مباحث کوتاهی در مکاتیب اهل سنت,,,,,وهابیت
زمان کنونی: ۳-۲۸-۱۳۹۷, ۰۱:۲۱ عصر
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: مسجد عشاق
آخرین ارسال: مسجد عشاق
پاسخ: 4
بازدید: 2716

ارسال پاسخ 
مباحث کوتاهی در مکاتیب اهل سنت,,,,,وهابیت
۱۰-۱۸-۱۳۹۳, ۱۰:۱۵ صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۰-۲۴-۱۳۹۳ ۰۸:۲۴ صبح، توسط مسجد عشاق.)
ارسال: #1
مباحث کوتاهی در مکاتیب اهل سنت,,,,,وهابیت
بسم الله الرحمن الرحیم 
سلام علیکم در این تاپیک قصد داریم مباحث که در گروه مکاتیب اهل سنت,,,,وهابیت تلگرام ارایه می دهیم را اینجا هم قرار بدیم تا تمام اون مباحث را که شماره به شماره و کوتاه در اونجا ارایه میشه در اینجا هم داشته باشیم دوستان می توانند برای شرکت در گروه تلگرام به من با شماره (09135202907)پیام بدهند. 
علمای شیعه و برادران اهل سنت، وهابیون را جزو مذاهب اسلامی نمی دونند اونا با مغلطه و قول زور و تبلیغ دلار نفت خودشون را مطرح کردند تا کنون از اهل سنت کتاب های زیادی علیه وهابیت نوشته شده بخاطر همین وهابیت را از اهل سنت با کاما انگلیسی جدا کردم.
قوانین گروه تلگرام
1.این گروه با هدف بحث و گفتگو در زمینه مباحث مربوط به اهل سنت و وهابیت با اولویت مطالب منتشر شده در پایگاه جامع فرق ، ادیان و مذاهب یجاد گردیده است .لذا ارسال هر گونه مطلبی خارج از موضوع ممنوع است.
2. دعوت افراد متعهد به قوانین گروه ها توسط اعضاء بلا مانع هست. 
3. موصوع وحدت اصل پذیرفته شده گروه است لدا عزیزانی که قبول ندارند حذف عضویت نمایند و طرح هر گونه مطلبی در جهت تفرقه بین مسلمین ممنوع است.
4.ارسال محتواهای سیاسی جناحی ممنوع است.
5. از ارسال مطالب بی خاصیت خود داری فرمایید.
6. جهت سهولت استفاده اعضا از ارسال لینک فایل ها خود داری فرمایید و تصاویر یا فایل های صوتی تصویری را در گروه ارسال نمایید. و در مورد فایل های صوتی و کلیپ ها در مورد محتوا توضیح دهید.
7. ساعات فعالیت گروه از ساعت 7 صبح تا 23 می باشد لطفا به هیج وجه در غیر ساعت اعلامی ارسال نداشته باشید.
8. عزیزان می توانند در ارسال های خود از مطالب بخش اهل سنت و همچنین وهابیت پایگاه جامع فرق ادیان و مذاهب استفاده نمایند. 
http://Www.adyannet.com
ومن الله التوفیق

امضای مسجد عشاق
سانه مسجد عشاق*محسن زاده
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mahdy30na
۱۰-۱۸-۱۳۹۳, ۰۵:۰۵ عصر
ارسال: #2
RE: مباحث کوتاهی در مکاتیب اهل سنت,,,,,وهابیت
احتمالات تفسیری آیات نفی قدرت شنیدن مردگان (پ ش 1 مسجد عشاق)
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ از جمله اشکالات مطرح شده برای ردّ عقیده شیعه به جواز توسل، آیاتی است که ادعا شده، دلالت بر عدم قدرت مردگان بر شنیدن دارند. این آیات عبارت‌اند از: «فَإِنَّکَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَی وَلاَ تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَآءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ [روم/۵۲] تو نمی‌توانی مردگان را شنوا سازی و آواز خود را به گوش کرانی که از تو روی می‌گردانند برسانی» و «وَما یَسْتَوِی الْأَحْیَآءُ وَلاَ الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللّه‌َ یُسْمِعُ مَن یَشَآءُ وَما أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَن فِی الْقُبُورِ [فاطر/۲۲] و زندگان و مردگان برابر نیستند. خدا هر که را خواهد می‌شنواند. و تو نمی‌توانی سخن خود را به مردگانی که در گور خفته‌اند برسانی.»
امّا از آنجایی که روایات متواتر اهل سنّت، دلالت بر شنیدن مردگان و گفتگو با زندگان دارند، علمای بزرگ اهل سنّت نیز، چنین دلالتی را برای این آیات انکار نموده و درصدد بیان تفسیر درست آن برآمده‌اند ادامه درپ ش 2 و آدرس http://www.adyannet.com/news/13958


