هندوئیسم، هندوگرایی یا آئین هندو و یا هندوتوا، دین هندو
زمان کنونی: ۹-۲۲-۱۳۹۸, ۰۸:۳۹ عصر
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: مسجد عشاق
آخرین ارسال: مسجد عشاق
پاسخ: 1
بازدید: 2301

ارسال پاسخ 
هندوئیسم، هندوگرایی یا آئین هندو و یا هندوتوا، دین هندو
۱۲-۱۷-۱۳۹۳, ۰۸:۵۷ صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۲-۱۷-۱۳۹۳ ۰۹:۰۲ صبح، توسط مسجد عشاق.)
ارسال: #1
هندوئیسم، هندوگرایی یا آئین هندو و یا هندوتوا، دین هندو
هندوئیسم، هندوگرایی یا آئین هندو و یا هندوتوا، دین هندو
مقدمه
در این گردآوری مطالب سعی شده با استفاده از مقالات و کتب موجود در زمینه شناخت هندوئیسم، هندوگرایی یا آئین هندو و یا هندوتوا، دین هندو گامی هرچند کوتاه برداشته شود  
مذهب هندو:
آیین هندو،قدیمی‌ترین و کهن‌ترین مذهب زنده جهان است و اکنون بالغ بر ۹۰۰ میلیون هندو از آن پیروی می‌کنند. مذهب هندو، مکتبیماورای طبیعی است و اجازه نمی‌دهد که پیروانش فقط به دنیا یا آخرت دلخوش کنند. زیرا مذهب هندو هدف بزرگتری را دنبال می‌کند و آن دست‌یابی به حقیقت زندگی است. منظور اصلی آیین هندو آن است که هر هندوی واقعی بتواند به حقیقت مطلق که برهمن نام دارد، متصل شود. این حقیقت عبارت است از روحی ابدی که برتر و بالاتر از هرگونه علت و معلول و زمان و مکان است.
 هند: سرزمین رودها
در حیات هندو،رودخانه‌ها نقش بسیار مهمی‌ بازی می‌کنند. زیرا رودها برای هندوان مقدس هستند اما این تقدس و پرستش به معنی کفر ابتدایی و یا شرک آنان نیست، بلکه ریشه در فرهنگ و تمدن کهن تری دارد که پیرو احترام به طبیعت است، همانگونه که در نزد زرتشتیان باستان بوده است.
ü     رودخانه‌های مقدس برای هندوان:
۱- گنگ: مقدس‌ترینرود هند است. الهه گانگا این رود را نگهبانی می‌کند. گنگ از هیمالیا سرچشمه می‌گیرد و از شهرهایی مثل بنارس، هردوار، الله آباد، وراندابن و[font='Times New Roman', serif]…[/font]می‌گذرد. بر طبق افسانه‌ها گنگ از پایویشنوVishnu (خدای نگهدارنده زندگی درزمین) جاری شده و پس از گذشتن از گیسوان شیوا Shiva(خدای فنا و نابودی) به زمین می‌رسد. هندوان معتقدند که غسل در گنگ، گناهان کبیره را می‌شوید و اصولاً غسل در رودهای مقدس به هنگام کسوف و خسوف واجب است. آنها همچنین خاکستر و استخوانهای نیم سوخته‌ی مردگان خود را با مراسمی ‌خاص در آب گنگ می‌ریزند.
۲- سند: دومینرود مقدس هندوان است و نام هندوستان نیز از همین رودخانه گرفته شده است. نام قدیم سند، سندو، بوده است و ایرانیان باستان آن را هندو، نام نهادند و در اثر گذر زمان هندو به نامی ‌برای این سرزمین تبدیل شد و هندوستان یعنی “سرزمین رودها”. شاید جالب باشد بدانید که نام لاتین هند، یعنی ایندیا Indiaنیز از همین رود سند برداشته شده است.یونانیان باستان در زبان خود سند را ایندوسIndus می‌نامیدند و ایندیا با کمی ‌تغییر از ایندوسبرداشته شده است. البته لازم به ذکر است که نام قدیم هند در زبان سانسکریت ”بهارات” (Bharat)می‌باشد. رود سند نیز ازهیمالیا سرچشمه می‌گیرد و به دریای عرب می‌ریزد.
۳- برهماپوترا(Brahmaputra): از کوههای هیمالیا واقع در تبت سرچشمه می‌گیرد ورودخانه ای طوفانی است.
۴- جمنا (yamuna): از پنج آب (پنجاب) به سمت جنوب جاری می‌شود و دهلیرا مشروب می‌کند و شکوه تاج محل در آگره را در آبهای خود منعکس می‌کند. جمنا با افسانه‌های مربوط به کریشنه وابسته است.
۵- سرسوتی(Saraswati): رودخانه ای مقدس که در دوران باستان، در کنار آنقربانی‌های ودایی انجام می‌دادند و عالمان ودایی در حوزه این رود زندگی می‌کردند. سرسوتی نام الهه علم و دانش است.
سایر رودهایمقدس هندوستان در جنوب هستند و شامل رودهای گوداوری، کاوری، نرمدا و تاپی می‌باشند.
گیاهان مقدس:
درختان وگیاهان نیز به عنوان یکی از مظاهر طبیعت، مورد احترام هندوان هستند به طوریکه آنها پیش از قطع یک درخت او را ستایش کرده و عذرخواهی می‌کنند که این نوع احترام به طبیعت با فرهنگ سرخپوستان بسیار مشابهت دارد. مقدس ترین گیاه هند، انجیر مقدس (Pippala) است که نماینده ویشنو است. این درخت حتی مورداحترام بوداییان نیز هست زیرا معتقدند که بودا زمانیکه زیر سایه این درخت نشسته بود، به حقیقت دست یافت. از دیگر درختان مقدس می‌توان از درخت پنبه ابریشم نما، درخن تمالا، درخت ویلوا و درخت شمی ‌نام برد.
گل‌ها نیزبسیار مورد توجه و علاقه هندوان هستند. آنها تقریبا در اکثر مراسم خود از گل به اشکال مختلف استفاده می‌کنند. گل سرخ چینی برای شیوا، گل سفید برای ویشنو، گل نیلوفر برای لکشمی(Laxmi) (الهه ثروت و خوشبختی)،گل زرد برای سرسوتی، گل انبه به خدای کام و گل نیلوفر سرخ برای خورشید، نمونه‌هایی از تقدیم گل به خدایان هستند.
