دعا و شرایط استجابت آن از نظر کتاب و سنت
زمان کنونی: ۹-۱-۱۳۹۸, ۰۳:۵۹ صبح
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mahdy30na
آخرین ارسال: mahdy30na
پاسخ: 8
بازدید: 4991

ارسال پاسخ 
دعا و شرایط استجابت آن از نظر کتاب و سنت
۵-۲۷-۱۳۹۳, ۱۰:۴۳ عصر
ارسال: #1
Information دعا و شرایط استجابت آن از نظر کتاب و سنت
[تصویر:  81456504639948755461.png]
[تصویر:  tumblr_loertomx091qdvvv1o1_500-500x330.jpg]

دعا و شرایط استجابت آن از نظر کتاب و سنت
مقدمه:
  • ماه رمضان ماهی است که دریچه های آسمان گشوده می شود. باران رحمت واسعه الهی ریزش نموده و خاص و عام را فرا می گیرد.
  • ماه رمضان ماهی است که انسان های با ایمان با تدارک و فراهم نمودن تمهیداتی در خورد و خوراک خود می کوشند تا آسودگی و فراغتی را برای خود فراهم نمایند تا در سایه آن با توفیقات الهی، به تلاوت قرآن و راز و نیاز با خدای خود بپردازند.
  • ماه رمضان ماه تلاوت قرآن و راز و نیاز با خداوند متعال است.
خداوند متعال همیشه به انسان ها “نزدیک” است، اما ماه رمضان ماهی است که مؤمنین و مؤمنات با تلاوت قرآن و راز و نیاز با خدای خود، حجاب های مادیت را از چهره ها می زدایند و “نزدیک” بودن خداوند متعال را به خود باور می کنند.
همه کوشش می کنند تا حتی الامکان روز آخر شعبان را به استقبال از ماه مبارک رمضان اختصاص دهند. اگر چه این استقبال اشتیاق انسان های مؤمن را نشان می دهد که هر فرصتی را غنیمت می شمارند تا به خدای خود نزدیک شوند، اما استقبال از ماه رمضان به شرایط ویژه ای نیاز دارد. این شرایط در حقیقت آمادگی روحی جهت تلاوت آیات قرآن و راز و نیاز با خداوند متعال است.
تلاوت آیات قرآن را باید از کسانی آموخت که حق تلاوت آنرا شناخته و متابعت می نمایند. آنان اختصاصاً رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و خاندان پاک و معصومین علیهم السلام از ذریه او هستند. راز و نیاز و آداب دعا و نیایش را نیز بایستی از آن بزرگواران (علیه السلام) آموخت.
  • لازم است باآگاهی از “ادب حضور” از ماهی استقبال نمائیم که لیلة القدر این ماه برتر از هزار ماه عبادت است.
چه زیباست که “شب قدر” که تمام کائنات شاهد بزرگترین تجسم و تجلی “ادب حضور” از سلطان مکین و مکان صاحب الزمان حضرت حجة بن الحسن العسکری (عجل الله تعالی فرجه الشریف)در برابر خداوند متعال است، ما نیز در سایه این تجلی بزرگ به فرومایگی خود اعتراف و از واماندگی خود در رعایت “آداب حضور” در برابر خداوند متعال و ولی او (عجل الله تعالی فرجه الشریف) استغفار نمائیم.
چه زیباست با آگاهی مختصری از این آداب طنین دعای “اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آیائه…” [/b]
منبع : گروه فرهنگی امیدواران
ادامه دارد...
[تصویر:  broad5.gif]

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط حق باور ، منم گدای فاطمه... ، sahel
۵-۳۱-۱۳۹۳, ۱۰:۵۱ صبح
ارسال: #2
RE: دعا و شرایط استجابت آن از نظر کتاب و سنت
[تصویر:  81456504639948755461.png]
۲ – فضیلت و آثار دعا از دیدگاه روایات‏ (فصل چهارم)
  • این فصل دربردارنده چندین اثر سودمند از فواید دعا مى‏باشد:
  • دعا، محبوبترین اعمال در نزد خداوند-جلّ جلاله- است: در روایتى آمده که امام صادق علیه السّلام به نقل از پدر بزرگوارش فرمود که على علیه السّلام فرمود:«محبوبترین اعمال نزد خداوند سبحان در روى زمین، دعا، و برترین عبادت، عفّت و پاکدامنى است.»
  • دعا، انسان را از گزند دشمنان و مخالفان رهایى بخشیده، و درهاى روزى را به روى او مى‏گشاید: روایت شده امام جعفر صادق علیه السّلام به نقل از پدر بزرگوارش فرمود که رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند: «آیا شما را راهنمایى ننمایم به جنگ افزارى که شما را از دشمنانتان نجات داده و روزی هایتان را افزون گرداند؟» عرض کردند: بله. فرمود: «شب و روز پروردگارتان را بخوانید، زیرا براستى که دعا، سلاح مؤمنان است.» و در حدیث دیگر از امام صادق علیه السّلام آمده است: «دعا از جنگ افزار آهنین نافذتر است.»
  • دعا، ستون دین، و نور آسمان ها و زمین هاست: از امام صادق، جعفر بن محمّد روایت نقل شده که به نقل از پدر بزرگوارش علیه السّلام فرمود که رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمودند: «دعا، سلاح مؤمنین و ستون دین، و علّت روشنایى آسمان ها و زمین است.»
  • دعا، از وقوع امور مقدّر و غیر مقدّر جلوگیرى مى‏کند: عمر بن یزید نقل مى‏کند از حضرت ابى ابراهیم امام کاظم علیه السّلام شنیدم که مى‏فرمود: «براستى که دعا از وقوع امورى که تقدیر شده و یا نشده جلوگیرى مى‏کند.» وى مى‏گوید: عرض کردم: فدایت شوم، امور مقدّر معلوم است، مقصود از امور غیر مقدّر چیست؟ فرمود: «خداوند جلوگیرى مى‏کند تا اینکه مقدّر نشود.»
  • دعا، بلا را دفع مى‏ کند: ابو ولّاد حفص بن سالم خیّاط مى‏گوید: در مدینه به خدمت امام ابى الحسن موسى علیه السّلام وارد شدم، و چیزى همراه من بود که آن را به ایشان رساندم. حضرت فرمود: به اصحاب و یاران خویش اطّلاع بده و بگو تقواى خداوند عزّوجلّ را پیشه کنید، که شما در عهد پادشاهى شخص سرکشى هستید (و مقصودشان، منصور دوانیقى خلیفه عبّاسى بود)، پس زبان هایتان را حفظ کنید، و جان ها و دینتان را محافظت کنید، و امورى را که از وقوع آن بر ما و خودتان بیم دارید با دعا دفع کنید؛ زیرا به خدا سوگند، که دعا و درخواست نمودن از درگاه الهى، بلا را دفع مى ‏کند گرچه بلا مقدّر شده باشد و اراده حتمى و قضاى الهى به آن تعلّق گرفته و تنها امضاى آن باقى مانده باشد؛ ولى وقتى به درگاه خدا دعا مى‏شود و از او خواسته مى‏ گردد که بلا را برگرداند، آن را دفع مى‏کند، پس در دعا اصرار کنید که خداوند خود شما را از شرّ آن کفایت فرماید.» ابو ولّاد مى‏گوید: وقتى فرمایش حضرت ابى الحسن علیه السّلام را به یاران خود رساندم، ایشان بدان عمل نموده و بر منصور نفرین کردند، و درست در سالى که او به سوى مکّه بیرون آمده بود، در کنار «بئر میمون» پیش از آنکه مناسک حجّ را انجام دهد، جان سپرد و خداوند ما را از شرّ او راحت کرد. ابو ولّاد مى‏گوید: من نیز در آن سال مکّه بودم، به خدمت حضرت ابى الحسن علیه السّلام رسیدم، ایشان فرمود: «اى ابا ولّاد، استجابت آنچه را که به شما امر نموده و بر انجام آن تشویق کردم، یعنى نفرین کردن بر ابى الدّوانیق را چگونه دیدید؟ اى ابو ولّاد، هیچ بلایى نیست که خداوند بر بنده مؤمن نازل مى‏ کند و دعا را به او الهام مى‏ کند، مگر اینکه خداوند بزودى آن بلا را بر طرف مى‏نماید. و هیچ‏ بلایى نیست که خداوند بر بنده مؤمن نازل مى‏کند و او از دعا کردن خوددارى مى‏کند، مگر اینکه آن گرفتارى طولانى مى‏گردد، پس وقتى بلا بر شما نازل شد، بر شما باد به دعا کردن!»
  • مقصود از گفتار خداوند- جلّ جلاله- آنجا که مى ‏فرماید: ما یَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ، فَلا مُمْسِکَ لَها[۹] (هر رحمتى را که خداوند براى مردم بگشاید، هیچ کس نمى‏تواند جلو آن را بگیرد) همان دعاست: چنان که امام صادق علیه السّلام در روایتى در رابطه با آیه شریفه فوق مى‏ فرماید مقصود همان دعاست.»
  • دعا، سبب تندرستى و بهبودى از هر بیمارى است: محمّد بن مسلم مى‏گوید: به امام باقر علیه السّلام عرض کردم: آیا اینکه مى‏گویند رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله در باره حبّه سوداء فرموده که: «مایه شفا و بهبودى از هر بیمارى است، جز مرگ» صحیح است؟ فرمود: بله، سپس فرمود: «آیا مى‏خواهى تو را از چیزى که سبب بهبودى از هر بیمارى و آسیب، حتّى مرگ است، آگاه سازم؟» عرض کردم بله، فرمود: دعا.
  • دعا، قضاى مبرم الهى را برمى‏گرداند: علىّ بن عقبه مى‏گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که مى‏فرمود: «براستى که دعا، قضا و اراده حتمى و مبرم را حتّى بعد از اینکه قطعى شده باشد، برمى‏گرداند، پس بسیار دعا کن، زیرا دعا کلید تمام رحمت ها، و سبب کامیابى و بر آورده شدن تمام خواسته‏هاست، و جز با دعا کردن نمى‏توان به آنچه نزد خداوند است‏ نایل گردید. بى‏گمان هیچ درى نیست که بسیار کوبیده شود، مگر اینکه بزودى به روى کوبنده‏اش گشوده مى‏شود.»

