ویژه نامه عید سعید غدیر خم
زمان کنونی: ۸-۲۳-۱۳۹۸, ۰۷:۴۳ صبح
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: منم گدای فاطمه...
آخرین ارسال: MoBaReZ
پاسخ: 17
بازدید: 9351

ارسال پاسخ 
ویژه نامه عید سعید غدیر خم
۷-۱۹-۱۳۹۳, ۰۷:۵۷ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۷-۲۰-۱۳۹۳ ۱۰:۴۷ صبح، توسط منم گدای فاطمه....)
ارسال: #1
ویژه نامه عید سعید غدیر خم
[تصویر:  %D8%A8%D8%B3%D9%85_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_.png]


[تصویر:  011111.jpg]


آسمان غرق هیاهوست به کف، دف دارد
این خبر شور به پا کرده ،بزن! کف دارد

آنقدر بوسه به دستش به خدا شیرین است
که در این غلغله نوبت شدنش صف دارد


دشت هم در قدمش شعر مقفی شده است
آفتاب از هیجان نور مُردف دارد

از همان لحظه که خُم در پی خُم رنگین شد
خبرش رفت به دریا، که به لب کف دارد

در بیابان طلب گر چه ز هر سو خطری ست
دل من در طلبش شوق مضاعف دارد

خُم و میخانه اسیر لب و پیمانۀ او
هر سبو زمزمه ای بر سر هر رف دارد

بنوازید! بخوانید! زمان مستی ست
این هیاهو همه هو هو همه دف دف دارد

امضای منم گدای فاطمه...
.

مـرا بنـویس

آن بَـدی که حسیـ♥ـن را

خیلی خـوب دوست دارد...

.
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط softwar officer ، PeYROVaN ، حق باور ، mahdy30na ، MoBaReZ
۷-۱۹-۱۳۹۳, ۰۸:۵۹ عصر
ارسال: #2
RE: ویژه نامه عید غدیر
بسم الله الرحمن الرحیم

غدیر یعنی کسانی که عقب مانده اند برسند

و کسانی که جلو رفته اند برگردند، تا با ولایت حرکت کنند.

امضای softwar officer
ربنا آتنا کربلا ...
واجعل مماتی فی العاشورا ...
روحـــــی لک الفــــــدا یا مــــولا ...
حُـــــــــــــــســــــــــــــــین

[تصویر:  do.php?img=1744]
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط منم گدای فاطمه... ، حق باور ، mahdy30na
۷-۱۹-۱۳۹۳, ۰۹:۱۷ عصر
ارسال: #3
RE: ویژه نامه عید غدیر
[تصویر:  %D8%A8%D8%B3%D9%85_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_.png]


از جمله رویدادهای تاریخی که زبان به زبان نقل شده است، این است که پیامبر (ص) در سال دهم هجری (632 م) حجة الاسلامی به جا آورد که در تاریخ به حجة الوداع معروف است.و در انجام مراسم آن حج‏به رهبری پیامبر (ص)، دهها هزار تن از مسلمانان شرکت کردند.
از رویدادهای مشخص این سفر حج آن است که پیامبر (ص) در راه بازگشت از سفر حج کنار آبی معروف به غدیر خم (بین مکه و مدینه) توقف کرد، و هزاران تن از حاجیان را نیز متوقف ساخت، تا به ایشان ابلاع کند که از ثقلین پیروی کنند که در آینده نزدیکی آن را جایگزین خود خواهد ساخت.و آن دو گرانقدر قرآن و عترت پیامبر است، و این دو هرگز جدا نگردند تا این که در کنار حوض (روز قیامت) بر او وارد شوند.و دیگر این که علی (ع) (بزرگ عترت) نسبت‏به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است، همان طوری که پیامبر (ص) نسبت‏به افراد مؤمن از خودشان سزاوارتر بود، و هم این که سرپرست مؤمنان است چنان که پیامبر (ص) سرپرست مردم با ایمان بود.

پیامبر (ص) در روز غدیر خم خطبه‏ای طولانی ایراد فرمود، که اندکی از فرموده‏های او را اصحاب به خاطر سپردند، و تمام یا بعضی از این نکات از جمله مطالبی است که در خاطره شماری از اصحاب باقی مانده بود.موردی پیش آمد که امام علی (ع)، وقتی که در کوفه بود، اصحاب حاضر در انجمن خود را سوگند داد تا آنچه را که روز غدیر از پیامبر (ص) شنیده بودند گواهی دهند (این داستان مربوط به حدود بیست و فت‏سال‏پس از رویداد غدیر است)، علی رغم این که شمار اصحاب باقی مانده تا آن زمان، اندک بود.و اندکی از همان اصحاب در کوفه بودند.بسیاری از ایشان گواهی دادند که پیامبر (ص) روز غدیر، سرپرستی علی (ع) را به اطلاع مردم رسانده است.

از ابو الطفیل (یکی از اصحاب پیامبر (ص) ) نقل شده است که گفت: «علی (ع) فرمود: شما را به خدا سوگند! هر کس روز غدیر خم حضور داشته است [برای شهادت] از جا بلند شود.و هیچ کس از جا برنخاست که بگوید: به من خبر دادند و یا این که به من رسید، هر مردی که از جا بلند شد گفت، با گوشهایم شنیدم، و با قلبم دریافتم.هفده تن از جمله، خزیمة بن ثابت، سهل بن سعد، عدی بن حاتم، عقبة بن عامر، ابو ایوب انصاری، ابو سعید خدری، ابو شریح خزاعی، ابو قدامه انصاری، ابو لیلی (یا ابو یعلی)، ابو هیثم بن تیهان و مردانی از قریش از جا بلند شدند، علی (ع) فرمود: آنچه شنیده‏اید بگویید! گفتند: گواهی می‏دهیم که با پیامبر خدا (ص) از حجة الوداع برمی‏گشتیم، هنگام ظهر فرا رسید، پیامبر خدا (ص) در مقابل مردم ظاهر شد و دستور داد شاخه‏های درختان را زدند و روی آنها جامه‏هایی افکندند [تا سایبانی ترتیب داده شد] .و بعد ندای نماز در داد و ما بیرون شدیم.آن گاه فرمود شما چه می‏گویید؟ گفتند: آنچه لازمه گفتن بود شما تبلیغ کرده‏اید، عرض کرد: بارخدایا تو گواه باش (سه مرتبه) .سپس فرمود: نزدیک است دعوت حق را لبیک گویم.براستی که هم من و هم شما مسؤولید.و بعد گفت: ای مردم، من در میان شما دو شی‏ء گرانقدر می‏گذارم: کتاب خدا و عترتم، اهل بیتم.اگر شما بدانها چنگ بزنید هرگز گمراه نمی‏شوید.پس ببینید، پس از من با آنها چگونه رفتار خواهید کرد.و البته که آنها از یکدیگر هرگز جدا نمی‏شوند تا این که در کنار حوض بر من باز گردند.مرا خدای مهربان دانا از این مطلب آگاه ساخته است.و بعد فرمود: البته خداوند سرپرست من و من سرپرست افراد با ایمانم.آیا شما نمی‏دانید که من از خود شما بر شما سزاوارترم؟ عرض کردند: آری می‏دانیم (سه مرتبه این حرف را تکرار کرد) .آن گاه، یا امیر المؤمنین! دست تو را گرفت و آن را بلند کرد و گفت: هر کس را که من صاحب اختیارم، پس این علی صاحب اختیار اوست.بارخدایا هر کس او را دوست می‏دارد، دوست‏بدار، و هر که او را دشمن بدارد دشمنش بدار! پس علی (ع) فرمود: راست گفتید و من خود از جمله شاهدان آن مطلبم‏» . (1)

حافظ محمد بن عبد الله، معروف به حاکم نیشابوری در صحیح خود، المستدرک، به سند خود از زید بن ارقم نقل کرده است که او گفت: «همین که پیامبر خدا (ص) از حجة الوداع بازگشت و در محل غدیر خم فرود آمد، دستور برپا کردن سایبانها را صادر کرد، سایبانها درست‏شد.فرمود: گویا من دعوت حق را لبیک گفته‏ام.در میان شما دو شی‏ء گرانقدر، به جا گذاشتم، یکی از آنها بزرگتر از دیگری است: کتاب خدای متعال و عترتم.پس بنگرید چگونه در باره آنها پس از من رفتار خواهید کرد، زیرا که آن دو هرگز جدا نمی‏شوند تا کنار حوض بر من باز گردند.و بعد فرمود: همانا خداوند بزرگ سرپرست من و من سرپرست تمام مؤمنانم.آن گاه دست علی (ع) را گرفت و گفت: هر کسی را که من سرپرستم این علی سرپرست اوست، بار خدایا دوست‏بدار هر که او را وست‏بدارد، و دشمن بدار هر کس که او را دشمن بدارد» (2).
و به طریق دیگری روایت کرده است که پیامبر (ص) فرمود: «...ای مردم، من در میان شما دو امر قرار می‏دهم که اگر از آنها پیروی کنید، هرگز گمراه نشوید.و آنها کتاب خدا و اهل بیت، و عترت منند.آن گاه فرمود: آیا می‏دانید که من نسبت‏به مؤمنان سزاوارترم از خودشان (سه مرتبه) ؟ گفتند: آری، و بعد رسول خدا (ص) اضافه کرد: هر کسی را که من سرپرستم، پس این علی (ع) سرپرست اوست‏» (3).


ملاحظه می‏کنید که این احادیث‏ سه مطلب را می‏رساند:

1) پیامبر (ص) برای امت‏خود، دو شی‏ء گرانقدر و یا دو امر را به جای گذارده است که از یکدیگر جدایی ناپذیرند، و پیروی از آنها باعث ایمنی از گمراهی است.این دو گرانقدر عبارتند از: کتاب خدا و عترت پیامبر (ص) .
2) پیامبر (ص) نسبت‏به افراد با ایمان از خودشان سزاوارتر است و خدا سرپرست پیامبر (ص) و پیامبر (ص) سرپرست مؤمنان است.
3) علی (ع) در جهت‏ سرپرستی مؤمنان مانند پیامبر (ص) است.

