زیدیه ویکی شیعه
زمان کنونی: ۸-۲۴-۱۳۹۸, ۰۹:۴۱ صبح
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: مسجد عشاق
آخرین ارسال: مسجد عشاق
پاسخ: 1
بازدید: 2477

ارسال پاسخ 
زیدیه ویکی شیعه
۱۲-۱۷-۱۳۹۳, ۱۲:۲۰ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۲-۱۷-۱۳۹۳ ۱۲:۲۱ عصر، توسط مسجد عشاق.)
ارسال: #1
زیدیه ویکی شیعه
زیدیه

[/url][url=http://fa.wikishia.net/زیدیه#p-search]
[rtl]زیدیهشناسنامه
نام معمول
زیدیه
نوع فرقه
مذهبی
تأسیس
سده دوم قمری،
مؤسس
زید بن علی
شخصیت‌های برجسته
زید بن علی، یحیی بن زید،
قاسم رسی، ناصر اطروش

زیدیه از فِرَق معروف شیعه است که پیروان آن معتقدند پس از امامت حضرت علی، امام حسن، امام حسین و زید بن علی، امامت به هر مردی از اولاد حضرت فاطمه(س)می‌رسد که مردم را به امامت خود دعوت کند و در ظاهر، عادل، عالم و شجاع‏ باشد و مومنان با او برای جهاد بیعت‏ کنند. [۱] این فرقه در سالهای آغازین سده دوم هجری/هشتم میلادی از شیعه منشعب شد.[۲]گرایش به مذهب اعتزال در بحث حسن و قبح و نزدیکتر بودن به اهل تسنن در مقایسه با دیگر فرقه‌های شیعی، از ویژگی‌های زیدیه است.[۳] امروزه حدود ۴۵درصد جمیت یمن، زیدی مذهب هستند.[۴]
[/rtl]
[rtl]محتویات
 [نهفتن[/rtl]
[size][rtl]
[/rtl][/size] [size][rtl]
شاخه‌های زیدیه
در منابع فرقه شناختی درباره شاخه‌های پدید آمده در زیدیه و تعداد آنها اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد.[۵]«آنچه در برایند کلی می‌توان گفت این است که زیدیه بر دو طایفه‌اند: متقدمان، و آنان کسانی‌اند که رافضه به شمار نمی‌روند و به امامت ابوبکر و عمر اعتراف دارند؛ و متأخران و آنان کسانی‌اند که این امامت را نمی‌پذیرند. مذهب زیدی‌ای که اکنون در یمن وجود دارد به مذهب زیدی نزد متقدمان نزدیکتر است.»[۶] شاخه‌های عمده این فرقه، جارودیه، بتریه و سلیمانیه هستند. البته شاخه‌های دیگری نیز در این فرقه وجود دارد تا جایی که نوبختی هفده شاخه را برمی‌شمارد.[۷]
جارودیه
نوشتار اصلی: جارودیه
جارودیه یا سرحوبیه، پیروان ابوالجارود؛ زیاد بن ابی زیاد هستند. این فرقه نخستین یا از نخستین فرقه‌های زیدیه است. نقطه اشتراک آنها با امامیه، اعتقادشان به تصریح بر امامت علی (ع) به دست پیامبر (ص) است. جارودیه به ابو بکر و عمر نسبت فسق و کفر داده و بیشتر صحابه را تکفیر کردند. اختلاف عمده جارودیه با امامیه در شورایی دانستن امامت، در غیر علی (ع)، حسن (ع) و حسین (ع) است. جارودیه، درباره امامان تا اندازه‌ای گرفتار غلو بودند .آنان به رجعت امامان اعتقاد داشتند.[۸]
صالحیه یا بتریه
صالحیه و بتریه: پیروان حسن بن صالح بن حی همدانی و ابو اسماعیل کثیر بن اسماعیل بن نافع نواء ملقب به کثیر النواء و الابتر هستند. اختلاف نظر آنان با زید در تولی و تبری ابوبکر و عمر و نفرین زید بر آنان بدین جهت، سبب نامگذاری این فرقه به این نام است.[۹] صالحیه معتقدند امامت شورایی است. آنان به امامت مفضول با وجود فاضل -البته با رضایت فاضل بر این امر- باور دارند. [۱۰] این فرقه درباره ایمان یا کفر عثمان توقف می‌کردند.آنها به اصل امر به معروف معتقد و با تقیه مخالف بودند. صالحیه در فقه به اهل سنت نزدیکند.[۱۱]
