سر گذشت مادر امام زمان (عج)
زمان کنونی: ۴-۲۵-۱۳۹۷, ۰۵:۵۷ عصر
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: sadeh22
آخرین ارسال: نگار 24
پاسخ: 5
بازدید: 3035

ارسال پاسخ 
سر گذشت مادر امام زمان (عج)
۷-۲۷-۱۳۹۳, ۰۱:۵۸ عصر
ارسال: #1
سر گذشت مادر امام زمان (عج)
مرحوم شیخ صدوق و شیخ طوسی روایت می کنند :
بشربن سلیمان (ایشان از فرزندان ابو ایوب انصاری و از شیعیان و ارادتمندان حضرت امام هادی (ع ) و امام عسگری (ع ) و همسایه آنان بوده و به شغل برده فروشی اشتغال داشته است ) می گوید: خادم امام هادی (ع ) نزد من آمد و گفت حضرت با تو کاری دارند. من خدمت حضرت رسیدم .ایشان نامه ای به خط فرنگی نوشتند و همراه با یک کیسه زر که در آن دویست و بیست سکه بود به من دادند و فرمودند : به بغداد می روی و در فلان روز در لنگرگاه فرات حضور می یابی .هنگامی که اسیران را به ساحل آوردند-نظر کن به برده فروشی به نام عمروبن یزید و مراقب او باش تا کنیزی را برای فروش بیاورد که دارای این صفات است .آنگاه حضرت خصوصیات او را بیان فرمود و اضافه کرد که آن کنیز نمی گذارد مشتریان به او نظر کنند یا به بدنش دست بزنند و می گوید:من باید خودم خریدارم را انتخاب کنم . در این هنگام تو پیش برو و نامه مرا به آن کنیز بده و او را خریداری کن .
بشر بن سلیمان گوید : مطابق فرموده حضرت عمل کردم. آن کنیز چون در نامه نگریست -بسیار گریست و به عمروبن یزید گفت : مرا به صاحب نامه بفروش و سوگندها خورد که اگر چنین نکنی خود را هلاک می کنم .
بشربن سلیمان گوید : کنز را با همان کیسه زر خریدم و چون به منزلی که در بغداد گرفته بودم رسیدیم آن کنیز نامه امام را بیرون آورد نرا بوسید و بردیده می گذاشت . با تعجب گفتم : چگونه نامه ای را می بوسی که صاحب آنرا نمی شناسی ؟ او پاسخ داد: گوش فرا دار تا سرگذشت خود را برایت شرح دهم :
من ملیکه دختر یشوعای - فرزند قیصر-پادشاه روم هستم و مادرم از فرزندان شمعون بن حمون بن صفا - وصی حضرت عیسی (ع ) است.
هنگامی که 13ساله بودم -جدم قیصر خواست مرا به عقد فرزند برادر خود در آورد.پس جمع کثیری از علمای مسیحی و امرای لشگر و صاحبان منزلت را در قصر خود گردآورد. به دستور او تختی بزرگ و جواهرنشان برای پسر برادرش مهیا ساختند و بتها و صلیبها را بر بلندی قرار دادند .آنگاه پسر برادر خود را بالای تخت فرستاد. اما چون کشیشها انجیلها را به دست گرفتند که بخوانند-بتها و صلیبها سرنگون شدند و تخت واژگون گردید و داماد از تخت به زیر افتاد و بیهوش شد.
کشیشها با دیدن ین منظره به وحشت افتادند و از پادشاه خواستند تا ایشان را از این کار معاف دارد.جدم نیز این امر را به فال بد گرفت و به کشیشان دستور داد بار دیگر تخت را برپا کنند و صلیبها را بر جای خود نهند.این بار برادر آن داماد نگون بخت را بر تخت نشاندند. از چون انجیلها را گشودند و شروع به خواندن کردند - بار دیگر تخت واژگون گردید و بتها و صلیبها و داماد سرنگون شدند. مردم چون برای بار دوم این منظره را دیدند-متفرق شدند و جدم نیز به حرمسرا بازگشت .