 
کوههای مقدس:
مقدس ترین کوههندوستان هیمالیا است. (هیمالیا در لغت از دو جزء تشکیل شده است. یکی هیما-به معنی برف و سرما و دیگری لیا- به معنی خانه و انبار و هیمالیا در کل به معنی “خانه برف” است)هیمالیا از این جهت مقدس است که در گذشته محل زندگی خدایان بوده است. در مقابل کوههای بلند هیمالیا در جنوب، چند رشته کوه و تپه نیز در جنوب هند وجود دارند که ویندهیا (Vindhia)نامیده می‌شوند. ویندهیادر زبان هندی به معنی کوه جنوبی می‌باشد و افسانه‌های زیادی در مورد این کوه وجود دارد.
 
نوشته‌های مقدس:
مهمترین ومعتبرترین نوشته‌های مقدس هندوان که بین تمام فرق هندو مورد قبول است، عبارت است از: -کتب ودا (Veda) [font='Times New Roman', serif]–[/font] براهمن (Brahmana)
[font='Times New Roman', serif]–[/font] آرنیک (Aranyaka) -اوپانیشاد (Upanishad)
[font='Times New Roman', serif]–[/font] پوران (Purana) [font='Times New Roman', serif]–[/font]راماینه (Ramayana) -مهابهارت (هند بزرگ) (Mahabharat) -آگم‌ها (Agamas)-پنج راتره (pancara tras) -تنتره (Tantras)
این نوشته‌هادر یک زمان فراهم نیامده و متعلق به ازمنه متوالی است
 
 
گانشا
در مذهب هندوتمام کارها و اعمال مثل کارهای هنری، علمی، سنتی، سیاسی و اجتماعی، وسیله‌ای هستند برای رسیدن به رستگاری و به همین دلیل یک هندوی کامل، کارهای خود را با نیتی پاک و والا به درست‌ترین شکل ممکن انجام می‌دهد.
ü     رقص
رقص نیز جزئیاز آیین هندو است و جایگاه بسیار بالایی در فرهنگ آن دارد. زیرا رقص کاری مقدس است که از خدایان به انسان رسیده است. شیوا معتقد بوده است که تمامی‌ کائنات همواره در حال رقص جاودانه ای هستند و او این رقص را ایجاد کرد و خودش به انجام آن می‌پرداخت. رقص هندی که بسیاری ازحرکات یوگا را در خود دارد، فقط برای سرگرمی ‌یا تفریح نیست بلکه یک رقصنده با ایمان هنگام انجام این حرکات به حالت خلسه رفته و به آرامش دست می‌یابد. این رقص موجب نشاط و شادی روح وروان نیز می‌شود.
ü     رقصها نیز انواع متنوع و مختلفی دارند.
مذهب هندو دستوراتیخاص در مورد غذای هندوان دارد. هندوان معتقدند که افراط در غذا سبب تنبلی جسم و انحطاط فکر می‌شود. اغلب هندوان در تمام طول عمر خود، لب به گوشت قرمز نمی‌زنند وعده‌ای نیز فقط گوشت مرغ و جوجه یا ماهی مصرف می‌کنند.
غذای هندوانغالباً شیر گاو و گاومیش و فراورده‌های شیر است اما شیر گاو زلئو و شتر را نمی‌خورند. برنج، جو، گندم، لوبیا، خردل، نارگیل، دانه‌های نباتی، انواع میوه و آجیل از غذاهای عمده هندوان است. همچنین مصرف سیر، پیاز، تربچه و قارچ برای هندوان و مخصوصا برهمن‌ها ممنوع است. اگرچه این قوانین، کمی‌ عجیب به نظر می‌رسد، اما نرم‌خویی و آرامش و قناعت مردم این سرزمین، ناشی از همین تغذیه است. اهمیت ندادن به خوراک و توجه به روح و روان، مهمترین دلیل پرورش عارفان و ریشیانRishi بزرگ در هند است.
از دیگر معتقداتهندوییسم، تناسخ است. اعتقاد به تناسخ روح به این دلیل است که هندوان می‌گویند، انسان در طول یک عمر کوتاه، نمی‌تواند به رستگاری و شعور الهی دست یابد و برای همین هر کسی سلسله ای از چند زندگانی دارد و در هر زندگی بر حسب کارهای زندگی قبلی به قالبی در می‌آید، گاهی در غالب انسان و خدایان و گاهی در قالب حیوان و گیاه و آنقدر به این تناسخ ادامه می‌دهد تا به حقیقت مطلق الهی پی برده و رستگار شود.
مذهب هندو، هممذهبی ساده و ابتدایی است و هم مذهبی پیچیده و فلسفی است. بر همین اساس هر فردی از هر طبقه جامعه می‌تواند به آن بگرود و از آن استفاده کند. به همین دلیل نیز در جامعه هندو، هم عارفانی هستند که به مقصد عالی رسیده اند و هم عامیانی هستند که هنوز قدمی ‌در راه مذهب برنداشته اند.
اخلاق اساسیهندوییسم، بر پایه طهارت، ضبط نفس، آزادی، راستی و بی آزاری است. بسیاری تصور می‌کنند که هندوییسم یعنی ریاضت، اما چنین نیست. هندوییسم از زهد و ریاضت طرفداری نمی‌کند و اصرار هم ندارد که پیروانش امیال نفسانی را به کلی سرکوب کنند. این تفکر مورد تایید پیروان مذاهب جینJain و بودا Buddhaاست اما هندوییسم برعکس، پیروانش را بهازدواج و تشکیل خانواده ترغیب می‌کند و یکی از مراحل برهمنی نیز ازدواج می‌باشد.
در هر صورت هندوییسممذهبی است که اگر عمیقاً به آن نگاه کنیم، دستورات خوب و اخلاقی در خود دارد و معتقد به افراط و تفریط در هیچ کاری نیست بلکه میانه روی را توصیه می‌کند. با این حال هر فرد هندو آزاد است که بر حسب توان و خواست خویش، از این مذهب بهره برداری کند.
و سرانجام آنکه،هندوییسم می‌گوید، بشر ناآگاه است و نمی‌داند که ذات مطلق چگونه روح خود را در آفریدگان دمیده است. آغاز و پایان جهان، ماورای زمان است و زمان همانند پلی است میان ازل و ابد و چون انسان مادی، اسیر در حصار زمان و مکان است، نمی‌تواند از ازل و ابد آگاهی داشته باشد.