سلیمانیه یا جریریه
سلیمانیه، پیروان سلیمان بن جریر رقی زیدی هستند. سلیمان، با بداء و تقیه مخالف بود. این گروه، در عین برتر دانستن علی (ع) در امامت، خلافت ابوبکر و عمر را از باب خطای در اجتهاد می‌پذیرفتند و در عین حال عثمان را کافر و فاسق می‌دانستند.ایشان عایشه، طلحه و زبیر را کافر می‌دانستند.[۱۲]
سایر شاخه ها
قاسمیه[۱۳]، هادویه[۱۴]، ناصریه[۱۵]، صباحیه[۱۶]، عقبیه[۱۷]، نعیمیه[۱۸] و یعقوبیه[۱۹] از دیگر فرقه‌های زیدیه هستند.
باورهای زیدیان
باورهای فقهی
از قدیمی‌ترین کتابهای زیدیه در فقه، کتب مجموع الحدیث و مجموع الفقه است که این دو مجموعه را روی هم مجموع الکبیر هم نامیده‌اند[۲۰]. بیان حی علی خیر العمل در اذان[۲۱]، جواز مسح علی الخفین، قائل نبودن به متعه و جواز خوردن ذبحاهل کتاب از معتقدات فقهی زیدیه است. آنان امر به معروف و نهی از منکر را واجب می‌دانند و بر پایه این اعتقاد هجرت از سرزمینی که مردمش به گناه تظاهر می‌کنند به جایی که در آن گناه نباشد را واجب می‌دانند. ائمه زیدیه در راستای احیای این اصل جان خود را گذاشتند. زیدیه در استنباط احکام شرعی، مانند ابوحنیفه اخذ به قیاس می‌کنند. این فرقه، اساس آراء شرعی را بر اجماع علمای امت اسلام می‌دانند.[۲۲]
باورهای عقیدتی
زیدیه در بحث حسن و قبح، به مذهب معتزلی گرایش دارند. شهرستانی علت این گرایش را شاگردی زید نزد واصل بن عطا که سرسلسله معتزله بود، می‌داند . آنان به بداء و رجعت قائل نیستند و تقیه را جایز نمی‌دانند .[۲۳] آنان معتقدند هر فاطمینسب (خواه از فرزندان حسن ع باشد خواه حسین ع) عالم و زاهد و شجاع و سخی، به شرط این که دعوی امامت کند و خروج نماید امام است. به اعتقاد زیدیه خروج دو امام در زمان واحد در دو نقطه از عالم جایز بوده و هردو واجب الاطاعه خواهند بود. زید، امامت مفضول با وجود فاضل را جایز می‌شمرد. این اعتقاد تا زمان ناصر اطروش در زیدیه پایه داشت و پس از آن زیدیان از این اعتقاد برگشتند. در نگاه زیدیه عصمت شرط امامت نیست. در امامت، آنها به مهدویت قائلند و بر اساس همین اعتقاد، نفس زکیه در مکاتباتش با منصور عباسی، خود را مهدی نامید. زیدیان به اصل منزلة بین المنزلتین قائلند؛ بر اساس این اصل آنان مرتکب کبیره را نه کافر است و نه مسلمان بلکه فاسق است. «آنان کفر را به دو گونۀ کفر جحود و کفر نعمت می‌دانند و معتقدند هرکس گناه کبیره‌ای انجام دهد و این کار از باب حلال دانستن آن حرام باشد کافر و مرتد است، و هرکس کبیره‌ای را نه به عنوان مخالفت و استحلال بلکه به تحریک هوسهای درونی انجام دهد گناهکار و فاسق است و چنانچهتوبه نکرده بمیرد دوزخی نیز هست. » [۲۴] اشعری در صفحات ۷۰ الی ۷۵ مقالات الاسلامیین به بیان اختلافات عقیدتی خودِ زیدیان، پرداخته است.