احتمالات تفسیری آیات نفی قدرت شنیدن مردگان (پ ش2 مسجد عشاق) 
حمد بن ناصر بن عثمان آل معمر می‌نویسد: «وأنه لیس فی القرآن ما ینفی السماع الثابت للموتی فی الأحادیث الصحیحة. وإذا علمت به أن القرآن لیس فیه ما ینفی السماع المذکور، علمت أنه ثابت بالنص الصحیح، من غیر معارض.[۱] و به تحقیق که در قرآن مطلبی که معارض شنیدن مردگان (که با احادیث صحیح ثابت شده است) وجود ندارد، و چون دانستی که در قرآن آیه ای نیست که با شنیدن مردگان منافات داشته باشد، خواهی دانست که شنیدن مردگان با روایات صحیح بدون معارض، امری قطعی است».
[۱]. حمد بن ناصر بن عثمان آل معمر، الفواکه العذاب فی الرد علی من لم یحکم السنة والکتاب، ج ۶، ص ۱۳۹، طبق‌ برنامه‌ الجامع‌ الکبیر.
برای رفع این تعارض ظاهری، علمای اهل سنّت، لااقل سه احتمال در تفسیر این آیات داده‌اند، که عبارت‌اند از:ادامه درپ ش 3 و آدرس http://www.adyannet.com/news/13958
احتمالات تفسیری آیات نفی قدرت شنیدن مردگان (پ ش 3 مسجد عشاق)


برای رفع این تعارض ظاهری، علمای اهل سنّت، لااقل سه احتمال در تفسیر این آیات داده‌اند، که عبارت‌اند از:


۱. مراد عدم قدرت زندگان بر شنوا ساختن مردگان به صورت استقلالی است، و نه با واسطه قدرت خدا؛
همانطور که در آِیه «وَما یَسْتَوِی الْأَحْیَآءُ وَلاَ الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللّه‌َ یُسْمِعُ مَن یَشَآءُ وَما أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَن فِی الْقُبُورِ [فاطر/۲۲] و زندگان و مردگان برابر نیستند. خدا هر که را خواهد می‌شنواند. و تو نمی‌توانی سخن خود را به مردگانی که در گور خفته‌اند برسانی.» بیان شده است، خداوند قدرت دارد هر آنکه را بخواهد، قدرت شنیدن عطا نماید، ولی پیامبر به تنهایی قادر بر این کار نیست. فلذا علامه اهل سنت؛ آلوسی می‌نویسد: «وما أنت بمسمع من فی القبور: ترشیح لتمثیل المصرین علی الکفر بالأموات و أشباع فی إقناطه (علیه الصلاة والسلام) من إیمانهم و الباء مزیدة للتأکید أی وما أنت مسمع و المراد بالسماع هنا ما أرید به فی سابقه ولا یأبی إرادة السماع المعروف ما ورد فی حدیث القلیب لأن المراد نفی الأسماع به طریق العادة وما فی الحدیث من باب «وما رمیت إذ رمیت ولکن الله رمی» وإلی هذا ذهب البعض وقد مر الکلام فی ذلک فلا تغفل. [۲] و آیه‌ی: تو نمی‌توانی مردگان را شنوا سازی، تشبیه اصرار دارندگان بر کفر، به مردگان است، و مبالغه در ناامیدی حضرت از ایمان آوردنشان، و حرف باء (در بمسمع) زائده است برای تأکید، یعنی تو نمی‌توانی مردگان را شنوا سازی. و منظور از اسماع در اینجا آن معنای گذشته است. و آنچه در حدیث چاه بدر آمده است، را نیز می‌توان بر شنیدن معمولی حمل نمود. چون مراد از نفی سماع، نفی عادی و استقلالی آن است و حدیث از باب، تو تیر نیانداختی، بلکه خدا تیر انداخت، می‌باشد، و بعضی نیز قائل به آن شدند. و کلام در این باره گذشت پس غفلت نکن».ادامه درپ ش 4 و آدرس http://www.adyannet.com/news/13958


