بصائر الدرجات معرفی و ... دانلود
زمان کنونی: ۷-۲۶-۱۳۹۸, ۱۰:۴۷ صبح
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: مسجد عشاق
آخرین ارسال: مسجد عشاق
پاسخ: 1
بازدید: 2477

ارسال پاسخ 
بصائر الدرجات معرفی و ... دانلود
۱۲-۱۸-۱۳۹۳, ۱۲:۰۵ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۲-۱۸-۱۳۹۳ ۱۲:۰۶ عصر، توسط مسجد عشاق.)
ارسال: #1
بصائر الدرجات معرفی و ... دانلود
بصائر الدرجات
[ltr]بصائر الدرجات الکبری فی فضائل آل محمدمشهور به بصائر الدرجات از منابع معتبر حدیثی شیعه تألیف ابوجعفر محمدبن حسن بن فروخ صفار، معروف به صفار قمی (متوفی ۲۹۰) از اصحاب امام حسن عسکری(ع) و علمای عظیم القدر در قرن سوم است. این کتاب، اثری روایی با رویکرد کلامی محسوب می گردد که احادیث آن درباره مسأله امامت، شناخت امام و فضائل ائمه اطهار(ع) است.[/ltr]

بسیاری از بزرگان و عالمان دین، آن را توثیق و درشمار مصادر کتب خویش ذکر کرده اند.
درباره مؤلف
ü    
محمد بن حسن صفار قمی

محمد بن حسن بن فروخ صفار‏ از ياران امام حسن عسكری(ع) بودهو از چهره ‏هاى سرشناس اصحاب و راويان حديث به شمار می آيد. او را می ‏توان از بزرگان قرن سوم هجرى برشمرد.
ابو جعفر محمد بن حسن بن فروخ صفار قمی از محدثانبلند مرتبه امامی مذهب و از هم عصران و یاران امام حسن عسکری(ع) است. صفار رسالات متعدد حدیثی داشته که به شکل مستقل به ما نرسیده است. وی همچنین فقیهی سرشناس بوده است. کتاب بصائرالدرجات که مجموعه‌ای حدیثی با موضوع فضایل و ویژگی‌ها و دلائل امامان شیعه است، منسوب به اوست.
بصائرالدرجات
محمد بن حسن صفار قمی معروف به اعرج (به معنای لنگ)،از موالیان ایرانی تبار عیسی بن موسی بن طلحه اشعری بود[1] و از همین رو نسبت «‌اشعری‌» داشت. تاریخ ولادت وی معلوم نیست. سال وفاتش۲۹۰ قمری مقارن با دوران غیبت صغری است.[2]
به گفته شیخ طوسی، وی از اصحاب امام حسن عسکری(ع)بود.اصلی‌ترین شاهد بر این مدعا مجموعه پرسش هایی است که وی از طریق نامه از آن حضرت پرسیده بود.[3] این نامه نگاری‌ها می‌تواند نشانه‌ای بر مقام وکالت و نمایندگی او از سویامام نزد شیعیان باشد.
در منابع حدیث‌گاه از او با لقب مموله نیز یاد شدهاست. این لقب در برخی از منابع به شکل حموله آمده است. صفت مموله در برخی از منابع به مجموعه سوالاتی که وی از امام حسن عسکری(ع) پرسیده بوده است، اطلاق شده است.[4]
آثار و جایگاه علمی
محمد بن حسن صفار را از برجسته‌ترین شیوخ حدیث قمدانسته‌اند و رجالیان با عباراتی که حاکی از بلندی جایگاه علمی وی و وثاقتش است از او سخن رانده‌اند.[5]
بصائر الدرجات
از جمله آثار وی که امروزه در دسترس ماست، کتاببصائر الدرجات الکبری فی فضائل آل محمد مشهور به بصائر الدرجات از منابع معتبر حدیثی شیعه است. این کتاب، اثری روایی با رویکرد کلامی محسوب می گردد که احادیث آن درباره مسأله امامت، شناخت امام و فضائل ائمه اطهار(ع) است.
نجاشی عناوین دیگر آثار او را چنین برشمردهاست[6]:
کتاب الصلاه؛ کتاب الوضوء؛ کتاب الجنائز؛ کتاب الصیام؛کتاب الحج؛ کتاب النکاح؛ کتاب الطلاق؛ کتاب العتق و التدبیر و المکاتبه؛ کتاب التجارات؛ کتاب المکاسب؛ کتاب الصید و الذبائح؛ کتاب الحدود؛ کتاب الدیات؛ کتاب الفرائض؛ کتاب المواریث
کتاب الدعا؛ کتاب المزار؛ کتاب الرد علی الغلاه؛کتاب الاشربه؛ کتاب المروه؛ کتاب الزهد؛ کتاب الخمس؛ کتاب الزکاه؛ کتاب الشهادات؛ کتاب الملاحم؛ کتبا التقیه؛ کتاب المومن؛ کتاب الایمان و النذور و الکفارات؛ کتاب المناقب؛ کتاب المثالب؛ کتاب ما روی فی شعبان؛ کتاب ما روی فی اولاد الائمه(ع)؛ کتاب الجهاد؛ کتاب فضل القران؛ کتاب المثالب
چنان که از عناوین کتاب‌های صفار معلوم است، بیشترآثار او موضوعات فقهی داشته و بیش از همه راوی احادیث فقهی بوده است.[7]. بااین حال برخی از کتاب‌هایش در موضوعات کلامی و اعتقادی بوده است.
افزون بر این آثار، وی مجموعه‌ای از سوالات را ازامام حسن عسکری(ع) از طریق نامه پرسیده بود که این نامه‌ها به شکل مکتوب تا مدتی باقی بوده و شیخ صدوق آن را در اختیار داشته است.[8]
محمد بن حسن بن صفار در علم فقه نیز از علمای سرشناسبود. یکی از آرای فقهی وی که در منابع نقل شده، حکم به صحت خواندن قنوت به زبان فارسی است.[9]
استادان و شاگردان
محمد بن حسن صفار افزون بر امام حسن عسکری(ع) ازمشایخ بسیاری روایت کرده که فهرست زیر[10] بخشی از آنانند:
ابی اسحاق الخفاف؛ ابراهیم بن هاشم؛ احمد بن ابیعبدالله؛ احمد بن ابی عبدالله البرقی؛ احمد بن اسحاق بن سعد
احمد بن الحسن بن علی بن فضال؛ احمد بن محمد بنعیسی بن عبدالله اشعری؛ ایوب بن نوح؛ حسن بن احمد بن سلمه کوفی
علی بن حسان واسطی؛ عمران بن موسی؛ فضل بن عامر؛فضل بن غانم؛ محمد بن خالد برقی؛ محمد بن سندی؛ محمد بن عبدالحمید طائی؛ محمد بن عیسی بن عبدالله اشعری؛ محمد بن عیسی بن عبید یقطینی؛ هیثم بن ابی مسروق نهدی؛ یعقوب بن زید
راویانی که احادیث وی را روایت کرده‌اند[11] عبارتند از:
 