و این هر سه مورد از جابر بن عبد الله انصاری، عامر بن ضمره و حذیفة بن اسید و امام امیر المؤمنین علی (ع) و دیگران نقل شده است.
دو مورد اول و آخر را امام علی (ع) و ام سلمه همسر پیامبر (ص) نقل کرده‏اند، ام سلمه می‏گوید: «پیامبر خدا (ص) دست علی (ع) را در غدیر خم گرفت و آن را بحدی بلند کرد، که سفیدی زیر بغلش نمودار شد.آن گاه فرمود، هر کسی که من سرپرست اویم، پس علی سرپرست اوست.سپس فرمود: ای مردم، من در میان شما پس از خود دو شی‏ء گرانقدر، کتاب خدا و عترتم را می‏گذارم.و آنها هرگز از هم جدا نمی‏شوند تا کنار حوض بر من باز گردند» .و در حدیث ثقلین گذشت که امام علی (ع) به همین مضمون روایت را نقل کرده بود.
دو مورد آخری را شمار زیادی از اصحاب از جمله ابو سعید خدری، ابو قدامه عرنی، حذیفة بن اسید، عامر بن ضمره و زید بن ارقم، نقل کرده‏اند.و از آن جمله براء بن عازب است که امام احمد و ابن ماجه در سنن خود به سند خویش از عدی بن ثابت از براء نقل کرده‏اند که گفت:
با رسول خدا (ص) از حجة الوداع برگشتیم، در قسمتی از راه که آمدیم، پیاده شد، دستور نماز جماعت داد و بعد دست علی (ع) را گرفت و فرمود: «آیا من نسبت‏به مؤمنان از خودشان سزاوارتر نیستم؟ گفتند: چرا.فرمود: آیا من نسبت‏به هر مؤمنی از خودش سزاواتر نیستم؟ گفتند: آری.آن گاه فرمود: این (علی (ع) ) سرپرست کسی است که من سرپرست اویم.بار خدایا دوست‏بدار هر کسی را که او را دوست‏بدارد، و دشمن بدار هر که را که او را دشمن بدارد..» . (4)
.و از جمله کسانی که این دو مورد را نقل کرده‏اند سعد بن ابی وقاص است.حاکم در «المستدرک‏» از او نقل کرده است، گفت:
«...پیامبر خدا (ص) روز غدیر خم پس از سپاس و ستایش خدا در باره علی (ع) گفت: آیا می‏دانید که من نسبت‏به مؤمنان سزاوارتر از خودشان هستم؟ گفتیم: آری.فرمود: بار خدایا هر کسی را که من سرپرست اویم، پس علی (ع) سرپرست اوست.دوست‏بدار، هر که او را دوست‏بدارد، و دشمن بدار هر کس او را دشمن بدارد..» . (5)
امام احمد در مسند خود از عبد الرحمان بن ابی لیلی روایت کرده است که او گفت:
«علی (ع) را در محوطه‏ای دیدم که مردم را سوگند می‏داد و می‏فرمود: شما را به خدا هر کس که شنیده است روز غدیر خم پیامبر خدا (ص) می‏فرمود: «هر کس را که من سرپرست او هستم، پس علی سرپرست اوست.» برخیزد و گواهی دهد.عبد الرحمان گوید: «دوازده تن از مجاهدان جنگ بدر از جا بلند شدند بطوری که گویی همه در نظر ما یک تن بودند» .گفتند: ما گواهی می‏دهیم که از پیامبر خدا (ص) شنیدیم که روز غدیر خم می‏فرمود: آیا من به مؤمنان سزاوارتر از خودشان نیستم و زنان من مادران ایشان نیستند؟ پس گفتیم: چرا یا رسول الله.فرمود (پیامبر خدا (ص) ) : «هر کس را که من سرپرست اویم پس علی (ع) سرپرست اوست.بار خدایا دوست‏بدار هر کس را که او را دوست‏بدارد و دشمن بدار هر که او را دشمن بدارد» (6).
محتوای حدیث آخر را که عبارت از این سخن پیامبر (ص) در روز غدیر خم است: «هر کس را که من سرپرستم پس علی (ع) سرپرست اوست‏» دهها تن از اصحاب نقل کرده‏اند (7).ترمذی در صحیح خود از زید بن ارقم روایت کرده است که پیامبر (ص) فرمود: «هر کس را که من سرپرست اویم پس علی (ع) سرپرست اوست‏» (8).
حافظ محمد بن ماجه در سنن (صحیح خود) از سعد بن ابی وقاص نقل کرده است که او گفت:
«معاویه در یکی از سفرهای حج‏خود بود» ، سعد نزد او آمد و در باره علی (ع) صحبت می‏کردند. معاویه، او را دشنام داد، سعد خشمگین شد و گفت: آیا درباره مردی چنین می‏گویی که من از پیامبر خدا (ص) درباره او شنیدم که می‏فرمود: هر کس که من سرپرست اویم پس علی سرپرست اوست؟ ... (9)
طبیعی است هر کسی که هر سه حدیث و یا دو حدیث آخری و یا حدیث اول و آخر را نقل کرده است، راوی آخرین حدیث هم هست.و این جا هیچ برخوردی بین این روایات وجود ندارد.در حقیقت راوی لازم می‏بیند در یک جا بعضی از روایاتی را که از پیامبر (ص) و یا هر کس دیگری شنیده نقل کند و بعد در جای دیگر تصمیم می‏گیرد قسمت‏بیشتری از آنچه شنیده است نقل کند، و در مورد سوم تصمیم به نقل تمام شنیده‏های خود می‏گیرد، و در هیچ موردی از این موارد اختلاف و برخورد با مورد دیگر وجود ندارد.و به این ترتیب است که ما ابو طفیل عامر بن واثله را می‏بینیم که روایت می‏کند، هفده تن از اصحاب به سوگند امام علی (ع) در کوفه پاسخ مثبت دادند و شهادت دادند که روز غدیر خم سخنانی از پیامبر خدا (ص) شنیده‏اند که محتوای هر سه حدیث را در برداشت، بطوری که در آغاز این بحث نقل کردیم.و روایت دیگری را در احادیث‏سوگند مشاهده می‏کنیم که امام احمد در مسند خود از ابو طفیل نقل کرده است که تنها شامل محتوای دو حدیث آخر بود.او گفته است:
«علی (ع) در محوطه‏ای مردم را جمع کرد و بعد به ایشان گفت: شما را به خدا قسم می‏دهم هر فرد مسلمانی که از پیامبر خدا چیزی را شنیده است که روز غدیر خم‏می‏فرمود از جا بلند شود.پس سی تن از جا بلند شدند.و ابو نعیم گوید: افراد زیادی بلند شدند که دیده بودند، آن وقتی که (پیامبر خدا (ص) ) دست علی (ع) را گرفته بود و به مردم فرمود: آیا می‏دانید که من نسبت‏به مؤمنان سزاوارتر از خودشان هستم؟ گفتند: آری یا رسول الله.فرمود: هر کسی را که من سرپرست اویم پس این سرپرست اوست.بار خدایا دوست‏بدار هر که او را دوست‏بدارد و دشمن بدار هر که او را دشمن بدارد. (ابو طفیل) گوید: پس از آن جا بیرون آمدم در حالی که گویی در دلم چیزی بود.پس زید بن ارقم را دیدم و به او گفتم: من از علی (ع) شنیدم که چنین و چنان می‏گفت.زید گفت: چه چیزی را انکار می‏کنی؟ من هم از پیامبر خدا (ص) شنیدم که درباره وی چنین می‏گفت. (10)

در حقیقت پیامبر (ص) راجع به ولایت علی (ع) در غیر محل غدیر خم نیز سخن گفته است. ترمذی در صحیح خود از عمران بن حصین نقل کرده است که چهار نفر از علی (ع) نزد پیامبر خدا (ص) شکایت کردند، پیامبر (ص) خشمگین شد و به آن کسانی که از علی شکایت داشتند فرمود:
«چه می‏خواهید از علی؟ چه می‏خواهید از علی؟ چه می‏خواهید از علی؟ براستی که علی از من است و من از اویم.و او پس از من سرپرست هر فرد با ایمان است‏» (11).
امام احمد در مسند خود (ج 4 ص 437) این حدیث را با اندک تفاوتی در عبارت نقل کرده است و در آن جا گفته است که پیامبر (ص) فرمود: «علی را به حال خود بگذارید، علی را به حال خود واگذارید، علی را به حال خود واگذارید.همانا علی از من است و من از او هستم.و او سرپرست هر مؤمنی است‏» .و امام احمد از سعید بن جبیر از ابن عباس از بریده اسلمی نقل کرده است که گفت: «با علی (ع) در نبرد یمن شرکت کردم و از او سختگیری مشاهده کردم، وقتی که خدمت پیامبر خدا (ص) رسیدم از علی نام بردم و نکوهش کردم، دیدم چهره پیامبر خدا (ص) دگرگون شد و فرمود: ای‏بریده، آیا من سبت‏به مؤمنان از خودشان سزاوارتر نیستم؟ عرض کردم: چرا یا رسول الله.فرمود: هر کس را من سرپرست اویم پس علی (ع) سرپرست اوست‏» . (12)
و امام احمد نیز در مسند خود (ج 5 ص 356) نقل کرده است: «چنین حرفی درباره علی درست نیست زیرا او از من است و من از اویم، و او سرپرست‏شما پس از من است.» .
البته حدیث غدیر ثابت و قطعی است تردیدی در آن راه ندارد، زیرا که بیش از صد صحابی و بیش از بیست و چهار تن از مورخان بزرگ و بیست و هفت تن از پیشوایان حدیث و بیست و یک مفسر قرآن، آن را نقل کرده‏اند.و همین تعداد از علمای علم کلام، و تعدادی از نویسندگان هر عصر روایت کرده‏اند (13).


معنای حدیث غدیر

پس از آگاهی از صدور ابلاغیه غدیر از جانب پیامبر (ص)، اکنون وقت آن رسیده است تا راجع به محتوای این ابلاغیه، سخن بگوییم.و برای این که آن را درک کنیم لازم است‏بدانیم:
1- آیا فرقی بین کلمه مولا و ولی وجود دارد، چون در بعضی روایات کلمه ولی و در بیشترین روایات کلمه مولا آمده است؟
2- و اگر هر دو کلمه به یک معنی دلالت کنند پس کلمه مولا به چه معنی است؟
3- مقصود پیامبر (ص) از کلمه «اولی‏» در این گفتارش: «آیا من نسبت‏به مؤمنان «اولی‏» سزاوارتر از خودشان نیستم؟ » چیست؟



ولی و مولا

دو کلمه ولی و مولا تقریبا به یک معنی آمده‏اند با این تفاوت که کلمه ولی به‏اشیاء و اشخاص نسبت داده می‏شود، مثلا گفته می‏شود: ولی وقف، همان طوری که می‏گویند: خداوند ولی مؤمنان است.اما کلمه مولا جز به اشخاص نسبت داده نمی‏شود، مثلا گفته می‏شود مولای مؤمنان ولی گفته نمی‏شود مولای وقف.
اما معانیی که کلمه مولا به آن معانی آمده و اهل لغت تعدادی از آن معانی را نقل کرده‏اند:
1- دوست.2- همسایه.3- مهمان.4- شریک.5- پسر.6- پسر عمو.7- پسر خواهر.8- داماد.9- خویشاوند.10- عمو.11- رفیق.12- نعمت دهنده.13- نعمت داده شده.14- از دست رفته.15- آزاد کننده.16- صاحب.17- مالک.18- آقا، غیر آزاد کننده و یا صاحب.19- بنده.20- پیرو.21- همپیمان.22- یاور.23- سزاواتر به چیزی.24- شخصی که دخل و تصرف در کاری می‏کند.25- عهده‏دار کار.26- جانشین.
علی رغم این که کلمه مولا گاهی در هر یک از این معانی به کار می‏رود، پانزده معنای اول از آن معانی است که به هنگام اطلاق، تبادر آنها به ذهن بعید است.جز به قرینه‏ای روشن، ذهن به آن معانی توجه نمی‏کند.و معنای این مطلب آن است که اگر کلمه مولا بدون هیچ قرینه‏ای به کار برده شود، شنونده نسبت‏به درک معنای آن تنها بین یازده معنای آخر مردد می‏ماند.و آشکارترین معنا در بین یازده معنی دو معنای آقا و بنده است.