احتمالات تفسیری آیات نفی قدرت شنیدن مردگان (پ ش 4 مسجد عشاق)


۲. مردگان می‌شنوند ولی شنیدن سودی به حال مردگان ندارد؛
ابن تیمیه رهبر فکری وهابیت می‌نویسد: «فإن المراد بذلک سمع القبول والامتثال فان الله جعل الکافر کالمیت الذی لا یستجیب لمن دعاه وکالبهائم آلتی تسمع الصوت ولا تَفْقَهُ المعنی فالمیت وان سمع الکلام وفقه المعنی فإنه لا یمکنه إجابة الداعی ولا امتثال ما أُمر به ونُهی عنه فلا ینتفع بالأمر والنهی وکذلک الکافر لا ینتفع بالأمر والنهی وان مع الخطاب وفهم المعنی کما قال تعالی: "و لو علم الله فیهم خیرا لأسمعهم" وأما رؤیة المیت فقد روی فی ذلک آثار عن عائشة وغیرها. [۳] پس منظور از نفی شنیدن برای مردگان، شنیدنی است که امتثال به دنبال داشته باشد، خداوند در این آیه کافر را همانند مرده قرار داده است که به کسی که او را می‌خواند نمی‌تواند جواب دهد و همانند چهارپایان که سخن را می‌شنوند ولی معنی آن را نمی‌فهمند، پس مرده اگرچه سخن را می‌شنود و معنی آن را می‌فهمد، ولی نمی‌تواند جواب دهد و امر و نهی را امتثال کند، پس امر و نهی سودی به حال او نمی‌رساند، همان‌گونه که کافر از امر و نهی فایده‌ای نمی‌برد اگرچه سخن را می‌شنوند و معنی آن را می‌فهمند، همان‌طور که خداوند می‌فرماید: "و اگر خدا خیری در آنان می‌یافت سخنش را به آن‌ها می‌رساند". و اما در مورد دیدن مردگان روایاتی از عایشه و دیگران وجود دارد». ابن حجر هم کلام مشابهی دارد[۴].ادامه درپ ش5و آدرس http://www.adyannet.com/news/13958
احتمالات تفسیری آیات نفی قدرت شنیدن مردگان (پ ش 5 مسجد عشاق)
۳. بعضی از مردگان نمی‌شنوند و بعضی دیگر می‌شنوند؛
ابن قتیبه از بزرگان اهل سنت می‌نویسد: «وأما قوله تعالی: فَإِنَّکَ لا تُسْمِعُ الْمَوتی وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِع مَنْ فِی القُبُور فلیس من هذا فی شئ؛ لأنّه أراد به الموتی ههنا الجهّال، وهم أیضاً أهل القبور یرید إنّک لا تقدر علی إفهام من جعله اللّه تعالی جاهلاً ولا تقدر علی إسماع من جعله اللّه تعالی أصمّ عن الهدی. وفی صدر هذه الآیات دلیل علی ما نقول، لأنّه قال وَ مَا یَسْتَوِی الاْعْمَی وَالْبَصِیرُ یرید بالاعمی: الکافر، وبالبصیر المؤمن. وَلاَ الظُّـلُمَـتُ وَ لاَ النُّورُ یعنی بالظلمات: الکفر، وبالنور: الایمان. وَلاَ الظِّـلُّ وَ لاَ الْحَرُورُ یعنی