دستور، شرایط، عقد موقت، ومسایل متفرقه زناشویی رساله امام خمینی قدس سره
زمان کنونی: ۴-۲۵-۱۳۹۷, ۰۶:۲۲ عصر
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: مسجد عشاق
آخرین ارسال: مسجد عشاق
پاسخ: 1
بازدید: 1672

ارسال پاسخ 
دستور، شرایط، عقد موقت، ومسایل متفرقه زناشویی رساله امام خمینی قدس سره
۷-۴-۱۳۹۳, ۰۶:۲۲ صبح
ارسال: #1
دستور، شرایط، عقد موقت، ومسایل متفرقه زناشویی رساله امام خمینی قدس سره
[rtl]دستور خواندن عقد غير دائم[/rtl]
٢٣٦٩ اگر خود زن و مرد بخواهند صيغه عقد غير دائم را بخوانند، بعد از آن که مدت و مهر را معين کردند، چنانچه زن بگويد: "زوجتک نفسى فى المدة المعلومة على المهر المعلوم" بعد بدون فاصله مرد بگويد: "قبلت" صحيح است. و اگر ديگرى را وکيل کنند و اول وکيل زن به وکيل مرد بگويد: "متعت موکلتى موکلک فى المدة المعلومة على المهر المعلوم" پس بدون فاصله وکيل مرد بگويد: "قبلت لموکلى هکذا"، صحيح مى‏باشد.
[rtl]شرايط عقد[/rtl]
٢٣٧٠ عقد ازدواج چند شرط دارد: اول: آنکه به عربى صحيح خوانده شود به احتياط واجب، و اگر خود مرد و زن نتوانند صيغه را به عربى صحيح بخوانند به‏هر لفظ‏ى که صيغه را بخوانند صحيح است و لازم هم نيست که وکيل بگيرند اما بايد لفظ‏ى بگويند که معنى "زوجت و قبلت" را بفهماند. دوم: مرد و زن يا وکيل آنها که صيغه را مى‏خوانند قصد انشاء داشته باشند يعنى اگر خود مرد و زن صيغه را مى‏خوانند، زن به گفتن «زوجتک نفسى‏» قصدش اين باشد که خود را زن او قرار دهد و مرد به گفتن «قبلت التزويج‏» زن بودن او را براى خود قبول نمايد، و اگر وکيل مرد و زن صيغه را مى‏خوانند، به گفتن «زوجت و قبلت‏» قصدشان اين باشد که مرد و زنى آنان را وکيل کرده‏اند، زن و شوهر شوند. سوم: کسى که صيغه را مى‏خواند بالغ و عاقل باشد، جه براى خودش بخواند يا از طرف ديگرى وکيل شده باشد. چهارم: اگر وکيل زن و شوهر يا ولى آنها صيغه را مى‏خوانند، در عقد، زن و شوهر را معين کنند مثلا اسم آنها را ببرند يا به آنها اشاره نمايند. پس کسى که چند دختر دارد، اگر به مردى بگويد زوجتک احدى بناتى (يعنى زن تو نمودم يکى از دخترانم را) و او بگويد بلت‏يعنى قبول کردم، جون در موقع عقد، دختر را معين نکرده‏اند عقد باطل است. پنجم: زن و مرد به ازدواج راضى باشند، ولى اگر زن ظاهرا به کراهت اذن دهد و معلوم باشد قلبا راضى است عقد صحيح است.
٢٣٧١ اگر در عقد يک حرف غلط خوانده شود که معنى آن را عوض کند عقد باطل است.
٢٣٧٢ کسى که دستور زبان عربى را نمى‏داند، اگر قرائتش صحيح باشد و معناى هر کلمه از عقد را جداگانه بداند و از هر لفظ‏ى معناى آن را قصد نمايد،مى‏تواند عقد را بخواند.
٢٣٧٣ اگر زنى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد کنند و بعدا زن و مرد بگويندبه آن عقد راضى هستيم عقد صحيح است.
٢٣٧٤ اگر زن و مرد يا يکى از آن دو را به ازدواج مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد راضى شوند و بگويند به آن عقد راضى هستيم، عقد صحيح است.
