امامت بالاتر است یا نبوت
زمان کنونی: ۹-۱۵-۱۳۹۸, ۱۲:۵۵ عصر
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mahdy30na
آخرین ارسال: mahdy30na
پاسخ: 1
بازدید: 2131

ارسال پاسخ 
امامت بالاتر است یا نبوت
۷-۱۹-۱۳۹۲, ۰۷:۲۰ عصر
ارسال: #1
Information امامت بالاتر است یا نبوت
بسم الله الرحمن الرحیم
با توجه به آیه 124 سوره بقره، وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمين؛ مقام امامت بالاتر است یا نبوت؟ به چه دلیل؟

خداوند در قرآن از جعل و تشريع الهي امامت براي حضرت ابراهيم خبر مي دهد ، و اين جعل را به خود نسبت مي‌دهد ؛ به گونه‌اي كه در هيج جاي قرآن ديده نشده است كه امامت از مجراي انتخاب گزينش شود و اين جاي دقت و تأمل است كه قرآن امامت را بعد انجام آزمايش و امتحان مهم الهي براي ابراهيم جعل و قرارداده‌ است در صورتی كه در قرآن از مسائل كلي طرح مي‌گردد
اما اين نشان مي‌دهد كه امامت از چه جايگاه و اهميتي برخوردار بوده به موارد و مصداق تشريع و جعل هم تصريح كرده و مي‌فرمايد :
وَ إِذِ ابْتَلىَ إِبْرَاهِمَ رَبُّهُ بِكلَِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنىّ‏ِ جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَ مِن ذُرِّيَّتىِ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِى الظَّالِمِينَ . بقره/124.
و چون ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بيازمود ، و وى آن همه را به انجام رسانيد، [خدا به او] فرمود: «من تو را پيشواى مردم قرار دادم.» [ابراهيم‏] پرسيد: «از دودمانم [چطور]؟» فرمود: «پيمان من به بيدادگران نمى‏رسد.»
در مكتب تشيع ، امامت يكي از مناصب مهم الهي بوده كه خداوند بعد از اين كه حضرت ابراهيم به مقام نبوت رسيده بود او را به مقام نبوت برگزيده است ؛ لذا امامت يكي از اصول و اركان دين تلقي شده و مشروعيت آن به جعل و تشريع الهي است به گونه اي كه خداوند در اين آيه شريفه با اسم فاعل استناد آن را به خودش تصريح مي‌كند نظير آنچه كه خداوند در قرآن از جعل و نصب ، خلافت كليه انسان و نبوت خبر داده و تصريح مي‌كند كه مقام خلافت و نبوت مربوط به نظام تشريع و جعل الهي است .
در باره جعل وتشريع الهي نبوت مي فرمايد :
وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلاًّ جَعَلْنا نَبِيًّا . مريم / 49 .
ما اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم و هر يك را پيامبرى (بزرگ) قرار داديم‏ .
خداوند در باره جعل و قراردادن خلافت الهي در ذيل براي نوع انسان مي فرمايد :
إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَئكَةِ إِنىّ‏ِ جَاعِلٌ فىِ الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَ تجَْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنحَْنُ نُسَبِّحُ بحَِمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنىّ‏ِ أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ . بقره/ 30 .
و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: «من در زمين جانشينى خواهم گماشت»، [فرشتگان‏] گفتند: «آيا در آن كسى را مى‏گمارى كه در آن فساد انگيزد، و خونها بريزد؟ و حال آنكه ما با ستايش تو، [تو را] تنزيه مى‏كنيم و به تقديست مى‏پردازيم.» فرمود: «من چيزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد .
تلقي دوم ملائكه از اين كه خداوند فرمود : « من در زمين خليفه و جانيشين قرار مي‌دهم» . اين بوده كه خليفه خداوند بايد از عصمت و عدم هرگونه لغزش بر خوردار باشد و لذا گفتند : « أتجَْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ» .
آيا در آن كسى را مى‏گمارى كه در آن فساد انگيزد، و خونها بريزد.
و نيز در باره افرادي از بني اسرائيل كه از امتحانات سخت الهي سربلند بيرون آمده بودند ، تصريح مي‌كند كه من آن‌ها را به امامت منصوب كردم :
وَجَعَلْنَا مِنهُْمْ أَئمَّةً يهَْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبرَُواْ وَكَانُواْ بَِايَاتِنَا يُوقِنُون‏ . السجده / 24 .
و چون شكيبايى كردند و به آيات ما يقين داشتند ، برخى از آنان (بني اسرائيل) را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما [مردم را] هدايت مى‏كردند.
