را میخوردند تا به زمین آباد رسیدند؛ یعنى تا به سر حدکنعان داخل شدند، خوراک ایشان من بود» (سفر خروج 16: 35) ؛ به عبارت دیگر، تا زمانى که‏صحیفه یوشع (5 : 12) (11) به آن اشاره مى‏کند.
همچنین در (سفر پیدایش 36: 31) آمده‏است: «اینانند پادشاهانى که در زمین ادوم‏سلطنت کردند، قبل از آنکه پادشاهى بر بنى‏اسرائیل سلطنت کند» . بدون شک، این مورخ ازپادشاهان ادوم گزارش مى‏دهد، قبل از اینکه داود و قراولانش این ناحیه را اشغال کنند؛ چنانکه در کتاب دوم سموئیل (8: 14) (12) آمده است.
بنابر آنچه ذکر شد، از روز روشن تر است که موسى نویسنده اسفار پنجگانه نیست، بلکه‏شخص دیگرى است که مدتهاى طولانى بعد از او مى‏زیسته است. اکنون به کتبى که واقعاموسى نوشته است، نظر مى‏کنیم، کتبى که در اسفار پنجگانه ذکرى از آنها آمده است. آیا آنهابا اسفار پنجگانه اختلاف دارند؟ از سفر خروج (17: 14) (13) به دست مى‏آید که موسى به‏دستور خدا از جنگ با عمالقه گزارشى نوشت؛ [اما] در این سفر، از کتابى که گزارش مذکور رادر آن نوشته، نامى نیامده است، لکن در سفر اعداد (21: 14) (14) به کتابى تحت عنوان «جنگهاى خداوند» اشاره شده است و بدون شک جنگ با عمالقه و تمامى اعمال لشکر که بنابه نقل سفر اعداد (33: 2) (15) موسى آنها را نوشته است، در آنجا وجود دارد.
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
موضوع بسته شده 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

POWERED BY MyBB, © 1390-1396 گروه پیروان موعود
پشتیبانی و توسعه SaneCity