به هر حال از کلمه مولی در حدیث غدیر خم هیچ یک از پانزده معنای اول منظور نشده است. بنابراین هیچ کدام از معانی همسایه، مهمان، شریک، پسر، خواهرزاده، عمو، داماد و رفیق را قصد نداشته است.زیرا علی (ع) همسایه، وارد، شریک و یا پسر، یا خواهرزاده و یا داماد و یا رفیق برای همه کسانی که پیامبر خدا (ص) همسایه یا وارد، یا شریک او و یا پسر، یا خواهرزاده و یا داماد و یا رفیق آنها بوده باشد، نبوده است و پیامبر (ص) عموی کسی نبوده است، زیرا که او برادری از پدر و مادر نداشته است.و از کلمه مولا خویشاوند را نیز اراده نفرموده است زیرا که خبر دادن از خویشاوندی، نابخردانه است‏شایسته پیامبر (ص) نیست که مردم را جمع کند تا خویشاوندی را به‏اطلاع برساند.زیرا که هر مسلمانی می‏داند که علی (ع) پسر عموی پیامبر (ص) است و خویشاوند هر یک از آن دو تن نیز، خویشاوند دیگری است.و دوست نیز مورد نظر نبوده است‏به این دلیل که این معنی هم مناسب مقام نمی‏باشد زیرا مطلب مهمی نیست که پیامبر (ص) هزاران تن از مردم را جمع کند تا به ایشان اعلام نماید که علی (ع) را دوست‏بدارد هر کسی که پیامبر خدا را دوست می‏دارد، و این چیزی نیست که منحصر به علی (ع) باشد.چون همه اصحاب پاک مانند ابو بکر، عمر، عثمان، ابوذر، سلمان، عمار و دیگران، دوست می‏داشتند کسانی را که پیامبر (ص) آنها را دوست داشت.علاوه بر آن که پیامبر (ص) می‏خواسته است‏بگوید که او سرپرست همه مسلمانان است در صورتی که پیامبر دوست همه مسلمانان نبوده است، زیرا مسلمانان سرکش را دوست نمی‏داشت.

مقصود پیامبر (ص) معنای نعمت داده شده نیز، نبوده است، زیرا پیامبر (ص) از طرف مردم و یا حداقل از طرف گروهی قابل ذکر، نعمتی دریافت نکرده بود.و نعمت دهنده مادی هم مورد نظر نبوده است، زیرا که پیامبر (ص) به تمام مسلمانان نعمت مادی نداده بود.پیامبر (ص) می‏خواست‏بگوید که علی (ع) مانند اوست در این جهت که او سرپرست همه مسلمانان از تمام نسلهاست.و قصد پیامبر (ص) دهنده نعمت معنوی نبوده، علی رغم این که پیامبر (ص) با هدایت مسلمانان به دین خدا به تمام آنها نعمت معنوی داد و همچنین علی (ع) با جهاد بی‏نظیر خود در راه اعلای کلمة الله نسبت‏به همه ولینعمت‏بود.قصد پیامبر (ص) آن نبود، زیرا در آن مقام نبود تا از جریانی خبر دهد که در گذشته اتفاق افتاده است، بلکه در این مقام بود که به علی (ع) مقام و منصبی مرحمت کند.و طبیعی است که مقصود پیامبر (ص) از کلمه مولا، از دست رفته نبود، به دلیل نادرستی و سفیهانه بودن آن، و نه معنی آزاد کننده، زیرا که پیامبر (ص) آزاد کننده مسلمانان نبود زیرا اکثریت قاطع مسلمانان برده نبودند.و یازده معنای آخری نیز درست نیست، از جمله، طبیعی است که معنای رب مورد نظر نبوده است، زیرا که آن کفر است، همچنین معانی: بنده، و پیرو، صحیح نیست چون که پیامبر (ص) بنده و پیروکسی از مردم نبود.و معنای مالک مقصود حضرت نبوده است، زیرا که پیامبر مالک مسلمانان نبوده است، و معنای همقسم و همپیمان مورد نظر نبوده است، چون پیامبر (ص) همپیمان و همقسم تمام مسلمانان نبوده است، و اگر همپیمان معنوی هم باشد باز هم درست نیست، زیرا آن گرامی با گنهکاران مسلمان هماهنگ معنوی نبود و چقدر هم تعداد ایشان زیاد بود!

قصد معنی ناصر، صحیح نیست‏به این جهت که پیامبر (ص) همان طوری که یاد آور شدیم می‏خواهد بگوید که او (ص) سرپرست همه مسلمانان از تمام نسلهاست در صورتی که پیامبر (ص) یاور برای تمام نسلها نیست.و آن که می‏تواند یاری کننده تمام نسلها باشد تنها خداست.و با این همه، پیامبر (ص) یاور همه مسلمانان نیست‏بلکه یاور مسلمانان خالص است و کمک او به مسلمانان عاصی و تبهکار نمی‏رسد.و در این صورت جز پنج معنی از یازده معنی باقی نمی‏ماند و آنها عبارتند از: آقای غیر آزاد کننده، یا مالک، سزاوارتر به چیزی، انجام دهنده کاری، عهده‏دار امری، و جانشین.
معنای آخری (جانشین سرپرست) درست نیست مگر وقتی که یکی از آن چهار معنی مورد نظر باشد، زیرا آن معنای مستقلی نیست.اما (آقا - سرور) در صورتی صحیح است که مقصود از آن زمامدار و یا متبوع باشد، زیرا که پیامبر (ص) متبوع و زمامدار همه مسلمانان بوده است.و سه معنای آخری: سزاوارتر به چیزی، متصرف در کاری و عهده‏دار امری، در معنی به هم نزدیکند و با معنای متبوع و زمامدار هماهنگی دارند، از آن جا که مقصود از متبوع و زمامدار کسی است که با دستور خداوند این چنین بوده باشد، پس اگر غرض از مولا، سزاوارترین فرد نسبت‏به هر مؤمنی باشد که او سزاوارتر به تصرف در امر مسلمانان است، در نتیجه همان معنای زمامدار و کسی خواهد بود که به فرمان خدا باید پیروی شود، و همچنین عهده‏دار امری و متصرف در کار [که ملازم با معنای اولی به تصرف است] .


اولی

مقصود پیامبر (ص) از کلمه «اولی‏» در این عبارت: «الست اولی بالمؤمنین من انفسهم؟ » چیست؟ البته اهل لغت تصریح کرده‏اند که کلمه «اولی‏» به دو معنی آمده است: 1- سزاوارتر 2- مناسب‏تر، لایق‏تر.بدیهی است که مقصود پیامبر، معنای «سزاوارتر» بوده است نه معنای مناسب‏تر، چون زشت می‏نماید که گفته شود، پیامبر نسبت‏به مؤمنان از خودشان لایق‏تر و مناسب‏تر است.
براستی پیامبر (ص) خواسته است تا به مسلمانان حقی را یاد آور شود که خداوند به او مرحمت فرموده و به وسیله وحی در قرآن کریم آن حق را اعلان کرده است:
«پیامبر (ص) نسبت‏به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است، و همسرانش مادران ایشانند. .» . (14)

این آیه گویای آن است که پیامبر (ص) نسبت‏به اداره امور مسلمانان، بیشتر از آن حقی که خود آنان در اداره امور خویش دارند، حق دارد.از آن جاست که اطاعت و فرمانبرداری وی بر ایشان واجب است.و قرآن مجید این حق را در چندین آیه مورد تاکید قرار داده است، از آن جمله:
«هیچ مرد و یا زن با ایمانی حق ندارند، هنگامی که خدا و پیامبرش مقرر فرمودند کاری انجام شود، نسبت‏به کار خود اختیار کنند، و هر کس از خدا و پیامبر (ص) نافرمانی کند، دچار گمراهی آشکار شده است‏» (15).
هنگامی که تمام این مطالب را دریافتیم، فهمیدن مقصود پیامبر (ص) از عبارات روز غدیر برای ما آسان می‏شود.پس اگر ما تنها آخرین محتوا را از عبارت پیامبر (ص) یعنی: «هر کسی را که من مولای اویم، علی (ع) مولای اوست‏» .بگیریم، چیزی جز معنای زمامدار و یا کسی که به فرمان خدا و یا به فرمان آن که حق دارد از طرف خدا اداره امور مسلمانان را به او واگذار کند، فرمانش مطاع است از آن برنمی‏آید.وپیامبر (ص) بطور واضح بیان می‏کند که علی (ع) در آن جهت همانند اوست.و هر گاه این مضمون را با مضمون دوم، یعنی عبارت: «آیا من نسبت‏به مؤمنان از خودشان سزاوارتر نیستم؟ » (که تعدادی از روایات به این مضمون آمده است) در نظر بگیریم، بطور کامل، هدف روشن خواهد شد، زیرا به مقتضای نص قرآن، پیامبر (ص) سبت‏به هر مؤمنی سزاوارتر از خود اوست و پیامبر (ص) هم می‏خواسته است، همین مطلب را به مسلمانان یاد آوری کند.و از طرفی چون در پی سؤال خود این عبارت را آورده است: «هر کسی که من سرپرست اویم پس این علی سرپرست اوست.» ، پس مقصود این بوده است که علی (ع) همچون پیامبر (ص) از طرف خداوند، حق اداره امور مسلمانان را دارد.و هر گاه کسی حق داشته باشد در این مورد تردید کند، محتوای بخش اول حدیث: «همانا من در میان شما دو شی‏ء گرانقدر، کتاب خدا و عترتم، اهل بیتم را می‏گذارم.اگر به آنها چنگ بزنید هرگز گمراه نمی‏شوید، پس توجه کنید که پس از من درباره آنها چگونه رفتار خواهید کرد، و آنها هرگز از یکدیگر جدا نشوند تا این که کنار حوض بر من باز گردند.» ، هر نوع شک و تردید را از بین می‏برد و حقیقت را بطور خالص آشکار می‏سازد، بنابراین از عترت (و در راس ایشان از علی (ع) ) باید همان طوری که از قرآن پیروی می‏شود، پیروی گردد.و پیروی از عترت مانند پیروی قرآن بر هر مسلمانی واجب است.و احادیثی که به این مضمون آمده‏اند فراوان و متعددند. و صدور این روایات از پیامبر (ص) یقینی است.و معنای تمام آنها این است که پیروی علی (ع) و اطاعت از او مانند اطاعت از پیامبر (ص) است.و پیروی او به فرمان خدا بر هر مسلمانی واجب است.

و از این رو علی (ع) سرپرست هر مؤمنی است که پیامبر (ص) سرپرست او بوده است.و اگر فرمایش پیامبر (ص) را به بریده و دیگران به خاطر بیاوریم که در چند حدیث فرمود: علی (ع) از من است و من از علی هستم.و او پس از من سرپرست هر مؤمنی است‏یا او پس از من سرپرست‏شماست، دیگر مجالی برای هیچ گونه گفتگو پیرامون مقصود پیامبر (ص) از دو کلمه، مولا و ولی، باقی نمی‏ماند.این بود محتوای بیانات پیامبر (ص) . بیاناتی که قبلا نقل کردیم این بود که اطاعت از علی (ع) اطاعت‏خدا و پیامبر و نافرمانی علی (ع) نافرمانی خدا و پیامبر (ص) و جدایی از او، جدایی از خدا و پیامبر و دشنام بر او، دشنام بر خدا و پیامبر است.


پى نوشت ها:

1- ینابیع المودة، قندوزی ص 42.این روایت را از امام سمهودی، نور الدین علی بن عبد الله شافعی نقل کرده و او از ابو نعیم در حلیة الاولیاء روایت کرده است.
2- ج 3، ص 109 «ینابیع المودة‏» .
3- ینابیع المودة ص 110.
4- امام احمد آن را در مسند خود ج 4 ص 281 و ابن ماجه در سنن خویش ج 1 ص 45 نقل کرده‏اند.
5- ج 3 ص 116.
6- مسند امام احمد ج 1 ص 119.
7- از جمله ابو لیلی انصاری، حبشی بن حناده، ابو ایوب خالد بن زید انصاری، سهل بن سعد، طلحة بن عبید الله، عبد الله بن عباس، عبد الله بن عمر بن الخطاب، عبد الله بن مسعود، خلیفه سوم عثمان بن عفان، عدی بن حاتم، عطبة بن بشر مازنی، عقبة بن عمر جهنی، عمار بن یاسر، ابو هیثم تیهان، حبیب بن بدیل بن ورقاء خزاعی، خزیمة بن ثابت ذو الشهادتین، عبد الله بن بدیل خزاعی، قیس بن ثابت، قیس بن سعد بن عبادة، هاشم مرقال زهری و گروه زیاد دیگر.
8- ج 5 ص 297 (شماره حدیث 3797) .
9- ج 1 ص 45 (شماره حدیث 121) .
10- سنن ابن ماجه ج 4 ص 370.
11- ج 5 ص 296 (شماره حدیث 3796) .
12- ج 5 ص 347، و حاکم در مستدرک ج 3 ص 110 مثل آن را نقل کرده است.
13- هر کس مایل است‏به تفصیل از روایتها و نام راویان و نویسندگان حدیث آگاهی یابد باید کتاب الغدیر مرحوم امینی را بخواند که کتاب بی‏نظیری در این باره است.و شماره‏هایی که در اینجا ذکر شد از ج 1 ص 6- 8 آن کتاب گرفته شده است.
14- سوره احزاب (33) آیه 6.
15- همان سوره، آیه 36.