جمله ای زیبادر بهگودگیتا (Bhagavad
gita)هست که می‌گوید:
“آغاز هستی مخفیو وسط آن آشکار و پایانش ناپیدا است.”[1]
 
ریشه نام هندو
هندو برگرفتهاز نام رودخانه سند است که ایرانیان قدیم به عنوان منطقه جغرافیایی سرزمین پهناور و تمدنی در اطراف رودخانه سند اطلاق می‌کردند این تمدن را موهنجودارو و هاراپا نیز نامیده‌اند. اسکیلاکس یک ایرانی یونانی تبار که از طرف داریوش امپراتور پارسی مامور پیمودن رود سند بود نام هندوس را در نوشته‌های خود بکار برده است. اما بعدها در دوره اسلامی نام هندو علاوه بر جغرافیا به مذهب مردم این منطقه نیز گفته شد و بعدها خود هندوها نیز خود را هندو نامیدندو هندو نام رسمی آئئن و یا مذهب و یا دین شد.. هشتاد درصد از جمعیت ۱[font='Times New Roman', serif]٫[/font]۲ میلیاردی هندوستان پیرو آیین هندو هستند و حدود ۳۰ میلیون نفر دیگر از پیروان هندوئیسم نیز در دیگر کشورهازندگی می‌کنند 2
 
تفاوت هندویزم و هندوتوا با دین هند
بعضیافراد بین هندوئزم (هندوتوا) و تبلیغ دین هندو تفاوت قائل شده‌اند. هندوتوا تبلیغ فرهنگ هندی است که مذهب هندو فقط یک جزء یا پاره آن است. هندوتوا دربرگیرنده مجموعه زیادی از آداب و رسوم هندی نیز هست که ممکن است مربوط به مذهب نباشد. برخلاف سایر ادیان جهانی، هندوئیسم را نمی‌توان برپایه یک اقتدار یا جزم‌باوری اصلی ریشه‌گرفته از یک موجودیت روحانی یا یک کتاب مقدس تعریف کرد. هندوان مفهوم یکتاپرستانه «خدای خدایان» را می‌شناسند، و اغلب هنگامی که از خدا سخن می‌گویند به یک رب‌النوع خاص هندو اشاره دارند، اما هندوئیسم، متضمن چندخداپرستی و فرقه‌گرایی است؛ بنابراین، هندوان با اعتراف ضمنی به محدودیت دانسته‌های انسان، توافق کرده‌اند که درباره اصول عقاید توافق نداشته باشند. در نتیجه هندوئیسم بیشتر بر کردار تاکید دارد تا بر عقیده؛ و زیربنای اخلاقی آن تکثّری تقریباً نامحدود دارد[2]
برای دستیابیبه آرمان‌های هندوگرایی، افراد می‌توانند رویکردهای گوناگونی را پیشه کنند. از آنجا که باورهای کهن و نو در هندوگرایی در کنار هم جریان دارند، باورها و رویکردهای هندوها گاه متناقض به نظر می‌آیند. هندوئیسم با نداشتن یک نظام عقیدتی یکپارچه و یک کتاب مقدس به عنوان هسته اصلی، توجهی به تقسیم جهان به مؤمن و غیر مومن ندارد3هندوئیسمهمانقدر که یک دین است، یک شیوه زندگی نیز هست. هندوان در یافتن راهی که باید در پیش گیرند از آزادی زیادی برخودارند، اگر چه آنان برای تشخیص آنکه در موقعیتی خاص، کردار درست و درخور کدام است، همواره با نگرانی‌هایی روبرو هستند، اما این دین انعطاف زیادی از خود نشان می‌دهد3
این امر باعثشده که در طول زمان و در جوامع گوناگون هندو در سراسر جهان با تنوعی بعضاً گیج‌کننده در باورها و کردارها روبرو شویم3
این آیین تغییریافته[font='Times New Roman', serif]ٔ[/font] آیین ودایی هند است. دین آریایی‌های مهاجر به هند که متون آن اشتراکات بسیاریبا اوستای زردشت دارد. باورهای اقوام بومی هند، مانند تمدن دره[font='Times New Roman', serif]ٔ[/font] موهنجودارو، در خدایانی مانند رودره تجلییافت که در دوران بعد در قالب خدایان اصلی آیین هندو متجلی شد.
باورها
اصولدین هندو عبارت است از اعتقاد و احترام به کتاب‌های باستانی و سنت‌های دینی برهمنان و پرستش خدایانی که به ظهور آنها در دوره‌های کهن باور دارند. عدم اعتقاد به بهشت و جهنم که در ادیان ابراهیمی توصیف شده است. اعتقاد به زایش مکرر یا وازایش (تناسخ) به معنی اینکه هر انسانی بعد از مرگ مجدداً در شکل دیگری متولد می‌شود. بخش عمده هندو توا بر پایه فرهنگ و سنت به یادگار مانده از پیشینیان است؛ و رعایت مقررات طبقات اجتماعی در معاشرت و ازدواج، همچنین احترام به موجودات زنده، به‌ویژه گاو، به عنوان نماد حاصلخیزی زمین، از اصول آن دین است. لفظ «اُم» به معنای آمین برای هندوان بسیار تقدس دارد و از سویی اسم اعظم الهی به شمار می‌رود و از این نظر به اسم اعظم یهوه در دین یهود شباهت دارد.[3] وجود گوناگونیزیاد میان شاخه‌های هندوگرایی و پیروان آن، چند باور اولیه در همه آن‌ها مشترک است. این باورهای اولیه عبارتند از باززایی (دوباره زاده شدن)، امکان رهایی از باززایی توسط رستگاری؛ و باور به قوانین کارما (هر چه بکاری همان بدرَوی) و دارما (نظم ذاتی و درونی اشیاء و پدیده‌ها). روش زندگی هندوها پیرامون این مفاهیم شکل می‌گیرد[4].
بهباور هندوها، یک روح واحد کیهانی به نام برهمن وجود دارد. هر موجود زنده یک روح ذاتی (آتمان) و خدایی دارد که با برهمن یکی است. از آن‌جا که موجودات زنده این را درک نمی‌کنند و فریب این تصاویر ناماندگار جهان ظاهری را می‌خورند روح‌های ذاتی افراد در تله بدن‌ها گیر افتاده و نمی‌تواند به برهمن بپیوندد. تنها زمانی که فرد این یگانگی ارواح را کاملاً درک کرد، آتمان می‌تواند از چرخه زایش دوباره و قانون کارما بگریزد و به برهمن جاویدان بپیوندد.[5] در آئین هندو،برهمن به ۲ صورت تعریف می‌شود: نیرگونا برهمن(Nirguna) و سگونا برهمن(saguna). نیرگونا برهمن اصلی را بازگو می‌کند کهبرهمن را بالاتر از حس بشری و سخن و کلمه میداند و بیان می‌دارد که روح واحد جهانی غیرقابل توصیف است. اما سگونا برهمن سعی در شناساندن برهمن با صفات قابل لمس دارد. اصل سگونا برهمن، برهمن را به شکل خدایان مختلف قابل پرستش میداند. دین برهمایی دارای سه خدا مرد با نام‌های: برهما، ویشنو و شیوا است. خدایان زن آئین هندو شامل پارواتی، دوی، و لاکشمی می‌باشد.