٢٣٧٥ پدر و جد پدرى مى‏توانند براى فرزند نابالغ يا ديوانه خود که به حال ديوانگى بالغ شده است ازدواج کنند و بعد از آن که طفل بالغ شد يا ديوانه عاقل گرديد، اگر ازدواجى که براى او کرده‏اند مفسده‏اى نداشته، نمى‏تواند آن را به‏هم بزند و اگر مفسده‏اى داشته، مى‏تواند آن را به هم بزند.
٢٣٧٦ دخترى که به حد بلوغ رسيده و رشيده است‏يعنى مصلحت‏خود را تشخيص مى‏دهد اگر بخواهد شوهر کند، چنانچه باکره باشد، بايد از پدر يا جد پدرى خود اجازه بگيرد، و اجازه مادر و برادر لازم نيست.
٢٣٧٧ اگر پدر و جد پدرى غايب باشند، به طورى که نشود از آنان اذن گرفت و دختر هم احتياج به شوهر کردن داشته باشد لازم نيست از پدر و جد پدرى اجازه بگيرند و نيز اگر دختر باکره باشد در صورتى که بکارتش به واسطه شوهر کردن از بين رفته باشد، اجازه پدر و جد لازم نيست. ولى اگر به واسطه وطى به شبهه يا از زنا از بين رفته باشد، احتياط مستحب آن است که اجازه بگيرند.
٢٣٧٨ اگر پدر يا جد پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگيرد، پسر- بعد از رسيدن به سن قابل براى تمتع گرفتن - بايد خرج زن را در صورتى که از او تمکين داشته باشد بدهد.
٢٣٧٩ اگر پدر يا جد پدرى براى پسر نابالغ خود، زن بگيرد، چنانچه پسر در موقع عقد مالى داشته، مديون مهر زن است، و اگر در موقع عقد مالى نداشته، پدر يا جد او بايد مهر زن را بدهند.
[rtl]عيبهايى که بواسطه آنها مى‏شود عقد را به هم زد[/rtl]
٢٣٨٠ اگر مرد بعد از عقد بفهمد که زن يکى از هفت عيب را دارد مى‏تواند عقد را به هم بزند : اول: ديوانگى. دوم: مرض خوره. سوم: مرض برص.چهارم: کورى. پنجم: شل بودن به طورى که معلوم باشد. ششم: آنکه افضا شده، يعنى راه بول و حيض و يا راه حيض و غائط او يکى شده باشد، ولى اگر راه حيض و غائط او يکى شده باشد، به هم زدن عقد اشکال دارد و بايد احتياط شود. هفتم: آنکه گوشت‏يا استخوانى يا غده‏اى در فرج او باشد که مانع از نزديکى شود.
٢٣٨١ اگر زن بعد از عقد بفهمد که شوهر او ديوانه است‏يا آلت مردى ندارد يا عنين است و نمى‏تواند وطى و نزديکى نمايد يا تخمهاى او را کشيده‏اند مى‏تواند عقد را به هم بزند. و تفصيل اين مساله و مساله سابق در کتاب تحرير الوسيله ضبط شده است.
٢٣٨٢ اگر مرد يا زن، به واسطه يکى از عيب‏هايى که در دو مساله پيش گفته شد عقد را به هم بزند، بايد بدون طلاق از هم جدا شوند.
٢٣٨٣ اگر به واسطه آن که مرد عنين است و نمى‏تواند وطى و نزديکى کند، زن عقد را به هم بزند شوهر بايد نصف مهر را بدهد. ولى اگر به واسطه يکى از عيبهاى ديگرى که گفته شد، مرد يا زن عقد را به هم بزنند، چنانچه مرد با زن نزديکى نکرده باشد چيزى بر او نيست و اگر نزديکى کرده، بايد تمام مهر را بدهد.
[rtl]عده‏اى از زنها که ازدواج با آنان حرام است[/rtl]
٢٣٨٤ ازدواج با زنهايى که مثل مادر و خواهر و مادر زن با انسان محرم هستند حرام است.
٢٣٨٥ اگر کسى زنى را براى خود عقد نمايد، اگر چه با او نزديکى نکند، مادر و مادر مادر آن زن و مادر پدر او هر چه بالا روند به آن مرد محرم مى‏شوند.