بزرگان زیدیه
بنا به گزارش زینهم در صفحات ۱۳-۹ کتاب تاریخ الزیدیه احیاگران زیدیه در سده‌های مختلف عبارتند از: «امام زید بن علی (د. ۱۲۲ ق.) در سده دوم، قاسم رسی (د. ۲۴۶ ق.) در سدۀ سوم، ناصر الدین حسن بن علی ملقب به اطروش (د. ۳۰۴ ق.) در سده چهارم در دیلمان و طبرستان، احمد بن یحیی بن حسین (د. ۳۲۵ ق.) در همان سده در سرزمین یمن، یوسف بن یحیی بن احمد (د. ۴۰۳ ق.) در سده پنجم در یمن، احمد بن حسین بن هارون (د. ۴۱۱ ق.) در همان سده در دیلمان، یحیی بن حسین بن هارون ملقب به ابو طالب کبیر (د. ۴۲۴ ق.) در همان سده در دیلمان، یحیی بن حسین بن اسحاق جرجانی (د. ۴۹۹ ق.) در سده پنجم در گرگان و ری، یحیی بن احمد بن ابی القاسم ملقب به ابو طالب صغیر (د. ۵۲۰ ق.) در سده ششم در دیلمان،احمد بن سلیمان بن محمد مشهور به متوکل (د. ۵۶۶ ق.) در همان سده در یمن، عبد اللّه بن حمزة بن سلیمان مشهور به المنصور باللّه (د. ۶۱۴ ق.) در سده هفتم در یمن، محمد بن مطهر بن یحیی ملقب به المهدی لدین اللّه (د. ۷۲۹ ق.) در سده هشتم، احمد بن یحیی بن مرتضی (د. ۸۴۰ ق.) و علی بن صلاح الدین (د. ۸۴۰ ق.) در سده نهم، یحیی شرف الدین بن شمس الدین (د. ۹۶۵ ق.) در سده دهم، المنصوربالله قاسم بن محمد بن علی (د. ۱۰۲۹ ق.) در سده یازدهم، یوسف بن متوکل (د. ۱۱۴۰ ق.) و محمد بن احمد بن حسن (د. ۱۱۳۰ ق.) در سده دوازدهم، علی بن عباس بن حسین (د. ۱۱۸۹ ق.) و اسماعیل بن احمد بن عبد اللّه کبس (د. ۱۲۵۰ ق.) در سده‌های دوازدهم و سیزدهم و سرانجام محمد بن یحیی بن محمد (د. ۱۳۲۲ ق.) در سده چهاردهم.»[۲۵]
قیامهای زیدیان
«فراوانی قیامهای زیدیان به ویژه در آغازین دوره حکمرانی عباسیان آن اندازه است که به گفته یکی از محققان در آن روزگار هرکس قیام می‌کرد او را زیدی تلقی می‌کردند»[۲۶] آن گونه که ابن جوزی روایت می‌کند، در پی شهادت زید بن علی، یحیی بن زید در جوزجان بر ولید بن یزید شورید، محمد بن عبد اللّه بن حسن در مدینه قیام کرد، ابراهیم بن عبد اللّه بن حسن برادر محمد در بصره برخاست، حسین بن علی بن حسن بن حسن قیامی دیگر در حرمین به پا ساخت و در واقعه فخ به شهادترسید، یحیی بن عبد اللّه بن حسن بن حسن قیامی دیگر سامان داد، محمد بن جعفر بن یحیی بن حسن در تاهرت قیام کرد، محمد بن ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم الغمر در روزگار مأمون در کوفه به پا خاست، ابراهیم بن موسی بن جعفر در همین دوره در یمن قیام کرد، جعفر پسر او سپس قیامی دیگر به پا کرد، محمد بن قاسم بن علی بن عمر در طالقان قیام کرد، افطس در مدینه به پا خاست، حسن بن زید در طبرستان قیام کرد، حسین بن احمد مشهور به کوکبی به شورشی دیگر دست زد، در روزگار مستعین، یحیی بن عمر بن یحیی بن زید قیام کرد و از این دست قیامهای دیگری به رهبری زیدیان انجام پذیرفت[۲۷] مهمترین قیامهای آنان عبارتند از؛