درهندوئیسم، یوگا، پارسایی صوفی‌وار، مراقبه و پرستش ایزدان به عنوان راه‌های گریختن از باززایی دانسته می‌شوند.[6]
آئینهندو در قدیم دین برهمایی خوانده می‌شد که به برهما، خدای هندوان اشاره می‌کرد و امروزه پیروان این آئین را هندو می‌نامند که نام درستی نمی‌باشد. شهر مذهبی برهماییان بنارس می‌باشد[sup][7][/sup]مهمترین نوشتار در این دین وداها و اوپانیشادها می‌باشند.
ü     در هندوئیسم آفریننده و آفریده یکی هستند و دو روی یک سکه‌اند.
دارما را می‌توانبه دین، قانون، تکلیف، عدالت و بسیاری مفاهیم دیگر ترجمه کرد اما درواقع شامل همه این مفاهیم می‌گردد. دارما به عنوان تکلیف، وظیفه منظم فرد است که در هر شرایطی به نحوی عمل کند که عدالت تحقق یابد. یعنی به شکل مقتضی و مناسب عمل کند.
هیچ چهره[font='Times New Roman', serif]ٔ[/font] مقتدری را نمی‌توان در میان هندوان سراغگرفت که مدعی آن باشد که مبیّن حقیقت مطلق، انحصار قوانین نافذ و الگویی با کاربرد جهانی باشد.
هندوئیسم شکلتکامل یافته جانمندباوری (آنیمیسم) است و به همین دلیل بنیانگذار آن شناخته شده نیست. این آیین گونه‌ای فرهنگ، آداب و سنن اجتماعی است که با پاکسازی نفس و ریاضت همراه شده و در تمدن و حیات فردی و جمعی مردم هندوستان نقش بزرگی داشته‌است4
پیشینه
ریشه‌ایهندوگرایی به دوران نوسنگی و دوره هاراپی (۵۵۰۰ تا ۲۶۰۰ پیش از میلاد) بازمی‌گردد. مردمان باستان در سراسر جهان باورهای شَمَنی داشتند و هندواروپاییان نیز از این قاعده جدا نبودند. شمن‌باوری شاخه آریایی در هند خود را به صورت باورهای تانترا نشان داد و تانتراها از سرچشمه‌های آیین هندوئیسم به شمار می‌آیند. این باورهای نخستین بعدها در میان آریاییان اشکال نوین‌تری به خود گرفته و سنتی را پدید آوردند که سنت وِدایی نامیده می‌شود و این سنت در نوشته‌هایی به نام وداها تبلور یافته است.
هندیان باستانگوشت گاو می‌خوردند اما به مرور زمان در سنت ودایی خوردن گوشت گاو به عنوان نماد حاصلخیزی زمین، گناه به‌شمار آمد. با گذر زمان باور به جهان آخرت و سپس باور به زایش دوباره (تناسخ) نیز وارد چارچوب عقیدتی هندوها شد. درپی آن هندوها به این معتقد شدند که ما انسان‌های روی زمین، روان‌های بیدارنشده و ناآگاهی هستیم که در چرخه‌ای دردناک از زایش و مرگ گرفتار آمده‌ایم و راه رهایی از این چرخه و رسیدن به رستگاری این است که با مراقبه (درون‌پویی) و انضباط شخصی برای برون‌جستن از این چرخه به اندازه کافی امتیاز جمع کنیم.
آداب و رسومپیچیده و طولانی روحانیون (برَهمَن‌ها) و فاصله گرفتن آن‌ها از مردم، و هم‌چنین نظام طبقاتی سخت در جامعه هند (وجود کاست‌ها) باعث پدید آمدن جنبش‌های اعتراضی مذهبی در هند در سده ششم پیش از میلاد شد؛ بوداگرایی و جایین‌باوری دو جنبش مهم اعتراضی علیه هندوئیسم بودند که در این دوره پدید آمدند.[8]
سده‌ها بعد، باایجاد پادشاهی موریا، و گرویدن شاه آشوکا به بوداگرایی، هندوها که چیرگی آیین بودا را تهدیدی برای کیش خود یافتند، ناچار به تجدید ساختار در هندوئیسم شدند و برخی باورهای بودایی هم‌چون مفهوم کارما (امتیازهای کردار نیک) و قابل انتقال بودن کارما به زندگی‌های بعد هر فرد را وارد نظام عقیدتی هندوئیسم کردند. هم‌چنین به منظور قابل دسترس‌تر کردن دین هندو برای عموم، روحانیون هندو مسئله پرستش ایزدهای شخصی برای هر فرد مومن را مطرح کردند و بدین‌طریق نقش ایزدهای ویشنو، شیوا، کریشنا و راما برجسته شد و نقش ایزدهای اصلی دوره ودایی ازجمله ایندرا کاهش یافت.[9]
در اواخر سدههشتم میلادی، فیلسوفی به نام شانکارا این موضوع را مطرح کرد که براهما و آتمان (ذات نفس) هر دو در اساس یکی هستند و ایزدان شخصی مورد پرستش هندوها نمودهای ناقصی از یک براهمای برتر است که «بی‌چون» است و با صفاتی که می‌شناسیم قابل تشخیص نیست.[10]
بعدها داستان‌هایحماسی مهاباراتا و به‌ویژه ۱۸ گفتار از آن به نام باگاوادگیتا در میان هندوان به عنوان متون مقدس محترم داشته‌شد. در باگادوادگیتا، ایزد کریشنا به جنگاوری به نام آرجونا در مورد حقیقت آموزش می‌دهد. با گذر زمان طالع‌بینی از طریق اخترشماری نیز از سنت‌های رایج و مهم در میان هندوها شد.
با ورود اسلامبه هند در زمان غزنویان، تصوف اسلامی نیز بر هندوئیسم تاثیرگذار شد و یکتاپرستی اسلام نیز گرایش‌های یکتاباوری در هندوئیسم را پررنگ‌تر کرد. ورود اسلام هم‌چنین باعث جبهه گرفتن هندوها و تقویت باورهای دینی آن‌ها در جامعه شد.
در میان سده‌هاینهم و هیجدهم میلادی، جنبش‌های موسوم به باکتی دست به تجدید حیات هندوگرایی زدند و با فاصله گرفتن از آموزه‌های خشک شانکارا تمرکز هندوئیسم را بیشتر بر ارتباط قلبی مومن با ایزدها از طریق ایثار، تسلیم و وقف کردن توان و زمان، قرار دادند[11].ازسده نوزدهم به این‌سو هندوها بر جامعه مجزایی که نسبت به دیگر ادیان پیرامون خود دارند واقف‌تر شدند و به تعاریف مشخص‌تری از دین و جامعه خود را روی آوردند.