احمد بن داود قمی؛ محمد بن جعفر المودب ؛ محمد بنحسن بن ولید؛ محمد بن یحیی العطار؛ احمد بن ادریس
معرفی کتاب
سعد بن عبدالله قمی محدث هم‌عصر صفار نیز کتابیبه همذین نام داشته است که معمولا با کتاب بصائر الدرجات موجود متفاوت دانسته می‌شود.[12]بنابر نقل شیخ طوسی این کتاب چهار جزء داشته است.[13] خلاصه‌ای از این کتاب به قلم حسن بن سلمان الحلی بر جای مانده و با عنوانمختصر بصائر‌الدرجات به چاپ رسیده است.
بنابر نظر برخی پژوهشگران، بصار الدرجاتی که به محمدبن الحسن الصفار منسوب است در حقیقت روایتی است از کتاب سعد بن عبدالله قمی. بر اساس این فرضیه محمد بن یحیی العطار که معاصر با سعد بن عبدالله بوده بخشی از احادیث کتاب بصائر الدرجات را به شیوه استخراج در متن جدیدی بازسازی کرده و نام واسطه احادیث یعنی سعد بن عبدالله را حذف کرده است و البته پاره ای از روایات نیز به آن افزوده شده است. قرار گرفتن نام محمد بن حسن الصفار در ابتدای روایات نیز از آن روست که محمد بن یحیی در این کتاب احادیث زیادی را از طریق محمد بن حسن صفار نقل کرده و در واقع روایات سعد را از طریق استاد خود محمد بن حسن صفار نقل کرده است.[14]
از سوی دیگر برخی بر این نظرند که اصل کتاب بصائرالدرجات از آن محمد بن حسن صفار بوده که سعد بن عبدالله اشعری آن را مختصر و شیخ حسن بن سلیمان نیز بخش‌هایی از آن مختصر را گزیده کرده و گاه روایاتی را نیز بدان افزوده است و از همین روست که بسیاری از روایات این کتاب با روایات بصائر الدرجات صفار همسانی دارد[15]
بر اساس گزارش‌های موجود،‌ ظاهرا کتاب بصائر الدرجاتدر ابتدا حجم کمی داشته و نویسنده بعدا در نسخه‌ای دیگر بر حجم آن افزوده است. از همین رو دو نسخه از بصار الدرجات موجود بوده که یکی به بصائر الدرجات الصغری و دیگری به بصائر الدرجات الکبری شهرت داشتند و نسخه موجود چاپ شده این کتاب همان بصائر الدرجات الکبری است.[16]
محتوای کتاب
کتاب بصائر الدرجات مشتمل بر ۱۸۸۱ حدیث و دارای ده بخش اصلیو هر بخش مشتمل بر ۱۰ تا ۲۴ باب است. اغلب احادیث این کتاب کامل است و تعلیق یا ارسال در آن‌ها دیده نمی‌شود.[17]شیخ حر عاملی این کتاب را دارای دو نسخه کوچک و بزرگ دانسته که هر دو نسخه منسوب به فروخ صفار است[18]
سبک نگارش
با آن كه اين اثر قدمت زيادى دارد، اما فصل‏ بندىخوبى بر تمام آن حاكم است و مؤلف، عناوين متعددى را براى ابواب انتخاب كرده و در مواردى كه عنوانى براى روايات نياورده، آن را ذيل «باب نادر» آورده است. يكى از ويژگی‌‏هاى اين كتاب آن است كه مؤلف آن، همه اسناد روايات خود را به طور كامل ذكر می‌‏كند؛ اما وى درباره روايات هيچ‏ گونه اظهار نظرى ندارد و فقط به نقل آن‌ها پرداخته است.
محتوای کتاب
این کتاب در شمار منابع حدیثی – کلامیبه شمار می‌آید و احادیثی در باب علم، از جمله فریضه بودن طلب علم، ثواب عالم و متعلّم و برتری عالمان آغاز و با نقل احادیثی در مورد آل محمد(ص) و علم و فضیلت و ولایت امامان شیعه(ع) ادامه می‌یابد. مطالبی که در این کتاب درباره آن‌ها احادیث بسیار نقل شده، عبارت است از:
وجوب اطاعت از اهل بیت پیامبر(ص) و مودّت نسبت بهایشان؛ معدن علم و مفاتیح حکمت بودن ائمه اطهار(ع)؛
حجت خداوند و متولیان امر الهی بودن وی؛ وارث علمانبیا بودن آن ها؛علم تفسیر و تأویل قرآن نزد ایشان و خالی نبودن زمین از امام.[19]
فهرست کامل
این فهرست بر اساس نسخۀ تبریز ـ که خود برگرفتهاز نسخه چاپ سنگی است ـ مرتب شده است و به جز برخی جزئیات، با اغلب نسخ خطیتطابق دارد. با این وجود، شمارة باب ها ذکر نشده اند. به علاوه،لازم است به واژگان فنّی توجه ویژه ای مبذول شود؛ زیرا شناخت این واژگان (که درک آنها همیشه آسان نیست) و سطوح معنایی مختلف احادیث که برای سطوح مختلف پیروان در نظر گرفته شده اند ـ به نظر نگارنده ـ یکی از کلیدهای اصلی درک صحیح متن بصائرالدرجات است. [20]
 