قیام یحیی بن زید
یحیی بن زید که پس از شهادت پدر به مدائن و از آنجا به ری و سرخس گریخته بود، در خراسان دست به تبلیغ و دعوت زد.[۲۸] او که به دست نصر بن سیار که کارگزار امویان در عراق بود به زندان افکنده شده بود پس از مرگ هشام از زندان آزاد شد و به اطراف نیشابور رفت. او در آنجا لشکر نصر بن سیار را شکست داد اما در نبردی که در حوالی جوزان داشت به شهادت رسید. برخی نوشته‌اند امام صادق (ع) در نامه‌ای وی را از قیام منع کرده بود[۲۹]. مردم خراسان هفت روز در شهادت او عزاداری کردند.[۳۰]
قیام عبدالله بن حسن و پسرانش
«در سال ۱۴۵ ق. / ۷۶۲ م. (اواخر دهه نخست حکمرانی منصور) دو قیام در مدینه و بصره شکل گرفت که یکی از آنها را محمد و دیگری را ابراهیم-هردو پسران عبد اللّه[۳۱]-رهبری می‌کرد».[۳۲]. عبدالله در دوران حیات زید به قیام او تمایل نداشت اما پس از شهادت به افکار وی متمایل شد و دست به رهبری قیام پسرانش زد.
قیام نفس زکیه
نفس زکیه، محمد بن عبدالله بن حسن است. برخی وی را مهدی موعود خوانده‌اند. پیش از خلافت خاندان عباسی، منصور و سفاح با او بیعت کرده و از داعیان وی بودند. او خود را شایسته‌تر از منصور عباسی به خلافت می‌دید. قیام او در سال ۱۴۵.ق در مدینه شکل گرفت. او در مدینه لقب امیرالمومنین یافت. منصور در نامه‌هایی که به او نوشت در ضمن امان دادن، تهدیدش هم کرد. محمد به نامه‌های منصور وقعی ننهاد و سرانجام، منصور لشکری را به فرماندهی عیسی بن موسی به مدینه فرستاد و در جنگ میان سپاهیان منصور و اهالی مدینه، نفس زکیه کشته شد. سر محمد را در کوفه چرخانده و پیش خلیفه بردند.[۳۳][۳۴]
قیام ابراهیم بن عبدالله
نوشتار اصلی: قتیل باخمری
«در همان زمان که حرکت زیدیان در کوفه و مدینه با شکست مواجه شد و محمد بن عبدالله به قتل رسید برادر او ابراهیم بن عبدالله در بصره قیام خود را علنی ساخت. وی که از حدود سال ۱۴۳ ق. / ۷۶۰ م. به بصره آمده بود، در این شهر با همراهی عیسی بن زید بن علی قیامی را سامان داد و شمار زیادی از زیدیان و همچنین معتزلیانی که از شاخه معتزله بغداد طرفداری می‌کردند به این دو پیوستند و مردمان فارس و اهواز و نواحی دیگر نیز با آنها اعلام همراهی کردند.