خدایان (شخصیت‌های مقدس):
هندوان به عدهبی‌شماری از ایزدان آسمانی و زمینی با نام‌ها و صفات غریب معتقدند و به آنها کرنش می‌کنند و برای هر یک بتخانه‌های با شکوهی می‌سازند. این ایزدان با هم خویشاوندی سببی و نسبی دارند و ویژگی‌های جسمی و روحی هر یک به تفصیل و با ذکر جزئیات در کتب مقدس و فرهنگ دینی هندوان آمده‌است. باور به جلوه‌گری خدایان به شکل انسان و حیوان در ادوار مختلف، نیز بسیار جلب نظر می‌کند دسته‌بندی خدایان در ارتباط با طبقات اجتماعی نیز مرسوم است.
هندوئيسم،1[12]آييني است كه امروزه بر بيشتر سرزمين هند حاكم است و بيشترينه مردم آن دياربدان اعتقاد دارند، به گونه‌اي كه بيش از هشتصد ميليون نفر بدان گرايش دارند. يكي از اساسي‌ترين بخش‌هاي اين آيين در ناحيه اعتقادات، نگاه اين عده به حقيقت غايي و امر الوهي است. اين آيين در دوران‌هاي مختلف خود، نگرش‌هاي گوناگوني به اين مهم داشته است. در دوراني طبيعت‌پرستي بر اين آيين حاكم بود و در زماني ديگر، شرك و در زماني ديگر، تا حدّي نگاه‌هاي پنتئيستي.
(روح عالم)پهناور و آسماني است و صورت آن غير قابل تصور است، دقيق‌تر از دقيق است و همي درخشد. دورتر از دور است و در عين حال، نزديك و در دسترس است. حتي در اينجا، در ميان كساني كه درمي‌يابند، در مكان نهان (يعني قلب) حاضر است. نه او را با ديدن توان يافت و نه با گفتار و نه با حواس ديگر يا رياضت يا عمل. اگر طبيعت شخص با صفايش معرفت تهذيب گردد از آن طريق كه توأم با تفكر باشد، مي‌توان او را، كه اجزا و اعضا ندارد، دريافت.[13]
 
براهما یا همانآفریننده، ویشنو، پاسدار و نگاهبان، و شیوا، نابودکننده کائنات، تثلیث آیین هندو را تشکیل می‌دهند. همسر براهما، ساراسواتی، ایزدبانوی دانش و هنر است. همسر شیوا، پارواتی، ایزدبانوی نیرو و توان است. لاکشمی نیز الهه ثروت است؛ و آدمی به هر سه اینها، دانش و قدرت و ثروت، نیاز دارد.[14]
هندوان بر اینباورند که این پزشکان آسمانی برای انسان تندرستی، نیکبختی و دارایی به ارمغان می‌آورند. پرستندگان بت مؤنث زشت‌روی کالی به معنای سیاه معتقدند هدایای ویژه این بت را باید از طریق راهزنی به دست آورد و تقدیم بتخانه کرد. البته معمولاً بتان را بسیار زیبا می‌سازند تا آنجا که بت در شعر فارسی کنایه از محبوب زیبا است.[15]
بعضی دیگر ازمحققان اینطور می گوید که: شاید با شنیدن نام خدایان، این تصور پیش آید که هندوان بت‌پرست هستند و از وجود خدای یکتا بی‌خبرند. اگرچه هندوان در ظاهر بت می‌پرستند اما حقیقت این است که دانایان، حکیمان و هندوان با سواد، خدای یکتا را می‌پرستند و معتقدند که ذات مطلق الهی یگانه است ولی قشر فقیر و کم سواد هندوستان تا حدود زیادی به همان مظهر مادی توجه دارند و آن را می‌پرستند اما این نیز به معنی کفر آنان نیست. هندوان معتقدند که این خدایان، مظاهر گوناگون همان خدای یکتا هستند در این باره در ریگ ودا (یکی از چهار ودای موجود) آمده است:
”بر هر ثابت وجنبنده و نیز بر هر آنچه را ه می‌رود وبر هر آنچه می‌پرد و بر تمام این آفرینش رنگارنگ، تنها یک خدا فرمانروایی می‌کند.”
در واقع بایدگفت که حقیقت یکی بیشتر نیست اما به نامها و شیوه‌های گوناگون توصیف می‌شود.
آفریدگار دراین آیین، برهما (Brahma) نامیده می‌شود که مظهرآفرینش است. سایر خدایان مهم هندو عبارتند از:
-ویشنو Vishnu(خدای مظهر بقا و زندگی روی زمین)
- شیوا Shiva (خدای فنا و نابودکننده و وحشت آور اما نام او درسنسکریت به معنی مهربان نیز هست.)
-سرسوتیSaraswati (الهه ی علم و دانش و همسر برهما. سرسوتی دختر شیوااز همسرش پاروتی است)
-لکشمی  (الهه ی ثروت و خوشبختی و همسر ویشنو. و خواهرسرسوتی)
-شکتی Shakti (الهه قهر و نابودی و همسر شیوا)
-گانشا Gnesha (خدای علم و دانایی که سری همچون سر فیل دارد و پسرشیوا است. )
-کالی Kali (الهه مرگ)
 -رام چندر Ram chandar(رام ماه مانند که یکی از مظاهر ویشنو روی زمین است.)
 -کریشنه Krishna(هشتمین مظهر ویشنو است.)
-اندرا Indra (خدای باستانی اقوام آریایی که خدای رعد و برق است)
-اگنی Agni (خدای آتش و تجسم آتش مقدس است. ِاگنی از دیر بازتوسط آریاییان باستان پرستش می‌شده است و هنوز هم آثار تقدس آتش میان هندیان و زرتشتیان وجود دارد. اگرچه زرتشتیان آتش‌پرست نیستند اما تقدس آتش متعلق به فرهنگ پیش از زرتشت است و تاکنون نیز باقی مانده است.)
-گرودهGaruda (رئیس پرندگان که نیمی‌ از بدنش انسان و نیم دیگرپرنده است و مرکب ویشنو است.)
-خورشید Suryaو ماهSoma و بسیاری خدایان دیگر
شهرهای مقدس:
شهرهای مقدس وزیارتگاههای هندو عبارتنداز:
۱-اجودهیا یاآیودیا (Ayodhya): این شهر در شمال هندواقع است و بنابر داستانهای هندو، این شهر پایتخت سلاطین سلسله ماه و از آن جمله رام چندر بوده است.
۲-اوانتی (Avanti): از شهرهای قدیمی‌هند است و امروزه اوجین(Ujjayina) نامیده می‌شود. گویند کریشنه در این شهر بزرگ شدهاست.