بالظلّ: الجنة، وبالحرور: النار. وَمَا یَسْتَوِی الاْحْیَآءُ وَلاَ الاْمْوَاتُ» یعنی بالآحیاء: العقلاء، وبالاموات: الجهلاء. ثمّ قال: «إِنَّ اللَّهَ یُسْمِعُ مَن یَشَآءُ وَمَآ أَنتَ بِمُسْمِع مَّن فِی الْقُبُورِ یعنی: أنّک لا تسمع الجهلاء الذین کأنّهم موتی فی القبور، ومثل هذا کثیر فی القرآن، ولم یرد به الموتی الذین ضربهم مثلاً للجهلاء شهداء بدر، فیحتجّ به هم علینا، أولئک عنده أحیاء کما قال اللّه عزوجل. [۵] واما فرمایش خداوند متعال که فرمود: «تو نمی‌توانی مردگان را شنوا سازی و آواز خود را به گوش کرانی که از تو روی می‌گردانند برسانی [روم/۵۲].» و «و تو نمی‌توانی سخن خود را به مردگانی که در گور خفته‌اند برسانی [فاطر/۲۲].»، دلیلی بر مدعای این‌ها نمی‌شود، چون منظور از مردگان در اینجا جاهلان است، و این جاهلان نیز اهل قبور هستند، منظور این است که تو نمی‌توانی کسی که خداوند او را جاهل قرار داده را بفهمانی و صدایت را نمی‌توانی به کسی که خداوند او را کر (نسبت به هدایت) قرار داده است برسانی، و در صدر این آیات دلیلی بر قول ما است، چون خداوند فرمود: «نابینا و بینا برابر نیستند [فاطر/۱۹].» منظور از نابینا، کافر و منظور از بینا، مؤمن است، «و نه تاریکی و روشنی [فاطر/۲۰].» منظور از تاریکی، کفر و منظور از نور، ایمان است، «و نه سایه و حرارت آفتاب [فاطر/۲۱].» منظور از سایه، بهشت و منظور از حرارت آفتاب، جهنم است، "«و زندگان و مردگان برابر نیستند [فاطر/۲۱].» منظور از زندگان، صاحبان خرد و منظور از مردگان، جاهلان است. سپس فرمود: «و زندگان و مردگان برابر نیستند. خدا هر که را خواهد می‌شنواند. و تو نمی‌توانی سخن خود را به مردگانی که در گور خفته‌اند بشنوانی [فاطر/۲۲].» منظور این است که تو نمی‌توانی سخن خود را به جاهلانی که مانند مردگان در قبر هستند برسانی، و مانند این در آیات قرآن بسیار است، و منظور از مردگانی که مثال آورده آن‌ها را برای جاهلان، شهدای بدر نیست تا اینکه به‌وسیله آن بر علیه ما استدلال شود چون شهدا زنده هستند و نزد خدا روزی می‌خورند، همان‌گونه که خداوند فرموده است».


فلذا مشاهده می‌شود که به اقرار علمای اهل سنت و حتی ابن تیمیه، این آیات هیچ دلالتی بر کلام وهابیون که «مردگان مطلقاً نمی‌شنوند» ندارد.پایان این مقاله منابع در آدرس http://www.adyannet.com/news/13958