* جـزء 1
 
کسب علم غیب یک فریضه دینی است/ پاداش خردمند رمزگو(عالم) و صحابۀ رمز آموز (متعلم)/ شناخت خردمند رمزگو (عالم) به منزلۀ شناخت خدا و رد او به منزلۀ نفی خداست/ برتری «مؤمن» نسبت به «عابد»/ مردم به سه گروه تقسیم می شوند: عالم، متعلم و کف روی آب؛ امامان (علیهم السلام) عالم، شیعیان راستین متعلم، و سایرین کف روی آب هستند / علم را باید در معدنش جستجو کرد و امامان (علیهم السلام) برخاسته از خاندان پیامبر (صلی الله علیه وآله) معدن علم هستند / امامان (علیهم السلام) سرچشمۀ علم غیب اند / گمراهی کسانی که از امامان حق (علیهم السلام) رویگردان شدند / خلقت ابدان و قلوب امامان (علیهم السلام) و شیعیان آنها / خلقت ابدان و ارواح امامان و پیروان آنها / آموزه های امامان (علیهم السلام) دشوار و سخت فهم هستند (صعب مستصعب) / درک امر امامان (علیهم السلام) دشوار است / علم خاندان پیامبر (علیهم السلام) سرّی است پیچیده در اسرار (سر مستسر) / امامان (علیهم السلام) راهنما و راهبر به سویپیام پیامبر (صلی الله علیه وآله) هستند / امامان (علیهم السلام) راستگو و صادق اند / تفاوت میان پیشوایان عدل (ائمة العدل) و پیشوایان جور (ائمة الجور) / شناسایی امامان هدایت (ائمة الهدی) و پیشوایان گمراهی (ائمة الضلال) / خداوند اطاعت (طاعت) و دوستی (مودت) امامان (علیهم السلام) را واجب گرداند / نزدیکی میان امامان و پیامبر (علیهم السلام) / امامان (علیهم السلام) اهل ذکر هستند / امامان حلال و حرام را می شناسند / امامان (علیهم السلام) وارثان کتاب اند / پیامبر (صلی الله علیه وآله)دربارۀ امامان (علیهم السلام) فرمود: «خداوند قدرت فهم علم مرا به آنان عطا کرد» / پیامبر (صلی الله علیه وآله) امر به ایمان به علم امامان (علیهم السلام) و اطاعت از ایشان فرمود / خداوند دربارۀ امامان (علیهم السلام) فرمود: «آنها کسانی هستند که می دانند، و دشمنان آنها کسانی هستند که نمی دانند.»
* جـزء 2
امام (علیه اللسلام) معدن علم، شجرۀ نبوت، کلید حکمت و موضعرسالت است / مثال قرآنی دربارۀ شجره مربوط به امامان (علیهم السلام) و علم آنهاست / امام (علیه اللسلام) حجت خدا، باب خدا، ولی امر خدا، وجه خدا، جنب خدا، چشم خدا و خزانه دار علم غیب است / مَثَل قرآنی «وجه الله» در وصف امامان (علیهم السلام) آمده است / امامان (علیهم السلام) «هفت مضاعف» (المثانی) هستند که به پیامبر (صلی الله علیه وآله) عطا شد / ولایت امامان (علیهم السلام) نسبت به فرشتگان / ولایت امامان (علیهم السلام) نسبت به پیامبران اولی العزم (علیهم السلام) از زمان عالم میثاق / ولایت امامان (علیهم السلام) نسبت به سایر پیامبران از زمان عالم میثاق / باب دیگری دربارۀ ولایت / ولایت امیرالمؤمنین (علیه اللسلام) / پیمان (میثاق) مؤمنین در عالم میثاق، آفرینش امامان (علیهم السلام) از نور الهی و «بینایی» امامان (علیهم السلام) به نور الهی / پیمان (میثاق) مخلوقات با ولایت / امامان (علیهم السلام) گواهان خدا (شهداء الله) در میان مخلوقات هستند / پیامبر (صلی الله علیه وآله) آنچه را در عالم تاریکی (الاظلة) و عالم ذرات (الذر) دیده بود بازگفت / امیرالمؤمنین (علیه اللسلام) آنچه را در عالم میثاق دیده بود باز گفت / امامان (علیهم السلام) آنچه را در عالم میثاق دیده بودند باز گفتند / فرشتگان به دیدار امامان (علیهم السلام) می روند و اخبار را برای ایشان می برند / اجنه به دیدار امامان (علیهم السلام) می روند و مسائل دینی خود را از آنها می آموزند / امامان (علیهم السلام) خزانه دار علم غیب الهی در آسمان ها و زمین هستند / ملکوت آسمان ها و زمین به امامان (علیهم السلام) عرضه شده است و آنان مافوق عرش را رؤیت می کنند / امامان (علیهم السلام) به کل علم فرشتگان، پیامبران و امور دو عالم آگاه هستند.
* جـزء 3
امامان (علیهم السلام) وارثان علم آدم (علیه اللسلام)و همۀ علما هستند / علما علم را از یکدیگر به ارث می برند و به این ترتیب، علم هرگز از میان نمی رود / امامان (علیهم السلام) وارثان علم پیامبران اولی العزم و سایر پیامبران هستند؛ ایشان از اخبار بلایا و منایا و همچنین از انساب قوم عرب آگاهند / امور به کلیبر آنها آشکار شده است / امامان (علیهم السلام) از امور آسمان ها و زمین، بهشت و دوزخ، گذشته و آینده تا روز قیامت آگاهند / امامان (علیهم السلام) در شب جمعه از «علم مستفاد» آگاه می شوند /احکام امیرالمؤمنین (علیه اللسلام) بر اساس تورات، انجیل، زبور و قرآن / آنچه از کتب اولیه (کتب الاولین)، تورات، انجیل، زبور و صحف ابراهیم نزد امامان (علیهم السلام) است / چگونه خاندان «الواح» به دست امامان (علیهم السلام) رسید / امامان (علیهم السلام)«صحیفه جامعه» را که پیامبر (صلی الله علیه وآله) املا نمود و علی (علیه اللسلام) به خط خود نوشت، در اختیار دارند / باب دیگر دربارۀ کتب (امامان (علیهم السلام)) / امامان (علیهم السلام) کتاب جفر، کتاب جامعه و مصحف فاطمه (علیهم السلام) را در اختیار دارند.