۳-گایا (Gaya): شهر گایا واقع در ایالت بیهار در شمال هند است.
۴- کاشی (Kashi): مقدس ترین شهر هندوان است. نام قدیم آن “بنارس”است و پس از آن کاشی و بعد هم وارانسی نامیده شده است. شهر بنارس در ساحل شمالی رود گنگ احداث شده است.
۵-کانچی (Kanchi): این شهر در نزدیکی چنای یا مدرس قرار دارد.
۶- متهورا (Mathura):نام یک شهر قدیمی ‌است که اکنون شهر جدیدی روی آنساخته شده است. بنابر روایات هندو این شهر زادگاه کریشنه است. شهر متهورا در کنار رودخانه مقدس جمنا در شهر آگره واقع شده است و هر سال هنگام عید هولی زایران کثیری به این شهر می‌روند.
۷-دوارکا (Dvaraka):این شهر در ساحل رود کاتهیاور است و گویند کهپایتخت کریشته بوده است.
۸-هردوار: اینشهر در مجاورت رود گنگ است. و در آن کشتن حیوانات و حشرات ممنوع است و حتی خوردن تخم مرغ هم ممنوع است
۹-پوشکر (Pushkar): نام این شهر به معنی نیلوفر آبی است و در ایالتراجستان قرار دارد.
روزهای مقدس(اعیاد):
در آیین هندوروزهای مقدس بسیار زیاد است و به مناسبت هر روز جشن مخصوصی بر پا می‌شود. این جشن‌ها به منظور نزدیکی به معبود از طریق ستایش و شادی و امید است و سبب پاک شدن گناهان می‌شود. چند عید مهم عبارت اند از:
-دیوالی Diwali: جشن سال نو در شمال و غرب هند
-ویشو Vishu:جشن سال نو در ایالت کرالا در جنوب
-عید هولی Holi: جشن رنگ که مردم پودرهای رنگی و آبهای رنگی بهیکدیگر می‌پاشند.
-دورگا پوجا Durgapuja: جشن پیروزی رام بر دیو پلید راونا که شرح آن درراماینه آمده است.
-جانمشتامی Janmashtami: جشن تولد کریشنه
-گانش چاتورتهیGanesh chatuthi: جشن ستایش گانشا
-ماها شیوراتریMahaShivratri: جشن ستایش شیوا
هر یک از اینجشن‌ها دارای چندین افسانه و داستان هستند که هر کدام در نوع خود شنیدنی است.
 
 
 الاهیات هندو
در متون دينيآيين هندو، به ويژه در اوپانيشادها، گاه با معارفي بسيار بلند و عالي در باب ذات خداوند مواجه مي‌شويم كه شايد كمتر ديدگاهي به اين شكل درباره حق تعالي سخن گفته باشد. اين عبارات احتمال توحيدي بودن آيين هندو را تقويت مي‌كند. با اين همه، مي‌توان اين آيين را گاه به شدت شرك‌آميز و نيز طبيعت‌پرست معرفي كرد. بدين‌روي، مي‌توان گفت: آيين هندو در طول تاريخ، با فراز و نشيب‌هاي فراواني مواجه بوده و در اين مسير، تحوّلات گسترده‌اي داشته است. از اين‌رو، به راحتي نمي‌توان درباره نگرش اين آيين به ذات باري نظر داد.
اين آيين درطول مسير خود، دست‌كم نسبت به خدا، رويكردهاي گاه متناقض اتخاذ كرده است. در دوراني پرستش اشياي طبيعي را توصيه نموده، در زماني به پرستش خدايان متعدد همت گماشته، و در زماني هم به شدت وحدت وجودي شده و تنها موجود و حقيقت عالم را «برهمن» يا جان جهان پنداشته، و حتي در بعض مواقع، در اين آيين، هم وحدت وجود ديده شده و هم شرك، و هر دوي اين ديدگاه‌ها با هم مورد پذيرش قرار گرفته‌اند. بر اين اساس، براي بررسي ديدگاه پيروان اين آيين درباره خدا، چاره‌اي نيست جز اينكه دوران‌هاي مختلف اين آيين را بررسي كنيم تا بتوانيم اين رويكردها را در بستر تاريخ مورد تجزيه و تحليل قرار دهيم و نظرگاه هندوئيسم را نسبت به خدا و حقيقت غايي درك كنيم. اما پيش از اين، لازم است به اين نكته توجه كنيم كه با وجود آنكه بيش از هشتصد ميليون نفر از مردم دنيا به اين آيين گرايش دارند و اعمال خاصي را متناسب با اين آيين به انجام مي‌رسانند، اما اساسا هندوئيسم يك دين تلقّي نمي‌گردد. در بخش نخست، به اين مسئله و دلايل آن پرداخته مي‌شود.
ماهيت هندوئيسم
ü     آيا هندوئيسم يك دين است؟ هندوئيسم را به چند دليل نمي‌توان يك دين خواند:
الف. اين آيينيك چارچوب اعتقادي و آييني مشخصي ندارد. در اين آيين، تنوّع و تكثّر حيرت‌انگيزي از عقايد و شرايع مشاهده مي‌شود و به لحاظ عقايد و آداب و رسوم، طيف گسترده‌اي را تشكيل مي‌دهد كه گاه اطراف آن طيف، نه تنها هيچ شباهتي به هم ندارند، بلكه اساسا با يكديگر متناقضند؛ مثلاً، هندوها زماني از نظر رفتاري، اخلاقي محض، و زماني ديگر از نظر رفتاري، بي‌مبالات‌ترين افراد عالم هستند؛ و يا اينكه آدمي در اين آيين، مي‌تواند به هيچ‌خدايي اعتقاد نداشته باشد و يا تعداد زيادي از خدايان را بپذيرد و به عبادت آنها مشغول گردد.
در اين مذهب، هيچ‌كس ناگزير بهقبول انديشه و عقيده واحد و غيرقابل تغيير نيست. دو قاعده يا ضابطه كلي هندويي، تنوّع و اثرپذيري اين كيش را روشن و نمايان مي‌سازد. اين دو ضابطه، يكي «ادهيكَرَ» (Adhikara)، يعني استعداد و صلاحيت و قوّه تشخيص يا قابليت معنوي است، و دوديگر «ايشته دِوَه» (Ista-deva) يا «ايشتهدوتَه» (Ista-devata) يعني: انتخاب معبود يا برگزيدن خداي شخصي. قاعده «ادهيكر» بااستعداد معنوي ارتباط دارد و ايجاب مي‌كند كه تكليف مذهبي هر هندويي با استعداد روحي و خواست قلبي او سازگار باشد. هندويي كه دلش براي پيكره‌اي از سنگ يا چوب يا فلز آكنده است از شناخت خداي ناديده واحد بي‌بهره خواهد بود. مفهوم «ايشته دوه» ـ يعني: انتخاب خداي شخصي ـ اين است كه در نوشته‌هاي هندوان، خداي مطلق به اشكال گوناگون تجسّم يافته و هر هندويي اختيار دارد از ميان خدايان (هندو و غير هندو) يكي را كه آرام‌بخش خاطر و مورد عشق و علاقه و احترامش باشد، برگزيند، خواه خدايي را كه برگزيده از خدايان هندو باشد يا خداي قبيله‌اي يا خانوادگي يا پيكره ويژه‌اي از سنگ يا چوب يا فلز[16].
