دیوبندیه، بریلویه و رابطه آنها با وهابیت
زمان کنونی: ۸-۲۴-۱۳۹۷, ۰۱:۵۲ صبح
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mahdy30na
آخرین ارسال: mahdy30na
پاسخ: 13
بازدید: 5626

ارسال پاسخ 
دیوبندیه، بریلویه و رابطه آنها با وهابیت
۲-۱۵-۱۳۹۴, ۰۹:۰۱ عصر
ارسال: #1
Information دیوبندیه، بریلویه و رابطه آنها با وهابیت
بسم الله الرحمن الرحیم
دیوبندیه، بریلویه و رابطه آنها با وهابیت
کلیدواژه :هند، دیوبندیه، بریلویه، وهابیت

معرفی
  • شبه قاره هند با ورود استعمار به آن، شاهد تلاش علمای مسلمان در تجدید فکر دینی بود.
  • در این راه مدارسی تحت عنوان دیوبندیه تأسیس گردید که فکر سلفی را ترویج می کردند و به حدیث اهتمام می ورزیدند.
  • در مقابل، افکار تجدد گرایانه سرسیداحمد خان و افکار صوفیانه بریلویه ظهور یافت.
این مقاله در پی بررسی افکار و گرایشهای فکری مسلمانان هند بعد از دوره استعمار است.علل پیدایش، بزرگان و عقاید دیوبندیه و بریلویه در این مقاله بررسی شده است.
مقدمه

شبه قاره هند یکی از پنج تمدن کهن دنیا و وارث فرهنگی پرشکوه و متنوع است. هند با مساحتی بالغ بر سه میلیون و سیصد هزار کیلومتر مربع، هفتمین کشور پهناور جهان است.
ارتفاعات هیمالیا با وادی حاصلخیز کشمیر، جلگه های سند و گنگ پهناور و جنگلهای استوایی هند با جمعیتی حدود یک میلیارد نفر و تنوع زبانی بسیار که قانون اساسی هیجده زبان را به رسمیت شناخته، هویت خاصی به این کشور داده است.

مسلمانان هند

نخستین مسلمانان فاتح شمال غربی هند غزنویان بودند که هفده بار به شبه قاره هند حمله کردند. البته ساکنان شمال شرقی شبه قاره در همان قرن اول با اسلام آشنا شده بودند. مسعود غزنوی از فقه حنفی حمایت می کرد و به ابو محمد نصاحی دستور داد که در تأیید مکتب حنفی کتابی بنویسد.
بنابراین، فقه حنفی در قرن پنجم و ششم در بین مسلمانان شبه قاره گسترش یافت و در دوره حکومت سلسله تغلق (721 ـ 815 ق) مجموعه قوانین اداری آنها بر اساس فقه حنفی تنظیم گردید.
  • مسلمانان یک پنجم جمعیت شبه قاره هند را تشکیل می دادند و اکثر آنان در سند و پنجاب غربی می زیستند. تشکیل پاکستان و استقلال پاکستان و بنگلادش به عنوان دو کشور مسلمان، مسلمانان هند را در اقلیت بیشتری قرار داد.
مغولان که ترکانی سنی و حنفی مذهب از آسیای مرکزی بودند، به رشد مکتب حنفی در شبه قاره اهتمام ورزیدند و آیین رسمی مسلمین هند گشت.
  • در زمان اورنگ زیب (1069 ـ 1118 ق) مجموعه های بزرگ فقه حنفی با نامهای فتاوی عالمگیری و فتاوی هندیه به دست 25 تن از علما نوشته شد.
  • بنابراین، در طول تاریخ اکثریت مسلمانان هند را سنیان حنفی مذهب تشکیل می دادند.
  • همزمان با ورود فقه حنفی به هند تصوف نیز به هند وارد شد.
صوفیه در هند رسالت خود را سعادت معنوی مردم می دانست و صوفیان می پنداشتند حکومت معنوی جامعه به آنها تفویض شده است. صوفیان در خانقاهها، جماعت خانه ها و زاویه ها زندگی می کردند. زندگی خانقاهی گرد شیخ و عبادات مرسوم و ریاضتهای عارفانه که از جانب وی مقرر می شد، دور می زد. دو نشان عمده پیوستن به یک فرقه تصوف، پوشیدن خرقه و تراشیدن موی سر بود. شیخ خرقه، سجاده، نعلین، تسبیح و عصای خود را به جانشین اصلیش یعنی خلیفه خود می داد.

