همه چيز درباره نهم ربيع الاول
زمان کنونی: ۷-۲۳-۱۳۹۸, ۰۷:۲۴ صبح
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mahdy30na
آخرین ارسال: mahsa-alp
پاسخ: 7
بازدید: 5013

ارسال پاسخ 
همه چيز درباره نهم ربيع الاول
۱۰-۱۹-۱۳۹۲, ۰۵:۲۹ عصر
ارسال: #1
همه چيز درباره نهم ربيع الاول
بسم الله الرحمن الرحیم

بسمه و بذکر ولیه مولانا صاحب الزمان علیه السلام
امروزه ضمن برداشت هايي غير مستند از واژه تبرّي، اعمالي در جامعه اسلامي اتفاق مي افتد که بي شکّ مقبول امامان شيعه نيست و با سيره ي متعالي آنان در تضادّ است.در اين نوشتار برآنيم تا درباره ي
• تبرّي
• حديث رفع القلم و نهم ربيع الاول
• شخصيت ابولولو
• مجالس مربوط به نهم ربيع
• لزوم اتحاد و برادري
و ... مطالبي را يادآور شويم.
اميدواريم که از سيره حق خارج نشويم.
تبرّي يعني ؟
« تبري به دوري و جدا شدن از چيزي گفته مي شود که در نزديک شدن به آن کراهت است. »
و « ‌‌ ابراز برائت خداوند از کافران به معناي دور ساختن آن ها از رحمتش مي باشد. »
چرا تبري ؟
اگر تبري از دشمنان خدا وجود نداشته باشد، مرزهاي دوستي و دشمني به هم مي‌ريزد و حق و باطل در هم مي‌آميزد . اگر ظالم، مطرود نگردد، اگر گمراهي نكوهيده نشود، اگر بد كاران مورد عداوت قرار نگيرند، تباهي نهادينه مي‌شود؛ فساد مقبول مي‌گردد و تبه كاران بي‌پروا مي‌شوند.
برائت يعني؛ حق و ديگر هيچ، برائت يعني دشمني با دشمنان خدا.
تبري نجستن از دشمنان، عامل هم‌گرايي، تقليد، تشبه و هضم شدن در فرهنگ دشمن مي‌شود.
مرزهاي اعتقادي را بايد توان‌مند‌تر از مرزهاي جغرافيايي، پاس داشت.
در اين باره، آيات و روايات فراواني وارد شده است هم چون: جامعه‌اي نخواهي يافت كه به خدا و روز رستاخيز ايمان داشته باشد و با دشمنان خدا و رسول، دوستي كنند. بي‌ترديد چنين كساني تبري قلبي ندارند.
امام رضا ( عليه السلام ) مي فرمايند :
کمال و نهايت دين در ولايت ما و برائت از دشمنان ماست.
ديگر اينكه شخصي به امام صادق عليه السلام عرضه داشت : همانا شخصي است که محبت شما را در دل دارد اما در برائت از دشمنان شما ضعيف است.
امام صادق عليه السلام در پاسخ فرمودند: دروغ ميگويد کسي که گمان مي کند دوستدار ماست اما از دشمنان ما برائت نمي جويد.
[b]تبرّي ، بدون شناخت ؟!
تبرّي دو مرحله دارد :
1- شناخت حق و باطل
2- دوري جستن و فاصله گرفتن از باطل
وقتي حارث بن حوط در جنگ به علي ( عليه السلام ) مي گويد: از نظر من طلحه و زبير و عايشه بر حق هستن.
حضرت علي ( عليه السلام ) مي فرمايد: اي حارث به راستي تو حق را نشناختي تا بتواني اهلش را بشناسي و همين طور باطل را نشناختي تا اهلش را بشناسي »
شيوه هاي تبري
الف) قلبي
قلب انسان كانون تمايلات، مهرورزي‌ها و كينه‌توزي‌ها و محل بروز گرايش‌هاست؛ از اين رو تبري قلبي نقشي سرنوشت ساز در زندگي انسان‌ها دارد. بايد به دشمنان خداوند متعال دل نبست و از آنان نفرت داشت بايد به دشمنان اولياي خداوند مهر نورزيد و از آنان در دل بغض داشت .
ب) زباني
بايد با زبان از دشمنان خداوند و از دشمنان اولياي او تبري جست. البته نه با فحش و ركيك گويي و ياوه پردازي كه دين ما با هرزه گويي و هرزه گرايي سر ستيز دارد.