  • هر کس از نزول بلا بهراسد و بخواهد آن را با دعا برگرداند، خداوند- جلّ جلاله- او را به آرزویش نایل مى‏گرداند: در روایتى آمده امام صادق علیه السّلام فرمود: «هر کس بیم آن را داشته باشد که بلا و مصیبتى به او برسد، پس با دعا در برابر آن بایستد، [یا: برخیزد و براى مرتفع شدن آن دعا بکند]، هیچ گاه خداوند آن بلا را به او نشان نمى‏دهد و وى را به آن گرفتار نمى‏نماید

تمام فواید دعا را که روایات گذشته مشتمل بر آن بود، ما از ناحیه انعام و احسانى که خداوند- عزّوجلّ- بر ما تفضّل فرموده، آشکارا یافته‏ایم، پس هر کس حسن ظنّ به صدق گفتار ما دارد، در تحقّق این حالت که از خودمان ذکر نمودیم (یعنى یافتن همه این نتایج)، شکّ و تردید به خود راه ندهد.
  • دعا، در مقابل نزول بلا قرار گرفته و از آن جلوگیرى نموده و آن را تا روز جزا و قیامت به عقب مى‏اندازد: در روایتى آمده که امام رضا علیه السّلام فرمود: از پدر بزرگوارم علیه السّلام شنیدم که مى‏فرمود:«براستى که دعا در مقابل بلا و گرفتارى مى‏ایستد، و آن دو (یعنى دعا و بلا) تا روز قیامت قرین هم هستند.»

  • دست دعاکننده هرگز از تفضّلهایى که رحمت خداوند- جلّ جلاله سر چشمه مى‏گیرد، خالى برنمى‏گردد: محمّد بن یعقوب کلینى روایت نموده که امام صادق علیه السّلام فرمود: «هیچ بنده‏اى دستش را به درگاه خداوند سرافراز جبّار نمى‏گشاید، مگر اینکه خداوند-عزّوجلّ- شرم مى‏کند که چیزى از فضل رحمت خویش در آن نگذاشته، دست او را خالى برگرداند، پس هر گاه دعا مى‏کنید، تا دستتان را بر روى و سرخویش نکشیده‏اید، برنگردانید

ادامه دارد...
[تصویر:  broad5.gif]

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط منم گدای فاطمه... ، sahel
۶-۱-۱۳۹۳, ۱۲:۵۸ عصر
ارسال: #3
RE: دعا و شرایط استجابت آن از نظر کتاب و سنت

[تصویر:  81456504639948755461.png]
۳– برترى دعا و مناجات از تلاوت قرآن‏ (فصل پنجم)
  • از دیدگاه روایات‏:
- در روایتى آمده که فضالة به  واسطه معاویة بن عمّار [یا: فضالة بن معاویة بن عمّار] مى‏گوید: به امام  صادق علیه السّلام عرض کردم: دو نفر در یک لحظه شروع به خواندن نماز  مى‏کنند، یکى در نماز قرآن مى‏خواند و قرائتش بیشتر از دعاست، و دیگرى  دعایش افزون از تلاوت قرآن، و در یک لحظه نماز را به آخر مى‏رسانند، کدامیک  از این دو افضل و برتر است؛ حضرت فرمود: هر دو فضیلت دارد، هر دو زیباست.
وى مى‏ گوید: عرض کردم: مى‏دانم  که هر دو زیبا است و فضیلت دارد. ولى کدام برتر است؟ حضرت فرمود: دعا برتر  است. آیا فرمایش خداوند متعال را نشنیده‏اى که مى‏فرماید: وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی، أَسْتَجِبْ لَکُمْ، إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی، سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِین[۱۰]. (و  پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید، تا دعایتان را اجابت کنم، براستى کسانى  که از پرستش و عبادت من گردنکشى کنند، با خوارى و ذلّت وارد جهنّم خواهند  شد).
به خدا سوگند مقصود از «عبادت»  در این آیه شریفه دعاست، به خدا سوگند آن افضل است. آیا آن عبادت نیست؟ سپس  دو بار فرمود: به خدا سوگند عبادت همان‏ دعاست و بعد فرمود: آیا دعا  استوارترین عبادت نیست؟! سپس دو بار افزود: به خدا سوگند دعا، استوارترین  عبادت است.»
- در روایت دیگر آمده که از امام  باقر علیه السّلام پرسیده شد: کدامیک از این دو در نماز افضل است. بیشتر  قرآن خواندن، یا طول دادن رکوع و سجود؟ حضرت فرمود: بسیار درنگ کردن در  رکوع و سجود. مگر کلام خداوند متعال را نشنیده‏اى که مى‏فرماید: فَاقْرَؤُا  ما تَیَسَّرَ مِنْهُ، وَ أَقِیمُوا الصَّلاةَ [۱۱] پس  هر مقدار از قرآن را که میسّر است قرائت کنید، ولى نماز را کاملا بپا  دارید. مسلّما مقصود خداوند از «بپا داشتن نماز» بسیار درنگ کردن در رکوع و  سجود و طول دادن آن دو است. راوى مى ‏گوید عرض کردم: کدامیک از این دو  افضل است: قرائت قرآن بسیار یا دعاى بسیار؟ حضرت فرمود: دعاى  بیشتر. مگر فرمایش خداوند متعال را نشنیده‏اى که مى‏فرماید: قُلْ ما  یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُمْ[۱۲]. (بگو اگر دعایتان نبود،  پروردگارتان چه اعتنایى به شما داشت ؟!)
  • از دیدگاه عقل‏:
از لحاظ عقلى نیز مى‏توان وجهى موافق با آنچه که پیرامون افضل بودن دعا از قرائت قرآن روایت شده یافت. و آن اینکه:
الف- مسلّما این گونه نیست که هر  کس کلام خداوند-جلّ جلاله- را بخواند، به خدا معرفت داشته باشد، و قدر  کلام الهى را بشناسد، و با تلاوت خویش خشنودى خدا را بخواهد؛
  • ولى امکان  ندارد کسى دعا و درخواست و آرزو کند و کسى را که مى‏خواند و از او درخواست  مى‏کند و آرزوى خویش را از او مى‏خواهد، یعنى‏ خداوند-جلّ جلاله- را  نشناسد؛
بنا بر این، دعا همواره بر شناخت امور زیر مشتمل است:
  • - شناخت ذات و صفات خداوندى که به درگاه او دعا مى‏شود.
  • - شناخت پیامبرى صلّى اللَّه علیه و آله که مردم را به سوى او دعوت مى‏نماید.
  • - واگذارى امور خود به خدا و درخواست و طلب از پیشگاه او.
  • - ادب نیازمندى به خدا.
  • - دلبستگى و تعلّق خاطر به اعتماد بر خدا.
  • - معجزه‏ها و کراماتى که در نزد هر کس که دعاهایش مستجاب شده و حوایجش برآورده شده و ناراحتی هاى شدیدش بر طرف شده، تحقّق یافته است.
و اینها همگى فایده‏ها و مواهبى  هستند که فضیلت آنها افزون و جایگاهش دو چندان و بیش از دیگر امور همسان آن  است، و براى هر کس که به معناى آنها پى برد، به روشنى بر امور دیگر ترجیح  دارد.
ممکن است کسى اشکال کند و بگوید: گاهى غیر عارفین به خدا نیز دعا مى‏کنند.
جواب این سخن آن است که حتّى  دشمن خداوند-جلّ جلاله- یعنى ابلیس نیز با دعا کردن و درخواست از خداوند  بهره‏مند شد، آنجا که گفت: مرا از مهلت داده‏شدگان قرار ده، و خداوند-جلّ  جلاله- درخواست او را اجابت نمود و فرمود: فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ  إِلى‏ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ‏ [۱۳]. (براستى که تا روز مشخّص و معلوم، از مهلت داده‏شدگان هستى).
  • لیکن امکان ندارد همان گونه که  ابلیس به خاطر درخواست و دعا کردنش بهره‏مند شد، کسى دشمن خداوند- جلّ  جلاله- باشد و در حال عداوت و دشمنى، به خاطر خواندن قرآن شریف ثواب داده  شده، و به ثمره آن نایل گردد.
ب- از دیگر مرجّحات عقلى دعا بر  تلاوت قرآن این است که کسى که‏ درخواست و دعا مى‏کند، نسبت به کسى که از او  درخواست نموده و مى‏خواند به همان اندازه‏اى که در حاجت خویش به او نیاز و  اضطرار دارد، به او توجّه نموده و در پیشگاهش اظهار خشوع و فروتنى  مى‏نماید، پس از آنجا که نیازمندی ها و حوایج مردم به خداوند-جلّ جلاله- در  زندگانى دنیا بسیار است، دعاکننده نیز بسان شخص مضطرّ، ناچار اخلاص  عبودیّت و بندگى را رعایت مى‏کند؛ لیکن تلاوت قرآن شریف در غالب اوقات از  این حالت ها خالى است، بلکه چه بسا انسان قرآن را با حالت غفلت تلاوت  مى‏نماید، و در نتیجه [در نزد اهل کمال‏] گناه محسوب مى‏شود.
ادامه دارد...
  