... سپاهیان ابراهیم در نبردی که میان آنان با سپاه اعزامی از سوی خلیفه در باخمری درگرفت ابراهیم به همراه چهارصد تن از زیدیان به قتل رسید»[۳۵] . [۳۶]
قیام شهید فخ
قیام شهید فخ در سال ۱۶۹ق. / ۷۸۵م. به دست حسین بن علی پدید آمد. قیام آنان به دست محمد بن سلیمان سرکوب شد و حسین همراه با گروهی از یاران خود در جایی به نام فخ-در شش میلی مکه-به شهادت رسید و پیکر او و یارانش را برهنه در بیابان گذاشتند[۳۷]
قیام یحیی بن عبدالله
«در دوره خلافت هارون عباسی ( ۱۷۰ - ۱۹۳ق / ۷۸۶ - ۸۰۸م) ، یکی از یاران حسین بن علی به نام یحیی بن عبد اللّه که از واقعه فخ جان به در برده بود به سرزمین دیلم رفت و با پشتیبانی شماری از زیدیان قیامی را سامان داد. وی که روزگاری از حمایت زیدیه بتریه برخوردار بود پس از چندی این پشتیبانی را از دست داد و ناگزیر با خلیفه مصالحه کرد.»[۳۸]
قیام ادریس بن عبدالله
«او یکی دیگر از جان به دربردگان از واقعه فخ است که در سال ۱۷۲ ق. / ۷۸۸ م. به مصر و از آنجا به مغرب گریخت و در آنجا مردم را به طرفداری از اهل بیت و زیدیه دعوت کرد. ادریس در مغرب پایگاهی به دست آورد و دولت ادارسه را بنیاد نهاد و قبیله بربر اوبه و نیز قبایل زناته، زراعه، کناسه و گروههایی دیگر به او پیوستند و بدین سان قلمرو فرمانروایی وی قبایلی را که از قیروان به سمت غرب تا اقیانوس اطلس پراکنده بودند دربر گرفت. دولتی که بدین سان ادریس پایه گذاری کرد از سال ۱۷۲ تا ۳۷۵ ق. / ۷۸۸ تا ۹۸۵ م. به حیات خود در حوزه افریقیه (مراکش کنونی) ادامه داد و میان این خاندان با اغالبه و نیز خوارج درگیریهایی به وقوع پیوست»[۳۹]
قیام ابو السرایا
«سری بن منصور شیبانی مشهور به ابو السرایا در سال ۱۹۹ ق. / ۸۱۵ م. در کوفه قیامی را سامان داد و توانست با نام محمد بن ابراهیم مشهور به ابن طباطبا و با شعار «خشنودی خاندان محمد صلّی اللّه علیه و آله» در این شهر به پیروزی دست یابد و از آن پس فرستادگانی را به دیگر نواحی روانه سازد، چونانکه حسین بن افطس و محمد بن سلیمان را به حجاز و ابراهیم بن موسی بن جعفر را به یمن فرستاد و خود نیز پس از کوفه، بصره را به تصرف درآورد. قیام ابو السرایا در حدود سال ۲۰۰ ق. / ۸۱۵ م. سرکوب شد»[۴۰]
حکومت‌های زیدیان
زیدیان در دو منطقه صعده یمن و طبرستان ایران حکومتهای مستقلی را تشکیل دادند.