قرآن كريم مي‌گويد: معبودهاي مشركان را دشنام نگوييد، چون ممكن است كه آن‌ها هم از روي جهل، خدا را كه معبود شماست، دشنام گويند. گفته‌اند كه مسلمانان بت‌هاي مشركان را دشنام مي‌دادند، خدا آنان را از اين كار نهي كرد؛ مبادا كه آن‌ها خدا را از روي جهالت، ناسزا گويند.
دشنام در اثر نبودن منطق و در اثر زبوني است؛ پس لازم است افراد، تا آن جا كه مي‌توانند، طرف مقابل خود را با منطقي شايسته و بياني استوار، قانع سازند.
ج) عملي
ما بايد هم در دل و هم در زبان و هم در عمل، تبري داشته باشيم .
تبري در عمل جلوه‌هاي گوناگوني دارد:
يكي از ‌آن‌ها نداشتن تشبه به كفار است. اين كه تشبه به كفار را ناروا دانسته‌اند، براي تبري عملي و حفظ هويت ديني است. سيد كاظم يزدي(رحمة الله علیه) زماني كه فرهنگ غرب هجوم آورده‌ بود، كلاه ايتاليايي را حرام كرد.
اميرالمؤمنين(عليه‌السلام) درباره تشبه، جمله زيبايي دارند كه بسيار درس آموز است. حضرت مي‌فرمايند: اگر شما بردبار نيستيد، خود را شبيه بردباران سازيد. شيوه بردباران را پيشه كنيد. و بعد فرمودند: اندك است كسي كه به جامعه‌اي شباهت پيدا كند، مگر اين كه به زودي از آنان مي‌شود.
يكي ديگر از نمونه‌هاي عملي نداشتن تبري است. نجس دانستن مشركان از ديگر تبلور‌هاي برائت عملي است.
مجاز نبودن ازدواج با آنان نيز اين مرز جدايي را مستحكم‌تر مي‌كند.
مباح نبودن ذبيحه آنان، علاوه بر پاسداري از مرزهاي اعتقادي، از توان اقتصادي آنان مي‌كاهد.
دو گزارش از خسارت هايي كه نتيجه جهالت ها است
قبل از پرداختن به حديث معروف رفع القلم ، لازم است دو جريان را براي شما عزيزان نقل كنيم، تا هدف نويسندگان اين مقاله كمي روشن شود .
حقيقت اين است كه ما فقط و فقط به خاطر خشنودي دل فاطمه زهرا (سلام ا... عليها) اقدام به تهيه اين مقاله كرديم و دليل پرداختن به اين موضوع هم زيان هايي است كه از روي جهالت به مكتب اسلام وارد شده است و موجب مي شود بعضي از دوستداران فاطمه زهرا (سلام ا... عليها ) در ديگر كشور ها يا در نقاطي كه اكثريت با اهل سنت است ، سختي هاي فراوان را تحمل كنند .
گزارش اول :
شما عمرکشون کنيد ماهم ...
آيت الله مظاهري مي فرمايد: « من کفايه و مکاسب را پيش آيت الله مرعشي گذراندم. يک روز ايشان تعريف مي کردند:
پدرم از علماي نجف بود. شاگردي سني مذهب داشت. بالاخره اين شاگرد پس از اتمام درسش به محل سکونتش برگشت. او اهل کرمانشاه بود. بعدها که پدرم عازم ايران بود در کرمانشاه توقف کرد. پدرم گفت: قافله ما غروب رسيد کرمانشاه. وحشت کرده بودم، چون آن زمان وضع کرمانشاه و کردستان روي قاعده شيعه و سني گري خيلي بد بود. اتفاقا آن شاگرد سني را ديدم. مرا با خود به خانه اش برد. خيلي هم پذيرايي کرد. آخر شب بهم گفت: آقا ما جلسه اي داريم شما هم بياييد برويم. پدر مي گويد: مرا بردند آن جلسه. ديدم آن سيبيل گنده ها دارند مي آيند. تعجب کردم چه خبراست؟ ترسيده بودم. يک وقت ديدم يک جواني زير غل و زنجير آوردند. يک سفره چرمي هم پهن کردند، اورا نشاندند روي سفره، يک کسي با يک ضربت گردن آن جوان را زد. غل و زنجير را باز کردند، او هي دست وپا مي زد، آن ها هم قاه قاه مي خنديدند.
پدرم گفت: من بيهوش شدم. کم کم مرا بهوش آوردند. گمان کرده بودند منم شيعه هستم و مي خواستند مرا نيز بکشند. شاگردم بهشان گفت: نه بابا ايشان استاد من است، ايشان از آن سني هاي داغ است.