امضای مسجد عشاق
سانه مسجد عشاق*محسن زاده
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mahdy30na
۱۰-۲۴-۱۳۹۳, ۰۸:۲۳ صبح
ارسال: #3
RE: مباحث کوتاهی در مکاتیب اهل سنت,,,,,وهابیت
توهین ابن‌تیمیه به ساحت سیدة نساء العالمین (پ ش 1 مسجد عشاق)
پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب_ ابن تیمیه، پدر معنوی وهابیت اولین کس در بین نویسندگان سنی مذهب است که به خود اجازه توهین به یگانه دختر و قرة العین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را می‌دهد، ابن‌تیمیه با کمال وقاحت می‌گوید: «اینکه فاطمه نزد ابوبکر آمد و فدک را طلب کرد و ابوبکر هم فدک را به او نداد، نشانۀ منافق بودنِ فاطمه است که قرآن درباره آن‌ها می‌گوید: «وَ مِنْهُمْ مَنْ یَلْمِزُکَ فِی الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَ إِنْ لَمْ یُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ یَسْخَطُونَ [توبه/۵۸] و در میان آن‌ها کسانی هستند که در (تقسیم) غنائم به تو ایراد می‌کنند، اگر از آن به آن‌ها بدهند راضی می‌شوند و اگر ندهند خشم می‌گیرند.»[۱] او در ادامه خطاب به کسانی که در این ماجرا حق را به فاطمه (سلام الله علیها) می‌دهند، می‌گوید: «فمن مدح فاطمة، بما فیها اشتبه من هولاء.[۲] کسانی که مدح حضرت فاطمه (سلام الله علیها) تلاش می‌کنند، در او شباهتی از منافقین است.» با کمال وقاحت می‌گوید: «و فيها شعبة من النفاق.[۳] و در فاطمه زهراء یک شعبه‌ای از نفاق است.» ادامه در پ ش 2 و آدرس زیر 
http://www.adyannet.com/news/14106

توهین ابن‌تیمیه به ساحت سیدة نساء العالمین (پ ش 2 مسجد عشاق)
این افتراء ابن‌تیمیه ملعون به ساحت صدیقه کبری (سلام الله علیها) در حالی است، که بنابر نقل معتبرترین کتب اهل سنت، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فاطمه (سلام الله علیها) را این گونه معرفی می‌فرمایند: «فاطِمَة سِیِّدةُ نِساءِ أَهْلِ الجَنِّة.[۴] فاطمه سرور زنان أهل بهشت است.» سؤالی که باید پرسید؛ چگونه است که خداوند بهترین زنان اهل بهشت را از میان منافقان (به زعم ابن‌تیمیه ملعون) بر می‌گزیند؟ آیا این سخن ابن‌تیمیه زیر سئوال بردن، حکمت خداوند نیست؟ آیا منافق خواندن بهترین زن بهشت به معنا منافق خواندن تمام بهشتیان نمی‌تواند باشد؟ اگر بهشتیان منافق باشند، درمنطق ابن‌تیمیه پس حتماً جهنمیان مؤمن‌اند؟!ادامه در پ ش 3و آدرس زیر 
http://www.adyannet.com/news/14106

توهین ابن‌تیمیه به ساحت سیدة نساء العالمین (پ ش3 مسجد عشاق)
حال ببینیم علما اهل سنت، در مورد ابن‌تیمیه چه نظری دارند؟ آیا نظرات او مورد پذیرش، آنان قرار گرفته است؟ یا اینکه علما نامدار اهل سنت با او به مخالفت پرداخته‌اند؟ ابن‌حجر عسقلانی که از ارکان علمی و حافظ علی الاطلاق اهل سنّت به شمار می‌رود در باره ابن تیمیّه می‌نویسد: «بزرگان اهل سنّت درباره ابن تیمیّه نظریّه‌های مختلفی دارند، بعضی ...وی را زندیق و بی دین دانسته‌اند. و بعضی به جهت سخنان زشتی که درباره على (علیه‌السلام) بیان داشته وی را منافق دانسته‌اند... تمامی این سخنان نشانه نفاق اوست، چون پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله) به علی فرموده است: «جز منافق کسی تو را دشمن نمی‌دارد.»[۵]ادامه در پ ش 4و آدرس زیر 
http://www.adyannet.com/news/14106