دو سلسله عمده صوفیه در زمان سلاطین دوره دهلی (1206 ـ 1526 م) چشتیه و سهروردیه بودند. این دو سلسله طی قرون هشت ونه رو به انحطاط نهادند و دو سلسله دیگر یعنی نقشبندیه و قادریه در خلال عصر سلاطین مغولی اهمیت یافتند.
شیعیان شبه قاره از بزرگ ترین جوامع تشیع جهان اسلام اند و بنابر برخی آمار تعدادشان بیشتراز شیعیان ایران است، ولی این آمار دقیق نیست. درعین حال، شیعیان ده درصد ازکل جمعیت مسلمانان شبه قاره هند (هند ـ پاکستان ـ بنگلادش) را تشکیل می دهند. شیعیان در دوره گورکانیان دارای مناصب مهمی بودند. سادات بارهه و وزرای نواب اوده در دستگاه حکومت مغولان تأثیر بسیار گذاشتند و این مسئله باعث کینه توزی بین سنیان و شیعیان شد که در آثار کلامی شاه ولی الله دهلوی و پسرش عبدالعزیز به چشم می خورد. لکنهو و رامپور از شهرهای شیعه نشین مهم هند بوده است. اسماعیلیه ـ بهره ها و خوجه ها ـ درهند حضور طولانی داشته و دارند.
ادامه دارد...
پی نوشت ها در اخرین ارسال افزوده میشود/
منبع : پایگاه پژوهشی تخصصی وهابیت شناسی

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط منتظر موعود
صفحه 2 (آنچه در بالا آمده است، نخستین ارسال این موضوع می باشد)
۲-۲۳-۱۳۹۴, ۱۱:۲۶ صبح
ارسال: #11
RE: دیوبندیه، بریلویه و رابطه آنها با وهابیت
بسم الله الرحمن الرحیم
بریلویه

بریلویه فرقه ای از سلسله قادریه است و بنابر نظر عزیز احمد، این سلسله فراگیرترین طریقه در شبه قاره هند در عصر جدید است. از مهم ترین بزرگان سلسله قادریه در هند که مورد توجه بسیار بریلویه است، می توان از محمد میر[80] یاد کرد که به میان میر مشهور است. میان میر وحدت وجودی و سخت تحت تأثیر ابن عربی است. طریقه قادریه با سعه صدر بیشتری با غیر مسلمانان برخورد می نمایند.[81] بریلویه نیز که پیرو میان میر است، به دست احمدرضاخان بریلوی[82] بنیانگذاری شد. وی در بانس بریلی متولد شد. سپس نزد پدر و سید احمد زینی دحلان شافعی که بسیار مخالف وهابیت بود ـ در مکه ـ درس خواند و طریقه خود را از سید آل رسول حسینی مارهروی (1296 م) اخذ کرد. او بعد از اتمام دروس به تدریس و تألیف روی آورد و به شدت با وهابیان، دیوبندیه وندویان به مخالفت پرداخت. او سریع دیگران را تکفیر می کرد و به قول ندوی حدود صد رساله در رد و تکفیر آنان نوشت که نام یکی از آنها فتاوی الحرمین برجف ندوة المین است که در رد ندوة العلما نوشته است. [83] وی کتابی نیز در رد دیوبندیه به نام حسام الحرمین علی منحر اهل الکفر و المین نوشته و آنان را کافر دانسته است.