[تصویر:  broad5.gif]

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط منم گدای فاطمه... ، sahel
۶-۹-۱۳۹۳, ۰۹:۵۷ صبح
ارسال: #4
Information RE: دعا و شرایط استجابت آن از نظر کتاب و سنت
[تصویر:  81456504639948755461.png]
[b]۴ – شرایط استجابت دعا از دیدگاه عقل‏ (فصل ششم)[/b]
[b]احساس ذلّت در پیشگاه حضرت حقّ‏: شایسته است دعاکننده در حال دعا توجّه داشته باشد که وى مملوک خداوندگار توانا و قاهرى است که بر او آگاهى و اشراف دارد، و اینکه بنده هیچ گاه بى‏نیاز از مولایش نبوده و هیچ زمانى نیست که خواسته‏اى از او نداشته باشد. و نیز توجّه داشته باشد که خداوند-جلّ جلاله- که مالک همه چیز اوست، داراى بزرگترین جلالت و بزرگى و شکوه و والایى است، و وى که بنده اوست، در پست‏ترین مرتبه فرومایگى و پستى و کاستى قرار دارد، و اصل و خاستگاهش به ترتیب مراحل آفرینش از خاک و گل، و گل سیاه بدبوى متغیّر، و آب پست است، و دستش از ناحیه زندگانى و وجود و تندرستى و تدبیر اصول سعادتمندى در دنیا و آخرتش، خالى است.[/b]
پس اگر بنده با وجود این خصوصیّت ها، با مولایى که همواره به او نیکى نموده، و توانا و قاهر است و بر او آگاهى و اشراف دارد، مخالفت نموده و این مخالفت را به آن خاستگاه ناتوان و آسیب پذیر و پست و نکوهیده‏اش بیافزاید، و جلالت و اقبال و توجّه خدا به خود را کوچک بشمارد، و در کردار و گفتارش با او ستیز کند، و نظرش بر خلاف نظر او- که در تمام حالات به صلاح بنده است- باشد؛ در این حال باید هنگام دعا و مناجات بسان بنده‏اى باشد که خیانتى از او سر زده و با حالت ذلّت در پیشگاه مولاى خویش ایستاده، و نیز همانند شخص فرومایه‏اى باشد که با شخصیّتى عزیز و بزرگوار و بسان شخص حقیر نیازمند با مالک بى‏نیاز و والا و بزرگ، و چون فرد ناتوان ناچیز با مولایى که بیم و هراس از او دارد، و مانند افرادى که خیانت و جنایتى از آنان سر زده با کسى که از همه مالکان بزرگتر است و هر وقت که بخواهد توانایى انتقام گرفتن را دارد، او را مورد خطاب قرار مى‏دهد.
[b]مقدّم داشتن مقصود حضرت حقّ و اشتغال به یاد او: همچنین باید هنگام دعا و مناجات، مقصود خداوند-جلّ جلاله- از فرا خواندنت به محضر مقدّس وجود خویش را بر مقصود خویش، که درخواست رحمت و جود و بخشش است، مقدّم بدارى، به گونه‏اى که هنگام دعا لذّتى که از ستایش و تقدیس بزرگى و تعظیم شأن و مقام او، و اعتراف به احسانش احساس مى‏کنى، نزد تو محبوبتر از بر شمردن حوایج خویش باشد، اگر چه خواسته‏هایت از امور مهمّ دار فنا بوده، و یا براى دفع بزرگترین بلاها و گرفتاری ها باشد.[/b]
اى بنده، اگر خداوند-جلّ جلاله- را از روى یقین مى‏شناختى، مسلّما مى‏دیدى که اشتغال به حفظ حرمت و حقّ رحمت او، تو را به استجابت دعایت و مساعدتى که خواسته توست، زودتر نایل مى‏گرداند. چنان که در روایت آمده که امام صادق علیه السّلام فرمود:
«همانا خداوند-عزّوجلّ- مى‏فرماید: هر کس به جاى مسألت نمودن از من، به یاد و ذکر من مشغول گردد، برترین عطایایى را که به درخواست‏کنندگان از خود مى‏دهم، به او عطا مى‏کنم.» اینک مى‏گویم: آنچه را که من در این باره از پیشوایان اسلام و مقتداى خود مى‏دانم آن است که پیامبر اکرم-علیه افضل السّلام- فرمود: «برترین دعا، دعاى من و دعاى پیامبران پیشین است. آنگاه تنها کلمه لا إله إلّا اللَّه را بر زبان جارى نمود، و ستایش خدا را بجا آورد. عرض شد: کجاى این کلام، دعاست؟ حضرت- که درودهاى خداوند بر او و خاندان او و بر برگزیدگان پیش و بعد از او باد!- فرمود (بدین مضمون): کدامیک از این دو، به منظور مسألت و دعاکننده آشناتر، و سزاوارترند که فضایل از او درخواست شود؟ آیا خداوند- جلّ جلاله- یا عبد اللَّه بن جذعان؟ آنجا که امیّة بن ابى الصّلت او را ستود و گفت:
أ أذکر حاجتى، أم قد کفانى‏

حیاؤک؟ إنّ شیمتک الحیاء

إذا أثنى علیک المرء یوما
کفاه من تعرّضه الثّناء

(آیا حاجتم را ذکر کنم، یا شرم و حیاى تو از بر آورده نکردن خواسته‏ام براى من کافى است؟ زیرا شرم، و حیا، سرشت و خوى توست. اگرروزى، کسى ثناى تو را گوید، کسى که مدح و ثنا متوجّه اوست (یعنى خود تو) براى او کافى خواهد بود).
بدین ترتیب و طبق معناى این شعر: مدح و ثناگویى ممدوح، در بر آورده شدن حوایج ستایشگر کفایت مى‏کند، از این رو خداوند-جلّ جلاله- به خاطر کمال بخشش و رحمتش به بر آورده کردن حوایج شایسته‏تر است.
[b]عواقب سوء غفلت در حال دعا: بنا بر این هر گاه دیدى، قلب و عقل و نفس تو هنگام تضرّع به این اوصاف متّصف است، بدان که در محضر وجود و جود خداوند قرار گرفته‏اى، و چه عنایت ها، و کلید سعادتمندی ها و زود مستجاب شدن دعا که نصیبت گشته است! ولى اگر دیدى قلبت به غفلت، و عقلت به فراموشى گرفتار است، و به جاى اشتغال به خداوند-جلّ جلاله- امور دیگر تو را به خود سرگرم نموده، و در حال دعا به یقین احساس مى‏کنى که گویى در محضر هیچ کس نیستى، و در پیشگاه خداوند بلند پایه و خداوندگار عالمیان قرار ندارى، و خاکسارى عبودیّت و بندگى بر چهره‏ات نمایان نیست، و هیچ خوف و هراسى از هیبت و شکوه بزرگ خدا ندارى، و حدّاقل حالت جنایت پیشگان و بزهکاران نافرمان را نیز که هنگام دیدن مولایشان لرزه به اندامشان مى‏افتد، ندارى؛ مسلّما بدان که به واسطه گناهانت از خداوندى که به همه نهانی ها آگاه است، محجوب گردیده، و به خاطر عیب ها و کاستی هایت از آن مقام دوست داشتنى بر کنار گشته، و به جهت ویران نمودن قلبت از رسیدن به‏ خواسته‏ات ممنوع گردیده‏اى؛ لذا بترس از اینکه خداوند-جلّ جلاله- به عدم ایمان تو گواهى دهد، زیرا کسانى را که خداوند-جلّ جلاله- به بی ‏ایمانى آنان گواهى بدهد به هلاکت و گمراهى مبتلا خواهند شد. آیا مگر خداوند بزرگ و پاکیزه نمى‏فرماید: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ، وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ، وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ، زادَتْهُمْ إِیماناً، وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ [b][۱۴].[/b] (تنها کسانى مؤمن هستند که وقتى از خدا یاد مى‏شود، دل هایشان مى‏لرزد، و هنگامى که آیات خدا بر آنان خوانده مى‏شود، بر ایمانشان افزوده مى‏گردد، و تنها بر پروردگارشان توکّل مى‏نمایند).[/b]
پس بسان بنده‏اى که مولایش به سوء بندگى و پلیدى درون و شیوه ناپسند او آگاهى پیدا کرده، و از درگاهش رانده، و از آستانه‏اش دور نموده -و از آن جمله او را این گونه عذاب نموده که به جاى مشغول نمودن به شرافت مقام رضا و خشنودى خویش، به دنیا سرگرمش نموده است- بر حال نفس خویش گریه کن.
  • بر این پایه، اگر با وجود دارا بودن صفات نکوهیده‏اى که ذکر نمودیم، استجابت دعاهایت به تأخیر افتاد، مسلّما گناه از ناحیه توست، و تو بودى که بر اساس باور درست، مولاى خویش را نخوانده، و بر در توفیق او نایستاده‏اى.

ادامه دارد...
  