دو قاعده مزبورموجب شده است كه در ميان هندوها، مذاهب و مكاتب فراواني به وجود آيد و در ميان هريك از اين مذاهب، فرقه‌هاي مختلفي پا به عرصه وجود بگذارند. بر اين اساس، در اين آيين، وجود يك نظام اعتقادي واحد، كه مورد پذيرش همگان و يا حتي جمع كثيري از هندوان باشد، متوقّع نيست.[17]
ب. در اديانعالم، معمولاً شخصي به عنوان بنيانگذار آن دين مطرح است، اما در اين آيين، خبري از بنيانگذار نيست و كسي به عنوان پايه‌گذار اين دين معرفي نشده است؛ تنها در برخي اسنادي كه بسياري از آنها در قرن بيستم يافت شده‌اند، اشاره‌هايي اجمالي راجع به زمان شروع اين آيين ديده مي‌شود كه آن هم بسيار مهمل و ناكافي است.
ج. رنگارنگيباورها و اعمالِ هندوها در دوران‌هاي گوناگون نيز يكي از عوامل و دلايلي است كه ما را به سوي اين نكته مي‌كشاند كه اين رويكرد يك دين نيست؛ مثلاً، هندوها در دوره‌اي از تاريخ خود، براي راضي كردنِ خدا يا خدايان، هر كاري انجام مي‌دهند و اعمال و شعاير خاصي را به دقيق‌ترين وجه ممكن انجام مي‌دهند، و حال آنكه در دوره‌اي ديگر، مسئله اخلاصِ عمل و عملِ بدون اَمَل، اهميت مي‌يابد و ديگر حتي راضي كردنِ خدا يا خدايان برايشان اهميتي ندارد. يا اينكه در يك زمان، بت و بت‌پرستي در آيين هندوها وجود ندارد؛ ولي در دوراني ديگر، بت‌پرستي رواج پيدا مي‌كند و در بت‌خانه‌هاي آنان، بت‌هاي فراواني خودنمايي مي‌كند و پرستش بت نزد آنان در اوج رونق است.
بر اساس ادلّه‌ايكه مطرح گرديد، هندوئيسم را نمي‌توان يك دين، همانند اديان ابراهيمي به شمار آورد. البته اين نكته را نيز بايد در نظر داشت كه ممكن است در آغاز، اين آيين ويژگي‌هاي دين بودن را واجد بوده است، ولي به سبب تحريفات به وجود آمده به اين صورت درآمده باشد. ولي به نظر مي‌رسد اين احتمال دليل موجّه و قانع‌كننده‌اي نيافته است.
تعريف«هندوئيسم» خود عرضه‌گاه مشكل ديگري است. هندوئيسم بيشتر به درختي مي‌ماند كه اندك اندك باليده باشد تا به بنايي كه چند معمار بزرگ آن را در زمان معيّني بر پا داشته باشند. هندوئيسم ـ همان‌گونه كه خواهيم ديد ـ از فرهنگ‌هاي بسياري متأثّر شده است، و كالبد انديشه هندو چون خود ملت هند گوناگوني بسيار دارد. پس شگفت‌آور نيست كه بوكه، نويسنده «دين تطبيقي»، مي‌نويسد: «هند، بخصوص در حدّ خود نمونه‌هايي از هرگونه كوششي كه به تصور درآيد، در حل مشكل تعريف دين پديد مي‌آورد.»[18]
اكنون ممكن استاين پرسش در ذهن پديد آيد كه اگر هندوئيسم با اين‌همه اختلاف در عقايد و آراء مواجه است، پس چرا اساسا آن را يك آيين با نام هندوئيسم معرفي مي‌نمايند؟ چند وجه براي اين مطلب ذكر شده است:
1. موقعيتجغرافيايي: اين آيين از يك منطقه جغرافيايي مشخصي برخاسته و حدّ و مرزهاي مشخصي دارد. هندوئيسم، از هزاران سال پيش، در شبه قاره هند وجود داشته و اكنون نيز بيش از هشتصد ميليون نفر پيرو آن در هند زندگي مي‌كنند. به ديگر سخن، تمام هندوها در تمام تاريخ، خود را وابسته به اين سرزمين و ديار مي‌دانند و تمام آنها با وجود اختلافات عميقي كه با يكديگر دارند، آنجا را مهد آيين خود مي‌خوانند.
2. قوميت:اقوام آريايي كه از سيبري كوچ كرده و به اين مناطق آمده بودند، با بوميان منطقه، اجتماع واحدي تشكيل دادند و اين آيين را قِوام بخشيدند. بر اين اساس، مي‌توان گفت: «وحدت قومي» يكي از دلايل يكپارچگي آيين هندو است.
3. ميراثفرهنگي مشترك: در وحدت هندوها، ميراث فرهنگي مشترك داراي شأن و جايگاه خاصي است؛ به اين معنا كه اين افراد تاريخ چهار هزار ساله و فرهنگ و آثار فرهنگي گسترده‌اي را متعلّق به خود مي‌دانند. معابد، كتب مقدّس، آيين‌ها و شعاير مذهبي گوناگون از جمله اين ميراث مشترك است. همين پذيرش ميراث فرهنگي مشترك يكي از عوامل وحدت آن آيين محسوب شده است.[19]
4. آرمان‌هايمشترك: طهارت، تزكيه نفس، ضبط نفس، آزادي، راستي، و عدم تشتّت، آرمان‌هاي مشترك ميان بيشتر فرقه‌ها و گروه‌هاي هندوست، گرچه گاه استثناهايي نيز براي آن مشاهده مي‌گردد. از اين‌رو، نگرش‌هاي‌اخلاقي‌موجود و اهداف مورد نظر آنان در اين مسير، به وحدت و هماهنگي اين فرقه‌ها مي‌انجامد.[20]
«هندو»
در لغت
واژه «هندو»از واژه سانسكريت «سِنْد» و يا «سندو» (Sindhu) گرفته شده است.«سند» نام رودخانه‌اي در ديار هند است. ايرانيان در پنج قرن پيش از ميلاد، هندوها را به واسطه زندگي در كنار رودخانه سند، «سندو» خواندند كه به تدريج، اين نام به «هندو» تغيير شكل يافت،[21] تاآنجا كه هندوان نيز خود را با اين نام مي‌خوانند. البته اهالي هند سرزمين خود را «بهارته»[22]مي‌نامند.