منبع: امیر المؤمنین(علیه السلام)، اسوه وحدت


امضای منم گدای فاطمه...
.

مـرا بنـویس

آن بَـدی که حسیـ♥ـن را

خیلی خـوب دوست دارد...

.
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط softwar officer ، mahdy30na
۷-۱۹-۱۳۹۳, ۰۹:۲۶ عصر
ارسال: #4
RE: ویژه نامه عید غدیر
بسم الله الرحمن الرحیم

مبادا دشمني ها پا بگيرد
حديث نفس، در دل جا گيرد

هر آن كس را كه من مولاي اويم
مبادا جز علي مولا بگيرد

امضای softwar officer
ربنا آتنا کربلا ...
واجعل مماتی فی العاشورا ...
روحـــــی لک الفــــــدا یا مــــولا ...
حُـــــــــــــــســــــــــــــــین

[تصویر:  do.php?img=1744]
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط منم گدای فاطمه... ، mahdy30na
۷-۱۹-۱۳۹۳, ۰۹:۳۹ عصر
ارسال: #5
RE: ویژه نامه عید غدیر
[تصویر:  %D8%A8%D8%B3%D9%85_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_.png]


تأملی درحدیث غدیر



راز عظمت روز غدیر


روزغدیرخم به فرمایش نبی اکرم(صلی الله علیه وآله) افضل اعیاد است0 ایشان فرمودند:«یوم غدیرخم افضل اعیادامتی،وهوالیوم الذی امرنی الله تعالی بنصب اخی علی بن ابي طالب علما لامتی یهتدون به من بعدی»(1).«روزغدیرخم برترین عید امت من است0 وآن، روزی است که خداوند تبارک و تعالی مرا فرمان داد تا برادرم علی بن ابی طا لب را به عنوان جانشین خود معرفی کنم که امتم بعد از من به وسیله ی اوهدایت یابند(2)». ونیز شیخ صدوق رحمه الله از حسن بن راشد روایت کرده است که گفت: به امام صادق (صلوات اله علیه)عرض کردم:«جعلت فداک، للمسلمین عید غیر العیدین؟ قال(صلوات اله علیه)نعم یا حسن،اعظمهاواشرفها،قال:قلت له: و ای یوم هو؟ قال(صلوات اله علیه)یوم نصب امیرالمومنین(صلوات اله علیه)علماللناس(3) ...» فدایت شوم آیا برای مسلمانان غیرازعیدفطروعیدقربان عید دیگری هست؟ فرمودند:آری، عیدی هست که از آن دو عید بالا تر وارزشمندتر است،عرض کردم:آنچه روزی است ؟ امام(علیه السلام) فرمود:روزی که امیرالمومنین(صلوات اله علیه)به خلافت منصوب شد وراهنمای الهی برای مردم گردید. وهمچنین فرات بن احنف از امام صادق (صلوات اله علیه)سوال کرد:آیا برای مسلمانان عیدی برتر از عید فطر وعید قربان وجمعه وروزعرفه هست؟امام(صلوات اله علیه)فرمود:«نعم افضلها واعظمهاواشرفهاعندالله منزلة،وهوالذی اکمل الله فیه الدین وانزل علی نبیه محمد(صلی الله علیه وآله):الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلام دینا وانه الیوم الذی نصب فیه رسول الله علیا للناس علما(4) »«آری عیدی که منزلت آن نزد خداوند بر تر وبالا تر و ارزشمندترازهمه آن است، وآن روزی است که خداوند در آن، دین راکامل فرمود وبرپیامبرش حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) این آیه شریفه را نازل کرد: امروز دین شما را برایتان کامل نمودم ونعمتم را بر شما تمام کردم وراضی شدم که اسلام دین شما باشد 0وآن روزی است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) علی (صلوات اله علیه) را به عنوان نشانه هدایت برای مردم نصب کرد»0 درهر سه روایت امیر المومنین علی(صلوات اله علیه)به(علم)توصیف شده است، به این معنی که امیرحق(صلوات اله علیه)علم ونشانه وشاخص برای مردم است، مردم خودرا به این نشانه مطابقت دهند، اگرتطابق داشت، شیعه وامت پیامبر(صلی الله علیه وآله)است، وبه راه راست هدایت وبه مطلوب نهائی خواهدرسید، واگر تطابق نداشت ودنبال این نشانه نرفت،ازامت پیامر(صلی الله علیه وآله)محسوب نمی گردد وسرانجام به هدف نهائی نخواهدرسید.آنچه درروزغدیرسال دهم هجری اتفاق افتاد،آن قدرمهم وعظیم بود،که آن روز رابرای همیشه عیداکبراسلام قرار داد،وسایر رازش دراین باشد که درآن روزنصب علم هدایت شود،که نایب اصلی خلقت هدایت به خالق است،وهمین مطلب ونکته مارا واداشت که به تحلیل هرچندکوتاه خطبه غدیربپردازم.


آغازسفر


پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) درسال دهم هجری، به قصدانجام دادن اعمال حج، ازمدینه به مکه سفر کرد؛ سفرپیامبر، پیشتربه اطلاع مسلمانان و نواحی مختلف رسیده بود0 از این رو، جماعت ها وگروه های بسیاری برای اینکه اعمال حج را درحضورپیامبر(صلی الله علیه وآله) انجام دهند، وآداب ومناسک حج را ازخود پیامربیاموزند، به مکه آمدند، وهمراه پیامبر(صلی الله علیه وآله)حج گزاردند0
پس ازپایان اعمال حج وسخنرانی های چندی که پیامبر(صلی الله علیه وآله)درمکه ایراد کرد، کاروانها عازم بازگشت به مدینه شدند. اکنون نیزجماعت های بسیاری با پیامبربودند، همه آمدند0 نزدیک ظهر دوشنبه هجدهم ذی حجه، همینکه به صحرای کوهستانی جحفه«منطقۀ غدیرخم» رسیدند، دراین محل، جبریل- فرشتۀ وحی- برپیامبرنازل شد(6)، واین آیه را براو فروخواند:« یاایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک،وان لم تفعل فما بلغت رسالته،والله یعصمک من الناس (7)».ای فرستادۀ خدا! دستوری که خدابرای توفرستاده است به مردم برسان. اگرنه، تبلیغ رسالت نکرده ای! خداوند خود، تورا ازشرمردم نگاه خواهد داشت0حضرت مسیرحرکت خودرابه طرف راست راه وبه سمت غدیرتغییردادند وفرمودند: (ایهاالناس،اجیبواداعی الله،انارسول الله(8))ای مردم، دعوت کنندۀ خدا را اجابت کنید که من پیام آور خدایم0
این بود که پیامبر(صلی الله علیه وآله) پس ازنزول آیة بالا،درصحرای غدیر درنگ کرد.وپس از ادای نمازظهر دستور داد منبری ازجهاز(پالان)شترساختند؛آنگاه فرمودتا همه آن جمعیت انبوه گردآمدند0مورخان نوشته اند،که درآنروزصدوبیست هزارتن درپای آن منبرحضورداشتند(9).


پیامبر و امیرالمومنین(علیهماالسلام) بر فراز منبر


مردم ناظر بودند که پیامبر(صلی الله علیه وآله)ازمنبرغدیربالارفتند، وبرفراز آن منبرایستادند؛ سپس اميرالمومنین (صلوات اله علیه) را فرا خواندند، تا بر فراز منبر بر سمت راستش بایستد. قبل از شروع خطبه، امیر المومنین (صلوات اله علیه) برفراز منبر یک پله پایین تر در طرف راست حضرت ایستادند و دست راست پیامبر (صلی الله علیه وآله) بر شانة آن حضرت بود، سپس حضرت پیامبر نگاهی به راست و چپ جمعیت نمودند و منتظر شدند تا مردم کاملاً جمع شوند . زنان در قسمتی از مجلس نشستند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) را به خوبی می دیدند. پس از آماده شدن مردم، پیامر اکرم (صلی الله علیه وآله) سخنرانی تاریخی و آخرین خطابه ی رسمی خود را برای جهانيان آغاز کردند(10).
سخنرانی تاریخی پیامبرعزیزاسلام درروز غدیرخم، در یازده بخش قابل ترسیم است .

1 ) بنده خدا و تسلیم اویم

حضرت در اولین بخش سخن، به حمد و ثنای الهی پرداختند و صفات، قدرت و رحمت حق تعالی را ذکر نمودند، بعد از آن به بندگی خود در مقابل ذات الهی شهادت دادند و فرمودند: به او، ملائکه اش، کتابهایش و پیامبرانش ایمان می آورم، دستور او را گوش می دهم و اطاعت می نمایم و به آنچه او را راضی می کند مبادرت می ورزم ودر مقابل مقدرات او تسلیم می شوم(11).

2 ) ابلاغ رسالت الهی

در بخش دوم، سخن را متوجه مطلب اصلی نمودند و تصریح کردند که باید فرمان مهمی درباره علی بن ابیطالب ابلاغ کنم، و اگر این پیام را نرسانم رسالت الهی را نرسانده ام وترس از عذاب او دارم. این بخش ازسخنان پیامبر(صلی الله علیه وآله)به سه مطلب مهم اشاره دارد.

(1) رسول خدا(صلی الله علیه وآله)ابلاغ ولایت رامستند به دستورخداوندمی سازد، ومی فرماید: خداوند به من چنین وحی کرده است :
«يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ وَإِن لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ (12)»
(2) ولایت امیرالمومنین(صلوات اله علیه)رابه ولایت هارون ازموسی تشبیه می سازد، ومی فرماید: جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و مرا مأمور کرد که در این اجتماع بپا خیزم و بر هر سفید وسیاهی اعلام کنم که«أَنَّ عَلِیَّ بْنَ أَبی طالِبٍ أَخی وَوَصِیّی وَخَلیفَتی وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدی، الَّذی مَحَلُّهُ مِنّی مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسى إِلاَّ أَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدی وَهُوَ وَلِیُّکُمْ بَعْدَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ(13)». علی بن ابیطالب برادر من و وصی من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است ، نسبت او به من همانند نسبت هارون به موسی است جز اینکه پیامبری بعد از من نیست. و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است.(3) ولایت امیرحق(صلوات اله علیه)راباآیه شریفه ی55 سوره مائده تتمیم می سازد،ومی فرماید: خداوند در این مورد آیه ای از کتابش بر من نازل کرده است :« إنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَالَّذینَ امَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکوةَ وَ هُم راکِعونَ» (14)« صاحب اختیارشما خدا و رسولش هستند وکسانی که ایمان آورده و نماز را بپا مي دارند و در حال رکوع زکات می دهند ».و علی بن ابیطالب است كه نماز را بپا داشته و در حال رکوع زکات داده و در هر حال خداوند عزوجل را قصد می کند. خداوند از من راضی نمی شود مگر آنچه در حق علی بر من نازل کرده ابلاغ نمایم .