[تصویر:  broad5.gif]

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط نگار 24 ، منم گدای فاطمه... ، sahel
۶-۱۳-۱۳۹۳, ۰۴:۵۷ عصر
ارسال: #5
RE: دعا و شرایط استجابت آن از نظر کتاب و سنت
بسم الله الرحمن الرحیم

[تصویر:  81456504639948755461.png]
۵ – شرایط استجابت دعا از دیدگاه روایات‏ (فصل هفتم)
  • تناسب انواع گوناگون دعا، با حالات دعاکننده /
 در روایت آمده است: «امام صادق علیه السّلام کف دستان مبارکش را به سوى آسمان گشود و فرمود: «رغبت» این است، و پشت دستان خویش را به سوى آسمان قرار داد و فرمود: «رهبت» این است، و انگشتان شریف خویش را به سمت راست و چپ حرکت داد و فرمود: «تضرّع» این است، و تنها یک انگشت خود را بالا و پایین برد و فرمود: «تبتّل» این است، و دستش را در برابر صورت مبارکش به سمت قبله دراز کرد و فرمود: «ابتهال» این است. سپس فرمود تا قطره اشک بر صورتت جارى نگشته، ابتهال مکن.»
 در حدیث دیگرى از امام صادق- صلوات اللَّه علیه- آمده است: «استکانت» در دعا این است که دعاکننده هنگام دعا، دستانش را بر دوشانه‏اش قرار دهد.» یکى از احتمالاتى که ممکن است مقصود از این اشارات باشد آن است که گشودن دست در حالت «رغبت»، به حال کسى که به خداوند-جلّ جلاله- امید دارد، و حسن ظنّش به تفضّل او بر خوف از جلال عظمتش فزونى دارد، نزدیکتر است، لذا شخص راغب همواره خواهان ایمنى است، و کف دستش را مى‏گشاید تا احسان خداوند در آن فرود آید.
و شاید مقصود از حالت «رهبت» و پشت دستها را به سوى آسمان نمودن، این باشد که بنده با زبان حال خاکسارى، به مالک دار فنا و بقا مى‏گوید: من جرأت آن را ندارم که کف دستهایم را به سوى تو بگشایم، لذا از روى ذلّت و شرمندگى در پیشگاهت، کف دست هایم را رو به زمین قرار داده‏ام.
و شاید مراد از حرکت دادن انگشتان به راست و چپ در حالت «تضرّع» این باشد که گویى شخص تضرّع‏کننده به شیوه زن فرزند مرده در هنگام مصیبت بیمناک، دستانش را بر گردانده و با پشت و رو نمودن و راست و چپ کردن آنها، گریسته و نوحه سرایى مى‏کند.
و شاید منظور از «تبتّل» و بالا و پایین بردن یک انگشت بر اساس معناى «تبتّل» در لغت که «انقطاع و بریدن و گسستن» است، این باشد که گویا شخصى که تبتّل مى‏کند مى‏خواهد بگوید: من تنها و تنها به سوى تو آمده و از همه بریده‏ام، زیرا تنها تو شایسته پرستش هستى، و با یک انگشت و نه با همه انگشتان، بر یگانگى و وحدانیّت خداوند سبحان اشاره مى‏نماید. و این مقام ارجمند و بزرگى است، لذا بنده نباید آن را ادّعا کند، جز هنگامى که اشک از چشمانش جارى گردیده، و بسان برده ذلیل در پیشگاه حضرت حقّ ایستاده، و به جاى درخواست آمال و آرزوها و ذکر خواسته خویش، توجّه تامّ به خداوند صاحب جلال و عظمت داشته باشد.
و گویا مقصود از «ابتهال» و دراز کردن دست در برابر صورت رو به سمت قبله، نوعى از اقسام بندگى و خاکسارى باشد.
و شاید منظور از «استکانت» و گذاشتن دستها بر شانه‏ها، این باشد که گویا دعاکننده با این حالت مى‏خواهد بگوید: من همانند برده جنایتکار-که با حالت اسارت، و در حالى که در بند است و او را به غلّ و زنجیر بسته و به سوى مولایش مى‏برند و در پیشگاهش قرار مى‏دهند- دست هایم را به گردنم بسته‏ام.
  • بجا آوردن مدح و ثناى خداوند-جلّ جلاله- پیش از درخواست حوایج:
 در روایتى آمده است که امام صادق علیه السّلام فرمود: «هر گاه خواستید حاجتى از خداوند بخواهید، ابتدا مدح و ثناى پروردگار را بجا آورید، زیرا هر کس حاجتى از پادشاهى بخواهد، ابتدا نیکوترین گفتارى را در توان دارد، آماده نموده و بیان مى‏کند، پس هر گاه خواستید حاجتى از خدا بخواهید، ابتدا خداوند را ستوده و مدح نموده و به تمام خیر و خوبى ثناى او را بگویید…» و نیز در روایت دیگر محمّد بن مسلم مى‏گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: «در کتاب و دست نوشت علىّ علیه السّلام آمده است که مدح و ستایش پیش از مسألت و خواستن حاجت است، پس هر گاه خواستید به درگاه خدا دعا کنید، ابتدا ثناى او را بگویید.» وى مى‏گوید عرض کردم: چگونه ثناى خدا را بگویم؟ فرمود: مى‏گویى: «یا من هو أقرب إلىّ من حبل الورید. یا من یحول بین المرء و قلبه، یا من هو بالمنظر الأعلى [و بالأفق المبین‏] یا من لیس کمثله شى‏ء»
(اى خدایى که از رشته رگ گردن به من نزدیکترى، اى کسى که میان انسان و قلبش حایل مى‏گردى و از او به او نزدیکترى، اى کسى که در تماشاگاه و منظر بلند [و در افق و کرانه آشکار] قرار دارى. اى خدایى که هیچ چیز همانند تو نیست). و نیز در روایت دیگر معاویة بن عمّار مى‏گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که مى‏فرمود: «راه دعا کردن این است که ابتدا مدح و ثناى الهى را بجاى آورى سپس به گناهانت اقرار نمایى، آنگاه مسألت کنى. به خدا سوگند هیچ بنده‏اى با وجود اصرار بر گناه، از گناه خارج نمى‏گردد، و هیچ بنده‏اى از عهده گناه بیرون نمى‏آید مگر اینکه به گناه خویش اقرار و اعتراف کند.» و نیز در روایت دیگر، حلبى مى‏گوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: کنیزى دارم که از او خوشم مى‏آید، ولى هر فرزندى از او متولّد مى‏شود مى‏میرد، و اینک پسرى از آن متولّد شده که شب ها مى‏ترسد، و بیم دارم که او نیز زنده نماند و بمیرد.
امام صادق علیه السّلام فرمود: «چرا دعا نمی‏کنى؟ در پاسى از آخر شب برخیز و وضو بگیر و حقّ تمام اعضا را در وضو کاملا بجا آور، و نماز نیکو بگزار، پس از نماز ستایش خدا را بکن، مبادا که مدح و ستایش نکرده درخواست نمایى (و حضرت چند بار این جمله را تکرار فرمود) و دستور داد که ابتدا مدح و ثناى خدا را بگو پس از مدح و ستایش پروردگارت، بر پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله صلوات بفرست، سپس حاجتت را بخواه، که برآورده خواهد شد.
آیا نشنیده‏اى که وقتى رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله دید مردى نماز مى‏خواند، هنگامى آن مرد نمازش را تمام کرد بلافاصله رو به درگاه خدا کرد و حاجتش را درخواست نمود، پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: این بنده در انجام امر پروردگارش عجله و شتاب نمود.
و نیز بار دیگر آن حضرت دید کسى نماز مى‏خواند، و هنگامى که وى نمازش را تمام کرد، ابتدا پروردگارش را ستود، و پس از مدح و ثناى پروردگار بر پیامبرش صلّى اللَّه علیه و آله صلوات فرستاد، پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله دو بار فرمود: درخواست کن که حاجتت برآورده مى ‏شود.»
از دیگر صفات دعاکننده اینکه:
  • باید میل و رغبتش به دعاى پنهانى، بیشتر از رغبتش به دعاى آشکارا و در حضور مردم باشد:
 البتّه این در صورتى است که دعاکننده در حال دعا، امر خویش را به خداوندى که مالک امور اوست، واگذار ننموده و از او درخواست نکرده باشد که هر کدام از دو حالت (پنهانى و یا آشکارا دعا کردن) را که مى‏خواهد در دل او قرار داده و به او افاضه کند؛ ولى اگر به صورت کامل صفت تفویض را داشته باشد، خداوند-جلّ جلاله- هر کردار و گفتارى را که براى او مى‏پسندد، به او الهام مى‏فرماید. و این امرى است که ما بالوجدان آن را دریافته، و عیانا بدان یقین و باور داریم. در روایتى آمده که امام کاظم علیه السّلام فرمود: «یک بار پنهانى دعا نمودن، با هفتاد بار در حضور مردم دعا نمودن برابر است.» و نیز در روایت دیگر آمده است که امام صادق علیه السّلام فرمود: «بزرگى ثواب دعا و تسبیح گفتن بنده بین خود و خدا را، جز خداوند-تبارک و تعالى- کسى نمى‏  داند.» و بالأخره در روایت دیگر، صفوان جمّال مى‏گوید امام صادق علیه السّلام فرمود : «خداوند-تبارک و تعالى- این امر [یعنى ولایت ائمّة علیهم السّلام‏] را بر اهل این گروه [یعنى شیعیان‏] به صورت نهانى واجب نموده، و هرگز آن را به صورت آشکارا نخواهد پذیرفت.
 صفوان می‏گوید امام صادق علیه السّلام فرمود: هنگامى که روز قیامت فرا می‏رسد، «رضوان» یعنى دربان و کلید دار بهشت می‏بیند که گروهى در بهشت هستند ولى از منظر او عبور نکرده‏اند و وى هنگام ورود به بهشت آنها را ندیده است، خطاب به‏ آنها می‏گوید: شما چه کسانى هستید و از کجا وارد بهشت شدید؟
آنان مى‏گویند:
کارى با ما نداشته باش، ما گروهى هستیم که در نهانى خدا را پرستیدیم، و خداوند نیز ما را به صورت پنهانى داخل بهشت فرمود.»