توهین ابن‌تیمیه به ساحت سیدة نساء العالمین (پ ش4 مسجد عشاق)
سُبکی متوفّای سال ۷۵۶ هجری، از دانشمندان پرآوازه اهل سنّت و معاصر ابن تیمیّه می‌نویسد: «او در پوشش پیروی از کتاب و سنّت، در عقاید اسلامی بدعت گذاشت و ارکان اسلام را درهم شکست. او با اتّفاق مسلمانان به مخالفت برخاست.»[۶] شوکانی(از بزرگان اهل سنت) می‌گوید: «اطلاق شیخ الإسلام به ابن تیمیّه کفر است.»[۷] ابن بطوطه، جهان‌گرد نامی مراکشی در سفرنامه‌اش می‌نویسد: «در دمشق یکی از بزرگان فقهای به نام حنبلی ابن‌تیمیّه را دیدم که در فنون مختلف سخن می‌گوید، ولی عقل او سالم نبود.»[۸]ادامه در پ ش5و آدرس زیر 
http://www.adyannet.com/news/14106
توهین ابن‌تیمیه به ساحت سیدة نساء العالمین (پ ش5 مسجد عشاق)
و این هم سخنان معاصرین اهل سنت در مورد ابن تیمیه: محمد زکی الدین ابراهیم از علمای بزرگ مصر و الازهر وقتی به این تعبیر ابن تیمیه می‌رسد، می‌گوید: «ابن تیمیه کسی است که بغض أهل بیت (علیهم السلام) در سینه دارد و نسبت به حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) جسارت کرده تا جایی که او را منافق می‌نامد العیاذ بالله. ابن تیمیه انحرافات زیادی داشته و از وقیح‌ترین انحرافاتش، همین جسارت به حضرت فاطمه (سلام الله علیها) است».[۹] استاد حسن سقاف از دانشمندان معاصر اردن است. او می‌گوید:«بعضی از افراد به سخنان ابن تیمیه استدلال می‌کنند و او را شیخ الاسلام می‌نامند. او یک فرد ناصبی و دشمن امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. او گفته که حضرت فاطمه (سلام الله علیها) شعبه‌ای از نفاق در او است...».[۱۰]

به‌راستی آیا نسبت نفاق آن هم به بانویی که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) او را سرور زنان عالم معرفی کرده‌اند و خطاب به او می‌فرمود من از فاطمه بوی بهشت را حس می‌کنم، اوج خباثت ابن تیمیه نیست. آیا نفاق صفتی نیست که بیش از هر کس زیبنده شخص ملعون ابن تیمیه می‌باشد. او دیگر با چه زبانی فریاد بزند که دشمن پیامبر خدا و اهل بیتش است؟ آیا کسانی‌که او را به دروغ شیخ الاسلام می‌خوانند، از گفتار سایر علما اهل سنت در مورد او باخبرند یا خود را به بی‌خبری زده و همچنان بر طبل تعصب کورکورانه‌ی خود می‌کوبند!اتمام این مقاله منابع در آدرس زیر 
http://www.adyannet.com/news/14106