3 ) دوازده امام (علیهم السلام) تا آخر دنیا

در سومین بخش، امامت 12 امام بعداز خود را تا آخرین روز دنیا اعلام فرمودند تا همة طمع ها یکباره قطع شوند برای درک عمیق از اهمیت مسئله فرمودند : ای مردم، این آخرین باری است که در چنین اجتماعی به پا می ایستم . پس بشنوید و اطاعت کنید و در مقابل امر خداوند پروردگارتان سر تسلیم فرود آورید .از نکاتی مهم دراین فراز از سخنرانی حضرت، می توان به امورذیل اشاره کرد:
(1) عمومیت ولایت آنان بر همه ی انسانها ودر طول زمانها و در همه مکانها و نفوذ کلماتشان در جمیع امور بود،که دراین صورت اعلام فرمودند: خداوند عزوجل صاحب اختیار شما و معبود شما است، بعد از خدواند و رسولش و پیامبرش که شما را مخاطب قرار داده، و بعد از من علی صاحب اختیار شما و امام شما به امر خداوند است. (2) امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزی که خدا و رسولش را ملاقات خواهید کرد.(3) نیابت ائمه علیهم السلام از خدا و رسولش در حلال و حرام و جمیع امور دنیاوآخرت از نکات بسیار مهم خطبه بود . که آن را با کلماتی دقیق بیان فرمودند:«حلال نیست مگر آنکه خدا و رسولش و آنان (امامان) حلال کرده باشند، و حرامی نیست مگر آنچه خداورسولش وآنان(امامان) بر شما حرام کرده باشند. خداوندعزوجل حلال و حرام را به من شناسانده است، و آنچه پروردگارم از حلال و حرامش به من آموخته به او سپرده ام».(4) پس از بیان این همه عظمت، مردم را از مخالفت بر حذر داشتند و فرمودند ای مردم، او از طرف خداوند امام است و هر کس ولایت او را انکار کند خداوند هرگز توبه اش را نمی پذیرد و او را نمی بخشد. ای مردم، به خدا قسم پیامبران و رسولان پیشین به من بشارت داده اند،و به خدا قسم من خاتم پیامبران و مرسلین و حجت بر همه مخلوقین از اهل آسمانها و زمین ها هستم. هر کس در این مطالب شک کند، مانند کفر جاهلیت کافر شده است . و هر کس در چیزی از این گفتار من شک کند در همه آنچه برمن نازل شده شک کرده است، و هر کس در یکی از امامان شک کند بر همه امامان شک کرده است، و شک کننده در باره ما در آتش است. بدانید که جبریل از جانب خداوند این خبر را برای من آورده است و می گوید:« هر کس باعلی دشمنی کند وولایت او را نپذیرد لعنت وغضب من براوباد (15) ». در اینجا حضرت می خواستند حساس ترین قسمت سخنرانی راكه برنامه ای عملی نیز همراه داشت بیان کنند. لذا برای آمادگی مردم فرمودند به خدا قسم، باطن قرآن را برای شما بیان نمی کند و تفسیرش را برایتان روشن نمی کند مگر این شخصی که من دست او را می گیرم و اورا به سوی خود بالا می برم وبازوی او را می گیرم و با دو دستم اورا بلند می کنم و به شما می فهمانم که : هر کس من صاحب اختیار اویم این علی صاحب اختیار اوست، واو (علی بن ابیطالب) برادر و جانشین من است و ولایت او از جانب خداوند عزوجل است که بر من نازل کرده است.سپس تصویر زیبایی از ارتباط دو رکن اعظم اسلام ارائه نمودند و فرمودند: ای مردم، علی و پاکان از فرزندانم از نسل او ثقل اصغرند و قرآن ثقل اکبر است. هریک از این دو از دیگری خبر می هد وبا آن موافق است. آنها از یکدیگر جدا نمی شوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند. بدانید که آنان امین های خداوند بین مردم و حاکمان او بر زمین هستند .دراین مرحله با قاطعیتی تمام هر گونه تعرض به مقام صاحب غدیر را حرام شمردند وفرمودند. بدانید امیر المومنین جزاین برادرم نیست بدانید که«امیر المومنین» بودن بعداز من برای احدی جز اوحلال نیست.


4 تصریح رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به خلافت وامامت امیرالمومنین (صلوات اله علیه)

در بخش چهارم خطبه، پیامبر پس از مقدمه چینی هایی قبل و ذکر مقام خلافت و ولایت امیر المومنین(صلوات اله علیه)،برای آنکه تا آخر روزگار راه هر گونه شک و شبه بسته باشد و در این راه تلاشی در نطفه خنثی شود،آنچه به طور لسانی فرموده بودند به صورت عملی انجام دادند. ابتدا به امیر المومنین(صلوات اله علیه) که برفرازمنیرکنارشان استاده بودند، فرمودند: «نزدیکتربیا».آن حضرت نزدیکترآمدندو پیامبر(صلی الله علیه وآله) ازپشت سر،دو بازوی او را گرفتند. دراین هنگام امیر المومنین (صلوات اله علیه)دست خود را باز کردند تا دستهاي هر دو به سوي آسمان قرار گرفت. در این حال پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمودند:« مَن کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله(16)».هرکس من نسبت به او از خودش صاحب اختیار تر بوده ام این علی هم نسبت به او صاحب اختیارتر است. خدایا دوست بدار هرکسی علی را دوست بدارد، و دشمن بدار، هر کس او را دشمن بدارد، ویاری کن هر کس او را یاری کند، و خوار کن هر کس اوراخوارکند.توجه داشته باشیم که «مولا» و «وال» هردوازیک ریشه اند(ول ی) چطورمی شود دریک کلام بهم پیوسته یکی به معنی صاحب اختیارمی آیدودیگری به معنی دوستی؟درجمله اول که(من کنت مولاه فهذاعلی مولاه)است، نمی تواند(مولاه)به معنی دوستی باشد، چون قرینه حالیه دلالت می کندبراینکه(مولا)دراین جمله به معنی صاحب اختیاراست، یعنی امکان نداردکه حضرت پیامبر(صلی الله علیه وآله)درآن صحرای داغ انبوه جمعیت رامتوقف کندوآن همه زمینه سازی که قبلاکرده بود، بیاید حضرت علی(صلوات اله علیه)رابعنوان دوست خودمعرفی کند، عقل هم این رانمی پذیرد. امادرجمله دوم(وال من والاه وعاد من عاداه)اینجا(وال) به معنی دوستی است، چون قرینه لفظیه که(عاد من عاداه)باشد براین مطلب دلالت می کند.دراین قسمت ازخطبه، نزول وحی درباره کمال دين با ولایت امیرالمومنین(صلوات اله علیه)رااعلام نمودندوفرمودند:پروردگارا، توهنگامی روشن شدن این مطلب ومنصوب نمودن علی دراین روز، این آیه را درباره او نازل کردی:
«الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا(17) »
« امروز دین شما را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را به عنوان دین شما راضی شدم »
«وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلاَمِ دِيناً فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ (18)»
«هر کس دینی غیر اسلام انتخاب کند هرگز از او قبول نمی شود ودر آخرت از زیان کاران خواهد بود »
پروردگارا تو شاهدی که من ابلاغ نمودم .


5 کمال دین

در بخش پنجم حضرت صریحآً فرمودند:« ای مردم، خداوند دین شما را باامامت اوکامل نمود.پس هر کس اقتدا نکند به او و به کسانی که جانشین او از فرزندان من واز نسل او هستند تا روز قیامت و روز رفتن به پیشگاه خدای عزوجل، چنین کسانی اعمالشان در دنیاوآخرت از بین رفته ودرآتش دائمی خواهند بود(19)». اگرهمه به این سفارشهای نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه وآله) وموارد مکرردیگری (که رسول خدا(صلی الله علیه وآله)،حضرت علی(صلوات اله علیه) راپیشوامعرفی فرموده بود)عمل کرده بودند،اسلام جهانگیر می شد، ودین خدا بشریت رابه راه می آورد، وعدالت ودادگری،آفاق تاآفاق گیتی رامی گرفت.


6 هشداربه متمردین

مرحله ششم از سخنان پیامبر(صلی الله علیه وآله)جنبه غضب الهی را نمودار کرد . حضرت با تلاوت آیات عذاب و لعن از قرآن کریم فرمودند2منظور از این آیات عده ای از اصحاب من هستند که مأمور به چشم پوشی از آنها هستم، ولی بدانندکه خداوندمارا بر معاندین و مخالفین وخائنین ومقصرین حجت قرار داده است وچشم پوشی از آنان در دنیا مانع از عذاب آخرت نیست).
دراین مرحله به خلقت نورانی خود و اهل بیت اشاره کردند و فرمودند: ای مردم، نوراز جانب خداوند عزوجل در من نهاده شده و سپس در علی بن ابیطالب و بعددرنسل او تا مهدی قائم،که حق خداوند و هر حقی که برای ما باشد می گیرد. سپس به امامان گمراهی که مردم را به جهنم می کشانند اشاره کرده فرمودند: ای مردم، بعد ازمن امامانی خواهند بود که به آتش دعوت می کنند و روز قیامت کمک نمی شوند. ای مردم خداوند و من از آنان بیزار هستیم. ای مردم، آنان و یارانشان و تابعین شان و پیروانشان در پایین ترین درجه آتش اند و چه بد است جایی متکبران ! سپس اشاره ای رمزی به ماجرای سقیفه نمودند که نطفه آن توسط منافقان در حجة الوداع با امضا ی صحیفه ملعونه(20) در مکه منعقد شده بود، و فرمودند: «بدانیدکه آنان اصحاب صحیفه هستند، پس هر یک از شما در صحیفه خود نظر کنید ». وقتی پیامبر (صلی الله علیه وآله) نام «اصحاب صحیفه» را آورد اکثر مردم منظور حضرت را نفهمیدند برایشان سؤال انگیز شد ، و فقط مجریان سقیفه و عده کمی که توسط آن حضرت از ماجرا مطلع بودند، مقصود حضرت را فهمیدند. احساس رساندن آن پیام بزرگ توسط بزرگ پیامبران، سنگینی آنرا ازدوش حضرت برداشته بود.این بود که کلمات حاکی از این رضایت قلبی بر لسان مبارک آن حضرت جاری شد و فرمودند: من رسانیدم آنچه مأمور به ابلاغش بودم، تا حجت باشد بر حاضر و غائب، و بر همه کسانی که حضور دارند یا ندارند، به دنیا آمده اند یا نیا مده اند، پس حاضران به غایبان، و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند. در اینجاباصراحت بیشتری درباره سقیفه فرمودند « به زودی امامت را بعد ازمن به عنوان پاداشاهی و با ظلم و زور می گیرند. خداوند غاصبین و تعدی کنندگان را لعنت کند».