ادامه دارد...
[تصویر:  broad5.gif]

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط منم گدای فاطمه... ، نگار 24 ، sahel
۶-۱۷-۱۳۹۳, ۱۰:۳۹ صبح
ارسال: #6
RE: دعا و شرایط استجابت آن از نظر کتاب و سنت
[تصویر:  81456504639948755461.png]
  • مبرّا بودن از مظالم بندگان در حال دعا: در روايت آمده كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: «خداوند-تبارك و تعالى- به عيسى بن مريم عليهما السّلام وحى فرمود كه به جماعت [و يا اشراف‏] بنى اسرائيل بگو: كه جز با قلب هايى پاكيزه و چشمان خاشع و دست هاى پاكيزه به خانه من وارد نشوند، و نيز به آنان بگو: دعاى هر كدام از شما را كه حتّى از يك نفر چيزى را به ظلم و ستم گرفته باشد، اجابت نمی‏كنم

  • معذور ندانستن ظالم در ظلم خود: زيرا در روايت آمده كه امام صادق عليه السّلام فرمود: «هر كس، ظالمى را به واسطه ظلم و ستم او معذور بداند، خداوند شخصى را بر او مسلّط می‏گرداند كه به او ظلم و ستم نمايد، و اگر دعا كند دعاى او مستجاب نمی‏گردد، و خداوند به واسطه ستم كشيدنش به او پاداش نمی‏دهد.»
  • جبّار و سركش نبودن دعاكننده: زيرا در روايت آمده كه امام صادق عليه السّلام فرمود: « خداوند -تبارك و تعالى- به حضرت داود عليه السّلام وحى نمود: به جبّاران و سركشان بگو مرا ياد نكنند، زيرا هر بنده‏اى به ياد من باشد، من نيز از او ياد مى‏كنم، و اگر سركشان مرا ياد كنند، آنان را ياد كرده و لعنتشان نموده و از رحمتم دور مى‏گردانم
  • دعا با قلب پاك و نيّت صادق: زيرا در روايتى عمر بن يزيد [يا: مزيد] می‏گويد از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مى‏فرمود: «مردى در بنى اسرائيل مدّت سه سال به درگاه خداوند دعا می‏كرد كه پسرى به او بدهد. وقتى ديد كه خدا دعايش را مستجاب نمى‏فرمايد، گفت: اى پروردگار من، آيا از تو دورم و به من گوش فرا نمی‏دهى، يا به من نزديكى و جوابم نمی‏دهى؟حضرت فرمود: كسى به خواب او آمد و به او گفت: مدّت سه سال است كه با زبان بد و دشنام دهنده، و قلب متكبّر و ناپاك، و بدون اينكه نيّتت صادق باشد، خدا را میخوانى، پس از اينها دست بكش و تقواى الهى را در دل پيشه كن، و نيّتت را نيكو گردان. حضرت فرمود: آن مرد چنين كرد سپس به درگاه خداوند دعا نمود، و پسرى براى او متولّد شد.»
  • دعا نكردن، در باره دفع ستمى كه مثل آن را به ديگرى روا داشته باشد: زيرا در روايتى علىّ بن سالم می‏گويد از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه می‏فرمود:«خداوند-تبارك و تعالى- فرمود: به عزّت و عظمتم سوگند، دعاى هيچ ستمديده‏اى را در باره ستمى كه به او شده، در حالى كه به احدى مشابه آن ستم را نموده باشد، مستجاب نمی‏گردانم.»
  •  پرهيز دعاكننده از گناه بعد از دعا، تا مبادا گناهانش او را از نيل به آرزويش باز دارد: در روايت آمده كه امام باقر عليه السّلام فرمود: «همانا بنده، حاجتى از حوايج دنيوى را از خداوند -تبارك و تعالى- درخواست می‏كند، و خداوند می‏خواهد تا مدّت زمان مشخّص (نزديك يا دور) آن حاجت را برآورد، سپس بنده در همان زمان گناهى را مرتكب می‏شود، پس خداوند به فرشته‏اى كه براى برآوردن حاجت او گماشته می‏فرمايد: حاجت او را برآورده مكن و او را از آن محروم گردان، زيرا او متعرّض خشم و غضب من شد، و مستحقّ محروميّت گرديد.»
  • توبه از گناهان، وصلاح و صدق در حال دعا: زيرا عثمان بن عيسى به نقل از برخى از اصحاب امام صادق عليه السّلام آورده است:«به حضرت عرض كردم: دو آيه در كتاب خدا هست كه من تأويل آنها را نمى‏دانم. حضرت فرمود: آن دو كدامند؟ عرض كردم: فرمايش خداوند متعال كه می‏فرمايد: ادْعُونِي، أَسْتَجِبْ لَكُمْ‏. «1» مرا بخوانيد، تا دعايتان را اجابت كنم.ولى من دعا می‏كنم و مستجاب نمی‏گردد. حضرت فرمود: آيا مقصودت اين است كه خداوند -تبارك و تعالى- خلف وعده مى‏نمايد؟ عرض كردم: خير.فرمود: آيه ديگر كدام است. عرض كردم: گفتار خداوند متعال كه می‏فرمايد: وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ، وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ [b][15]. [/b]و هر چه انفاق كنيد، خداوند عوض آن را [به شما] برمی‏گرداند، و او بهترين روزى دهندگان است.امّا من انفاق می‏كنم و عوض آن را نمی‏بينم.حضرت فرمود: آيا منظورت اين است كه خداوند خلف وعده نموده؟عرض كردم: خير.فرمود: پس چه؟عرض كردم: نمی‏دانم.فرمود: ليكن من -ان شاء اللَّه تعالى- براى تو بيان می‏كنم. توجّه داشته باش كه اگر شما از دستورات خداوند اطاعت میكرديد و سپس دعا می‏نموديد، مسلّما خداوند دعاى شما را مستجاب میفرمود، ولى چون مخالفت و نافرمانى خدا را مى‏كنيد لذا او دعايتان را مستجاب نمی‏نمايد.و امّا اينكه گفتى: انفاق مى‏كنيد و عوض آن را نمى‏بينيد، بدان كه اگر شما مال را از راه حلال به دست آورده و سپس در راه حقّ و موارد درست انفاق مى‏نموديد، هر كس حتّى يك درهم انفاق مى‏كرد خداوند عوض آن را به او پس مى‏داد.و اگر از سمت و سوى دعا او را مى‏خوانديد، حتما دعاى شما را اجابت می‏نمود، اگر چه نافرمان و گناهكار باشيد.
وى می‏گويد، عرض كردم روش دعا كردن چيست؟ حضرت فرمود: هنگامى كه نماز واجب را بجا آوردى، ستايش خدا را نموده و او را به بزرگى ياد كن و با تمام توان مدح و ثنايش را بگو، و بر پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله صلوات فرست و در صلوات بر او نهايت كوشش را بكن، و گواهى بده كه حضرتش، رسالت خويش را به خوبى تبليغ نموده، و بر ائمّه هدى عليهم السّلام درود بفرست، بعد از ستايش و ثناى خداوند و صلوات بر پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله عطايا و نيكي هاى خداوند نسبت به خود را ياد آور شده و نعمت هاى او را ذكر كن، آنگاه خدا را ستايش نموده و او را بر تمام اين امور شكرگزارى كن، و بعد به تك تك گناهانت اعتراف نموده و به آنها و يا به هر كدام كه به ياد دارى اقرار نما و به گناهانى كه از يادت رفته و بر تو پوشيده است به صورت اجمالى اقرار كرده و از تمامى گناهانت به درگاه خداوند توبه كن، و تصميم بگير كه هرگز به سوى آنها باز نگردى، و با حالت پشيمانى و نيّت صادق و احساس هراس و اميدوارى، از تمامى گناهانت طلب آمرزش كن. و بخشى از گفتارت اين باشد: «اللّهمّ، إنّى أعتذر إليك من ذنوبى، و أستغفرك و أتوب إليك، فأعنّى على طاعتك، و وفّقنى لما أوجبت علىّ من كلّ ما يرضيك، فإنّى لم أر أحدا بلغ شيئا من طاعتك إلّا بنعمتك عليه قبل طاعتك؛ فأنعم علىّ بنعمة أنال بها رضوانك و الجنّة.»
(خداوندا، از گناهانم به درگاه تو پوزش مى‏خواهم، و از تو طلب آمرزش نموده و به سوى تو توبه مى‏كنم، پس مرا بر فرمانبرى از خود يارى فرما، و بر هر عمل كه موجب خشنودى توست و بر من واجب نموده‏اى، موفّقم گردان، زيرا من هيچ كس را نديده‏ام كه به چيزى از اطاعتت نايل شده باشد، مگر اينكه تو پيش از آن، نعمتت را بر او ارزانى داشته‏اى، پس نعمتى را بر من ارزانى دار كه به واسطه آن به خشنودى و بهشتت نايل گردم).
و بعد از همه اينها، خواسته ‏هاى خويش را مسألت كن، و من اميدوارم كه -ان شاء اللَّه تعالى- خداوند تو را محروم برنگرداند.»
  • توضيح دو نكته پيرامون حديث گذشته [تصویر:  lightbulb.png]
الف -توضيح فرمايش مولايمان امام صادق- صلوات اللَّه عليه- كه فرمود: «اگر از سمت و سوى دعا خدا را بخوانيد، مسلّما دعايتان را اجابت مى‏نمايد، اگر چه گناهكار باشيد» اين است كه هر گاه بنده گناهكار خداوند – جلّ جلاله- را بخواند، خداوند دعاى او را مستجاب مى‏كند؛ ولى استجابت دعايش به تأخير مى‏افتد؛ زيرا از سويى خداوند-جلّ جلاله- از بنده‏اش مى‏خواهد كه توبه نموده و گناهان را ترك كند، و از سوى ديگر بنده مطالبى را با دعا از خدا درخواست مى‏نمايد. و وقتى امر چنين باشد، خداوند-جلّ جلاله- با زبان حال به بنده مى‏گويد: من از تو چيزى را كه حقّ من است-يعنى توبه- مطالبه مى‏نمايم، و تو با دعا چيزى را كه حقّ تو نيست از من درخواست مى‏كنى، پس وقتى تو چيزى را كه من از تو مى‏خواهم و حقّ من است، به من نمى‏دهى، چگونه تعجّب مى‏كنى كه من در برابر كيفر خوددارى كردن تو از دادن آنچه كه من از تو درخواست نمودم، از دادن چيزى كه تو از من مى‏خواهى و حقّ تو نيست خوددارى كنم؟!
ب- توضيح گفتار امام صادق عليه السّلام پيرامون فرمايش خداوند- جلّ جلاله- كه فرمود: «اگر روزى را از راه حلال به دست آورده و در راه حقّ و موارد درست انفاق مى‏نموديد، خداوند عوض آن را به شما برمى‏گرداند، آن است كه اگر بنده چيزى را براى هواى نفس خويش كسب كند و خرج كند، و نيّتش از اين كسب و هزينه كردن معامله با خداوند- جلّ جلاله- و امتثال امر او نباشد، گويى كه اراده خداوند-جلّ جلاله- و حكمت او را در تدبير بندگان و مخلوقات بر كنار انگاشته، پس چگونه عوض انفاق او بر عهده خداوند-جلّ جلاله- باشد؟ زيرا تنها در صورتى ضمانت آن بر عهده خداوند-جلّ جلاله- خواهد بود كه بنده به خاطر امتثال امر الهى كسب نموده و به امر خدا در طاعت او انفاق كند.