٢٣٨٦ اگر زنى را عقد کند و با او نزديکى نمايد، دختر و نوه دخترى و پسرى آن زن هر چه پايين روند، چه در وقت عقد باشند يا بعدا به دنيا بيايند، به آن مرد محرم مى‏شوند.
٢٣٨٧ اگر با زنى که براى خود عقد کرده نزديکى هم نکرده باشد، تا وقتى که آن زن در عقد او است نمى‏تواند با دختر او ازدواج کند.
٢٣٨٨ عمه و خاله پدر و عمه و خاله پدر پدر، و عمه و خاله مادر و عمه و خاله مادر مادر، هر چه بالا روند به انسان محرمند.
٢٣٨٩ پدر و جد شوهر، هر چه بالا روند، و پسر و نوه پسرى و دخترى او هر چه پايين آيند چه در موقع عقد باشند، يا بعدا به دنيا بيايند به زن او محرم هستند.
٢٣٩٠ اگر زنى را براى خود عقد کند، دائمه باشد، يا صيغه تا وقتى که آن زن در عقد او است نمى‏تواند با خواهر آن زن ازدواج نمايد.
٢٣٩١ اگر زن خود را به ترتيبى که در کتاب طلاق گفته مى‏شود طلاق رجعى دهد، در بين عده نمى‏تواند خواهر او را عقد نمايد ، بلکه در عده طلاق بائن هم که بعدا بيان مى‏شود، احتياط مستحب آن است که از ازدواج با خواهر او خوددارى نمايد.
٢٣٩٢ انسان نمى‏تواند بدون اجازه زن خود با خواهر زاده و برادر زاده او ازدواج کند ولى اگر بدون اجازه زنش آنان را عقد نمايد و بعدا زن بگويد به آن عقد راضى هستم اشکال ندارد.
٢٣٩٣ اگر زن بفهمد شوهرش برادر زاده يا خواهر زاده او را عقد کرده و حرفى نزد، چنانچه بعدا رضايت ندهد عقد آنان باطل است، بلکه اگر از حرف نزدنش معلوم باشد که باطنا راضى بوده احتياط واجب آن است که شوهرش از برادرزاده او جدا شود، مگر آنکه اجازه دهد.
٢٣٩٤ اگر انسان پيش از آنکه دختر عمه يا دختر خاله خود را بگيرد با مادر آنان زنا کند، ديگر نمى‏تواند با آنان ازدواج نمايد.
٢٣٩٥ اگر با دختر عمه يا دختر خاله خود ازدواج نمايد و پيش از آن که با آنان نزديکى کند با مادرشان زنا نمايد عقد آنان اشکال ندارد.
٢٣٩٦ اگر با زنى غير از عمه و خاله خود زنا کند، احتياط واجب آن است که با دختر او ازدواج نکند، ولى اگر زنى را عقد نمايد و با او نزديکى کند بعد با مادر او زنا کند، آن زن بر او حرام نمى‏شود، و همچنين است اگر پيش از آنکه با او نزديکى کند با مادر او زنا نمايد، ولى در اين صورت احتياط مستحب آن است که از آن زن جدا شود.
٢٣٩٧ زن مسلمان نمى‏تواند به عقد کافر در آيد، مرد مسلمان هم نمى‏تواند با زنهاى کافره غير کتابيه بطور دائم ازدواج کند و به احتياط واجب ازدواج دائم با زنهاى کافره اهل کتاب نيز جايز نيست، ولى صيغه کردن زنهاى اهل کتاب مانند يهود و نصارى مانعى ندارد.
٢٣٩٨ اگر با زنى که در عده طلاق رجعى است زنا کند آن زن بر او حرام مى‏شود و اگر با زنى که در عده متعه، يا طلاق بائن، يا عده وفات است زنا کند، بعدا مى‏تواند او را عقد نمايد، اگر چه احتياط مستحب آن است که با او ازدواج نکند و معناى طلاق رجعى و طلاق بائن و عده متعه و عده وفات در احکام طلاق گفته خواهد شد.
٢٣٩٩ اگر با زن بى‏شوهرى که در عده نيست زنا کند، بعدا مى‏تواند آن زن را براى خود عقد نمايد، ولى احتياط مستحب آن است که صبر کند تا آن زن حيض ببيند بعد او را عقد نمايد، بلکه احتياط مزبور حتى الامکان نبايد ترک شود، و همچنين است اگر ديگرى بخواهد آن زن را عقد کند.