همچنان که از نام کتابها پیداست، احمدرضاخان کتب خود را برای علمای مکه و مدینه می فرستاد و از آنان توثیقات و تاییدهایی برای مطالب خود به دست می آورد. وی کثیر التألیف بود و بعضی تا پانصد رساله و کتاب و گاه تا هزار کتاب و رساله برای وی نام برده اند. از مهم ترین کتب وی الفتاوی الرضویة، مجموعه فتاوای وی است که در هشت جلد به چاپ رسیده است. وی در سال 1340 ق از دنیا رفت.[84] او همچنین بانوگرایی سرسید احمدخان مخالف بود و برخلاف شاه عبدالعزیز، هند را دارالاسلام می دانست و نه دارالحرب، لذا با اتحاد هندوها برای مبارزه با انگلیس مخالف بود؛ عملی که از سوی علمای دیوبند و جمعیت علمای هند پیگیری می شد. از سوی دیگر، او با انگلیسیان رفتاری خصومت آمیز داشت، ولی برای مبارزه با انگلیس به هیچ دسته ای وارد نشد. عده ای نوشته اندکه اوتحت تأثیر عبدالحق محدث دهلوی بوده است. پیروان احمد رضاخان مدارس دینی بسیاری در سراسر شبه قاره تأسیس کرده اند. بنابر اظهار نظر بعضی، آنان تا سال 1972 م فقط در پاکستان 124 مدرسه دایر نموده اند و سازمانهای همچون جمعیت العلمای پاکستان[85] و منهج القرآن را ایجاد کرده اند. از سازمانهای دیگر آنان «رضای مصطفی» و «انصار الاسلام» است. [86]

بزرگان بریلویه

از بزرگان بریلویه می توان از نعیم الدین مرادآبادی[87] نام برد که مؤسس مدرسه ای به نام الجامعة النعیمیة است و شاگردان این مدرسه به نعیمیون معروف اند. وی کتابی به نام اطیب البیان تألیف نموده که ردی بر کتاب تقویة الایمان شاه اسماعیل دهلوی است. کتاب دیگر وی با نام الکلمة العلیا درباره علم غیب پیامبر است. از دیگر بزرگان بریلویه امجد علی[88] است که بعد از شاگردی نزد بریلوی، کتب زیادی در تأیید او نوشت و کتاب بهار شریعت وی، کتاب فقهی و درسی بریلویه است. دیدار علی[89] یکی دیگر از بزرگان بریلویه است که به قول بعضی شهر لاهور را از عقاید مسموم وهابیت و دیوبندیه حفظ کرد. از مفتیان بزرگ بریلویه احمد یار بدیوانی[90] است که مدرسه جامعة الغوثیه النعیمیة را تأسیس کرد و کتب بسیاری در رد وهابیان و در تأیید بریلویه نوشت که از مهم ترین آنها کتاب جاء الحق در رد وهابیان است. [91]
ادامه دارد...
پی نوشت ها در اخرین ارسال افزوده میشود/
منبع : پایگاه پژوهشی تخصصی وهابیت شناسی

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۲-۲۳-۱۳۹۴, ۱۱:۲۹ عصر
ارسال: #12
RE: دیوبندیه، بریلویه و رابطه آنها با وهابیت
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان قسمت اخر بحث رو براتون میزارم امیدوارم استفاده برده باشین