بالاخره مرا نجات داد. در خانه بهم گفت: اقا من سني ام اما مريد شما هستم. نمي خواستم ناراحتتان کنم. اما شما را بردم آنجا تا يک پيام به علماي نجف بدهيد و آن اينکه شما عمرکشون راه بيندازيد ما هم اينجور مي کنيم. ما رسممان اين است، يک شيعه را يک جا پيدا کنيم زنداني اش مي کنيم تا شب چهارشنبه. در آن شب جمع مي شويم براي رضايت خدا، قربة الي الله آن شيعه را مي آوريم و اين بلا را که ديدي به سرش مي آوريم.
گزارش دوم :
بي بصيرتي ما، کشته شدن ديگران
گاهي افراد بدون توجه به شرايط کنوني محيط خود و ديگران بي پروا شروع به لعن کردن مي کنند. اينگونه رفتارهاي عوامانه باعث به خطر افتادن جان بسياري از افراد شده است. داستان زير فقط يک نمونه از آن ها را بيان مي کند.
سال 1328 هـ .ق، به روايت مجله « درة النجف »
عرض حال يکي از پيشوايان جعفري مذهبان بخارا به مقام منيع رياست روحاني اسلام در نجف اشرف ( سلام الله علي من دفن فيها )
بسم الله الرحمن الرحيم
« به عرض حضور مبارک حجت الاسلام و المسلمين آيت الله في العالمين (متعنا الله بطول بقائه ) مي رساند:
... لابد اخبارات اينجانب به سمع مبارک رسيده است که اهل عامه ( اهل سنت ) حکم به کفر و امر به قتل و غارت ما دادند، طائفه مردان و زنان و اطفال صغار را کشتند، حتي زن حامله را در ميان عام شکمش را دريده و جنين هشت ماهه را بيرون آورده و پاره پاره نموده اند بعضي از دخترها را به کنيزي بردند. و دکاکين و خانه هاي ما را غارت نمودند، در ميان کوچه و بازار دشنام دادند و تهمت ها بستند،الي الان هم فارق از بليه نيستيم، بعد از اين هم معلوم نيست که حال ما چگونه خواهد شد، سبب اين گونه صدمات به ما از بي تقيه گي مصنفان و مولفان و نويسندگان چاپ خانه ها مي باشد. توقع از ارباب نوع، اين که امر بفرمايند تا لعن و طعنه را از کتب بردارند و بعد چيزي که باعث بر اين گونه صدمات و ابتلائات مي شود، ننويسند. »
ضمنا بايد توجه كرد كه اين حوادث در زماني رخ داده است كه خطر فتنه گري و لجن پراکني رسانه هاي جمعي تحت تسخير غرب و وارثان خاندان اميّه عربستان وجود نداشته! و فقط خبر برگزاري چنين جلساتي انتقال مي يافته است .
9 ربيع يا 26 ذي الحجة؟
بسياري از بزرگان شيعه براين اتفاق نظر دارند که تاريخ قتل خليفه دوم 26 يا 29 ذي الحجة سال 23 هـ .ق است.
شيخ مفيد در کتاب « مسار الشيعه » آورده است:
« در روز بيست و ششم ذي الحجة سال 23 هجري عمر بن خطاب مجروح گرديد و در بيست ونهم ماه درگذشت . »
هم چنين ابن ادريس حلي در كتاب معروفي به نام سرائر آورده است:
« بايد دانست که قتل خليفه دوم در 26 ذي الحجة سال 23 هـ .ق واقع شده است و اين مطلبي است که صاحبان کتاب هاي « قره »، « معجم »، « طبقات »، « مسار الشيعه »، و سيد بن طاووس بر آن تصريح نموده اند بلکه اجماع شيعه و اهل تسنن نيز براين است . »
سيد بن طاووس در كتاب اقبال الاعمال نوشته است : در رابطه با روز نهم ربيع الاول ، روايتي عظيم الشان نقل شده است و برخي از برادران امامي غير عربما در اين روز بسيار اظهار خوشحالي نموده و قائلند كه اين روز ، روز هلاكت شخصي است كه به خدا و رسول ( صلي ا... عليه و اله ) اهانت كرده و دشمني مي ورزيد ؛
ولي من با وجود تفحص در كتب ، تاكنون روايتي موافق با اين روايت نيافته ام .
ادامه دارد...
تهيه شده در واحد پژوهش مدرسه علميه حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف)مشهد مقدس
[/b]


امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط MYNK ، Genius 121 ، zmkawsar ، خادم المهدی عج
۱۰-۱۹-۱۳۹۲, ۱۱:۱۳ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۰-۱۹-۱۳۹۲ ۱۱:۱۳ عصر، توسط mahdy30na.)
ارسال: #2
RE: همه چيز درباره نهم ربيع الاول
بسم الله الرحمن الرحیم
حديث رفع القلم

تاريخ 9 ربيع براي قتل خليفه دوم، از حديث مشهور رفع القلم سرچشمه مي گيرد.
در مورد نهم ربيع الاول روايتي که علامه مجلسي رحمه الله عليه نقل فرموده اند ذکر مي کنيم:

" روايت شده که محمد بن ابي العلاء همداني و يحيي بن محمد جريح بغدادي گفته اند که روزي ما در باب قتل ابن خطاب منازعه کرديم و رفتيم در شهر قم به نزد احمد بن اسحاق قمي که از اصحاب امام هادي (عليه السلام) بود . وقتي درب خانه وي را کوبيديم دختري عراقيه اي بيرون آمد سراغ احمد را از او گرفتيم. گفت: او امروز مشغول اعمال عيد است و آن روز نهم ربيع الاول بود.

گفتم: سبحان الله عيدهاي مومنان چهارتاست : عيد فطر -اضحي-غدير و جمعه.
دختر گفت : احمد بن اسحاق از امام علي النقي روايت ميکند امروز روز عيد است و بهترين عيدها نزد اهل بيت عليهم السلام و شيعيان ايشان به حساب مي آيد. ماگفتيم اجازه بگير تا به نزد او بياييم ... گفت: الان از غسل عيد فارغ شدم.
گفتيم: مگر امروز عيد است؟
گفت: بلي و ما را به داخل خانه خود آورد و بر روي کرسي نشانيد و
چنين گفت: روزي با جمعي از برادران خود به حضور مولاي خود امام هادي (عليه السلام) مشرف شديم در سامرا در مثل اين روز (نهم ربيع) که شما به نزد من آمده ايد...ديديم آن حضرت مجلس خود را آراسته و مجمره در پيش خود گذاشته
است. و به دست مبارک خود عود در آن مجمره مي اندازد و مجلس خود را مزين گردانيده است و بر غلامان و خدمتگزاران خود جامه هاي فاخر پوشانيده. عرض کرديم: يابن رسول الله آيا براي اهل بيت عليهم السلام امروز شادماني تازه رخ داده است ؟

حضرت فرمود: کدام روز حرمتش از اين روز نزد اهل بيت عظيم تر است؟ به درستي که خبر داد مرا پدرم که حذيفه بن يمان در روز نهم ربيع الاول خدمت جدم حضرت رسول خدا رسيد.