ادامه دارد...
[تصویر:  broad5.gif]

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط منم گدای فاطمه... ، sahel ، نگار 24
۶-۱۸-۱۳۹۳, ۰۲:۲۰ عصر
ارسال: #7
RE: دعا و شرایط استجابت آن از نظر کتاب و سنت
[تصویر:  81456504639948755461.png]
  • حضور قلب، و تمايل نداشتن به دنيا: زيرا در روايتى آمده: «حضرت موسى عليه السّلام بر روستايى از روستاهاى بنى اسرائيل‏ مى‏گذشت، ديد كه توانگران در حالى كه لباس هايى بافته شده از مو پوشيده، و خاك بر سرشان مى‏ريزند، و بپا ايستاده‏اند، و به درگاه پروردگار اشك بر گونه‏هايشان جارى است. آن حضرت از روى ترحّم و دلسوزى برايشان گريست، و به درگاه پروردگار عرض كرد: اى معبود من، اينان بنى اسرائيل هستند كه بسان كبوتر سخت مى‏گريند و ناله سر مى‏دهند، و همچون گرگ زوزه مى‏كشند، و همانند سگ عوعو مى‏كنند.
خداوند به او وحى فرمود: چرا چنين مى‏كنند؟ آيا به خاطر اينكه گنجينه من تمام شده است، يا اينكه دارايي ها و عناياتم اندك شده، يا من مهربانترين مهربان ها نيستم؟ ليكن به اطّلاع آنان برسان كه من به آنچه در دلهاي شان است آگاهم، آنان مرا مى‏خوانند در حالى كه حضور قلب ندارند و دلهاي شان از من غائب، و به دنيا مايل است.»
  • عدم غفلت و اشتغال نداشتن به امور بيهوده: زيرا در حديث آمده كه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: «با حالتى كه به اجابت دعا يقين داريد دعا كنيد، و بدانيد كه خداوند هرگز دعاى كسى را كه قلبش از خدا غافل و به امور بيهوده مشغول باشد، مستجاب نمى‏فرمايد.»
  • ترك نكردن امر به معروف و نهى از منكر: زيرا در روايت آمده كه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: «بى‏گمان يا امر به معروف و نهى از منكر خواهيد نمود، و يا خداوند اشرارتان را بر نيكانتان مسلّط خواهد نمود، و در اين هنگام نيكانتان دعا خواهند نمود ولى دعاى آنان مستجاب نخواهد شد.»
  • نفرين نكردن بر دوست: زيرا در حديث آمده كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: «از خدا خواستم كه نفرين دوست بر دوست خويش را مستجاب نگرداند.»
  • پاكيزه ساختن خوراك و پرهيز از حرام خوارى:[b] زيرا روايت شده كه امام صادق عليه السّلام فرمود: «هر گاه كسى از شما خواست كه دعايش مستجاب شود، كسب خويش را [از مال حرام‏] پاكيزه نموده، و از عهده‏ مظالم مردم بيرون شود، زيرا دعاى بنده‏اى كه در شكمش مال حرام، يا در نزد او مظلمه‏اى براى احدى از بندگان خدا است، به سوى خدا بالا نمى‏رود و مستجاب نمى‏گردد.» و نيز در روايتى آمده پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: «هر گاه خوراك دعاكننده حرام باشد و غذاى حرام مصرف كند، كى دعاى او مستجاب مى‏گردد؟!»[/b]
  • [b]داشتن انگشترى نقره با نگين فيروزه: زيرا در حديث آمده كه امام صادق عليه السّلام فرمود: رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله به نقل از خداوند سبحان فرمود: «همانا من شرم دارم دست بنده‏اى را كه در آن انگشترى فيروزه است و به سوى آسمان بلند كرده، نوميد برگردانم.»[/b]
  • داشتن انگشترى عقيق: روايت شده كه امام صادق عليه السّلام فرمود: «هيچ دستى محبوبتر از دستى كه در آن انگشترى عقيق باشد، به سوى خداوند-عزّ و جلّ- بلند نشده است.»
  • [b] دعا نكردن پيرامون قطع ارتباط با خويشاوندى كه قطع آن جايز نيست: زيرا در باره اعمال شب نيمه شعبان و غير آن روايت شده كه: «دعا در آن شب مستجاب مى‏شود، مگر دعاى كسى كه قطع ارتباط با خويشاوندان خود نموده، و يا در باره قطع رابطه دعا نمايد.»[/b]
  • در نظر داشتن مقصود خداوند-جلّ جلاله- از دعا و مقدّم داشتن آن بر خواست خود: به عنوان مثال: وقتى بيمار شد، مقصودش از دعا كردن براى تندرستى‏اش، صرف زنده ماندن براى خواسته‏هاى نفسانى زودگذر و دنيايى كه او را از آخرتش باز مى‏دارد، نباشد؛ بلكه براى اين دعا كند كه بر اساس اراده خداوند- جلّ جلاله- كه همان طاعت و عبادت اوست، زنده بماند.
و مثال ديگر اينكه: وقتى فرزند و يا كسى كه در نزد او عزيز است بيمار شد، دعا كردنش براى تندرستى آنان، به خاطر ميل نفسانى خود به زنده ماندن آنان در امورى كه به مصلحت آنهاست، يا لذّت و شيرين كامى خود، يا براى اينكه مبادا كسى به او شماتت كند، و مقاصدى از اين قبيل نباشد، بلكه دعايش براى تندرستى آنان براى اين باشد كه ايشان بر اساس طاعت و اراده و نظام حكمت خداوند- جلّ جلاله- پايدار و زنده باشند.
ناگفته نماند كه ممكن است براى برخى به محض اطّلاع از شرايط اجابت دعا كه ياد آور شديم، زود حالت يأس دست دهد، يا بر بعضى از اين روايات خرده بگيرند.
  • در جواب می‏گوييم: توجّه داشته باش كه اينها همگى شرايط دعايى است كه:
الف- مسلّما مستجاب می‏شود.
ب- يا بزودى مستجاب شده و ثمره می‏دهد.
[b]ج- يا درست همان چيزى كه درخواست می‏شود و نه عوض آن، حاصل مى‏شود.[/b]
د- يا تنها كسى كه حاجت بسيار دارد، نيازمند اين همه احتياط كارى است.
هـ- با توجيه‏ هاى ديگر از اين قبيل كه سازگار با تصديق اين روايات باشد.
و گر نه مسلّما میدانيم كه خداوند متعال دعاى ابليس را با وجود اصرار بر گناه، و نيز دعاى افراد بسيارى را كه هنگام دعا كردن تمام اين شروط را نداشته‏اند اجابت فرموده است.
در هر حال، سزاوار است كه انسان هنگام مناجات، در تحصيل اين شروط بكوشد، تا براى برآورده شدن حاجت خود- ان شاء اللَّه تعالى- احتياط كارى لازم را رعايت كرده باشد.
ادامه دارد...