عقاید بریلویه

1. وحدت وجود: احمدرضا بریلوی با تأثیر پذیری از تفکر قادریه هند در این زمینه می نویسد: در مرتبه وجود غیر از ذات حق وجودی نیست و تمام خلایق عکس و سایه آن وجودند.[92]
2. صفات الهی: بریلویه در باب صفات خداوند و رابطه آنها با ذات، بر اساس فکر ماتریدی مشی می نماید. کتاب المعتقد المنتقد که تعلیقات احمدرضا خان بریلوی را در حاشیه خود دارد، در این زمینه می نویسد: ما برخلاف نجدیون ـ وهابیت ـ قائلیم که خداوند متصف به تمام صفات کمال است و امکان اتصاف عجز و کذب بر خدا محال است و او حی، قادر و عالم و ... است[93]. بزرگان صوفیه قائل به عینیت معانی صفات با ذات اند.[94] ولی این امر منافاتی با این ندارد که علمای اهل سنت گفته اند صفت عین ذات نیست؛ چرا که منظور آنان این است که مفهوم صفات غیر از مفهوم ذات است. [95] اعتقاد به قضا و قدر الهی از شعب ایمان است. [96] اینان در مسئله حسن قبح، مثل ماتریدیه به حسن و قبح عقلی معتقدند و با اشاعره در این زمینه مخالف اند. [97]
3. مقام پیامبر: بریلویه با رویکردی صوفیانه مقام پیامبر را بسیار بلند می دانند و معتقدند که نور پیامبر قبل از تمام خلایق خلق شده و پیامبر به تمام چیزها و در تمام مکانها علم غیب دارد و علمش علم ماکان و مایکون است. در نظر آنان، پیامبر تنها موجود مرتبه ایجاد است و تمام خلایق عکس و سایه او و ملائکه شررهای نور اویند.
پیامبر مظهر صفات الهی و محیی ارواح است و از او، جن و انس و عرش و کرسی به وجود آمده است. پیامبر حق تصرف در کون را دارد و همه عالم به خاطر وجود هستی او به وجود آمده است. [98] استغاثه و استعانت از پیامبر و بلکه تمام اولیای الهی جایز است؛ چرا که پیامبر دافع بلا و معطی عطاست و عبدالقادر گیلانی نیز غوثی است که با استغاثه به او مشکلات انسان حل می شود. [99]
بنابر نظر بریلویه، مردگان در قبر زنده اند و کلام ما را می شنوند و بنای قبور و نذر برای آنها، طواف حول آنها و بزرگداشتها و اعیاد جایز است، و هیچ یک از اینها حرام و بدعت نیست. [100] احمدرضاخان بریلوی، تعزیه شیعیان، سجده تحیت بر مرشد و غنا به مزامیر را حرام می داند و رساله ای در این باره به نام الزبدة الزکیة لتحریم سجود التحیة تألیف کرده است.[101] بریلوی نیز معتقد بود که در هر زمان چهل نفر از ابدال و اولیای الهی در روی زمین زندگی می کنند تا به وسیله آنان برکات نازل و بلاها دفع شود. [102] وی ائمه شیعه از حضرت امیر تا امام حسن عسکری را غوثهای عالم دانسته و به کرامات و تصرفات اولیای الهی در کون معتقد است. در نزد بریلویان اجتهاد جایز نیست. بریلوی در این زمینه می نویسد:
کسانی که خود را اهل حدیث می دانند و خیال می کنند فقط باید به حدیث عمل کنند، ]باید بدانند[ فهم حدیث جز از راه فهم فقهای بزرگ جایز نیست. [103]
به سبب رویکرد حدیثی دیوبندیه، بعضی احمدرضاخان راناجی فقه حنفی در هند می دانند[104] بریلویه با شیعیان بهتر از دیوبندیه برخورد نکرده اند. او در این زمینه می نویسد:رافضی اگر علی را برتر از شیخین می داند، بدعت گذار است و اگر امامت شیخین را انکار می کند، فقها آنان را کافر و متکلمان آنان را بدعت گذار می دانند. ما نیز نظر متکلمان را پذیرفته، آن را به احتیاط نزدیک تر می دانیم. ولی اگر قائل به بداء یا تحریف قرآن اند یا ائمه را از تمام انبیا افضل می دانند، یقیناً کافرند. [105]
در نزد بریلویه، همچون دیوبندیه، صحابه احترام خاصی دارند و آنان حتی معاویه را نیز احترام می کنند.

_______________________________________
نویسنده: مهدی فرمانیان *
عضو هیئت علمی مرکز مطالعات و تحقیقات مرکز ادیان و مذاهب
دوستان پی نوشت ها یکم زید بود و مناسب دیدم با اجازتون در بخش بعد قرار بدم.
بحث تمام شد فقط منابع و پی نوشت باقی موند/

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۲-۲۴-۱۳۹۴, ۱۲:۲۴ عصر
ارسال: #13
RE: دیوبندیه، بریلویه و رابطه آنها با وهابیت
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام دوستان ایام شهادت موسی بن جعفر رو تسلیت میگم
اخرین پستی که قولش رو داده بودم.

پی نوشتها:

1. Deoband.

2. Saharanpur.

3. ایالت اوتاپرادش در شمال هند، نزدیک نپال و کوههای هیمالیا، جمعیتی بالغ بر 139 میلیون نفر دارد. مرکز آن شهر تاریخی لکنهو Lucknow است. حدود بیست میلیون مسلمان در این ایالت زندگی می کنند که شانزده درصد جمعیت این ایالت را تشکیل می دهند. 83 درصد مردم ایالت هندو بوده، اکثر مردم آن به کشاورزی مشغول اند. ر.ک: تحقیقاتی درباره هند، جلداول، مقاله «سرزمین ومردم هند»، ص199 ـ 202 و جلد پنجم، مقاله «جهات فرهنگی هند در حال حاضر»، ص 7.

4. 1372، 4 ـ 1340 ق.