لذا از نظر قرآن خلافت ، نبوت و امامت در اين كه تابع نظام جعل و تشريع الهى است هيچ تفاوتي نداشته جز اين كه امامت عالي ترين مقام و منصب الهي بوده كه داراي شئون و مراتبي همچون رهبري سياسي و مرجعيت ديني و ولائي مي باشد كه اين شئونات در پيامبران الهي جز تعدادي محدودي از آن ها وجود ندارد ؛ لذا پيامبراني كه داراي مقام امامت نيز هستند با تشريع و جعل جداگانه‌اي به اين مقام الهي منصوب شده‌اند . همانند حضرت ابراهيم كه با حفظ مقام نبوت و بعد از آزمايش و امتحان سخت الهي با تشريع الهي به مقام امامت رسيد و فرمود :
َإِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتي‏ قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمين‏ . البقره / 124 .
(به خاطر آوريد) هنگامى كه خداوند، ابراهيم را با وسايل گوناگونى آزمود و او به خوبى از عهده اين آزمايش‌ها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم!» ابراهيم عرض كرد: «از دودمان من (نيز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمكاران نمى‏رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند، شايسته اين مقامند)»
البته اين كه نصب و جعل امام به دست خداوند است يا به انتخاب مردم ، بحث و بررسي مفصلي مي‌طلبيد كه در مجال ديگر بايد به آن پرداخته شود .
حال ، پرسشي كه براي بعضي از اهل سنت مطرح گرديده اين است كه : از كجاى آيه استفاده مى شود كه مجعول امامت است ؟ مجعول در اين آيه نبوت نيست ؛ بلكه مجعول امامت است .
براي پاسخ اين پرسش و تحليل آن ، لازم است كه محورهاي كليدي كه در اين آيه مطرح است مورد دقت و امعان نظر قرار گرفته و ديدگاه‌ها و مباني فريقين را در اين جا متذكر شويم تا با بررسي آن ديده شود كه مجعول در اين آيه امامت است يا رسالت .
عهد الهي :
در اين كه منظور از «عهد» در آيه مورد بحث چيست ؟
تفاسير و تعابير متفاوتي در بين مفسرين اهل سنت وجود دارد ؛ اما در عين حال آن ها به يك نتيجه گيري و جمع بندي نهائي نسبت به اين مسأله نرسيده‌اند ؛ مثلاً ماوردي شافعي در مقام بيان ديدگاهاي موجود در اين باره مي‌گويد :
وفي هذا العهد ، سبعة تأويلات : أحدها : أنه النبوة ، وهو قول السدي . والثاني : أنه الإمامة ، وهو قول مجاهد . والثالث : أنه الإيمان ، وهو قول قتادة . والرابع : أنه الرحمة ، وهو قول عطاء . والخامس : أنه دين الله وهو قول الضحاك . والسادس : أنه الجزاء والثواب . والسابع : أنه لا عهد عليك لظالم أنه تطيعه في ظلمة ، وهو قول ابن عباس .
در اين كه منظور از «عهد» در آيه چيست ، هفت تأويل وجود دارد از نظر بعضي ، مراد نبوت است كه اين نظر سدي است . برخي مراد از آن را امامت دانسته‌اند كه اين نظر مجاهد است . و برخي گفته‌اند كه منظور از آن ايمان مي‌باشد كه اين نظر قتادة است . وبرخي آن را رحمـت الهي مي‌دانند كه نظر عطا است . و بعضي دين خدا ميدانند و برخي ثواب و برخي ديگر مثل ابن عباس مي گويد : منظور اين است كه بر شما از ناحيه ظالم عهدي نيست تا براي او چيزي داده شود .
الماوردي البصري ، أبو الحسن علي بن محمد بن حبيب (متوفاي450هـ) ، النكت والعيون ، ج 1 ، ص 64 ، تحقيق : السيد ابن عبد المقصود بن عبد الرحيم ، ناشر : دار الكتب العلمية - بيروت ـ لبنان
و الزحيلي، وهبة ، تفسير المنير ، ، ج 1 ، ص 33 ، ناشر : دار الفكر ، ط . 8، 1426 ق .
فخررازي در باره اين كه منظور از عهد الهي چيست مي نويسد :
والمراد بهذا العهد إما عهد النبوة أو عهد الإمامة ، فإن كان المراد عهد النبوة وجب أن لا تثبت النبوة للظالمين ، وإن كان المراد عهد الإمامة وجب أن لا نثبت الإمامة للظالمين وإذا لم تثبت الإمامة للظالمين وجب أن لا تثبت النبوة للظالمين ، لأن كل نبي لا بد وأن يكون إماماً يؤتم به ويقتدى به . والآية على جميع التقديرات تدل على أن النبي لا يكون مذنباً .