[تصویر:  broad5.gif]

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط نگار 24 ، منم گدای فاطمه...
۶-۲۰-۱۳۹۳, ۰۹:۲۰ صبح
ارسال: #8
RE: دعا و شرایط استجابت آن از نظر کتاب و سنت
[تصویر:  81456504639948755461.png]
6- فوايد بسيار مناجات كردن، و فضيلت دعا براى مؤمنين در غياب آنان، و دعا براى حضرت حجّت عليه السّلام‏ (فصل هشتم)
  • فوايد محافظت بر مناجات از راه عقل: ‏برخى از فوايد محافظت بر مناجات با پروردگار كه من دريافته‏ام عبارت است از:
  • - ذكر  خداوند-جلّ جلاله- بر دل [يا: عقل‏] انسان غلبه بيشترى پيدا كرده و در  نتيجه موجب انس بنده با پروردگار مى‏گردد، و بنده در عوض اشتغال به خواطر  دنيوى و اسباب ناپايدار، به خدا مشغول مى‏گردد، و در نتيجه همين مطلب او را  به سوى مراقبت مولاى خويش، و قرب حضرت حقّ، و نيل به خشنودى او فرا  مى‏خواند.
  • - بنده  مى‏تواند بدين وسيله به منزلت پروردگار در قلب خويش پى ببرد؛ زيرا اگر ديد  نفسش به تكرار اذكار ميل و رغبت دارد، پى مى‏برد كه خداوند-جلّ جلاله- در  نزد او مقام و منزلت خاصّى را داراست، به گونه‏اى كه همين وسيله‏اى براى  نيل به ايمنى از خطرهاى معنوى مى‏گردد، زيرا هر كس چيزى را دوست بدارد،  بسيار از آن ياد مى‏كند.
  • - خداوند-جلّ جلاله- مى‏فرمايد: فَاذْكُرُونِي، أَذْكُرْكُمْ. (مرا  ياد نماييد، تا من نيز شما را ياد كنم). و معلوم است كه اگر پادشاهى از  پادشاهان دنياى فانى به يكى از بردگانش كه‏ قدر و منزلت والاى او را  مى‏شناسد، بگويد: «به ياد من باش، تا من نيز به ياد تو باشم.» و او همان  گونه كه در محضر خداوند-جلّ جلاله- است، در حضور آن پادشاه باشد، مسلّما در  دوام ياد او مى‏كوشد، تا مولايش به ياد او بوده، و در دنيا و آخرت او را  به ياد خود مشرّف سازد. آيا به معناى گفته شاعر توجّه نمى‏كنى آنجا كه در  باره معشوقه فانى خويش مى‏گويد:
يودّ بأن يمسى مريضا لعلّها
  اذا سمعت عنه، بشكوى تراسله‏
و يهتزّ للمعروف في طلب العلى‏
لتذكر يوما عند سلمى شمائله‏