* جـزء 4
امامان (علیهم السلام) کتب پیامبر (صلی الله علیهوآله) و امیر المؤمنین (علیه اللسلام) را در اختیار دارند / کتاب تاریخ و وقایع جهان در اختیار امامان (علیهم السلام) است / امامان (علیهم السلام) فهرست اسامی شیعیان و اسامی پدران آنها را در اختیار دارند / سلاح محمد (صلی الله علیه وآله) و «آیات» پیامبران مانند عصا و خاتم سلیمان، الواح و صندوق (تابوت) موسی و پیراهن آدم در اختیار امامان (علیهم السلام) است / کتاب اسامی اهل بهشت و اهل دوزخ در اختیار امامان (علیهم السلام) است / نسخۀ کامل قرآن فقط در اختیار امامان (علیهم السلام) است / امامان (علیهم السلام) صاحب علم تفسیر ظاهری (تفسیر) و برداشت باطنی (تأویل) قرآن هستند / علی (علیه اللسلام) از هر آنچه در تمام شرایط به پیامبر (صلی الله علیه وآله) وحی شده بود آگاه بود و سایر امامان (علیهم السلام) نیز از آن آگاه هستند / امامان (علیهم السلام) ارکان زمین، حجت بالغه و فصل الخطاب هستند / امامان (علیهم السلام) طبق مَثَل قرآنی، در علم پایدار و استوارند (راسخون فی العلم) / علم در سینة امامان (علیهم السلام) ثبت شده است / اسم اعظم خداوند به امامان (علیهم السلام) اعطا شده است.
* جـزء 5
اسم اعظم خداوند و علم کتاب / باب دیگر دربارۀ اسماعظم و قدرت های معجزه آسای آن / آنچه امامان (علیهم السلام) در شب قدر در می یابند / پیامبر (صلی الله علیه وآله) همۀ زبان ها را می ‌‌خواند و می نوشت / از میان امیرالمؤمنین (علیه اللسلام) و پیامبران اولی العزم، کدام یک اعلم بود؟ / برتری امامان (علیهم السلام) بر موسی و خضر / امامان (علیهم السلام) اصوات آسمانی را می شنوند و صورت های عظیم تر از صورت جبرئیل و میکائیل را می بینند / صورت هایی که جبرئیل، میکائیل و ملک الموت برای دیدار امامان (علیهم السلام) اختیار می کنند / دربارۀ «معضلاتی» که قرآن و سنت در موردشان سکوت کرده اند، امامان (علیهم السلام) مورد «الهام» قرار می گرفتند / امامان (علیهم السلام) از اسرار ضمیر و حدیث نفس (انسان ها) آگاهند/ امام (علیه اللسلام) حتی از راه دور از آنچه شیعیان می کنند و از آنچه در ضمیر آنها می گذرد آگاه است / قدرت فوق طبیعی که خداوند به پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امامان (علیهم السلام) عطا نمود / امام (علیه اللسلام) پیش از آنکه کسی وارد منزلش بشود، از آمدن او خبر دارد / امامان (علیهم السلام) احکام خود را بر اساس قانون فرزندان داوود (علیه اللسلام) صادر می کنند / امامان (علیهم السلام) حتی از راه دور از احوال شیعیان خود آگاه هستند / امامان (علیهم السلام) از آنچه شیعیان از آنها پنهان کنند و حتی از سرنوشت آنها آگاهند.
* جـزء 6
امامان (علیهم السلام) دلیل و زمان مرگ شیعیان شانرا می دانند / امامان (علیهم السلام) از بلایا و منایا، انساب قوم عرب و فصل الخطاب آگاهند / به اذن الهی، امامان (علیهم السلام) مردگان را زنده می کنند و کران و جذامیان را شفا می دهند / باب دیگر در زنده کردن مردگان به اذن الهی / امامان (علیهم السلام) از مردگان دیدار می کنند و مردگان نیز با آنها ملاقات می کنند / وصیت پیامبر (صلی الله علیه وآله) به امیرالمؤمنین (علیه اللسلام)، پس از وفاتش / امامان (علیهم السلام) می توانند دشمنانشان را پس از مرگشان ملاقات کنند / امامان از صداقت (ایمان) یا نفاق مخاطبان خود آگاهند / امامان (علیهم السلام) از خیر و شر و حب و بغض افراد نسبت به خود آگاهند / پیامبر (صلی الله علیه وآله) همۀ علوم غیبی را به علی (علیه اللسلام) آموخت و او را در علم خود (و نه در نبوتش) شریک کرد / ماجرای دو میوۀ درخت انار / امامان (علیهم السلام) وارثان علوم غیب و سرّی هستند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) به علی (علیه اللسلام) آموخت / امامان از باروری یا بی حاصلی زمین ها و از هدایت و گمراهی انسان ها آگاهند / امامان (علیهم السلام) اصول علم را از پیامبر (صلی الله علیه وآله) به ارث برده اند و هیچ چیز را بر اساس نظر شخصی خود (رأی) ابراز نمی کنند / امامان (علیهم السلام) هر آنچه را که در قرآن و سنت آمده است می دانند؛ هرگز بر اساس رأی شخصی خود ابراز عقیده نمی کنند و اجازه این کار را به شیعیان خود نیز نمی دهند / ابوابی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) به امیرالمؤمنین (علیه اللسلام) آموخت / حروفی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) به امیرالمؤمنین (علیه اللسلام) آموخت / کلمه ای که پیامبر (صلی الله علیه وآله) به امیرالمؤمنین (علیه اللسلام) آموخت.
* جـزء 7