منظور از عهد در اين آيه ممكن است كه عهد نبوت باشد در اين صورت معنايش اين است كه نبوت به ظالمين نمي رسد . ممكن است كه مراد عهد امامت باشد كه در اين صورت امامت براي ظالمين ثابت نمي‌گردد ، وقتي امامت براي ظالمين ثابت نگردد نبوت نيز ثابت نمي گردد ؛ زيرا هر نبي امام نيز هست . در نتيجه آيه در هر دو تقدير نفي گناه و معصيت از پيامبر مي كند .
فخر الدين محمد بن عمر التميمي الرازي الشافعي (متوفاي604هـ) ، التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب ، ج 3 ، ص 279 ، ناشر : دار الكتب العلمية ، بيروت ، 1421هـ ، 2000م ، الطبعة الأولى .
نقد وبررسي :
تفسيري اهل سنت از «عهد الهي» از چند جهت قابل بررسي و نقد مي باشد :
الف : براي تفسيري كه از «عهد الهي» كرده‌اند هيج دليل و مستند معقول ارائه نداده‌اند . گذشته از اين هیچ ارتباطي بين آن چه حضرت ابراهيم براي ذرّيه‌اش مي خواست و با آنچه خداوند از آن تعبير به عهد خود نموده است ندارد .
مثلاً چه ارتباطي بين امامت و بين ثواب وجود دارد و نيز چه تناسبي بين امامت و ايمان ذرّيه ابراهيم است ؟
ب : تفسيري ديگري كه اهل سنت از عهد نموده اند ، نبوت است . اگر اين تفسير را بپذيريم با چند سؤال اساسي مواجه مي‌شويم كه اهل سنت بايد پاسخگوي آن باشند :
1. اين مطلب را خود حضرت ابراهيم هم مي‌دانست كه نبوت به ظالمين نمي رسد ؛ چرا خداوند حكيم مطلبي را كه هيج ابهامي ندارد در جواب ابراهيم مي‌فرمايد ؛ در حالي كه خداوند مي‌داند كه اين مطلب براي ابراهيم پوشيده و مخفي نيست .
2 . اگرمراد از «عهد» در اين آيه نبوت بوده ، طبعاً مجعول در آيه « إِنِّي جاعِلُكَ» نبوت است ، حال سوال اين است كه جعل مجدد نبوت براي حضرت ابراهيم چه حكمت و فلسفه‌اي دارد؟
عدم سازگاري با قواعد عربي :
از نظر قواعد عربى ، اسم فاعل هيچ گاه به معناى گذشته عمل نمى كند ؛ بلكه به معناى حال يا آينده عمل مى كند .
رشيد شرتونى در باره شرائط عمل اسم فاعل مى‌نويسد :
اما اذا كان متعدّياً وهو بمعنى الحال او الاستقبال ، فانّه ينصب مفعوله ، نحو : «ان المجتهد محبُّ كتابة .
معلم رشيد الشرتونى، مبادى العربيّة ، مؤسسه انتشارات دار العلم، قم ، ط. 11/1428 هـ .

در حالى كه «اماماً» مفعول دوم عامل خودش در آيه «اني جاعلك...» مى باشد ؛ لذا «جاعل» در اين آيه به معناي حال مي باشد .
اين مطلب از طريق وحي به اطلاع ابراهيم رسيده است :
نكته ديگر اين كه جمله «انّى جاعلك...» به ابراهيم وعده مى دهد كه او را به مقام امامت برمى گزيند ; و خود اين وعده از طريق وحى به ابراهيم ابلاغ شده است . پس قبل از اين‌كه وعده امامت به ابراهيم برسد ، آن حضرت داراي عنوان پيامبري بوده و به او وحى مى شده است .
علامه طباطبائي رضوان الله تعالي عليه در اين باره مي‌نويسد :
قوله تعالى: إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً، أي مقتدى يقتدي بك الناس، و يتبعونك في أقوالك و أفعالك، فالإمام هو الذي يقتدي و يأتم به الناس، و لذلك ذكر عدة من المفسرين أن المراد به النبوة، لأن النبي يقتدي به أمته في دينهم، قال تعالى: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ، إِلَّا لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ»: النساء- 63، لكنه في غاية السقوط.
أما أولا: فلأن قوله: إِماماً، مفعول ثان لعامله الذي هو قوله:
جاعِلُكَ و اسم الفاعل لا يعمل إذا كان بمعنى الماضي، و إنما يعمل إذا كان بمعنى الحال أو الاستقبال فقوله، إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً، وعد له ع بالإمامة في ما سيأتي، مع أنه وحي لا يكون إلا مع نبوة، فقد كان (ع) نبيا قبل تقلده الإمامة، فليست الإمامة في الآية بمعنى النبوة (ذكره بعض المفسرين.)