(عاشق دوست دارد كه شب را با مريضى سپرى نمايد، تا شايد وقتى معشوقه‏اش خبر او را شنيد، شكوه و گله‏اى به سوى او بفرستد.
او در جستجوى بلندپايگى و شرافت، به سوى نيكى حركت مى‏كند، تا خلق و خوى پاكيزه و فضايلش روزى در نزد «سلمى» ذكر شود.)
از اين رو بندگان عارف و مؤدّب و  فرهيخته همواره مى‏كوشند كه بسيار به ياد مولاى خويش كه پيوسته آنان را  مى‏بيند باشند، تا او نيز از ايشان ياد كند؛ و يا به فضل و كرم خويش از  آنان خشنود گردد، و يا آنان را خشنود سازد.
  • فوائد مواظبت بر مناجات از راه نقل‏: از جمله فوائد محافظت بر مناجات با پروردگار از راه روايات كه من يافته‏ام، چندين فائده بزرگ و آرزو كردنى است:
الف – ملهم شدن به دعا، نشانه كوتاهى بلا و گرفتارى است: چنان كه در روايت آمده كه امام صادق عليه السّلام فرمود: آيا  مى‏دانيد كدام بلا طولانى و كداميك كوتاه است؟ راوى مى‏گويد عرض كرديم:  خير. حضرت فرمود: «هر گاه به شما، و يا به يكى از شما، الهام شد كه دعا  كند، پس بداند كه آن بلا كوتاه خواهد بود.»
ب- دعا كردن پيش از گرفتارى، حتما گرفتارى را دفع مى ‏كند، ولى با دعا كردن بعد از بلا گاهى نمى‏توان به اميد و آرزوى خود رسيد: چنان  كه در روايت آمده كه امام كاظم عليه السّلام فرمود: حضرت علىّ بن الحسين  عليهما السّلام پيوسته مى‏فرمود: «هر كس پيش از نزول بلا پيشدستى نموده و  دعا كند، هنگامى كه بلا نازل مى‏شود دعايش مستجاب مى‏گردد، ولى هر كس پيشتر  دعا نكند، و بعد بلا بر او نازل شود و آنگاه دعا كند، دعايش مستجاب  نمى‏گردد.»
ج- فرشتگان، دعاى  بنده‏اى را كه تنها هنگام گرفتارى دعا مى‏ كند، ولى در حال آسايش و خوشى  دعا نمى‏كند، از رسيدن به مرحله اجابت جلوگيرى مى‏كنند: چنان كه در روايت آمده كه امام صادق عليه السّلام فرمود: «هر  گاه بنده‏اى هنگام بلا دعا كند، و در حال آسايش و خوشى دعا نكند، ملائكه  جلو صداى او را مى‏گيرند و مى‏گويند: اين صداى ناآشنا و غريبى است، [و خطاب  به او مى‏گويند:] پيش از اين كجا بودى؟»
د- پافشارى كردن و اصرار در دعا، كليد نجات و رهايى است:  چنان كه در حديث است كه امام صادق عليه السّلام مى‏فرمود: «به خدا سوگند،  هيچ بنده مؤمنى براى حاجتى به درگاه خداوند پافشارى نمى‏نمايد، مگر اينكه  خداوند حاجت او را برآورده مى‏سازد.» و نيز در روايت آمده كه امام صادق و  امام باقر عليهما السّلام فرمودند: «به خدا سوگند، هيچ بنده مؤمنى به درگاه  خداوند اصرار نمى‏كند، مگر اينكه خداوند دعاى او را مستجاب مى ‏گرداند.»
صفاتى كه دعاكننده از ديدگاه عقل  و نقل بايد داراى آن باشد گذشت‏، بنا بر اين شايسته است كه الحاح و  پافشارى در دعا مبتنى بر آن اصول باشد.
  • فضيلت دعا در غياب برادران دينى از ديدگاه روايات‏: اينك  پس از ذكر شروط مهمى كه موجب قبولى دعا مى‏شوند، لازم است فضيلت دعا در  غياب برادران دينى را با استفاده از برخى رواياتى كه بدان دست يافته‏ايم  يادآور شويم:
  • - در روايتى آمده كه امام صادق عليه السّلام فرمود رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمودند: هر  كس بگويد: «اللّهم اغفر، للمؤمنين و المؤمنات.» (خداوندا، مردان و زنان  مؤمن را بيامرز).خداوند، به تعداد هر يك از مؤمنانى كه از زمان آفرينش حضرت  آدم عليه السّلام تا برپايى قيامت خلق فرموده، يك كار نيك براى او  مى‏نويسد، و يك گناه او را محو مى‏فرمايد، و يك درجه [درجه ايمانى‏] او را  بالا مى‏برد.»
  • - در روايت آمده كه امام صادق عليه السّلام فرمود: هر  گاه كسى بگويد: «اللّهم، اغفر للمؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات،  الأحياء منهم و جميع الأموات.» (خدايا مردان و زنان مؤمن و مسلمان، و  زندگان و تمام مردگان آنها را مورد مغفرت خويش قرار ده).خداوند به شماره تمام انسانهاى گذشته و آينده، دعا براى او مستجاب مى‏گرداند [يا: دعاى آنان را براى وى مى‏نويسد].»
  • -  همچنين در اين باره است روايت بنده صالح خدا عبد اللَّه بن جندب-رضوان اللَّه عليه- از مولايمان امام صادق عليه السّلام.عبد اللَّه بن سنان مى‏گويد:  گذرم بر عبد اللَّه بن جندب كه پيرمرد كهنسالى بود افتاد، و ديدم كه بر  محلّ وقوف در «صفا» به نماز ايستاده و دعا مى‏نمايد و در دعاى خود بسيار  مى‏گفت: «اللّهمّ، فلان بن فلان، اللّهمّ، فلان بن فلان.»- خداوندا، فلانى پسر فلانى را [بيامرز].) به اندازه‏اى كه نتوانستم بشمارم.وقتى كه سلام نماز را گفت.
عرض كردم: اى عبد اللَّه، هيچ جايگاهى بهتر از جايگاه تو نديده‏ام، ولى از يك خصلت تو اصلا خوشم نيامد.
گفت: چه چيز من خوشايند تو نبود.
گفتم: به بسيارى از برادرانت دعا كردى، ولى نشنيدم كه براى خود دعايى بكنى.
گفت: اى عبد اللَّه، از مولايمان  امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مى‏ فرمود: «هر كس در غياب برادر مؤمن  خويش براى او دعا كند، از كناره‏هاى آسمان ندا مى‏شود: اى فلانى، براى توست  مانند آنچه كه براى برادرت درخواست نمودى، و براى توست صد هزار برابر آن.» لذا دوست نداشتم صد هزار برابر ضمانت شده را به خاطر يكى كه نمى‏دانم آيا مستجاب مى‏شود يا خير، ترك كنم.
  • - و نيز از آن  جمله است روايت همين بنده صالح، عبد اللَّه بن جندب-رضوان اللَّه عليه- از  مولايمان موسى بن جعفر امام كاظم عليه السّلام.
علىّ بن ابراهيم بن هاشم  مى‏گويد: پدرم به من گفت: عبد اللَّه بن جندب را در «موقف» عرفات ديدم، و  وقوف او بهتر و باحال‏تر از همه بود، پيوسته دستهاى خويش را به سوى آسمان  دراز كرده و اشكش بر گونه‏اش جارى بود و به زمين مى‏ريخت. پس از رفتن مردم  به او گفتم: اى [أ] با محمّد، هرگز وقوفى بهتر و با حال‏تر از وقوف تو  نديدم.
وى گفت: به خدا سوگند، جز براى  برادرانم دعا ننمودم. و اين بخاطر آن بود كه حضرت ابا الحسن موسى بن جعفر  عليهما السّلام به من خبر داد كه: «هر كس در غياب برادرش براى او دعا كند،  از سوى عرش ندا مى‏شود: براى توست صد هزار برابر آن»، لذا خوشم نيامد كه صد هزار برابر ضمانت شده را به خاطر يكى كه نمى‏دانم آيا مستجاب مى‏شود يا خير، فرو گذارم.
  • - روايات  گرانسنگ ديگرى را پيرامون دعا در غياب برادران دينى در قنوت نماز وتر از  نماز شب ذكر خواهيم كرد، زيرا ديده‏ام اصحاب ما اماميّه، وقتى مى‏خواهند  براى كسى دعا كنند، بيشتر در قنوت نماز وتر از نماز شب دعا مى‏كنند.
  • فضيلت دعا براى حضرت حجّت (عج): اينك  مى‏گويم: اگر دعا براى برادران دينى اين همه فضيلت دارد، پس فضيلت دعا  براى سلطان و فرمانروايى كه سبب هستى و وجود توست، و تو معتقدى كه اگر او  نمى‏بود، خداوند نه تو و نه هيچ كس از مكلّفين زمان او و تو را نمى‏آفريد، و  اينكه لطف الهى به وجود او-صلوات اللَّه عليه- سبب تمام امورى است كه تو و  ديگران داراى آن هستيد، و وسيله تمامى خيراتى است كه بدان نايل مى‏گرديد،  چگونه خواهد بود؟  
پس مبادا و مبادا تا حدّى كه  امكان دارد خود و يا احدى از خلايق را در دوست داشتن و دعا نمودن، بر او  مقدّم كنى. و نيز هنگام دعا كردن براى آن مولاى عظيم الشأن حتما حضور قلبى و  زبانى داشته باش.
و مبادا گمان كنى كه علّت ذكر  اين مطلب براى آن است كه آن بزرگوار به دعاى تو احتياج دارد. بسيار بسيار  دور است، اگر چنين اعتقادى داشته باشى، در اعتقاد دوستى‏ات بيمارى؛ بلكه  اين را براى آن گفتم كه حقّ بزرگ و احسان گرانبار حضرتش را به تو بشناسانم.
و ديگر اينكه: اگر پيش از دعا  كردن براى خويش و كسانى كه نزد تو گرامى هستند، براى آن بزرگوار دعا نمايى،  خداوند-جلّ جلاله- زودتر درهاى اجابت را به روى تو خواهد گشود؛ زيرا تو-اى  بنده،- درهاى قبولى دعا را با قفل هاى جنايت ها و گناهانت بسته‏اى، پس اگر  براى اين مولايى كه از ويژگان درگاه خداوند (مالك زندگان و مردگان)  مى‏باشد دعا كنى، خداوند به خاطر او زود درهاى اجابت را به‏ روى تو  مى‏گشايد، و در نتيجه تو نيز به خاطر چنگ زدن به ريسمان [ولايت‏] او در  دعايى كه براى خود و ديگران مى‏كنى، در زمره فضل او داخل شده، و رحمت و كرم  و عنايت خداوند-جلّ جلاله- تو را نيز فرا مى‏گيرد.
و مبادا استادانى را كه از آنها  پيروى مى‏كنى، بشمارى و بگويى: من هرگز نديده‏ام كه آنان به آنچه گفتى عمل  كنند، و آنها از مولايى كه بدو اشاره نمودى-صلوات اللَّه عليه- غافل، و  نسبت به او بى‏اعتنا هستند.
جواب اينكه: به آنچه كه گفتم عمل  كن، كه حقّ و واضح است، زيرا هر كس نسبت به مولايش بى‏اعتنا، و از آنچه كه  ذكر نمودم غافل باشد، به خدا سوگند كه در اشتباه فضاحت بارى قرار دارد. و  نيز حديثى كه جدّم ابو جعفر طوسى-رضوان اللَّه عليه- همين مطلبى را كه ذكر  نموديم، گوشزد مى‏كند. وى روايت نموده كه يكى از ائمّه عليهم السّلام فرمود: در  شب بيست و سوّم ماه رمضان مكرّر-در حال سجده و ايستاده و نشسته و به طور  كلّى در هر حال كه هستى- و نيز در كلّ اين ماه و در طول عمرت به هر صورت كه  ممكن شد، و هر گاه كه در طول عمرت به يادت آمد، اين دعا را مكرّر بخوان.  به اين صورت كه بعد از حمد و ستايش خداوند متعال، و صلوات بر پيامبر اكرم  حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله بگو:
«اللّهمّ، كن لوليّك  فلان بن فلان‏ في هذه السّاعة و في كلّ ساعة، وليّا و حافظا و قائدا و  ناصرا و دليلا و عينا، حتّى تسكنه أرضك طوعا، و تمتّعه فيها طويلا.»
(خدايا، در اين لحظه و در تمام  لحظات، سرپرست و نگاهدار و راهبر و يارى گر و راهنما و ديدبان ولىّ‏ات حضرت  حجّة بن الحسن- كه درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد- باش، تا او را به  صورتى كه خوشايند اوست [و همه از او فرمانبرى مى‏نمايند] ساكن زمين  گردانيده، و مدّت زمان طولانى در آن بهره‏مند سازى).
اينك اهتمام ائمّه عليهم السّلام  را نسبت به دعا براى آن بزرگوار چگونه مى‏بينى؟ آيا مانند تو نسبت به آن  مقام شريف كوتاهى مى‏كنند؟ بنا بر اين از بسيار دعا كردن براى او-صلوات  اللَّه عليه- و براى كسانى كه دعا كردن براى آنان در نمازهاى واجب، جايز  است، خوددارى مكن؛ كه در روايتى آمده كه امام صادق عليه السّلام فرمود: «هر  سخنى كه در نماز واجب با آن خداوند متعال را مورد خطاب قرار دهى، كلام  آدمى و گفتارى كه نماز را باطل كند نيست.» بنا بر اين، عذرى در ترك اهتمام و  همّت گماشتن نسبت به اين امر براى تو باقى نمى‏ماند.
آنچه ذکر شد دعا و شرايط دعا از  نظر سيد بن طاووس در فصولی از کتاب ” ادب حضور ” بود اين کتاب ترجمه کتاب  شريف فلاح السائل و نجاح المسائل می باشد.
وما توفيقی الا بالله عليه توکلت و اليه انيب.6/5/90 برابر با 26 شعبان 1432

[1] - متن فارسی:  کتاب” ادب حضور “صفحه 100-62 نام كتاب: ادب حضور (نويسنده: م- رموضوع:  دعاتاريخ وفات مؤلف: معاصرزبان: فارسى‏تعداد جلد: 1ناشر: انتشارات  انصارى‏مكان چاپ: قم‏سال چاپ: 1380 ش‏نوبت چاپ: اول‏)
[2] - متن عربی:  کتاب “فلاح السائل و نجاح المسائل” ص: 46 – 24 (نام كتاب: فلاح السائل و  نجاح المسائل‏ نويسنده: سيد ابن طاوس‏موضوع: دعاتاريخ وفات مؤلف: 644  ق‏زبان: عربى‏تعداد جلد: 1ناشر: بوستان كتاب‏مكان چاپ: قم چاپ: اول‏)
[3] – لازم به ياد آوری است فصل  اول کتاب فوق در عظمت نماز و پيامد های سبک شمردن آن و فصل دوّم در شرايط  نمازى كه انسان را از كردار و گفتار زشت بازمى دارد می باشد.
[4] – الفرقان / 77
- [5] الانعام / 43
[6] – البقره / 186
[7] – غافر / 60
[8] – الانعام / 52
[9] – فاطر / 2
[10] – غافر / 60
[11] – المزمّل / 20
[12] – الفرقان / 77
[13] – ص / 80
[14] – الانفال / 2
[15] – سبا / 39
[16] – البقره / 152
باتشکر از دوستان که با دنبال کردن بحث باعث دلگرمی شدن.
تمام


امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط حق باور ، منم گدای فاطمه... ، نگار 24
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

POWERED BY MyBB, © 1390-1398 گروه پیروان موعود
پشتیبانی و توسعه SaneCity