امضای مسجد عشاق
سانه مسجد عشاق*محسن زاده
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mahdy30na
۱۱-۲-۱۳۹۳, ۰۷:۱۰ عصر
ارسال: #4
RE: مباحث کوتاهی در مکاتیب اهل سنت,,,,,وهابیت
طواف ارواح ائمه حول عرش در شب جمعه...( مسجد عشاق )
پایگاه جامع فرق،‌ ادیان و مذاهب_ از جمله شبهات مسموم وهابیت نسبت به شیعه، این است که ادعا می‎شود شیعه معتقد است ارواح امامانشان هر شب جمعه به عرش الهی رفته و در آن‌جا طواف كرده و هر علمی را كه خواسته‌ باشند، به طور مستقیم از سوی خداوند متعال و وحی دریافت می‌كنند. بنابراین شیعه خود را از وحی و احكامی كه به این وسیله بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نازل شده بی‌نیاز می‌داند! در پاسخ به این شبهه باید چند نکته را مدّ نظر داشت:
اینکه ارواح ائمه و انبیاء (علیهم السلام) شب جمعه در عرش الهی به طواف و نماز و... می‌پردازند، مورد تأیید روایات شیعه است، چنانکه شیخ کلینی در کتاب گرانقدر اصول کافی بابی را با عنوان «بَابٌ فِی أَنَّ الْأَئِمَّةَ (علیهم السلام) یزْدَادُونَ فِی لَیلَةِ الْجُمُعَة،[۱] بابی درباره افزوده شدن علم ائمه (علیهم السلام) در شب جمعه» تدوین نموده است. اما این مطلب هیچ گاه در قاموس شیعه به معنای بی‌نیازی شیعه از وحی نبوده بلکه اگر کسی اندک آشنایی با فقه و عقاید شیعه، در طول تاریخ داشته باشد،‌ خواهد دید که قرآن و سنت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) دو منبع اصلی معارف شیعه هستند. بله شیعه بهترین راه وصول به سنت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) را احادیث اهل بیت ایشان (علیهم السلام) می‌داند چرا که ایشان از اشتباه در نقل سنت نبوی مصون بوده، بلکه همه کردارشان نیز مطابق سنت نبوی است. بلکه به اعتراف اهل سنّت، امام علی (علیه السلام) داناترین صحابه به سنّت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) بود. او که از کودکی در دامان رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) پرورش یافت و آنچنان از شهر علم رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) بهره‎مند گردید که باب مدینه علم رسول خدا (صلّی الله علیه و آله)[۲] و داناترین مردم به سنّت[۳] ‌لقب یافت. و این اهل بیت (علیهم السلام) هستند که به دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله)، ‌همه مسلمین باید در کنار قرآن، ‌به ایشان متمسّک شوند تا از ضلالت و گمراهی ابدی، نجات یابند.[۴]
به علاوه، هیچ کس ادعا نکرده که این علومی که شب‌های جمعه به ائمه(علیهم السلام) داده می‌شود، در حیطه سنن و احکام است، تا شیعه دیگر خود را بی‌نیاز از وحی و سنت نبوی بداند، بلکه قطعاً اخبار از اسرار عالم هستی و وقایع آینده بوده است، چنانکه در تفسیر حدیث مناجات خداوند با امام علی (علیه السلام)، طيبي گفته است: «كان ذلك أسراراً إلهية وأموراً غيبية جعله من خزانتها.[۵] در اين نجوا اسرار الاهی و امور غيبی وجود داشته است كه خداوند آن‌ها را از خزانه بيكران خود بر او عرضه داشته است.» این در حالیست که علمای اهل سنّت، عروج روح به عرش خداوند و سجود در عرش را برای هر مؤمنی ممکن می‎دانند. ابن قیم جوزیه در كتاب «الروح» می‌نویسد: «وقد تظاهرت الآثار عن الصحابة أن روح المؤمن تسجد بین یدی العرش فی وفاة النوم ووفاة الموت.[۶] روایات متعددی از صحابه وارد شده است مبنی بر این كه روح مؤمن به هنگام خواب و نیز پس از مرگ در عرش خداوند سر فرو آورده، سجده می‌كند.»
همچنین بیهقی در «الشعب» با سند خود از عبد الله بن عمر بن عاص روایت كرده است که: «إن الأرواح یعرج بها فی منامها وتؤمر بالسجود عند العرش، فمن كان طاهراً سجد تحت العرش ومن كان لیس بطاهر سجد بعیداً عن العرش.[۷] ارواح در خواب به عرش عروج می‌كنند و در آن‌جا به آنها امر می‌شود تا سجده كنند؛ آن‌گاه كسی كه از روحی طیب و طاهر برخوردار باشد زیر عرش سجده می‌كند و روحی كه از چنین پاكیزگی برخوردار نباشد، در نقطه‌ای دور‌تر سجده می‌كند.» منابع در آدرس روبرو http://www.adyannet.com/news/14366

امضای مسجد عشاق
سانه مسجد عشاق*محسن زاده
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط نگار 24 ، mahdy30na
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

POWERED BY MyBB, © 1390-1397 گروه پیروان موعود
پشتیبانی و توسعه SaneCity