شب در عالم رویا دیدم : حضرت مسیح (ع ) و شمعون وگروهی از حوارییون در قصر جدم جمع شدند و در جای همان تختی که برای داماد قرار داده بودند منبری از نور نصب نمودند .منبری که از بلندی سر به آسمان می سایید. بعد حضرت محمد (ص ) با وصی و دامادش علی بن ابی طالب(ع ) و جمعی از امامان (علیهم السلام ) و فرزندانشان به قصر وارد شدند. مسیح با ادب به استقبال حضرت محمد (ص ) رفت و آنحضرت را در آغوش گرفت .
حضرت محمد (ص ) به مسیح فرمودند : ای روح الله ! ما آمده ایم از ملیکه دختر وصیت شمعون برای فرزندم خواستگاری کنیم . و اشاره کردند به امام حسن عسکری (ع ) - فرزند کسی که تونامه ایشان را به من دادی - حضرت عیسی (ع ) به شمعون نظر کرد و فرمود : شرافت دو جهان به تو روی آورده است .
چون شمعون پاسخ مثبت داد- همگی بالای آن منبر رفتند و حضرت محمد (ص ) خطبه ای خواند و با حضرت مسیح (ع ) مرا برای امام عسکری (ع ) عقد بستند .
صبحگاهان که سر از خواب بر گرفتم -این رویا را برای جدم بازگو کردم اما از محبت آن خورشید امامت -صبر و قرار از کفم رفت .از خواب و خوراک باز ماندم و بیمار شدم . هرجا طبیبی یافتند به بالینم آوردند اما سودی نکرد.
شبی دیگر در رویا دیدم : سرور زنان -فاطمه زهرا (س ) به دیدن من آمدند و حضرت مریم (س) همراه با هزار کنیز بهشتی در خدمت او بودند. پس حضرت مریم به من گفت : این بانو - سرور زنان و مادر شوهر تو است . من به دامانش آویختم و گلایه کردم که فرزندش به دیدن من نمی آید. حضرت فاطمه (س ) فرمود چگونه فرزندم به دیدن تو آید در حالی که تو مسیحی هستی . پس شهادتین را به من تعلیم داد و چون من شهادتین گفتم - مرا به سینه خود چسبانید . پس از آن هر شب حضرت امام حسن عسکری (ع ) را در خواب می دیدم .
بشربن سلیمان پرسید : چگونه اسیر شدی ؟
ملیکه در پاسخ گفت : شبی از شبها امام حسن عسکری (ع ) به من خبر داد که در فلان روز - جدت لشکری به جنگ مسلمانان می فرستد و خود از پی آن روان میشود- توهم به صورت ناشناس در میان کنیزان و خدمتکاران از پی جدت روانه شو. من همین کار را کردم تا پیش قراولان لشکر مسلمانان به ما بر خوردند و ما را اسیر نمودند. هنگامی که غنایم جنگ را تقسیم می کردند -مرا به پیرمردی دادند .او نامم را پرسید ؟ گفتم : من نرجس نام دارم . گفت : این نام کنیزان است .
بشر بن سلیمان گوید : او را به سامرا خدمت امام علی النقی (ع ) رسانیدم . حضرت به او فرمودند : چگونه خداوند به تو عرت دین اسلام و ذلت دین نصاری و شرافت محمد (ص ) و اولاد او را نشان داد؟ او پاسخ داد: چه بگویم در مورد آنچه شما بهتر از من می دانید؟
حضرت فرمودند: مایل هستی ده هزار اشرفی به تو بدهم یا این که تورا به شرافت ابدی بشارت دهم . او پاسخ داد: من بزرگواری و سربلندی ابدی می خواهم . حضرت فرمودند : بشارت باد تو را به فرزندی که پادشاه شرق و غرب عالم خواهد شد و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد پس از آنکه از ظلم و جور آکنده شده باشد.
پس حضرت خادم خود را خواست و به او فرمود : برو خواهرم حکیمه را بیاور.چون حکیمه وارد شد- حضرت به او فرمود : این -آن کنیزی است که در مورد او با تو سخن گفتم .او را به خانه خود ببر و احکام دین را به او بیاموز. او همسر امام حسن عسکری (ع ) و مادر صاحب الزمان (ع ) است .(1)
--------------------------------------------------------
1 - بحارالانوار -ج 51-ص 10-ح12- با تلخیص و تصرف در عبارت - برای اطلاع بیشتر - رک : مهدی موعود- ص 14-8