حدیثی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) به علی (علیهاللسلام) آموخت / وقتی امام (علیه اللسلام) اراده کند بداند، می داند / الهام به امامان (علیهم السلام) از طریق قلب و پردۀ گوش («نکت قلب» و «نقر اذن») / سه علم امامان (علیهم السلام) / امام (علیه اللسلام) با «محَدَّثین» و «مفَهَّمین» سخن می گوید / باب دیگر دربارۀ «محَدَّث» / آنچه امام (علیه اللسلام) به عنوان در مقام«محَدَّث»، روز به روز و ساعت به ساعت از آن آگاه می شود / وراثت علم پیامبر (صلی الله علیه وآله) و علی بن ابی طالب (علیه اللسلام) از طریق قلب و پردۀ گوش («نکت قلب» و «نقر اذن»)/ کلام امامان (علیهم السلام) هفتاد وجه دارد / امامان (علیهم السلام) از زیادی و نقصان حقیقت و دروغ بر روی زمین آگاهند / امامان (علیهم السلام) همۀ زبان ها را می دانند / امامان (علیهم السلام) می توانند کتب همۀ پیامبران پیشین را به زبان های قدیم بخوانند / امامان (علیهم السلام) زبان پرندگان را می دانند / امامان (علیهم السلام) زبان بهائم را می دانند / امامان (علیهم السلام) زبان موجودات مسخ شده را می دانند / امامان (علیهم السلام) از «متوسمون» آگاهند / امام (علیه اللسلام) نیازی به تأیید و شناسایی دیگران ندارد / آنچه پیامبر (صلی الله علیه وآله) در مورد امامان (علیهم السلام) به عامۀ مردم گفت / کسانی در میان پیشینیان که امامان (علیهم السلام) شبیه آنها بودند.
* جـزء 8
تفاوت میان انبیاء، رسل و امامان (علیهم السلام)/ امامان (علیهم السلام) خزاین زمین را در اختیار دارند / امامان (علیهم السلام) اسرار الهی را می دانند و آنها را به یکدیگر منتقل می کنند / آنچه به پیامبر (صلی الله علیه وآله) تفویض شد / پیامبر (صلی الله علیه وآله) آنچه را که به او تفویض شده بود به امامان (علیهم السلام) تفویض نمود / دربارۀ آنچه که در قرآن و سنت نیامده است، امامان (علیهم السلام) از «توفیق الهی» برخوردارند / «معضلاتی» که در قرآن و سنت به آنها اشاره نشده است / امام (علیه اللسلام) دوستان و دشمنان را با نظر کردن به چهرۀ آنها و با نگریستن به گِلی که از آن سرشته شده اند شناسایی می کند / علم امامان (علیهم السلام) شب و روز افزایش می یابد، وگرنه علم از میان می رود / امامان (علیهم السلام) از آنچه دور از آنها روی می دهد آگاهند / امامان (علیهم السلام) قدرت جابجایی (سیر) بر روی زمین را دارند / امامان (علیهم السلام) قادرند اصحاب خود را روی زمین از جایی به جایدیگر بفرستند (سیر) / باب دیگر دربارۀ قدرت هایی که خداوند به امامان (علیهم السلام) اعطا نمود / امیر المؤمنین (علیه اللسلام) و قدرت او برای سیر در ابرها و عروج به آسمان ها / خداوند در طائف از طریق جبرئیل امیرالمؤمنین (علیه اللسلام) را خطاب قرار داد / پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: «من بین شما دو چیز گرانبها (ثقلین) را به یادگار می گذارم: کتاب خدا و خاندانم» / امیرالمؤمنین (علیه اللسلام) تقسیم کنندۀ (قسیم) اهل بهشت و اهل دوزخ است.
* جـزء 9
قدرت «بصر» امامان (علیهم السلام) حتی در زمان خواب/ قدرت خواندن افکار / هر امام (علیه اللسلام) آنچه را که آموخته است به جانشینش می آموزد و پنج چیز دیگر را بر آن می افزاید / اعمال (انسان ها) به پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امامان (علیهم السلام) عرضه می شود / اعمال (انسان ها) به امامان زنده و درگذشته عرضه می شود / باب دیگر دربارۀ عرضۀ اعمال (انسان ها) به امامان زنده / عرضۀ اعمال به امامان (علیهم السلام) به واسطۀ «ستون نور» / مناره ای از نور در مکانی که امام (علیه اللسلام) حضوردارد قرار دارد و بواسطۀ آن امام (علیه اللسلام) آنچه را در مکان های دیگر روی می دهد می بیند / باب دیگر دربارۀ «ستون نور» در لحظۀ ولادت امام (علیه اللسلام) / حدیث نبوی: «حیات و ممات من هر دو مایۀ خیر برای شما هستند» / ارواح انبیا، اوصیا و مؤمنان و ذکر ارواح خمسۀ آل محمد (علیهم السلام) / هرگاه که امامان (علیهم السلام) نیاز داشته باشند، روح القدس بر آنها نازل می شود / «روح» که در قرآن از آن یاد شده است بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امامان (علیهم السلام) نازل می شود و آنان را از امور آگاه می سازد / پیشوای عالم و مؤمن یا از طریق کتبی که در اختیار دارد، یا از طریق آنچه آموخته است، یا از طریق اخباری که «روح» به او می رساند از علوم غیبی آگاه می شود / باب دیگری دربارۀ «روح» / تفاوت میان «روح» و ملائکه / امام (علیه اللسلام) پیشاپیش از زمان وفات خود خبر دارد / زمانی که امام (علیه اللسلام) می فهمد که به امامت رسیده است / پیش از رحلت، پیامبر (صلی الله علیه وآله) اسم اعظم خداوند، میراث نبوت و میراث علوم غیبی را به علی (علیه اللسلام) سپرد.
* جـزء 10
 