٢٤٠٠ اگر زنى را که در عده ديگرى است براى خود عقد کند، چنانچه مرد و زن يا يکى از آنان بدانند که عده زن تمام نشده و بدانند عقد کردن زن در عده حرام است،آن زن بر او حرام ابدى مى‏شود، اگر چه مرد بعد از عقد با آن زن نزديکى نکرده باشد.
٢٤٠١ اگر زنى را براى خود عقد کند و بعد معلوم شود که در عده بوده، چنانچه هيچکدام نمى‏دانسته‏اند زن در عده است و نمى‏دانسته‏اند که عقد کردن زن در عده حرام است، در صورتى که مرد با او نزديکى کرده باشد آن زن بر او حرام مى‏شود.
٢٤٠٢ اگر انسان بداند زنى شوهر دارد و با او ازدواج کند بايد از او جدا شود و بعدا هم نمى‏تواند او را براى خود عقد کند.
٢٤٠٣ زن شوهردار اگر زنا بدهد بر شوهر خود حرام نمى‏شود و چنانچه توبه نکند و بر عمل خود باقى باشد، بهتر است که شوهر او را طلاق دهد ولى بايد مهريه‏اش را بدهد.
٢٤٠٤ زنى را که طلاق داده‏اند و زنى که صيغه بوده و شوهرش مدت او را بخشيده يا مدتش تمام شده، چنانچه بعد از مدتى شوهر کند و بعد شک کند که موقع عقد شوهر دوم عده شوهر اول تمام بوده يا نه بايد به شک خود اعتنا نکند.
٢٤٠٥ مادر و خواهر و دختر پسرى که لواط داده بر لواط کننده حرام است اگر چه لواط کننده و لواط دهنده بالغ نباشند، ولى اگر گمان کند که دخول شده،يا شک کند که دخول شده يا نه، بر او حرام نمى‏شوند.
٢٤٠٦ اگر با مادر يا خواهر يا دختر کسى ازدواج نمايد و بعد از ازدواج با آن کس لواط کند، آنها بر او حرام نمى‏شوند.
٢٤٠٧ اگر کسى در حال احرام که يکى از کارهاى حج است با زنى ازدواج نمايد عقد او باطل است، و چنانچه مى‏دانسته که زن گرفتن بر او حرام است، ديگر نمى‏تواند آن زن را عقد کند.
٢٤٠٨ اگر زنى که در حال احرام است با مردى که در حال احرام نيست ازدواج کند عقد او باطل است، و اگر زن مى‏دانسته که ازدواج کردن در حال احرام حرام است احتياط واجب آن است که بعدا با آن مرد ازدواج نکند، بلکه خالى از قوت نيست.
٢٤٠٩ اگر مرد طواف نساء را که يکى از کارهاى حج است بجا نياورد، زنش که به واسطه محرم شدن بر او حرام شده بود حلال نمى‏شود. و نيز اگر زن طواف نساء نکند، شوهرش بر او حلال نمى‏شود، ولى اگر بعدا طواف نساء را انجام دهند به يکديگر حلال مى‏شوند.
٢٤١٠ اگر کسى دختر نابالغى را براى خود عقد کند و پيش از آنکه نه سال دختر تمام شود، با او نزديکى و دخول کند، چنانچه او را افضا نمايد هيچ وقت نبايد با او نزديکى کند.

٢٤١١ زنى را که سه مرتبه طلاق داده‏اند بر شوهرش حرام مى‏شود، ولى کند، شوهر اول مى‏تواند دوباره او را براى خود عقد نمايد.
[rtl]متعه يا صيغه[/rtl]
٢٤٢١ صيغه کردن زن اگر چه براى لذت بردن هم نباشد صحيح است.
٢٤٢٢ شوهر بيش از چهار ماه نبايد نزديکى با متعه خود را ترک کند.
٢٤٢٣ زنى که صيغه مى‏شود اگر در عقد شرط کند که شوهر با او نزديکى نکند، عقد و شرط او صحيح است و شوهر فقط مى‏تواند لذتهاى ديگر از او ببرد ولى اگر بعدا به‏نزديکى راضى شود، شوهر مى‏تواند با او نزديکى نمايد.