7 ) ولایت و محبت اهل بیت ( علیهم السلام )

در بخش هفتم، حضرت تکیه سخن را بر اثرات ولایت و محبت اهل بیت (علیهم السلام) قرار دادند و سوره حمد را – که همه روزه تمام مسلمانان آن را می خوانند – قرائت کرد ند و فرمودند: « این سوره درباره من نازل شده، و به خدا قسم درباره ایشان(امامان) نازل شده است.بطور عموم شامل آنهاست و بطور خاص درباره آنان است ». وبیان کرده اند که اصحاب صراط مستقیم در سوره حمد شیعیان اهلبيت (علیهم السلام) هستند. سپس آیاتی از قرآن درباره اهل بهشت تلاوت فرمودند و آنها را به شیعیان و پیروانی آل محمد تفسیر فرمودند.آیاتی هم درباره اهل جنهم تلاوت کردند که آنها را به دشمان آل محمد معنی کردند. از جمله فرمودند: بدانید که دوستان ایشان کسانی اند که با سلامتی و در حالی امن وارد بهشت می شوند،وملائکه باسلام به ملاقات آنان می آیندومی گویند: «السلام علیکم، طبتم، فادخلوهاخالدین(21) » «سلام بر شما، پاکیزه شدید، پس برای همیشه داخل بهشت شوید».


8 ) بشارت به ظهورمهدی(عجل الله فرجه)

دربخش هشتم مطالب اساسی درباره حضرت بقیة الله اعظم حجت ابن الحسن المهدی(ارواهنا فداه) فرمودند و مفصلاً اوصاف و شئون خاصی حضرت را مطرح کردند وآینده ای پر از عدل و داد(22) به دست امام زمان( عج) را به جهانیان مژده دادند.
وفرمودند:بدانید که آخرین امامان، مهدی قائم از ماست. اوست غالب بر ادیان، اوست انتقام گیرندۀ از ظالمین، اوست فاتحی قلعه ها و منهدم کننده آنها، اوست غالب بر هر قبیله ای از اهل شرك و هدایت کننده آنان. بدانید که اوست گیرنده انتقام هر خونی از اولیاء خدا. اوست یاری دهنده دین خدا. اوست که بعنوان حجت باقی می ماند و بعد از او حجتی نیست.بدانید او کسی است که غالبی بر او نیست. ولی خدا بر زمین و حکم کننده او بین خلقش وامین او بر نهان وآشکارش است.


9) پیمان وفاداری با غدیر

در بخش نهم مسئله بیعت را مطرح کردند و ارزش و پشتوانه آنرا چنین بیان فرمودند: بدانید که من بعد از پایان خطابه ام شما را به دست دادن با من و بعنوان بیعت با او واقرار به او، و بعد از من به دست دادن با خود او فرا می خوانم. بدانید که من با خدا بیعت کرده ام و علی بامن بیعت کرده است، ومن از جانب خداوند برای او از شما بیعت می گیرم.دراین باره به قرآن استناد کردند و فرمودند:خداوند می فرماید:
إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَن نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَى‏ نَفْسِهِ وَمَن أَوْفَى‏ بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً (23) .کسانی که با تو بیعت می کنند در واقع با خدا بیعت می کنند، دست خداوند بر روی دست آنان است. پس هر کس بیعت را بشکند این شکستن بر ضررخوداوست، وهر کس به آنچه با خدا عهد بسته وفادار باشد خداوند به اواجرعظیمی عنایت خواهد کرد.

10) احکام الهی جاویدانه است

در دهمین بخش،حضرت درباره احکام الهی سخن گفتند،که مقصود بیان چند پایه مهم عقیدتی بود. یکی پیش بینی آینده ای مسلمین درمشکلات که فرمودند: اگرزمانی طویلی بر شماگذشت وکوتاهی نمودید یا فراموش کردید، علی صاحب اختیار شما است وبرای شما بیان می کند. خداوند عزوجل او را بعد از من به عنوان امین برخلقش منصوب نموده است. سپس مسئله ای ثابت بودن احکام الهی تا ابد را باعباراتی بلند بیان فرموده اند: ای مردم،هرحلالی که شمارابدان راهنمایی کردم وهرحرامی که شمارا ازآن نهی نمودم، هرگزازآنها برنگشته ام وتغییر نداده ام. این مطلب را به یادداشته باشیدوآن راحفظ کنیدو به یکدیگر سفارش کنید، وآن را تبدیل نکنیدو تغییر ندهید. نکته دیگر مسائل جدیدي بود که درآینده برای مسلمانان پیش می آمدکه دراین باره فرمودند: مأمورم که از شما بیعت بگیرم و با شمادست بدهم براینکه قبول کنیدآنچه ازطرف خداوندعزوجل درباره امیر المومنین علی و جانشینان بعد ازاوآورده ام که آنان از نسل من و اویند، (وآن موضوع )امامتی است که فقط در آنها بپا خواهد بود، وآخرایشان مهدی است تا روزی که خدایی مدبر قضا و قدر را ملاقات کند. دیگرآنکه بالاترین امربه معروف و نهی از منکر را تبلیغ پیام غدیراعلام کردندوفرمودند: بدانید بالاترین امر به معروف آن است که سخن مرا بفهمید و آنرا به کسانی که حاضر نیستند برسانیدواو را از طرف من بقبولش امر واز مخالفتش نهی نمایید، چراکه این دستوری از جانب خداوند عزوجل واز نزد من است، وهیچ امر به معروف و نهی از منکری نمی شود مگر با امام معصوم.


11 ) بادوازده امام(علیهم السلام) بیعت کنید!

در آخرین مرحله ای خطابه، بیعت لسانی انجام شد.حضرت، خطاب به حاضرین فرمودند: پس همگی چنین بگویید: «ما شنیدیم واطاعت می کنیم وراضی هستیم وسر تسلیم فرود می آوریم درباره آنچه از جانب پرودگارما و خودت برما رساندی، درباره امر امامت امام ما علی امیر المومنین وامامانی که ازصلب اوبه دنیامی آیند. براین مطلب باقلبهای مان وبا جانمان وبازبانمان وبادستانمان با تو بیعت می کنیم. بر این عقیده زنده ایم و باآن می میریم(وروزقیامت)باآن محشور می شویم. تغییر نخواهیم داد و تبدیل نمی کنیم و شک نمی کنیم و انکار نمی نمایم و تردید به دل راه نمی دهیم و از این قول برنمی گردیم و پیمان را نمی شکنیم. تو مارا به موعظه ای الهی نصیحت نمودی درباره علی امیر المومنین و امامانی که گفتی بعد از او از نسل تو و فرزندان اویند، یعنی حسن و حسین وآنانی که خداوند بعد از آن دومنصوب نموده است ». کلمات نهایی پیامبر دعا برای اقرار کنندگان به سخنانش و نفرین بر منکرین اوامر آن حضرت بود، و با حمد خداوند خطابه حضرت به پایان رسيد.


تبریک وتهنیت غدیرو ولایت

پس از اتمام خطبه، صدای مردم بلندشدکه: «آری، شنیدیم وطبق فرمان خداورسول باقلب وجان وزبان ودستمان اطاعت می کنیم». بعدبسوی پیامبروامیرالمومنین ازدحام کردندوبرای بیعت سبقت می گرفتند و باایشان دست بیعت می دادند. این ابرازاحساسات وفریادهای شفعی که ازجمعیت برمی خواست، شکوه وابهت بی مانندی به آن اجتماع بزرگ می بخشید.دراین حال پیامبر(صلی الله علیه وآله)می فرمود:«الحمدلله الذی فضلنا علی جمیع العالممین».ونیزپیامبر(صلی الله علیه وآله)به منادی خوددستوردادند تابین مردم گردش کندو این خلاصه غدیررا تکرارکند: « مَن کنت مولاه فهذا علی مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله»(24)،تاغدیربعنوان تابلوی ابدی ولایت بردلهانقش ببندد. همه آمدند باپیامبر(صلی الله علیه وآله)وامیرالمومنین علی(صلوات اله علیه)دست بیعت دادند وبه امیرالمومنین تبریک وتهنیت گفتند. ولی ابوبکروعمرباوجودکه بیعت کرده بودند، به پیامبرعزیزاسلام می گفتند: آیااین امرازطرف خداونداست یاازطرف رسولش(یعنی: ازجانب خود می گویی)؟حضرت فرمودند: ازطرف خداورسولش است، آیاچنین مسئله بزرگی بدون امرخداوند می شود؟ ونیزفرمود: «آری حق است ازطرف خداورسولش که علی امیر المومنین است(25)».


نتیجه:


ازسخنان زیبای پیامبرخدا(صلی الله علیه وآله)درروزغدیرخم، به این نتیجه می رسیم که هیچ جای شک وشبه دررابطه با خلافت وجانشینی پیامر(صلی الله علیه وآله)بعداز خودش باقی نمانده است، وامیرمومنان حضرت علی (صلوات اله علیه)خلیفه وجانشین برحق پیامبر(صلی الله علیه وآله)، ولی امروصاحب اختیار، امام وپیشوا ورهبرامت است. وبعدازاو یازده امام معصوم(علیهم السلام)که ازنسل وفرزندان اوست، امامت ورهبری جامعه اسلامی رابه عهده خواهدداشت. وبرماست که از پیامبروامامان مان پیروی کنیم، وحادثه غدیررابه مردم بشناسانیم، وپیام آنرابه فردا هابرسانیم وازسنگرغدیرسقیفه رانشانه رویم، تاپرچم ولایت رابربلندای تاریخ برفرازداریم ولبخندرضایت برلبان مبارک صاحب غدیربنشانیم .


پي‌نوشت ها :

1 . بحارالانوار،ج37،ص109.
2 . هدایت عبارتست ازدلالت ونشان دادن هدف،بوسیله نشان دادن راه، واین خود یک نحوایصال ورساندن بمطلوب وهدف است.وسنت خدای متعال براین جریان یافته که اموررا ازمجرای اسباب به جریان اندازد،ودرمسئله هدایت هم وسیله ای فراهم می کند، تامطلوب وهدف برای هرکه اوبخواهد روشن گشته،و بنده اش درمسیرزندگی به هدف نهائی برسد. این وسیله،امیر به حق، حضرت علی(صلوات اله علیه)ویازده فرزنداوست که بنده گان خدا رادرمسیرزندگی به هدف اصلی ونهائی می رساند.(ترجمه تفسیرالمیزان:ج1،ص56)
3 . ثواب الاعمال،ص170و171
4 . بحارانوار،ج37،ص170.
5 . اصول کافی: ج 1،ص 320و321
6. الغدیر:ج1ص9،10. بحارالانوار:ج،2ص 360،تا390،
7 . مرآةالعقول:ج3،ص216
8 . الغدیر:ج1،ص12
9 . الغدیر:ج1،ص10و11.فروغ ابدیت:ص937
10 .الغدیر:ج1،ص12.بحارالانوار:ج21،ص387،ج37،ص209.اثبات الهداة:ج2،ص282
واحقاق الحق:ج21ص،53 و57.
11 . اولین بخش خطبه غدیر
12 . سوره مائده آیه 67
13. خطبه غدیر
14 . سوره مائده آیه 55
15 . خطبه غدیر. و مرآةالعقول ج3 ،ص 218
16 . خطبه غدیر. و مرآةالعقول: ج3،ص219
17 . سوره مائده آیه 3
18 . سوره آل عمران آیه 853
19 . خطبه غدیر
20 . مرادازصحیفه ملعونه:اون طوماراست که منافقین پس ازانجام حج وشنیدن سخنان رسولخدا(صلی الله علیه وآله)درغدیرخم نوشتندوپیمان بستندکه اگرپیامبرخدا(صلی الله علیه وآله)ازدنیارفت هرگزنگذارندخلافت به علی بن ابیطالب(صلوات اله علیه)منتقل شود.سپس آن نامه رامهرکردندوطبق آنچه درکتاب سلیم بن قیس آمده به دست ابی عبیده جراح سپردند تاآنرادرکعبه بکذارد.(راوی خطبه میگوید1بیشترمردم معنای صحیفه وماجرای آنرانفهمیدند.
21 . خطبه غدیر
22 . ونریدان نمن علی الذین استضعفوافی الارض ونجعلهم ائمة ونجعلهم الوارثین(قصص:6).
امیرمومنان(صلوات اله علیه)می فرماید:پیامراسلام(صلی الله علیه وآله)فرمود:عمرجهان به پایان نمی رسدمگرآنکه مردازنسل حسین امورامت مرادردست میگیردودنیاراپرازعدل میکندهمچنانکه پرازظلم شده است.(دلائل الامامة،240)
23 . سوره فتح آیه 10
24 . خطبه غدیر . بحارالانوار: ج21،ص387. امالی شیخ صدوق: ص57. بحارالانوار : ج28،ص90
25 . الغدیر: ج1،ص58، 271، 274.
منابع ومأخذ
1 – بحارالالنوار، ا لشیخ محمدبا قرا لمجلیسی(ره)، ا لطبعۀ الاولی، ببیروت- لبنان
2- ترجمه تفسیرالمیزان، ازعلامه سید محمد حسین طباطبای ، مترجم: سیدباقرموسوی همدانی، دفترانتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزۀعلمیه قم، چاپ بیست یکم.
3- ثواب الاعمال، شیخ صدوق، مترجم: علی اکبرغفاری، تاریخ انتشار زمستان 1366 چاپ دوم.
4– اصول کافی، ثقۀ الاسلام کلینی، دفترنشر، فرهنگ اهل بیت(علیهم السلام)، تهران.
5 – الغدیر، علامه امینی، الناشر، دارالکتاب العربی، الطبعۀ الخامسۀ، بیروت – لبنان.
6 – مرآۀالعقول، علامه محمدتقی مجلیسی، الناشر، دارالکتب الاسلامیه، الطبعۀ الخامسۀ، تهران
7 – فروغ ابدیت، آیۀ الله جعفرصبحانی، ناشر، موئسسه بوستان کتاب، (دفترتبلیغات اسلامی حوزۀ علمیه قم) چاپ بیست ویکم، 1385
8– اثبات الهداۀ، شیخ المحدثین الحرالعاملی، منشورات، موئسسۀ الاعلمی للمطبوعات، الطبعۀ الاولی، بیروت- لبنان.
9 – احقاق الحق، الشیخ القاضی نورالله الشوشتری، الطبعۀ الاولی، مطبعۀ الخیام- قم.
10 – دلائل الامامۀ، محمد بن جریر بن رستم طبری، منشورات الراضی، الطبعۀ الثالثه، قم.
11 – امالی شیخ صدوق، للشیخ الجلیل الاقدم ابی جعفرمحمد بن علی بن الحسین ابن با بویه القمی، منشورات موئسسۀ الاعلمی للمطبوعات، الطبعۀ الخامسۀ،بیروت- لبنان.