امامان (علیهم السلام) از «عهد» پیامبر (صلی اللهعلیه وآله) در مورد وارثانش آگاهند / درست پیش از وفات و به یمن الهام الهی، امامان (علیهم السلام) آگاه می شوند که باید چه شخصی را به عنوان جانشینخود تعیین نمایند / آنچه امام حاضر به امام جانشین خود می سپارد / زمانی که امام جدید میراث امامت را از امام پیشین کسب می کند / علم بعضی امامان (علیهم السلام) از امامان دیگر بیشتر است؛ ولی دربارۀ حلال و حرام علم همۀ آنها یکسان است / آنچه نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امامان (علیهم السلام) یکسان است / امامان (علیهم السلام)از زمان وفات خود آگاهند / زمین نمی تواند خالی از وجود امام (علیه اللسلام) بماند / اگر بر روی زمین دو شخص باقی مانده باشند، یکی از آنها امام (علیه اللسلام) است / اگر زمین خالی از وجود امام (علیه اللسلام) باشد، نابود خواهد شد / مخلوقات آنسوی مشرق و مغرب امامان (علیهم السلام) را می شناسند، به دیدار آنها می شتابند و از دشمنان آنها تبری می جویند / امامان (علیهم السلام) قادرند، اگر اراده کنند، مهر و دوستی حاکمان را برانگیزند / امامان (علیهم السلام) اهل بهشت و دوزخ را می شناسند / موجودات بی جان (غیر الحیوانات) با امامان (علیهم السلام) سخن می گویند / باب دیگر دربارۀ قدرت های معجزه آسای امامان (علیهم السلام) (اعاجیب) / هر حقیقتی که در علمِ عامۀ مردم (الناس؛ در اینجا یعنی اهل سنت) وجود داشته باشد ناشی از آموزه های امامان (علیهم السلام) است؛ ولی هر آنچه بر آمده از رأی شخصی و قیاس باشد باطل و ناشی از دروغگویی عوام است / «تسلیم» در مقابل امامان (علیهم السلام) / سخن پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امامان (علیهم السلام) در باب خودشان و رد اهل غلوّ که از روی جهالت از درک معنای عمیق این سخنان محروم ماندند / دربارۀ کسانی که آموزه های احادیث را رد کردند، بی آنکه آنها را درک کنند.
اعتبار کتاب و راوی آن
بصائرالدرجات از کتاب‌های معتبر و مورد اعتماد شیعهاست. کلینی در کافی از آن روایت کرده[21] و علامه مجلسی در بحارالانوار[22]و شیخ حر عاملی در وسائل الشیعه[23]، ضمن توثیق این کتاب، آن را در شمار مصادر و منابع خود آورده‌اند. مدرس تبریزیاز این کتاب به بزرگی یاد می‌کند.[24]
چاپ
اين اثر تا سالهاى طولانى، فقط يک چاپ داشت و درسال‌‏هاى اخير چاپ‌های ديگرى از روى همان نسخه انجام شده است. یکی از نسخه‌های چاپ شده کتاب بصائر الدرجات با تصحیح میرزا حسن کوچه باغی توسط انتشارات اعلمی تهران صورت گرفته است. یکی دیگر از چاپ ها به سال ۱۴۰۴ق توسط کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی در قم منتشر شده است.
 