امضای sadeh22
گر مرد رهي ميان خون بايد رفت   [تصویر:  cz7h39j33rmwovazwwed.jpg]
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمد معین 1990 ، عزیزی 313 ، jeiko
۷-۳۰-۱۳۹۳, ۰۱:۴۴ عصر
ارسال: #2
RE: سر گذشت مادر امام زمان (عج)
بسم الله الرحمن الرحیم
پرسش :
من شنیده ام؛ مادر امام زمان از نوادگان حضرت عیسی علیه السلام است. اما حضرت عیسی که ازدواج نکرده بود؟ برادر و خواهری هم نداشت. بعد از تولد امام زمان، چه اتفاقی برای مادرش افتاد؟ چگونه رحلت کرد و قبرش کجاست؟

پاسخ :
مادر امام زمان عجل الله فرجه از نوادگان حضرت عیسی علیه السلام نیست بلکه از نوادگان حضرت شمعون علیه السلام، وصی و جانشین حضرت عیسی می باشد.

نرجس خاتون مادر امام دوازدهم، از نوادگان شمعون، وصی حضرت عیسی علیه السلام است که از کودکی تحت تعلیم جدّش، قیصر روم قرار گرفت و با بهره گیری از اساتید چیره دست آن روزگار علوم و کمالات فراوان کسب کرد و به زبان های مختلف آشنا گشت. او خود در پاسخ کسی که از او سؤال می کند: تو که رومی هستی، چگونه با زبان عربی این چنین آشنایی داری؟ می گوید: جدم به تربیت من اهمیت زیادی می داد و در این راه از هیچ کوششی دریغ نکرد و در همین راستا زنی را که به چند زبان تسلط داشت برگزید تا صبح و شام عربی را به من بیاموزد و من از این راه زبان عربی را به خوبی فرا گرفتم.

او در آغاز، مسیحی بود

اللهم عجل لولیک الفرج به حق مادر بزرگوار نرجس خاتون سلام الله علیها

امضای حق باور
آفتاب عمرم رو به افول است نیامدی دل خسته و روحم ملول است نیامدی
دنیای غم به دلم خانه کرد و تو بهر صفای خانه بی صفایم نیامدی
مردم زدرد فراق ای نگار و تو بهر غمگساری دل بیمار نیامدی
دنیا شده آماده دیدار و تو گو ییا به حکمت دادار نیامدی
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط منم گدای فاطمه... ، محمد معین 1990 ، عزیزی 313
۸-۴-۱۳۹۳, ۱۲:۱۶ عصر
ارسال: #3
RE: سر گذشت مادر امام زمان (عج)
بسم الله الرحمن الرحیم
در مورد زمان فوت مادر حضرت روايات مختلفي وجود دارد .
نرجس خاتون بعد از شهادت امام حسن عسکری(ع) به‌ دلیل اختناق حاکم از سوی خلفای عباسی و فشارهای روانی جعفر کذاب،‌ در خانه علی بن حمزه بن الحسن بن عبیدالله بن العباس بن امیرالمومنین که از نوادگان حضرت عباس(ع) بود، ساکن شد. درباره زمان مرگ نرجس‌ خاتون نیز روایت‌های مختلفی وجود دارد.
بر روايت ديگه هم معتضد او را حبس کرد تا بیست و اندی سال پس از مرگ مولایش(امام حسن عسکری) و عمر وی در همانجا سپری شد. او در منزل حسن بن جعفر نوبختی بود که وی را به قصر معتضد بردند و باقی عمر در آن‌جا بود تا این‌که در همان قصر از دنیا رفت.
البته روايات ديگري هم هستند

امضای sadeh22
گر مرد رهي ميان خون بايد رفت   [تصویر:  cz7h39j33rmwovazwwed.jpg]
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط محمد معین 1990 ، حق باور ، عزیزی 313 ، نگار 24
۸-۴-۱۳۹۳, ۱۲:۴۶ عصر
ارسال: #4
RE: سر گذشت مادر امام زمان (عج)
(۸-۴-۱۳۹۳ ۱۲:۱۶ عصر)sadeh22 نوشته شده توسط:  بسم الله الرحمن الرحیم
در مورد زمان فوت مادر حضرت روايات مختلفي وجود دارد .
نرجس خاتون بعد از شهادت امام حسن عسکری(ع) به‌ دلیل اختناق حاکم از سوی خلفای عباسی و فشارهای روانی جعفر کذاب،‌ در خانه علی بن حمزه بن الحسن بن عبیدالله بن العباس بن امیرالمومنین که از نوادگان حضرت عباس(ع) بود، ساکن شد. درباره زمان مرگ نرجس‌ خاتون نیز روایت‌های مختلفی وجود دارد.
بر روايت ديگه هم معتضد او را حبس کرد تا بیست و اندی سال پس از مرگ مولایش(امام حسن عسکری) و عمر وی در همانجا سپری شد. او در منزل حسن بن جعفر نوبختی بود که وی را به قصر معتضد بردند و باقی عمر در آن‌جا بود تا این‌که در همان قصر از دنیا رفت.
البته روايات ديگري هم هستند
حالا مستند ترین روایت کدوم هست؟
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط حق باور ، عزیزی 313 ، نگار 24
۸-۲۵-۱۳۹۳, ۱۲:۲۴ صبح
ارسال: #5
RE: سر گذشت مادر امام زمان (عج)
بسم الله الرحمن الرحیم

جهت up

امضای نگار 24
نـ ـآیـ ـ ِ دلـ ـ ؛ فـقـ ـط آ ـهـ ـ ..
[تصویر:  sigpic719039_42.gif]
یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ .. ارْجِعی‏ إِلى‏ رَبِّكِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً ..
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

POWERED BY MyBB, © 1390-1397 گروه پیروان موعود
پشتیبانی و توسعه SaneCity