حذيفه گفت: حضرت علي و حسنين عليهم السلام را ديدم که با حضرت رسول غذا ميل مي فرمودند و آن حضرت به روي ايشان تبسم مي نمود و به حسنين عليهم السلام ميفرمود:
بخوريد! گوارا باد از براي شما برکت و سعادت اين روز به درستي که اين روز روزي است که حق تعالي در اين روز دشمن خود و دشمن شما را هلاک ميفرمايد ودر اين روز دعاي مادر شما را مستجاب ميگرداند.
بخوريد! که اين روز روزي ايست که حق تعالي در اين روز اعمال محبان و شيعيان شما را قبول ميفرمايد.
بخوريد! که اين روز ظاهر ميشود درستي گفته خدا که ميفرمايد: " فَتِلکَ بُيوتُهُم خاوِيَهٌ بِما ظَلَمُوا ". [ اين است خانه هاي ايشان که خالي گرديده به سبب ستمهايشان ]
بخوريد! که اين روزي است که که در اين روز شوکت دشمنان جد شما و ياري کننده دشمن شما شکسته ميشود…
حذيفه گفت که من عرض کردم: يا رسول الله آيا در ميان امت تو کسي خواهد بود که اين حرمتها و قداستها را بشکند.
حضرت فرمود: اي حذيفه بتي از منافقان بر ايشان سر کرده خواهد شد و در ميان ايشان ادعاي رياست خواهد کرد و مردم را به سوي خود دعوت خواهد کرد و تازيانه ظلم و ستم را بر دوش خود کشيده و مردم را از راه خدا منع خواهد کرد. کتاب خدا را تحريف خواهد نمود. سنت مرا تغيير خواهد داد و ميراث فرزند مرا متصرف خواهد شد ، خود را پيشواي مردم خواهد خواند. بر وصي من علي بن ابيطالب عليه السلام امتياز طلبي خواهد کرد و اموال خدا را به ناحق بر خود حلال و در غير طاعت خدا صرف خواهد کرد و من و برادر من و وزير من علي عليه السلام را به دروغ گويي متهم و دختر مرا از حق خود محروم خواهد کرد. پس دخترم او را نفرين خواهد کرد و حق تعالي نفرين او را در اين روز مستجاب خواهد نمود.

حذيفه عرض کرد: يا رسول الله چرا دعا نميکنيد حق تعالي او را در حيات شما هلاک گرداند؟ حضرت فرمود: اي حذيفه دوست ندارم جرات کنم بر قضاي خدا و از اوتغيير امري را طلب نمايم که در علم او گذشته است. وليکن از حق تعالي استدعا نمودم فضيلت دهد از سائر روزها آن روزي را که در آن روز او به جهنم مي رود تا آن که احترام آن روز در ميان دوستان و شيعيان اهل بيت من سنت گردد پس حق تعالي وحي کرد به سوي من که:

اي محمد در علم سابق من گذشته است که دچار آيد تو و اهل بيت تو را محنت هاي دنيا و بلاها و ستمهاي منافقان و غضب کنندگان از بندگان من. آن منافقاني که تو براي آنها خيرخواهي کردي ولي به تو خيانت کردند. تو به ايشان راستي کردي و آنها با تو مکر کردند. تو با آنها صاف بودي و آنها دشمني تو را به دل گرفتند و تو خشنودشان ساختي ولي تو را تکذيب کردند و تو آنها را برگزيدي ولي تو را در گرفتاري ها تنها گذاشتند و سوگند ياد ميکنم به حول و قوه و پادشاهي خود که البته به روي کسي که غصب کند حق علي عليه السلام را که وصي توست بعد از تو هزار درب از پست ترين طبقه هاي جهنم را بگشايم که آن را فيلوق مي گويند و او و اصحاب او را در قعر جهنم جاي دهم
به درستي امر کرده ام ملائکه هفت آسمان خود را که براي شيعيان و محبان دين شما عيد بگرداند در اين روز ... و امر کرده ام ملائکه نويسندگان اعمال را تا سه روز قلم از جرائم مردم بردارند و ننويسند گناهان ايشان را براي احترام کرامت تو و وصي تو.
اي محمد! اين روز را عيد گردانيدم براي تو و اهل بيت تو و براي هر که تابع ايشان است از مومنان و شيعيان و سوگند ياد ميکنم به عزت جلال علو منزلت و مکان خود کسي که اين روز را عيد کند از براي من. ثواب آنها که دور عرش احاطه کرده اند به او عطا کنم...
حذيفه گفت: پس رسول خدا برخواست و به خانه ام سلمه رفت و من برگشتم ... تا آنکه بعداز رسول خدا ديدم که چه فتنه ها برانگيخت....پس حق تعالي دعاي دختر پيغمبر خود را در حق آن منافق مستجاب گردانيد و قتل او را بر دست کشنده او جاري ساخت. من به خدمت حضرت اميرالمومنين رسيدم تا آن حضرت را تهنيت و مبارک باد گويم که آن منافق کشته شد و به عذاب حقتعالي واصل گرديد. چون حضرت مرا ديد فرمود: اي حديفه: آيا به ياد داري آن روزي را که آمدي به نزد سيد من رسول خدا من و دو سبط او حسنين عليهم السلام نزد او بوديم و با او غذا ميخورديم ايشان تو را بر فضيلت اين روز آگاه ساخت. عرض کردم: بلي اي برادر رسول خدا.
حضرت فرمود: به خدا سوگند اين روز روزي است که حقتعالي در آن ديده آل رسول را روشن گردانيد و من براي اين روز هفتاد و دونام ميدانم. حذيفه عرض کرد: يا اميرالمومنين! ميخواهم اين نام ها را از شما بشنوم.
حضرت فرمود: روز غدير ثاني است ، روز عافيت است ، روز بركت است ، روز عيد الله الاكبر است ، روز مستجاب شدن دعا است ، روز موقف اعظم است ، روز توبه است ، روز فطر دوم است ، روز عيد اهل بيت است، اين روز روز استراحت مؤمنان است ، روز زايل شدن كرب و غم است ...
حذيفه گويد: سپس از خدمت اميرالمومنين برخواستم.
پس محمد و يحيي [راويان اين حديث] گفتند: چون اين حديث را از احمد بن اسحاق شنيديم هر يک برخواستيم و سر او را بوسيديم و گفتيم: حمد و شکر ميکنيم خداوندي را که برانگيخت تو را از براي ما تا فضيلت اين روز را به ما برساني پس به خانه هاي خود برگشتيم و اين روز را عيد گرفتيم.
ادامه دارد...

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط Genius 121 ، خادم المهدی عج
۱۰-۲۰-۱۳۹۲, ۱۰:۱۱ صبح
ارسال: #3
RE: همه چيز درباره نهم ربيع الاول
بسم الله الرحمن الرحیم
حديث رفع القلم بهانه اي براي گناه

در بخشي از اين حديث آمده که خداوند در اين روز هيچ گناهي را براي بندگان ثبت نمي کند، و شيعيان براي انجام هر گناهي دستشان باز است.
وقتي ما به بررسي منبع حديث و هم چنين راويان و اسناد روايت آن حديث پرداختيم، دريافتيم که نام بسياري از راويان در کتب حديثي ذکر نشده است و افراد قابل اعتمادي نيستند.
از طرفي متن خود روايت با آيات قرآن تناقض آشکاري دارد.