 





 

[1] نجاشی، ص۳۵۴



[2] جباری، ص۱۹۵



[3] طوسی، الفهرست، ص۲۲۱



[4] طوسی، الابواب، ج۱، ص۴۰۲



[5] نجاشی، ص۳۵۷



[6] نجاشی، ص۳ق



[7] انصاری، ۶۴



[8] صدوق، ج۱، ص۱۴۲؛ ۱۵۴



[9] حلی، ج۲، ص۱۸۱



[10] خویی، ج۱۵، ص۲۵۷



[11] خویی، ج۱۵، ص۲۵۸رک : انصاری، حسن،تبارشناسی کتاب بصائر الدرجات و هویت نویسنده آن، کتاب ماه دین، شماره۱۴۳، شهریور ۱۳۸۸

جباری، محمد رضا، مکتب حدیثی قم، قم،زائر، ۱۳۸۴

حلی، مختلف الشیعه، قم، موسسه النشرالاسلامی، ۱۴۱۲ق.

خویی، ابو القاسم، معجم رجال الحدیث،بیروت، ۱۹۸۹ق.

نجاشی، احمد بن علی، رجال النجاشی،موسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۶ق.

صدوق، من لا یحضره الفقیه، تحقیق علیاکبر غفاری، موسسه النشر الاسلامی، بی‌تا

طوسی، (الابواب) رجال، تحقیق: جوادقیومی اصفهانی، قم، موسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۵ق.

طوسی، الفهرست، تحقیق: جواد قیومی،موسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۷ق.



[12] صفار قمی، مقدمه، ص 4



[13] طوسی، الفهرست، ص 75



[14] انصاری، ص46



[15] جباری، ص 283



[16] جباری، ص 277



[17] مهدیه دهقانی، نگاهی به کتاب بصائرالدرجات.



[18] اثبات الهداه، ج ۱، ص ۴۹.



[19] مهدیه دهقانی، نگاهی به کتاب بصائرالدرجات.