٢٤٢٤ زنى که صيغه شده اگر چه آبستن شود حق خرجى ندارد.
٢٤٢٥ زنى که صيغه شده حق همخوابى ندارد و از شوهر ارث نمى‏برد و شوهر هم ازاو ارث نمى‏برد.
٢٤٢٦ زنى که صيغه شده اگر نداند که حق خرجى و همخوابى ندارد عقد او صحيح است و براى آن که نمى‏دانسته، حقى به شوهر پيدا نمى‏کند.
٢٤٢٧ زنى که صيغه شده، مى‏تواند بدون اجازه شوهر از خانه بيرون برود، ولى اگر به واسطه بيرون رفتن، حق شوهر از بين مى‏رود بيرون رفتن او حرام است.
٢٤٢٨ اگر زنى مردى را وکيل کند که به مدت و مبلغ معين او را براى خود صيغه نمايد، چنانچه مرد او را به عقد دائم خود در آورد يا به غير از مدت يا مبلغى که معين شده او را صيغه کند، وقتى آن زن فهميد اگر بگويد راضى هستم عقد صحيح و گرنه باطل است.
٢٤٢٩ پدر و جد پدرى مى‏توانند براى محرم شدن، يک ساعت‏يا دو ساعت زنى را به عقد پسر نابالغ خود در آورند و نيز مى‏توانند دختر نابالغ خود را براى محرم شدن، به عقد کسى در آورند ولى بايد آن عقد براى دختر مفسده نداشته باشد.
٢٤٣٠ اگر پدر يا جد پدرى، طفل خود را که در محل ديگرى است و نمى‏داند زنده است‏يا مرده، براى محرم شدن به عقد کسى در آورد، بر حسب ظاهر محرم بودن حاصل مى‏شود و چنانچه بعدا معلوم شود که در موقع عقد آن دختر زنده نبوده عقد باطل است‏و کسانى که به واسطه عقد ظاهرا محرم شده بودند نامحرمند.
٢٤٣١ اگر مرد مدت صيغه را ببخشد، چنانچه با او نزديکى کرده بايد تمام چيزى را که قرار گذاشته باو بدهد و اگر نزديکى نکرده بايد نصف آن را بدهد.

٢٤٣٢ مرد مى‏تواند زنى را که صيغه او بوده و هنوز عده‏اش تمام نشده به عقد دائم خود در آورد.
[rtl]مسائل متفرقه زناشويى[/rtl]
٢٤٤٣ کسى که به واسطه نداشتن زن به حرام ميافتد، واجب است زن بگيرد.
٢٤٤٤ اگر شوهر در عقد شرط کند که زن باکره باشد و بعد از عقد معلوم شود که باکره نبوده، مى‏تواند عقد را به هم بزند.
٢٤٤٥ اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتى باشند که کسى در آنجا نباشد و ديگرى هم نمى‏تواند وارد شود چنانچه بترسند که به حرام بيفتند بايد از آنجا بيرون‏بروند.
٢٤٤٦ اگر مرد مهر زن را در عقد معين کند و قصدش اين باشد که آن را ندهد عقد صحيح است ولى مهر را بايد بدهد.
٢٤٤٧ مسلمانى که منکر خدا يا پيغمبر شود، يا حکم ضرورى دين يعنى حکمى را که مسلمانان جزو دين اسلام مى‏دانند مثل واجب بودن نماز و روزه انکار کند، در صورتى که منکر شدن آن حکم، به انکار خدا يا پيغمبر برگردد مرتد است.
٢٤٤٨ اگر زن پيش از آن که شوهرش با او نزديکى کند به طورى که در مساله پيش گفته شد مرتد شود عقد او باطل مى گردد ولى اگر بعد از نزديکى مرتد شود بايد به دستورى که در احکام طلاق گفته خواهد شد عده نگه دارد پس اگر در بين عده مسلمان شود عقد باقى و اگر تا آخر عده مرتد بماند عقد باطل است.
٢٤٤٩ کسى که پدر يا مادرش در موقع بسته شدن نطفه او مسلمان بوده‏اند،چنانچه بعد از بالغ شدن اظهار اسلام کند، اگر مرتد شود زنش بر او حرام مى‏شود و بايد به مقدارى که در احکام طلاق گفته مى‏شود عده وفات نگهدارد.