 
دوران‌هاي آيين هندو
همان‌گونه كهاشاره شد، بررسي ديدگاه هندوها نسبت به خدا در طول تاريخ پرفراز و نشيب اين قوم، دچار تغييرات و تحوّلات گوناگوني بوده است. از اين‌رو، براي درك صحيح اين مطلب، به ناچار بايد نگاهي گذرا به دوران‌هاي مختلف اين آيين داشته باشيم و در طي اين مسير، رويكردهاي گوناگوني را كه نسبت به اين حقيقت در اين آيين روي داده است، به نظاره بنشينيم. دوران‌هاي آيين هندو عبارتند از:
1. دوره آيين‌هندوي پيش تاريخ (4000 ق.مـ1500 ق.م)؛
2. دوران دين ودايي (1500 ق.م ـ 500 ق.م):
الف. ورود آريايي‌ها؛
ب. دوران برهمائيزم؛
ج. دوران اوپانيشادها.
3. آيين باستاني هندو (500 ق.م ـ 500م)؛
4. آيين ميانه (500م ـ 1800م)؛
5. دوران معاصر (1800م به بعد).
1. آيين هندوي پيش تاريخ
در 1917 يكباستان‌شناس هندي در محلي به نام «مهونجودارو» (Mohenjodaro) (تپه مردگان) دردرّه لركنه (Larkana)در سند، چاقويي باستاني پيدا كرد. با حفاري‌هايي كه در 1922 شد، چند مهر سنگي، همانند آنهايي كه در جاي ديگري به نام «هرپا» (Harapa) پيدا شده بودند،به دست آمد. حفاري‌هاي ديگر دليل روشن‌تري درباره زندگي اجتماعي و با برنامه شهرهايي كه دست‌كم تاريخ آنها به 2500 ق.م مي‌رسيد، به دست آمد.[23]
كاوش‌هايباستان‌شناسان و كشف سكّه‌ها، مُهرها و پيكره‌هاي گوناگون نشان داد: مردمان هند در آن دوران ـ يعني گروهي كه با نام «دِراويدي» (Dravidian) شناخته مي‌شدند ودر فاصله سال‌هاي 4000 تا 2500 قبل از ميلاد به آن سرزمين راه يافته بودند ـ خالق تمدّني درخشان بودند كه در دره «ايندوس» (Indus) و شهرهاي بزرگ «هرپه» و«مهنجودارو» شكل گرفت. از اين تمدّن تاكنون آثار نوشته شده‌اي يافته نشده است، اما بقاياي باستاني اين دو شهر، از آيين دراويدي، كه به نوعي خاستگاه خدايان و كيش بعدي هند است، سخن مي‌گويد.[24]
ديدگاه اينافراد درباره خدا قابل توجه است؛ در يك تحليل ساده، اين افراد با زندگي كشاورزي روزگار مي‌گذراندند. از اين‌رو، خداياني را نيايش مي‌كردند كه به گونه‌اي با باروري و حاصل‌خيزي پيوند داشتند.
در اين كيش، دوعنصر اساسي مورد توجه قرار مي‌گرفت: نخست نيايش آلت نرينگي كه نمونه‌هايي از آثار آن در مهرهاي يافت شده در «هرپه» ديده مي‌شود و نشان‌دهنده خدايي چهار زانو نشسته است كه شاخ «ورزاو»[25]نمادجهاني بارورسازي را بر سر نهاده است. دوم كيش توجه به خداي بانوي مادر، كه نمونه‌هاي يافت شده آن در «هرپه» آن را تأييد مي‌كند؛ و از اين شمار مهرهايي است كه تصاوير آن نشان‌دهنده رويش گياه از رحم خدايي ماده يا خدا بانويي عريان است كه در برابر او، انسان را قرباني مي‌كنند.[26]
در اين دوران،تكريم گياهان و جانورانِ خاصي رواج داشت؛ يعني نوعي توتم‌پرستي (Totemism)و فيتشيسم (Fitishism)نيز ديده مي‌شود.[27] لازمبه ذكر است كه اين فرهنگ و آيين پيش از هجوم آرياييان، در سرزمين هند وجود داشت و ـ همان‌گونه كه اشاره شد ـ در عقايد افراد بعدي ساكن آن سرزمين، نقش داشت.
به طور كلي، مي‌توانگفت: اين افراد به نوعي طبيعت‌پرستي15 همّت گماشته و نمادهاي طبيعي را برايپرستش خود برگزيده بودند. شايان ذكر است كه در اين دوران، نمادهايي كه حاكي از باروري و تكثير تلقّي مي‌شدند (همانند نمادهاي احليلي = آلت نرينگي و مادينگي) از اهميت ويژه‌اي برخوردار بودند و پيكره‌ها و تماثيل و مُهرهاي موجود از اين حقيقت حكايت دارند.
2. دين ودايي(1500ـ 500 ق.م)
از 1700 سالقبل از ميلاد، آرياييان، فاتحان جديد سرزمين هند، تمدّن دره «ايندوس» را نابود كردند و با خود، دين و آييني آوردند كه قريب هزار سال در اين سرزمين غالب بود. آرياييان به دليل جنگاوري و مهارت‌هاي رزمي كه داشتند، بوميان آن ديار را مغلوب ساختند و فرهگ و تمدّني ديگر در آن ديار حاكم گردانيدند،[28]و اين آغازي بود بر دوران ودايي در سرزمين هند.
دوره دين وداييخود به سه مرحله خُرد تقسيم مي‌شود كه بررسي ديدگاه‌هاي مردم در اين مراحل، در ترسيم ديدگاه اين افراد راجع به خدا مؤثر است. بدين‌روي، بجاست اين سه مرحله را با دقت بيشتري مورد نظر قرار دهيم:
الف. ورودآريايي‌ها: آريايي‌ها به دلايلي، مجبور به مهاجرت از سيبري روسيه شدند. آنها نخست به دو گروه تقسيم شدند: گروهي به سوي اروپا و گروهي به سوي آسيا حركت كردند. گروه آسيايي در افغانستان انشعاب يافت و به دو گروه ديگر تقسيم شد: عده‌اي به طرف ايران و عده‌

امضای مسجد عشاق
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mahdy30na ، نگار 24
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

POWERED BY MyBB, © 1390-1398 گروه پیروان موعود
پشتیبانی و توسعه SaneCity