[20]   مثلاً «علم» واژها ی کلیدی در کل کتاب بصائرالدرجات است؛ زیرا این کتاب در واقع نوعی تک نگاری درباره علم امامان (علیهم السلام) و جنبه های مختلف آن است. بدیهی است که همانند محافل اهل سنت در همان دوران، در میان امامیّه نیز واژه علم، به معنی علوم دینی ـ به ویژه قرآن و حدیث ـ به کار برده می شد؛ اما وقتی به مطالب واسناد قدیمی سنت «باطنی غیر عقلی» رجوع می کنیم، درمی یابیم که منظور امامان (علیهم السلام) از علم، دانش های باطنی، غیبی و رمزی بوده است که اساس و بنیان علوم دینی را تشکیل می دادند (در این زمینه ر.ک: امیرمعزی، محمدعلی، راهنمای الهی در تشیع اولیه، بخش 2ـ3 و «تأملی بر تحول تشیع اثنی عشری؛ سنت ها و ایدئولوژی سازی ها؛ دربازگشت به متون اولیه؛ میان واقعیت و جنبه های تاریخی»، مجموعه اسناد همایش کولِژ دو فرانس و دانشگاه عبری اورشلیم. همچنین ر.ک:

E. Kohl(علیهم السلام)er(علیه
اللسلام) : « Imam and Community inthe (صلی الله علیه وآله)reـ(علیه اللسلام)hay(علیهم السلام)a (صلی الله علیهوآله)eriod », Authority and(صلی الله علیه وآله)olitical Culture in Shi’ism, éd. S.A. Arjomand, NewYork, 1988. ((علیهم السلام)elie(عجل الله تعالی فرجه) and Law …, (صلی الله علیه وآله)artie XIII)

      در جریان اولیه امامیّه، علم می توانستمعنای «علم غیب» یا «علم سرّی» نیز داشته باشد. نخستین حدیث در بصائر ـ که کتاب با آن آغاز می شود ـ حدیث معروف پیامبر (صلی الله علیه وآله) است که فرمود: «طلب علم فریضه دینی همه مسلمانان است». در سطح نخست،این حدیث احتمالاً مربوط به عوام و حتی سنی هایی است که در برخی مجالس امامان (علیهم السلام) شرکت می جستند؛ اما در سطح بالاتر ـ که ویژه امامیّه است ـ منظور از علم، علومی است که جستجو و طلب آن برای همه مسلمانان واجب نیست؛ زیرا شامل علوم غیبی و سرّی است که بنابر استدلال امامان (علیهم السلام) ماهیتاً به گروه اقلیت نخبگان اختصاص دارد. به علاوه، در زبان ویژه امامیّه، بین «مسلم» (مسلمان ظاهری) و مؤمن (مسلمان پیروی امامان (علیهمالسلام)) تمایز وجود دارد. در این سطح معنایی، واژه آخر حدیث را نباید «مُسلم» خواند؛ بلکه باید آن را «مُسَلِّم» بخوانیم که دارای کتابت یکسان با واژه نخست است؛ اما واژه اخیر، در قاموس خاص امامیّه، متضمن معنای پیروی از رهبر معنوی یا امام نیز هست. درباره «تسلیم» یا «مُسَلِّم» ر.ک: صفار، محمد بن حسن، بصائر/250؛ کلینی، الکافی، 2/234؛ ابن بابویه، التوحید/458.

     به این ترتیب، حدیث نبوی را می توانیم اینگونه نیز ترجمه کنیم: «طلبعلم غیب، فریضه دینی همه پیروان خاص و نخبه است». هدف بقیه کتاب صفّار قمی تبیین همین «فریضه» و جنبه های مختلف آن است. به همین دلیل، نگارنده این سطور، در ترجمه فهرست مطالب کتاب، به این جنبه مهم توجه داشته و در صورت نیاز توضیحاتی را به آن افزوده است، تا زمینه برای تحقیق بعدی فراهم گردد.    

منبع: امامت پژوهی شماره 4

 



[21] کافی، ج ۱، ص ۱۷۷، ۲۲۹، ۲۳۵ و...



[22] بحارالانوار، ج ۱، ص ۲۶ و ۲۷.



[23] وسائل الشیعه، ج 20، ص 39.



[24] ریحانة الادب، ج ۳، ص ۴۵۳.رک منابع

انصاری، حسن، تبارشناسی کتاب بصائرالدرجاتو نویسنده آن، کتاب ماه دین، شهریور1388، شماره 143

جباری، محمدرضا، مکتب حدیثی قم، قم،کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت فاطمه معصومه و مکانت فرهنگی قم، 1384ش.

حر عاملی، محمد بن حسن، اثبات الهداةبالنصوص و المعجزات، بیروت، موسسة الاعلمی، 1425 هـ.

حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة،قم، آل البیت، ۱۴۱۴ هـ.

مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت،مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ هـ.

کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران،دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ ش.

مدرس، محمد علی، ریحانة الادب فی تراجمالمعروفین بالکنیة و اللقب، تهران، خیام، ۱۳۶۹ ش.

 دانلود کتاب بصائر الدرجات

امضای مسجد عشاق
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mahdy30na
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

POWERED BY MyBB, © 1390-1398 گروه پیروان موعود
پشتیبانی و توسعه SaneCity