5. Bans Bareilly

6. Rae Bareli.

8. درباره احمدرضاخان بریلوی و سید احمد بریلوی در ادامه همین مقاله بحث خواهیم نمود. شایان ذکر است که بعضی این دو نفر را با هم اشتباه گرفته اند. درباره دیوبند، رای بریلی و بانس بریلی. ر.ک مداخل:

Beoband and Bareilly in E12 V1,Vc.

8. درباره دین الهی اکبرشاه، بنگرید:عزیز احمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ص 44 ـ 46.

9. ر.ک: دایرة المعارف بزرگ اسلامی، مدخل احمد سرهندی، ج7، ص48 ـ 59 ؛ دانشنامه ادب فارسی در شبه قاره هند، مدخل احمد سرهندی، ج 1،ص 116 و 119؛ تحقیقاتی درباره هند، جلد ششم، مقاله «جنبش وهابیگری در هند»، ص 5 ـ 10؛ دانشنامه ایران و اسلام، ترجمه دایرة المعارف اسلام، ج 10، ص 1275 ـ 1276؛ دایرة المعارف اسلام انگلیسی، ج 1، ص 279 ـ 298.

10. م 633 ق.

11. ر.ک: دانشنامه ادب فارسی درهند، مدخل حقی دهلوی، ج 4، ص1004 ـ 1005؛ مدخل اخبار الاخیار و نیز مدخل عبدالحق بن سیف الدین، دایرة المعارف اسلام انگلیسی، ج 1، ص60 ـ 61؛ دایرة المعارف تشیع، مدخل حقی دهلوی، ج 6، ص406 ـ 407؛ تاریخ تفکر اسلامی درهند، ص 14 ـ 15؛ نزهة الخواطر، ج 5، ص206 ـ 215. مع الاسف هیچ یک از این منابع درباره افکار وی مطالبی بیان نکرده اند.

12. 1114 ـ 1176 ق.

.13 ر.ک: تاریخ تفکر اسلامی در هند، ص 15 ـ 17.

14 . ر.ک: الاصناف، چاپ دار الاندلس.

15. ر.ک: حجة الله البالغة، چاپ مکتبة دار التراث.

16. مسلمانان هند بریتانیا، ص 76.

17.ر.ک: جنبشهای اسلامی معاصر، ص 188 ـ 214؛ دانشنامه ادب فارسی در شبه قاره هند، مدخل ولی الله دهلوی، ج 4، ص 2673 ـ 2677؛ تحقیقاتی درباره هند، جلد ششم، مقاله «جنبش وهابیگری در هند»، ص 16 ـ 21.

18. 1159ـ 1239ق.

19. مسلمانان هند بریتانیا، ص 76.

20. دانشنامه ادب فارسی، مدخل عبدالعزیز دهلوی، ج 4، ص1706 ـ 1709.

21. مسلمانان هند بریتانیا، ص 78.

22. پاتانها.

23. ر.ک: تاریخ جوامع اسلامی، ج 2، ص 215ـ 216.

24. دانشنامه ادب فارسی، مدخل احمد رای بریلوی و نیز دانشنامه ایران واسلام، ج 9، ص1225، مدخل احمد برلوی، ترجمه مدخل سیداحمد بریلوی دایرة المعارف اسلام، ج 1، ص 282.

25. مسلمانان هند بریتانیا، ص 118.

26. همان، ص 31 ـ 32.

27. مسلمانان هند بریتانیا، ص 93 ـ 133.

28. 1817 ـ 1899م .

29. ر.ک: تاریخ جوامع اسلامی، ج 2، ص220 ـ 222؛ تاریخ تفکر اسلامی در هند، ص 20.

30. همان، ص 22.

31. درباره سرسید احمد، معروف به سرسید، ر.ک: مسلمانان هند بریتانیا، ص 137 ـ 147 و 183 ـ 186.

32. 1267 ـ 1340 ق.

33. همان، ص 83 ـ 86.

34. 1272ق/1856م ـ 1340ق/1921م.

35. ر.ک: دانشنامه ادب فارسی، مدخل احمدرضا خان؛ دانشنامه جهان اسلام، ج 3، ص341 ـ 345.

36 رک: تحقیقاتی درباره هند، جلد پنجم، مقاله «جهات فرهنگی هند در حال حاضر»، ص 10 ـ 15.