مثلا در ابتداي حديث آمده است:

« و أَمَرتُ الکِرامَ الکاتبين أن يَرفعوا القلمَ عن الخلقِ کلّهم ثلاثة أيامٍ من ذلک اليوم و لاأَکتبُ عليهم شيئاً من خطاياهم کرامة لک و لوصيک . { به فرشتگان نويسنده ي اعمال، دستور دادم به مدت سه روز قلم را از همه ي مردم بردارند و چيزي از گناهان آنان را ننويسند..
اشکالات وارد بر حديث:

1- مخالفت با قوانين و سنن الهي
خداوند در سوره زلزال مي فرمايد: « فمن يعمل مثقال ذرة خيراً يره و من يعمل مثقال ذرة شراً يره { پس هرکس به اندازه ي ذره اي خوبي کند آن را خواهد ديد و هرکس به اندازه ي ذره اي شر انجام دهد آنرا مي بيند.} »

2- تناقض با ديگر سخنان أئمه
در حاليکه آن بزرگواران در ديگر سخنانشان اين طور مي فرمايند: « ما من نکبةٍ تصيب العبد الا بذنب. { هيچ زشتي به بنده نمي رسد مگر به خاطر گناه.} »

و يا اينکه مي فرمايند: « لاتنال ولايتنا الا بالعمل و الورع. { به ولايت ما نتوان رسيد جز با اعمال نيک و پرهيزکاري و دوري از گناه.} »

3- اختلاف هاي زيادي بين نقل هاي مختلف اين روايت وجود دارد از جمله اينکه اسحاق در کتاب « مختصر » به نقل روايت امام هادي ( عليه السلام ) مي پردازد ولي در کتاب « انوار نعمانيه » آن را از امام حسن عسکري ( عليه السلام ) روايت مي کند.

اگر اين حرف هم روايت بود ...

طي استفتايي كه از آيت ا... مكارم شيرازي شده است ايشان سند اين حديث را غير قابل قبول خواندند .
در مورد حديث رفع القلم که ذيلا به آن اشاره مى شود:

«وَ اَمَرْتُ الْکِرامَ الْکاتِبينَ اَنْ يَرْفَعُوا الْقَلَمَ عَنِ الْخَلْقِ کُلِّهِمْ ثَلاثَةَ اَيّام مِنْ ذلِکَ الْيَوْمِ، وَ لا اَکْتُبُ عَلَيْهِمْ شَيْئَاً مِنْ خَطا يا هُمْ کَرامَةً لَکَ وَ لِوَصِيِّکَ»

شما در بخش گناهان اعلام کرده ايد که از لحاظ سند مشکل دارد ميخواستم در خواست کنم در صورت امکان بيشتر و با مدارک توضيح بفرماييد چون متاسفانه بعضي از دوستان اينجانب به شدت درگير اين ماجرا هستند و معتقد به آن !
اين مسأله از واضحات است که هر حديثي بر خلاف قرآن باشد غير قابل قبول است بنابراين اگر حديثي اجازه ارتکاب گناهان را بدهد بايد آن را کنار انداخت خود امامان اين دستور را به ما داده اند.
ادامه دارد...

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط خادم المهدی عج
۱۰-۲۰-۱۳۹۲, ۰۳:۳۶ عصر
ارسال: #4
RE: همه چيز درباره نهم ربيع الاول
بسم الله الرحمن الرحیم
شخصيت ابولولو

داستان هايي خرافي در مورد اين شخصيت نقل مي کنند. از جمله:

« ابولولو به حضرت علي ( عليه السلام ) مي گويد: مي خواهم خليفه را بکشم و حضرت او را تشويق مي کنند. او نيز اين کار را مي کند و خليفه را در آسياب مي کشد و همانجا مي گذارد و به حضرت پناهنده مي شود. حضرت او را مخفي مي کنند سپس از سکويي که روي آن نشسته بودند بر سکويي ديگر مي نشينند وقتي ماموران مي آيند و در مورد ابولولو از حضرت سوال مي کنند؛ حضرت مي فرمايند: من از وقتي روي اين سکو نشسته ام او را نديدم »
در همان شب علي ( عليه السلام ) ابولولو را سوار بر اسب به کاشان مي فرستد و نامه اي را به او مي دهد تا آن را به رئيس شهر کاشان بدهد و در نامه مي نويسند: که هنگاميکه نامه من به تو رسيد دخترت را به عقد ابولولو درآور ...
آن دختر به نام صفيه در همان شب از ابولولو آبستن مي شود و صبح آن شب بچه اي يک ساله به دنيا مي آورد. بدين ترتيب وقتي ماموران خليفه به کاشان مي رسند به او شک نمي کنند و فکر مي کنند که او يک ابولولويِ ديگري است. »
واضح است که اينگونه داستان ها کار دشمن است. تا اسلام را ديني خرافي جلوه دهد.
و اگر به سند بعضي از اين داستان ها مراجعه شود خواهيم ديد كه ساخته شده چند قرن اخير هستند .

