ماجرای دختری که در قبر مادرش خوابید
زمان کنونی: ۸-۲۳-۱۳۹۸, ۰۸:۳۲ صبح
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: منم گدای فاطمه...
آخرین ارسال: منم گدای فاطمه...
پاسخ: 1
بازدید: 1119

ارسال پاسخ 
ماجرای دختری که در قبر مادرش خوابید
۷-۶-۱۳۹۳, ۱۱:۵۴ صبح
ارسال: #1
ماجرای دختری که در قبر مادرش خوابید
به نام الله


علامه سید محمد حسین طباطبائی صاحب تفسیر المیزان نقل کردند که:استاد ما عارف برجسته «حاج میرزا علی آقا قاضی» می‏گفت: در نجف اشرف در نزدیکی منزل ما، مادر یکی از دخترهای

اَفَندی‏ها سنی‏های دولت عثمانی فوت کرد.این دختر در مرگ مادر، بسیار ضجه و گریه می‏کرد و جداً ناراحت بود، و با تشییع کنندگان تا کنار قبر مادر آمد و آنقدر گریه و ناله کرد که همه حاضران به گریه افتادند.

هنگامی که جنازه مادر را در میان قبر گذاشتند، دختر فریاد می‏زد: من از مادرم جدا نمی‏شوم هر چه خواستند او را آرام کنند، مفید واقع نشد؛ دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا کنند، ممکن است جانش به خطر بیفتد. سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند، و دختر هم پهلوی بدن مادر در قبر بماند، ولی روی قبر را از خاک انباشته نکنند، و فقط روی قبر را با تخته‏ای بپوشانند و دریچه‏ای هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید.

دختر در شب اول قبر، کنار مادر خوابید، فردا آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببینند بر سر دختر چه آمده است، دیدند تمام موهای سرش سفیده شده است.

پرسیدند چرا این طور شده‏ ای؟

در پاسخ گفت: شب کنار جنازه مادرم در قبر خوابیدم، ناگاه دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف ایستادند و شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد، آن دو فرشته مشغول سؤال از عقائد مادرم شدند و او جواب می‏داد، سؤال از توحید نمودند، جواب درست داد، سؤال از نبوت نمودند، جواب درست داد که پیامبر من محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم است.



تا این که پرسیدند: امام تو کیست؟

آن مرد محترم که در وسط ایستاده بود گفت: «لَستُ لَها بِاِمامِ؛ من امام او نیستم»



در این هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند

که آتش آن به سوی آسمان زبانه می‏کشید.

من بر اثر وحشت و ترس زیاد به این وضع که می‏بینید

که همه موهای سرم سفید شده در آمدم.


مرحوم قاضی می‏فرمود: چون تمام طایفه آن دختر، در مذهب اهل تسنن بودند، تحت تأثیر این واقعه قرار گرفته و شیعه شدند زیرا این واقعه با مذهب تشیع، تطبیق می‏کرد و آن شخصی که همراه با فرشتگان بوده و گفته بود من امام آن زن نیستم، حضرت علی علیه السلام بوده ‏ و خود آن دختر، جلوتر از آنها به مذهب تشیع، اعتقاد پیدا کرد.



علامه سید محمد حسین حسینی تهرانی، معادشناسی، ج ۳

امضای منم گدای فاطمه...
.

مـرا بنـویس

آن بَـدی که حسیـ♥ـن را

خیلی خـوب دوست دارد...

.
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط نگار 24 ، mahdy30na
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

POWERED BY MyBB, © 1390-1398 گروه پیروان موعود
پشتیبانی و توسعه SaneCity