37 شیخ قاسم بن اسد علی نانوتوی متولد 1248 ق، طریقه خود را از شیخ امداد الله اخذ کرد. وی در تصحیح صحیح بخاری به شیخ احمد بن علی سهارنپوری کمک کرد و در حاشیه بر مواردی که بخاری به صورت نقد به ابوحنیفه اعتراض کرده بود، به تأیید ابوحنیفه پرداخت. وی در راه سلوک کوشش می کرد، به طوری که شیخ امداد الله او را خلیفه خود نامید. وی بعد از قیام 1857 م با کمک شیخ عابد حسین دیوبندی، مدرسه دارالعلوم دیوبند راتأسیس و ملا محمود دیوبندی را مدرس آن قرار داد. از وی کتب بسیاری مانند قبله نما، آب حیات، قاسم العلوم و تقریر دلپذیر بر جای مانده است. وی در سال 1297 ق در دیوبند درگذشت (نزهة الخواطر، ج 7، ص 391 ـ 394).

38 یکی از بزرگان حنیفه، متولد 1244 ق در شهر گنگوه و شاگرد شیخ امداد الله مهاجر مکی. وی صحاح اهل سنت را تدریس می کرد. ندوی کارهای روزمره او را آورده و می گوید: وی بسیار منضبط بود و شاگردان بسیاری تربیت کرد. کتب معروف وی تصفیة القلوب، امداد السلوک و مجموعه فتاوا است .او در سال 1323 ق از دنیا رفت ( نزهة الخواطر، ج 8، ص 148 ـ 152.

39. مکتب کلامی ماتریدیه که تحت تأثیر ابوحنفیه می باشد، یکی از دو دستگاه کلامی اهل سنت است و در کنار اشاعره کلام اهل سنت را می سازد. این دستگاه توسط ابو منصور محمد بن محمد ماتریدی سمرقندی قبل از 260 تا 333 ق به وجود آمد. این مکتب حد وسط اشاعره و معتزله است و حسن و قبح عقلی را قبول دارد. نسفیها تماماً ماتریدی مذهب اند و تمام حنفیان از این مکتب پیروی می کنند (ر.ک: الماتریدیه دراسة و تقویماً ونیز کتاب ماه دین، ش 51 ـ 52،ترجمه مدخل AL MATURIDIYYA دایرة المعارف اسلام).

40 چشتیه مهم ترین و بزرگترین سلسله عرفانی در شبه قاره هند است که خدمات شایانی به ادب فارسی نموده است. این طریقه به وسیله ابوسحاق شامی (م 329ق) بنیان نهاده شد و در هندوستان به وسیله خواجه معین الدین چشتی (م633ق) گسترش یافت. از تعلیمات آنها نظام مرید و مرادی، ذکرمراقبه، سماع و قوال است (ر.ک: طریقه چشتیه در هند وپاکستان، ص 69 و 194 ـ 220). درذکر باید مرید تصور کند که شیخش شخصاً حاضر است. از آداب آنان بوسیدن پاهای پیران و سجده در برابر ایشان است؛ عملی که موردتقبیح شاه ولی الله دهلوی و سیداحمد بازلی قرار گرفت (ر.ک: تاریخ تصوف در هند، ص264 و تحقیقاتی درباره هند، جلد ششم، مقاله «مبادلات فکری میان صوفیان ایران وهند»، نوشته دکتر شریف حسین قاسمی.

41 بنیانگذار طریقه نقشبندیه، خواجه بهاء الدین نقشبند (718 ـ 791 ق)، متولد و متوفای بخاراست. در سلسله نقشبندیه عارفانی همچون محمد پارسا، عبدالرحمان جامی و شیخ احمد سرهندی تربیت یافته اند. نقشبندیه سلسله طریقه خود را به ابوبکر رسانده واصول آن بر دوام ذکر، مراقبه و طاعت مرشد است. در این طریقه یازده عمل را باید رعایت کرد: هوش در دم، نظر بر قدم سفر در وطن، ذکر دائم یا یاد کرده، بازگشت، نگاهداشت با حضور دائم، یادداشت یا خودداشت، خلوت در انجمن، وقوف زمانی و عددی و قلبی (ر.ک: ماهو التصوف، ماهی الطریقة النقشبندیة، ص 196 و 216).