٢٤٥٠ مردى که از پدر و مادر غير مسلمان به دنيا آمده و مسلمان شده، اگرپيش از نزديکى با عيالش مرتد شود عقد او باطل مى‏گردد و اگر بعد از نزديکى مرتد شود زن او بايد به مقدارى که در احکام طلاق گفته مى‏شود، عده نگهدارد پس اگرپيش از تمام شدن عده، شوهر او مسلمان شود، عقد باقى و گرنه باطل است.
٢٤٥١ اگر زن در عقد با مرد شرط کند که او را از شهرى بيرون نبرد و مرد هم قبول کند نبايد زن را از آن شهر بيرون ببرد.
٢٤٥٢ اگر زن انسان از شوهر ديگرش دخترى داشته باشد انسان مى‏تواند آن دختر را براى پسر خود که از آن زن نيست عقد کند و نيز اگر دخترى را براى پسر خود عقد کند مى‏تواند با مادر آن دختر ازدواج نمايد.
٢٤٥٣ اگر زنى از زنا آبستن شود، جايز نيست بچه‏اش را سقط کند.
٢٤٥٤ اگر کسى با زنى که شوهر ندارد و در عده کسى هم نيست زنا کند چنانچه بعد او را عقد کند و بچه‏اى از آنان پيدا شود، در صورتى که ندانند از نطفه حلال است‏يا حرام آن بچه حلال زاده است.
٢٤٥٥ اگر مرد نداند که زن در عده است و با او ازدواج کند، چنانچه زن هم نداند و بچه‏اى از آنان به دنيا آيد، حلال زاده است و شرعا فرزند هر دومى باشد ولى اگر زن مى‏دانسته که در عده است، شرعا بچه فرزند پدر است و در هر دو صورت عقد آنان باطل است و به يکديگر حرام مى‏باشند.
٢٤٥٦ اگر زن بگويد يائسه‏ام نبايد حرف او را قبول کرد ولى اگر بگويد شوهر ندارم حرف او قبول مى‏شود.
٢٤٥٧ اگر بعد از آنکه انسان با زنى ازدواج کرد کسى بگويد آن زن شوهر داشته و زن بگويد نداشتم، چنانچه شرعا ثابت نشود که زن شوهر داشته، بايد حرف زن را قبول کرد.
٢٤٥٨ اگر زنى که آزاد و مسلمان و عاقل است، دخترى داشته باشد، تا هفت‏سال دختر تمام نشده، پدر نمى‏تواند او را از مادرش جدا کند.
٢٤٥٩ مستحب است در شوهر دادن دخترى که بالغه است‏يعنى مکلف شده عجله کنند، حضرت صادق عليه السلام فرمودند: يکى از سعادتهاى مرد آن است که دخترش در خانه او حيض نبيند.
٢٤٦٠ اگر زن مهر خود را به شوهر صلح کند که زن ديگر نگيرد، احتياط واجب آن است که زن مهر را نگيرد و شوهر هم با زن ديگر ازدواج نکند.
٢٤٦١ کسى که از زنا به دنيا آمده، اگر زن بگيرد و بچه‏اى پيدا کند آن بچه حلال زاده است.
٢٤٦٢ هر گاه مرد در روزه ماه رمضان يا در حال حيض زن، با او نزديکى کند معصيت کرده ولى اگر بچه‏اى از آنان به دنيا آيد، حلال زاده است.

٢٤٦٣ زنى که يقين دارد شوهرش در سفر مرده، اگر بعد از عده وفات که مقدار آن در احکام طلاق گفته خواهد شد، شوهر کند و شوهر اول از سفر برگردد بايد از شوهر دوم جدا شود و به شوهر اول حلال است ولى اگر شوهر دوم با او نزديکى کرده باشد، زن بايد عده نگه دارد و شوهر دوم بايد مهر او را مطابق زنهايى که مثل او هستند بدهد، ولى خرج عده ندارد.

امضای مسجد عشاق
سانه مسجد عشاق*محسن زاده
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط نگار 24 ، mahdy30na ، منم گدای فاطمه...
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

POWERED BY MyBB, © 1390-1397 گروه پیروان موعود
پشتیبانی و توسعه SaneCity