امضای منم گدای فاطمه...
.

مـرا بنـویس

آن بَـدی که حسیـ♥ـن را

خیلی خـوب دوست دارد...

.
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط منتظر موعود ، softwar officer
۷-۲۰-۱۳۹۳, ۱۰:۲۵ صبح
ارسال: #6
RE: ویژه نامه عید غدیر
[تصویر:  %D8%A8%D8%B3%D9%85_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_.png]


پیامکهای تبریک عید غدیر


بر عید غدیر عید اکبر صلوات
بر چهره ی نورانی حیدر صلوات
بر فاطمه این عید هزاران تبریک
بر یک یک اهل بیت کوثر صلوات

عید سعید غدیر خم مبارک باد

********

حقا که غدیر بهر ما نوروز است
میزان عدالت است و ظالم سوز است
جمهوری اسلامی ما با صلوات
از یمن ولایت علی پیروز است

عید سعید غدیر خم مبارک باد

********

عیدی چو غدیر این قدر معظم نیست
حبلی چو ولایتش چنین محکم نیست
بر رشته ی محکم ولایت صلوات
بیچاره بود هر آن که مستعصم نیست

عید سعید غدیر خم مبارک باد

********

این عید سعید حیدر کرار است
شادی و شعف به عرش حق بسیار است
ذکر صلوات بر محمد امروز
خشنودی آل عترت و اطهار است

عید سعید غدیر خم مبارک باد

********

غافل مشو از عید غدیر و برکات
امروز خدا گشوده است باب نجات
جبریل و ملائک همه با امر خدا
سر داده ز گل دسته ی هستی صلوات

عید سعید غدیر خم مبارک باد

********

در عید غدیرخم بسی مسرورم
از نور جمال مرتضی مسحورم
امید که در حشر به ذکر صلوات
با حب علی خدا کند محشورم

عید سعید غدیر خم مبارک باد

********

در عید غدیر شاد و دست افشانم
مست از می ناب حضرت سبحانم
یاران همه در سماع و ذکر صلوات
خاموش نشستن این زمان نتوانم

عید سعید غدیر خم مبارک باد

********

در عید غدیرخم چو پیمان بستند
تا آخر عمر عهدشان نشکستند
بر روح بلند پایمردان صلوات
لعنت به جماعتی که آن بگسستند

عید سعید غدیر خم مبارک باد

*********

از فرط گنه جهان ما شد تاریک
ای کاش خدا برای عرض تبریک
در عید غدیرخم به نور صلوات
عیدی بدهد فرج نماید نزدیک

عید سعید غدیر خم مبارک باد

********

یارب به حق غدیر و مولای غدیر
با دست علی ومرتضی دستم گیر
تا همره قدسیان فرستم صلوات
فریاد زنم ز فرط شادی تکبیر

عید سعید غدیر خم مبارک باد

********

خورشید خجالت زده شد روز غدیر
در رشک رخ نبی و سیمای امیر
پس چهره برافروخت به ذکر صلوات
تفسیر بشد وگرنه آن دم تکویر

عید سعید غدیر خم مبارک باد

********

آغاز علی بود و علی حُسن ختام
او اول و آخر است به دین اسلام
در عید غدیرخم فرستد صلوات
هر کس که و را علی ولی گشت و امام

عید سعید غدیر خم مبارک باد

********

امید خدا به ما نویدی بدهد
در عید غدیر اجر مزیدی بدهد
از برکت ذکر یاعلی و صلوات
حق با فرجش بر همه عیدی بدهد

عید سعید غدیر خم مبارک باد

********

الحق که تو آن علی ولی اللهی
از اسرار خداوند جهان آگاهی
آغاز ولایتت فرستم صلوات
دانم ز عنایتت غمم می کاهی

عید سعید غدیر خم مبارک باد

********

دست همه عاشقان حنایی شده است
شعر همه شاعران ولایی شده است
از یمن غدیر خم به ذکر صلوات
دوران فراق او نهایی شده است

عید سعید غدیر خم مبارک باد

********

مستیم ولی ز جمع هشیارانیم
مشغول دعای بارش بارانیم
با یک صلوات بیعتی تازه کنیم
تا حشر به بیعت علی می مانیم

عید سعید غدیر خم مبارک باد

********

وقتی که بگفت وال من والا را
خشنود نمود حضرت زهرا را
بر احمد و نایبش فرستد صلوات
هرکس که پذیرفته ز جان مولا را

عید سعید غدیر خم مبارک باد

********

خرّم تر از این لحظه ندیدست علی
از امر خدا به خلق گردیده ولی
بیعت همه کردند به ذکر صلوات
تفسیر الست ربکم بود و بلی

عید سعید غدیر خم مبارک باد

********

بر حبل ولایت علی چنگ زنیم
بر شیشه عمر بد دلان سنگ زنیم
همراه فرشتگان به ذکر صلوات
در عید غدیرخم خوش آهنگ زنیم

عید سعید غدیر خم مبارک باد

********

عید است و هوا شمیم جنت دارد
نام خوش مصطفی حلاوت دارد
با عطر گل محمدی و صلوات
این محفل ما عجب طراوت دارد

عید سعید غدیر خم مبارک باد

امضای منم گدای فاطمه...
.

مـرا بنـویس

آن بَـدی که حسیـ♥ـن را

خیلی خـوب دوست دارد...

.
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط حق باور ، mahdy30na ، softwar officer
۷-۲۰-۱۳۹۳, ۱۱:۵۱ صبح
ارسال: #7
RE: ویژه نامه عید سعید غدیر خم
بسم الله الرحمن الرحیم

دو حدیث ناب از حیدر کرار علی اعلاء فاتح خیبر مولی الموحدین امیر المومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام

مردي به نام «جميل» ساليان دراز منشي دربار ساسانيان بود. او عصر علي (ع) را درك كرد و در ايام حكومت آن حضرت سخت فرسوده و پير شده بود. موقعي كه اميرالمومنين علي (ع) به نهروان آمد و از حال جميل پرسش فرمود: گفتند در قيد حيات است. دستور داد احضارش كنند. وقتي شرفياب شد، حضرت در اولين برخورد ديد كه هوش و حواس و ذهن پيرمرد سالم است و تنها چشم خود را از دست داده است. از او سؤال كرد: اي جميل؛ شايسته است انسان چگونه باشد؟ جواب داد: بايد دوستانش كم باشد و دشمنانش بسيار. فرمود: اي جميل؛ سخن تازه و بي‌سابقه‌اي مي‌گويي. همه مردم در اين نظريه متفقند كه داشتن دوست زياد بهتر است. عرض كرد: مطلب آن طور نيست كه گمان كرده‌اند و سپس توضيح داد كه: دوستان زياد وقتي به انجام حاجت (كار) آدمي دست مي‌زنند آن طور كه بايد و شايد به انجام وظيفه قيام نمي‌كنند و نتيجه معكوس عايد مي‌گردد. مثل آن كه زيادي كشتي‌بان باعث غرق كشتي مي‌شود. حضرت فرمود: اين كه مي‌گويي صحيح است، چه آن كه من آن را آزمايش كرده‌ام. پس از آن، حضرت فرمود: بسياري دشمن چه فايده دارد؟ جواب داد: وقتي دشمنان انسان زياد باشند، آدمي همواره مراقب كارهاي خويشتن است، مي‌كوشد تا سخني نگويد كه از وي خرده بگيرند، يا لغزشي از او بروز نكند تا مورد مؤاخذه واقع شود و بر اثر مراقبت‌ها و دقت‌هاي پي‌گير براي هميشه از خطا و لغزش مصون خواهد ماند. علي (ع) گفته پيرمرد را پسنديد و نيكو شمرد و مورد تأييدش قرار داد. الحديث جلد 2 صفحه 24

53 53 53

مولا علي (ع) : جسم آدمي شش حالت دارد : سلامت و مرض، مرگ و حيات، خواب و بيداري، جان آدمي نيز داراي اين شش حالت است: حيات جان علم است و مرگش جهل، مرض جان شك و ترديد است و سلامتش يقين، خواب جان غفلت و بي‌خبري است و بيداريش حفظ و مراقبت است. الحديث جلد 2 صفحه 30
53 53 53

اللهم عجل لولیک الفرج به جان محمد که علیست علیهما السلام

امضای حق باور
آفتاب عمرم رو به افول است نیامدی دل خسته و روحم ملول است نیامدی
دنیای غم به دلم خانه کرد و تو بهر صفای خانه بی صفایم نیامدی
مردم زدرد فراق ای نگار و تو بهر غمگساری دل بیمار نیامدی
دنیا شده آماده دیدار و تو گو ییا به حکمت دادار نیامدی
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط منم گدای فاطمه... ، mahdy30na ، softwar officer
۷-۲۰-۱۳۹۳, ۰۱:۰۸ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۷-۲۰-۱۳۹۳ ۰۱:۱۴ عصر، توسط MoBaReZ.)
ارسال: #8
RE: ویژه نامه عید سعید غدیر خم
بسم الله الرحمن الرحیم