و أما ثانيا: فلأنا بينا في صدر الكلام: أن قصة الإمامة، إنما كانت في أواخر عهد إبراهيم ع بعد مجي‏ء البشارة له بإسحق و إسماعيل، و إنما جاءت الملائكة بالبشارة في مسيرهم إلى قوم لوط و إهلاكهم، و قد كان إبراهيم حينئذ نبيا مرسلا، فقد كان نبيا قبل أن يكون إماما فإمامته غير نبوته.
الميزان في تفسير القرآن ، ج‏1 ، ص 271 .
(إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً) امام يعنى مقتدا و پيشوايى كه مردم به او اقتداء كرده و در گفتار و كردارش از او پيروي مي‌كنند ، و به همين جهت عده‏اى از مفسرين گفته‏اند : مراد از امامت همان نبوت است ؛ چون نبى نيز كسى است كه امتش در دين خود به وى اقتداء مي‌كنند ، هم چنان كه خداى تعالى فرموده:
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ ؛ ما هيچ پيامبرى نفرستاديم مگر براى اين كه باذن او پيروى شود)
لذا تفسيري كه از جعل در «اني جاعلك للناس اماماً» به نبوت شده ، به چند دليل معقول نيست :
1 . كلمه « اماما» مفعول دوم عامل خودش است و عاملش كلمه (جاعلك) است و اسم فاعل هيچ‌گاه به معناى گذشته باشد عمل نمي‌كند و مفعول نمى‏گيرد، وقتى عمل مي‌كند كه يا به معناى حال باشد و يا آينده .
بنا بر اين قاعده ، جمله «إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً» وعده‏اى است به ابراهيم عليه السلام كه در آينده او را به مقام امامت مي‌رساند و خود اين جمله و وعده از طريق وحى به ابراهيم عليه السلام ابلاغ شده است ؛ پس معلوم مى‏شود قبل از آن كه اين وعده به او برسد ، پيغمبر بوده كه اين وحى باو شده ؛ از اين رو ، به طور قطع امامتى كه بعدها به او ميدهند، غير نبوتى است كه در آن حال داشته، (اين جواب را بعضى ديگر از مفسرين نيز گفته‏اند).
2 . جريان امامت ابراهيم در اواخر عمر او و بعد از بشارت به اسحاق و اسماعيل بوده ، ملائكه وقتى اين بشارت را آوردند كه آمده بودند قوم لوط را هلاك كنند ، در سر راه خود سرى به ابراهيم عليه السلام زده‏اند و ابراهيم در آن موقع پيغمبرى بود مرسل ؛ پس معلوم مي‌شود قبل از امامت داراى نبوت بوده.
نتيجه :
بنا بر آن چه بيان شد ، مجعول در اين آيه امامت بوده نه نبوت . و حضرت ابراهيم عليه السلام در همان هنگام پيامبر بوده است ؛ زيرا اگر مراد از جعل در آيه اي « اني جاعلك للناس اماماً» نبوت بوده باشد، اين پرسش مطرح مى شود كه فلسفه جعل مجدد نبوت براي حضرت ابراهيم چيست ؟ آيا وجوب اطاعت مجدد ابراهيم عليه السلام را به مردم اعلان مى كند ؟ در حالي كه اين وجوب اطاعت با جعل نبوت ابراهيم در مرحله اوّل ثابت شده بود ، وقتي نبوت براي ابراهيم جعل گرديد از لازمه آن وجوب اطاعت و انقياد كامل از او است كه با جعل نبوت ثابت شده بود ، حال جعل دوم نبوت اگر باز هم به منظور اعلام وجوب اطاعت و پيروي باشد ، اين جعل نه بدون حكمت و فلسفه است و اين باحكمت خداوند متعال نمي‌سازد ؛ لذا مفسرين اهل سنت در اين جا با يك پرسش جدي مواجه هستند كه خداوند به ابراهيم بگويد : من تو را بعد از اين كه سال ها واجب الاطاعه بودى ، مطاع مردم خواهم كرد حكمت جعل مجدد نبوت هيج توجيه ندارد و دانشوران اهل سنت پاسخ اين سوال را تا كنون نداده‌اند .
به نقل از سایت ولی عصر عج

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط آیدا
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

POWERED BY MyBB, © 1390-1398 گروه پیروان موعود
پشتیبانی و توسعه SaneCity