42 این طریقه توسط عبدالقادر گیلانی (م 561 ق) در عراق بنیان نهاده شد و سپس در شمال آفریقا، هند، ایران و بلاد دیگر رواج یافت. دارشکوه هندی این طریقه را صحو یعنی حصول مراد و صحبت حال، کثرت فتوح و عدم تفرس می داند (ر.ک: طریقه چشتیه در هند و پاکستان، ص 51 ـ 60). عزیز احمد معتقد است که این مکتب، فراگیرترین طریقه در عصر جدید هند است (تاریخ تفکر اسلامی در هند، ص 51 ـ 63).

43 شیخ شهاب الدین ابو حفص عمر سهروردی مؤسس این طریقه است. وی به سال 539 یا 536 ق در زنجان به دنیا آمد. از بزرگان این فرقه در هند شیخ بهاء الدین زکریا و شیخ جلال الدین تبریزی است. تصوف در این فرقه یعنی زهد و عبادت و مجاهدت و مداومت در ذکر، ولی آنان برخلاف چشتیان به ریاضات سخت و سماع معتقد نبودند. سهروردیان بر خلاف چشتیان با خدمات دولتی مخالفت نداشتند. (تاریخ تصوف در هند، ص 261 ـ 263و 269 ـ 273).

44 مسلک علماء دیوبند، ص 77، به نقل از الدیوبندیة، ص 9. گفتنی است که کتابهای زیادی درباره تاریخ و عقاید دیوبندیه نوشته شده است که بیشتر به زبان اردوست، مانند عقاید و کمالات دیوبند، نوشته شیخ الله یار، چاپ لاهور، کتاب مبشرات دارالعلوم دیوبند، از شیخ انوار حسن هاشمی، چاپ لاهور، کتاب مسلک علماء دیوبند، از شیخ محمد یوسف البنوری، چاپ کراچی، کتاب دیوبندی مذهب.

45 محدث بزرگ مولانا یعقوب نانوتوی، متولد 1249 ق، در قیام (1273ق/1857 م) خانه نشین شد. از استادان طریقه وی، شیخ امدادالله مکی است. او اولین مدرس مدرسه دیوبند است و در سال 1302 ق درنانوته، روستایی از سهارنپور، دار دنیا راوداع نمود (نزهة الخواطر، ج 8، ص524 ـ 525.

46 شیخ عارف امداد الله بن محمد امین تهانوی، متولد 1333 ق در نانوته، مثنوی معنوی را نزد مولانا قلندربخش خواند. وی در قیام برضد انگلیس در سهارنپور رهبر بود و بعد از شکست قیام، مخفیانه به مکه مهاجرت کرد. او در فقر شدید می زیست و علمای بسیاری از هند به دیدار وی می رفتند. وی مجدد طریقه چشتیه صابریه بود ومولانا محمد قاسم نانوتو، شیخ رشید احمد،مولانا یعقوب نانوتوی از شاگردان وی بودند که از مؤسسین دارالعلوم دیوبند به شهر می آیند. وی مثنوی معنوی رابسیار دوست می داشت و بارها آن را تدریس می کرد. کتب وی تماماً در تصوف است. وی در سال 1310 ق در مکه در گذشت (نزهةالخواطر، ج 8، ص70 ـ 72).

47 مولانا محمود الحسن، معروف به شیخ الهند و فقیه حنفی، متولد 1268 ق در بریلی و بزرگ شده دیوبند، شاگرد مولانا قاسم نانوتوی، مدرس دیوبند در 1292 ق به بعد، طریقه خود را از شیخ رشید احمد گنگوهی اخذ کرد و از سال 1305ق ریاست مدرسه را به دست گرفت. وی مخالف انگلیسیها و موافق خلافت عثمانی بود و در جنبش خلافت هند شرکت کرد. لذا انگلیس وی را تبعید کرد. او در سال 1338ق به هند بازگشت واستقبال عجیبی از وی صورت گرفت و لقب شیخ هند را یافت و در این زمان مدارس بسیاری تأسیس کرد و دانشگاه ملیه اسلامیه را بنا نهاد. وی در سال 1339 ق وفات یافت و در دیوبند کنار استادش به خاک سپرده شد (نزهة الخواطر، ج 8، ص 465 ـ 469).

48 در گزارش دایرة المعارف آکسفورد جهان اسلام معاصر اطلاعات متناقض دیده می شود. چگونه می شود این نهاد در سال 1967 م جمعاً 7417 فارغ التحصیل داشته باشد و در همان ایام یا دو دهه بعد 8934 مدرسه داشته باشد.