در یمن
مرکزیت حکومت پرفراز و نشیب آنها در یمن صعده بوده است،[۴۱] هرچند‌گاه شهرهای دیگری مثل عدن و صنعا را هم شامل می‌شده.[۴۲] انتقال رسمی مذهب زیدی به یمن به دست یحیی بن حسین بن قاسم از نوادگان امام حسن(ع) و مشهور بهالهادی الی الحق صورت پذیرفت.[۴۳] و تا ۱۹۶۰ میلادی در سایر امامان زیدی ادامه داشت. در۱۹۶۰ میلادی با کودتای عبدالرحمان آلاریانی علیه امام یحیی که به تحریک جمال عبدالناصر انجام گرفته بود این حکومت پایان یافت.[۴۴]
در ایران
حکومت زیدیان در ایران در طبرستان و دیلمان شکل گرفت. «تشکیل دولت مستقل در این سرزمین به حسن بن زید نسبت داده می‌شود».[۴۵]حسن بن زید بن اسماعیل بن زید بن حسن بن علی (ع) که داعی کبیر خوانده شده در طبرستان دولتی را پایه گذاشت که تا حدود سال 316ه.ق ادامه داشت.[۴۶]
سکونتگاه زیدیان
«دولت ائمه رسی در صعدۀ یمن (۲۸۰ تا حدود ۷۰۰ه) و نیز دولت علویان طبرستان (۲۵۰ تا ۳۱۶ه) از زیدیه بودند. مردم یمن زیدی مذهب‌اند و تا پیش از جمهوریت، امام ایشان در شهر صنعا می‌زیست»[۴۷]در دوران معاصر مهمترین سکونتگاه زیدیان کشور یمن است که حدود ۴۵٪ جمعیت آن را شیعیان تشکیل می‌دهند.(ویکی پدیا، زیدیه)
زیدیه در ایران
«با اینکه چند شورش نافرجام و متقدم امامان زیدی در خاک ایران رخ داد، کیش فرقه‌ای زیدیان تا نزدیک صد سال پس از مرگ زید پسر علی در سال ۱۲۲ / ۷۴۰ در ایران ریشه نگرفت.» [۴۸] «آموزش‌های زیدی را نخست در ایران برخی از پیروان امام قاسم پسر ابراهیم رسی حسنی (م ۲۴۶ / ۸۶۰ ) رواج دادند... طبرستان باختری سرزمین رویان، کلار و چالوس نخستین پایگاه زیدیان در ایران گردید.»[۴۹]«فرمانروایی زیدیان علوی در طبرستان در سال ۳۰۱ / ۹۱۴ به دست حسن بن علی اطروش الناصر للحق بار دیگر برقرار گشت. {او به دلیل اختلافات فقهی با سایر زیدیان و نزدیکی به شیعیان دوازده امامی} جماعت جداگانه‌ای از زیدیان را با نام ناصریه تشکیل دادند که با قاسمیه، پیروان مکتب قاسم و هادی که در رویان و خاور دیلمان رواج داشت متفاوت بود.»[۵۰] «زیدیان در زمان فرمانروایی خاندان بویه در ایران به اوج عظمت رسیدند.»[۵۱]
" در میان امامان زیدی کناره دریای خزر پس از ناصر بلندآوازه‌ترین عالمانشان دو برادر دانشمند بودند از خاندان بطحانی به نامهای احمد پسر حسین المؤید بالله (مرده ۴۱۱ / ۱۰۲۰) و ابو طالب یحیی الناطق بالحق که هر دو روزگاری در ری به محفل وزیر خاندان بویه صاحب بن عباد و قاضی قضات معتزلی او، عبد الجبار همدانی وابستگی داشتند.[۵۲] «بیهق کانون دیگر آموزش‌های کیش زیدی در ایران در فراسوی ولایت‌های دریای خزر بود. بنا به نوشته ابن فندق رئیس بیهق ابو القاسم علی پسر محمد پسر حسین چندی پیش از جمادی یکم سال ۴۱۴ /ژوئیه ۱۰۲۳ در آنجا چهار مدرسه از برای چهار جناح یعنی حنفیان، شافعیان، کرامیان و سیدان و پیروانشان، معتزلیان (عدلیون) و زیدیان بنا کرد.» [۵۳]پس از مرگ بیهقی «کیش زیدی در عراق وایران رو به افول می‌رفت و دیری نپایید که به راستی در فراسوی عزلتگاههای دست نیافتنی‌اش در رویان، دیلمان و گیلان به تقریب به یکباره ناپدید شد. در این عزلتگاهها هم پایگاه این کیش به سبب پیشروی‌های اسماعیلی و اهل تسنن محدود گشت. اما جماعت‌های کوچک زیدی مذهب از هر دو شاخه ناصریان و مؤیدیان بر جا ماندند. و سنتی محدود از آموزش‌های زیدی را تا آغاز دوران صفویان حفظ کردند. در زمان شاه طهماسب نزدیک سال ۹۳۳ / ۱۵۲۶ بیشتر باقیماندگان زیدی کناره خزر به تشیع دوازده امامی گرویدند.»