آيا او پيرو علي بود؟

به دو دليل مي گويند ابولولو شيعه بوده است:
1- حديث رفع القلم: مي گويند چون در اين روايت با عبارت « رحمة الله علي قاتله » براي وي طلب رحمت شده است پس او شيعه است.
همانطور که ذکر شد اين حديث از جهت سند و متن روايت صحيح نمي باشد. پس اين دليل پذيرفته نيست.
2- استناد به دو حديثي که در دو کتاب « الهداية الکبري » و « مشارق انوار اليقين » از قول امام علي ( عليه السلام ) نقل شده است.
متن حديث: ( خطاب به عمر بن خطاب ) تو را مي بينم که در دنيا به جراحت ابن عبدأمّ معمّر ( ابولولو ) به جهت ظلمي که بر او نموده بودي کشته مي شوي پس او توفيق کشتن تو را پيدا مي کند و به خدا قسم بر خلاف ميل تو داخل بهشت مي شود. »
دراين باره بايد گفت: نويسنده ي کتاب اول شخصي است به نام « حسين بن حمدان خصيبي جنبلاني ( 358 هـ .ق ) است. اکثر قريب به اتفاق دانشمندان علم رجال شيعه اين شخص را فاسد و غير معتبر معرفي کردند و حتي اگر روايات او صحيح السند باشد به او اعتماد نمي کنند.
نويسنده کتاب دوم نيز معروف به غلوّ و بزرگنمايي است و تقريبا تمامي شيعيان بعد از او، کتابش را قبول ندارند.
ادامه دارد...

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط zmkawsar ، خادم المهدی عج
۱۰-۲۰-۱۳۹۲, ۰۶:۳۴ عصر
ارسال: #5
RE: همه چيز درباره نهم ربيع الاول
بسم الله الرحمن الرحیم
دوستانی که میال هستن بحث رو دنبال کنن
ان لینک اینفو گرافی این بحث هست
[تصویر:  9RABI.jpg]
تصویر با حجم 3 مگ

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط zmkawsar ، خادم المهدی عج
۱۱-۱۲-۱۳۹۳, ۰۴:۱۸ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۱-۱۲-۱۳۹۳ ۰۴:۲۰ عصر، توسط mahdy30na.)
ارسال: #6
RE: همه چيز درباره نهم ربيع الاول
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
دوستان خسته مباشید
یکم دیره اما خودم تازه برخوردم بهش گفتم در اختیاز شما هم باشه.
امیدوارم مفید فایده باشه برای شما.
این مقاله تقدیم جویندگان راه پژوهش
تأملاتی تاریخی درباره نهم ربیع ( تو نور مگز بزنین میاد - اینجا نشد لینشو بزنم نمیدونم چرا راه نداد)
نویسنده: نجفی،مسلم؛ وکیلی،هادی؛
مجله: تاریخ و فرهنگ » پاییز و زمستان 1389 - شماره 85/4 (علمی-پژوهشی)

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط نگار 24 ، خادم المهدی عج
۱۱-۱-۱۳۹۴, ۱۰:۱۶ صبح
ارسال: #7
RE: همه چيز درباره نهم ربيع الاول
عالی بود ممنونم



بهینه سازی سایت
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

POWERED BY MyBB, © 1390-1398 گروه پیروان موعود
پشتیبانی و توسعه SaneCity