«حُبُّ علیّ بن ابیطالب یَأكُلُ الذُّنوبَ كَما تَأكُلُ النّارُ الحَطَبَ»[۱]


 «حُبُّ عَلیّ حَسَنَه لا یَضُرُّ مَعَها سَیِّئَهٌ وَ بُغْضُ علیِّ سَیِّئهٌ لا تَنْفَعُ مَعَها حَسَنَهُ»[۲]
________________________________________________________________________________​__________________
۱: امام احمد بن عبدالله طبری شافعی در «ذخائر العقبی» ابن حجر نقلاً از ملا سلیمان بلخی حنفی در ص246 «ینابیع الموده» از نسایی که از ابن عباس
نقل کرده است
۲:امام احمد بن حنبل در «مسند» و خطیب خوارزمی در آخر فصل ششم «مناقب» و سلیمان قندوزی حنفی در باب 42 «ینابیع الموّده» و محمد بن یوسف گنجی شافعی در «كفایه الطالب» به نقل از مالک ابن انس از معاذ بن جبل

[تصویر:  do.php?img=1775]

امضای MoBaReZ
چنگ دل آهنگ دلکش میزند
ناله عشق است و آتش می زند


السلام ای شاه تشنه یا قتیل العبرات


یا حسین
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط حق باور ، منم گدای فاطمه... ، mahdy30na ، softwar officer
۷-۲۰-۱۳۹۳, ۰۶:۳۰ عصر
ارسال: #9
RE: ویژه نامه عید سعید غدیر خم
[تصویر:  %D8%A8%D8%B3%D9%85_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_.png]


عيد غدير در سيره ائمه معصوم (ع)


نگاهي به عيد غدير در دل و ديده معصومين


واقعه غدير حادثه اي تاريخي نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود، غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزي است كه از تداوم خط نبوت حكايت مي كند. غدير نقطه تلاقي كاروان رسالت با طلايه داراي امامت است و اهميت دادن به غدير، اهميت دادن به رسالت پيامبر(ص)است. آيه اي از قرآن كه به صراحت، اين روز را روز اكمال دين و خشنودي پروردگار دانسته، رمزي از عيد بودن غدير خم است.سابقه غدير و عيد گرفتن اين روز مقدس، به زمان پيامبر(ص) مي رسد و در دوران ائمه ديگر نيز اين سنت ادامه داشته. در اين مجال كوتاه مروري خواهد شد بر سير و سيره بعضي از معصومين در قبال اين عيد بزرگ اسلامي.


پيامبر اعظم(ص)و غدير


روزي پيامبر (ص)به امير مؤمنان(ع) فرمود: «اي علي، خداوند آيه "يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك..."را درباره ولايت تو بر من نازل كرد. اگر آنچه به من امر شده تبليغ نكنم، عملم باطل است و كسي كه خدا را بدون ولايت تو ملاقات كند، كردارش باطل است».
در روز غدير هم بعد از خطبه يك ساعته اي كه ايراد فرمود، جمله معروف «هر كه من مولاي او هستم، علي مولاي اوست» را سه بار تكرار كرد تا در گوش مسلمانان و تاريخ بماند. پس از آن كه علي(ع)را به جانشيني خود تعيين كرد، در همان روز، اين عيد را اعلام نمود و مراسمش را به پا داشت، در خيمه اش نشست و با خوشحالي از تبريك گويندگان استقبال كرد و به آنها فرمود:«به من تبريك بگوييد... به من تبريك بگوييد، زيرا خداوند مرا به نبوت و اهل بيتم را به امامت اختصاص داده است.»
در كلام ديگري هم فرمودند:«روز غدير خم، برترين اعياد امت من است، روزي كه خداي متعال به من فرمان داد تا برادرم علي پسر ابوطالب را به عنوان پرچمي هدايت گر براي امتم تعيين كنم كه پس از من به وسيله او راه نمايي و هدايت شوند. غدير خم روزي است كه خداوند در آن دين را كامل ساخت و نعمت را بر امتم تمام كرد و اسلام را به عنوان دين براي مردم پسنديد.»


امام علي(ع) و غدير


در دوره خلافت و حاكميت امام علي(ع)، يك بار عيد غدير با جمعه مصادف شد. امام در آن روز طي خطبه اي مفصل به مردم فرمود:«خداوند متعال امروز دو عيد بسيار بزرگ (جمعه و غدير)را در يك زمان براي شما قرار داده است؛ دو عيدي كه هر يك فلسفه وجودي ديگري را تكامل مي بخشد... توحيد و ايمان به يگانگي خداوند پذيرفته نمي شود مگر به نبوت پيامبر محمد(ص)و شريعت محمد(ص) پذيرفته نمي شود مگر با قبول ولايت امر كسي كه خدا فرمان ولايتش را داده است... امروز روز روشنگري و اظهار عقيده از جايگاه بلند است، امروز روز تكامل دين و روز وفاي به عهد است، روز ذلت و خواري شيطان، روز استدلال و برهان، روز هدايت و امتحان بندگان، روز آشكار شدن كينه هاي نهفته در دل ها ... نيكي در اين روز ثروت را مي افزايد و عمر را طولاني مي كند. ابراز عاطفه و محبت به هم در اين روز، موجب رحمت و لطف خدا مي شود. تا مي توانيد در برخوردها و ملاقات ها ابراز شادماني و سرور كنيد...)


حضرت زهرا(س)و غدير


از حضرت زهرا پرسيدند:«آيا پيامبر(ص) پيش از رحلتش درباره امامت اميرمؤمنان چيزي فرمود؟»آن حضرت جواب داد: «شگفتا! آيا روز غدير خم را فراموش كرديد؟!» در جاي ديگري نيز مي فرمايد: «خداوند پس از غدير خم براي كسي حجت و عذري باقي نگذاشت.»


امام حسن(ع)و امام حسين(ع)و غدير


امام حسن(ع) و امام حسين(ع)در روز عيد غدير در كوفه مهماني مي دادند و اين مجالس كه در زمان حيات امام علي(ع) هم برقرار بود باعث شد مردم كوفه به عيد غدير عادت كنند. هم چنين امام حسن(ع) در ماجراي مصالحه با معاويه براي اين كه به او ياد آوري كند كه حق با اوست، ماجراي غدير خم را شاهد گرفت. امام حسين(ع)نيز در مراسم حج، بني هاشم و ديگران را جمع مي كرد و ماجراي غدير را يادآوري مي كرد.


امام صادق(ع) و غدير


يكي از ياران امام صادق(ع)از او پرسيد:«غير از عيد فطر و قربان، مسلمانان عيد ديگري هم دارند؟» فرمود:«بلي و اين عيد از آن دو عيد ديگر بافضيلت تر است... و آن روز هيجدهم ماه ذي الحجه، عيد غدير خم است...
در اين روز روزه بگيريد بر محمد و آلش به خاطر اين نعمت الهي صلوات بفرستيد... يقين بدانيد انبيا وقتي وصي خود را نصب مي كردند، امر مي كردند كه آن روز را جشن بگيرند.»
در جاي ديگري نيز فرمودند:«با فضيلت ترين، بزرگ ترين و شريف ترين روز عيد نزد خداوند، روزي است و بر پيامبرش محمد(ص)اين آيه را نازل فرمود: اليوم اكملت لكم دينكم...» ايشان هم چنين روزه عيد غدير خم را برابر با صد حج و عمره مقبول نزد خداوند مي دانست و آن را «عيد بزرگ خدا»مي شمرد.


امام رضا(ع)و غدير


امام رضا(ع) شنيد كه بعضي از مردم روز غدير را انكار مي كنند، فرمود:«پدرم از پدرش روايت كرد كه روز غدير در ميان اهل آسمان مشهورتر است تا ميان اهل زمين... به درستي كه دراين روز خداوند گناه شصت سال از مردان و زنان مؤمن را مي آمرزد و دو برابر آنچه در ماه رمضان از آتش دوزخ مي رهاند؛ در اين روز آزاد مي كند...اگر مردم ارزش اين روز را مي دانستند، بي ترديد فرشتگان در هر روز ده بار با آنان مصافحه مي كردند.»


امام حسن عسگري(ع) و غدير


يكي از شيعيان از امام عسگري(ع) پرسيد:«اين سخن پيامبر كه فرمود:"من كنت مولاه فهذا علي مولاه" يعني چه؟» حضرت جواب داد:«خداوند اراده فرمود كه اين جمله، نشان و پرچمي باشد تا حزب خدا هنگام اختلاف ها با آن شناخته شود.»


امام زمان(عج)و غدير


در دعاي ندبه كه منسوب به آن حضرت است چنين آمده: «...فلما انقضت ايامه اقام وليه علي بن ابي طالب صلواتك عليهما و آلهما هاديا اذ كان هم المنذر و لكل قوم هاد فقال و الملاء امامه من كنت مولاه فهذا علي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه...»
هنگامي كه دوران عمر پيامبر سپري شد، جانشين خود را علي پسر ابوطالب كه صلوات خدا بر آن ها و خاندان شان باد، را به هدايت امت برگزيد، چون او منذر و هدايت گر همه بود. پس پيامبر به مردمي كه در مقابلش بودند گفت: هر كه من مولاي اويم، پس علي مولاي اوست، خدايا هر كه علي را دوست دارد دوستش بدار و هر كه با او دشمن است دشمنش بدار...


منبع:نشريه روشنان، شماره12

امضای منم گدای فاطمه...
.

مـرا بنـویس

آن بَـدی که حسیـ♥ـن را

خیلی خـوب دوست دارد...

.
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mahdy30na ، MoBaReZ ، softwar officer
۷-۲۰-۱۳۹۳, ۰۶:۴۶ عصر
ارسال: #10
RE: ویژه نامه عید سعید غدیر خم
[b][b]زیارت امیرالمؤمنین (ع) در روز غدیر

آرزوی هر مسلمانی است که ای کاش زمان به عقب برمی گشت
و در غدیر حاضر بود و به حضرت علی (ع) تبریک می گفت .

ای کاش امیرالمؤمنین (ع) اکنون زنده بود، و هر سال در روز غدیر
به حضورش شرفیاب می شدیم و با او تجدید بیعت می کردیم
و بار دیگر به او تهنیت می گفتیم .

هر چند تحقق این آرزو شدنی نیست، زیارت امیرالمؤمنین (ع)
در نجف اشرف و حضور در حرم مطهر آن حضرت و عرض ادب
به ساحت قدس او و سخن گفتن با او از صمیم جان و بازگفتن این
آرزوی قلبی در پیشگاه اش تجدید بیعت حقیقی و تبریک و تهنیت واقعی است .

سلام کردن غدیریان به شخصیت دوم عالم وجود - که صدای
ما را می شنود و پاسخ ما را می دهد - در حکم حضور در بیابان
غدیر و بیعت با دست مبارک اوست .


امام صادق و امام رضا (ع) سفارش اکید فرموده اند که تا می شود
در روز غدیر کنار قبر امیرالمؤمنین (ع) حاضر باشیم و این یادبود
عظیم را در حرم صاحب غدیر به پا کنیم .

حتی اگر نمی توانیم در حرم او حاضر شویم در هرجایی که باشیم
کافی است به سوی قبر حضرت اشاره کنیم و به او سلامی دهیم
و قلب خود را در حرم او حاضر کنیم و با مولایمان سخن بگوییم،
که او سلام ما را پاسخی گرم می دهد و دست بیعت
ما را با دستان خدایی خویش می فشارد .


عوالم، ج 15/3، ص 22
[/b]
[/b]

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط منم گدای فاطمه... ، MoBaReZ ، softwar officer
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

POWERED BY MyBB, © 1390-1398 گروه پیروان موعود
پشتیبانی و توسعه SaneCity