[۵۴]
جستارهای وابسته
[/rtl][/size] [size][rtl]
پانویس
[/rtl][/size][list=1]
[*]پرش به بالا↑ اوائل المقالات، ص‏۳۹
[*]پرش به بالا↑ صابری، تاریخ فرق اسلامی جلد۲، ص۶۳
[*]پرش به بالا↑ نک. نوبختی، فرق الشیعه، ص۹۰
[*]پرش به بالا↑ (ویکی پدیا، زیدیه)و نک جعفریان، اطلس شیعه، ۴۶۵
[*]پرش به بالا↑ برای اطلاع از این امر نک. صابری، تاریخ فرق اسلامی، ج۲، صص۹۵-۹۳
[*]پرش به بالا↑ صابری، تاریخ فرق اسلامی، ج۲، ص۹۵
[*]پرش به بالا↑ نک، نوبختی، فرق الشیعه صص۹۳-۹۱
[*]پرش به بالا↑ نک صابری، تاریخ فرق اسلامی، ج۲، ص۹۷-۹۵ و شهرستانی، کتاب الملل و النحل، صص۱۴۲-۱۴۰ و اشعری، مقالات الاسلامیین، صص۶۷-۶۶
[*]پرش به بالا↑ برای وجه نامگذاری آنان نک طوسی، اختیار معرفة الرجال، ص۲۳۶، ش۴۲۹
[*]پرش به بالا↑ آنان خلافت ابوبکر و عمر، با وجود علی (ع) را با این عقیده توجیه می‌کردند
[*]پرش به بالا↑ نک صابری، همان، ص۱۰۰ و شهرستانی، همان، صص۱۴۲-۱۴۰ و اشعری، مقالات الاسلامیین، صص۶۹-۶۸
[*]پرش به بالا↑ نک صابری، همان، صص۱۰۲-۱۰۱ و شهرستانی، همان، صص۱۴۲-۱۴۰ و اشعری، مقالات الاسلامیین، ص۶۸ و عمرجی، الحیاة السیاسیة و الفکریه للزیدیه فی المشرق الاسلامی، صص۹۲-۹۰ و شامی، تاریخ زیدیه در قرن دوم و سوم هجری، صص۲۴۹-۲۴۸ .
[*]پرش به بالا↑ پیروان قاسم رسی
[*]پرش به بالا↑ پیروان یحیی بن حسین بن قاسم؛ الهادی الی الحق
[*]پرش به بالا↑ پیروان ناصر اطروش
[*]پرش به بالا↑ پیروان صباح بن قاسم مری یا مزنی
[*]پرش به بالا↑ پیروان عبد اللّه بن محمد عقبی
[*]پرش به بالا↑ پیروان نعیم بن یمان
[*]پرش به بالا↑ پیروان یعقوب بن علی (یا عدی) کوفی
[*]پرش به بالا↑ نک. مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ص۲۱۷
[*]پرش به بالا↑ قاسم بن محمد الزیدی المتوفی عام ۱۰۲۹، الاعتصام بحبل اللّه،
[*]پرش به بالا↑ نک. مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ص۲۱۸ و صابری، تاریخ فرق اسلامی جلد۲، صص۸۹-۸۰)
[*]پرش به بالا↑ نک. مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، ص۲۱۸
[*]پرش به بالا↑ صابری، تاریخ فرق اسلامی جلد۲، ص۸۴
[*]پرش به بالا↑ صابری، تاریخ فرق اسلامی، ج۲، ص۹۰
[*]پرش به بالا↑ صابری، تاریخ فرق اسلامی، ج۲، ص۶۷
[*][url=http://fa.wikishia.net/زیدیه#cite_ref-27][color=#0b0080]پرش به بال

امضای مسجد عشاق
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mahdy30na
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

POWERED BY MyBB, © 1390-1398 گروه پیروان موعود
پشتیبانی و توسعه SaneCity