49 ر.ک: مدخل دیوبندیه ( Deobandis ) از دایرة المعارف آکسفورد جهان اسلام معاصر، ج 1، ص362 ـ 363 و مدخل دیوبند( Deoband) از دایرة المعارف اسلام، ویرایش دوم، چاپ بریل، ج 2، ص 205 و نیز اکبر ثبوت، مدارس اسلامی هند در طول تاریخ، ص 77 – 83 و مسلمانان هند بریتانیا، 234 ـ 235 و سید علی محمد نقوی، کندکاوی در جنبش وهابیگری درهند، ص 4 ـ 33.

50 ر.ک: مقاله «کتابهای فلسفی ایران در حوزه علمیه دیوبند»، مجله تمدن و فرهنگ آسیا، ش 14، بهمن 81، ص 36 – 40.

51 شاه عبدالعزیز دهلوی متولد 1159 ق در دهلی، صاحب کتاب تحفة اثنی عشریه در رد شیعه و سرالشهادتین در اسرار شهادت امام حسن و امام حسین. وی حاشیه ای بر شرح هدایة الحکمة ملاصدرا دارد. وی بعد از هشتاد سال در سال 1239 ق از دنیا رفت (نزهة الخواطر، ج 7، ص 275، 283).

52 مراسمی که برای بزرگداشت سالروز مرگ بزرگان خود می گیرند.

53 درباره جنبش هندی خلافت و فعالیتهای علمای دیوبند دراین زمینه، بنگرید به: جنبشهای اسلامی معاصر، 276 ـ 325؛ مسلمانان هند بریتانیا، 232 ـ 252.

54 مسلمانان هند بریتانیا، ص 248.

55. 1879ـ 1957م.

56. 1887 ـ 1949م.

57 مسلمانان هند بریتانیا، ص 319 ـ 340.

58 م 1364 ق.

59. 1315 ق.

60 ر.ک: سیدمحمدعلی نقوی، سازمانهای اسلامی هند، مقاله «سازمان تبلیغی جماعت» از ص 308 و نیز المسیرة، ج 1، ص321 ـ 325.

61 ر.ک: تعلیم اسلام، نوشته مفتی کفایت الله دهلوی، ص 3 و عقاید تطبیقی، ص 74.

62 نزهة الخواطر، ج 8، ص80 ـ 84 . این کتاب به وسیله عبدالفتاح ابوغدة تصحیح و در انتشارات «مکتب المطبوعات الاسلامیة بحلب» به چاپ رسیده است.

63 نزهة الخواطر، ج 8، ص115 ـ 121.

64 همان، ج 8، ص1333 ـ 136.

65 متوفای 1999 م. سید ابوالحسن علی ندوی متولد 1913 م در رای بریلی، فرزند شیخ عبدالحی حسنی ندوی، صاحب نزهة الخواطر است. وی در جامعة ندوة العلماء که پدرش مدیر آن بود و در دیوبند درس خواند و در ندوة العلماء به تدریس پرداخت و سپس رئیس آن گردید و تا هنگام وفاتش در سال 1420ق/1999 م در همان سمت ماند. (ر.ک: ابوالحسن علی الندوی الامام المفکر، نوشته سید عبدالماجد الغوری). شایان ذکر است که ابوالحسن ندوی نزد اهل سنت شرق ایران مورد احترام است.

66 اطلاعات کافی از زندگی وی به دست نیاوردیم. همین مقدار می دانیم که در سال 1319 ق در هند به دنیا آمده است وکتب زیادی از احادیث اهل سنت را همچون مصنف ابن ابی شیبه، مصنف عبدالرزاق، المطالب العالیة بزواید المسانید الثمانیة، مسند حمیدی، کتاب الزهد ابن مبارک، و سنن سعید بن منصور تصحیح نموده است (ر.ک: مقدمه المطالب العالیة و کتاب الموسوعة المیسرة، ج 1، ص 156). گویا بعضی تصحیحات وی مورد قبول وهابیت نبوده و دو کتاب در رد آن به نامهای الردود، نوشته بکر ابوزید و الرد العلمی علی حبیب الرحمن العظمی، از سلیم هلالی و شیخ عبدالحمید، در عربستان به چاپ رسیده است.

67 الموسوعة المیسرة فی الادیان و المذاهب، ج 1، ص310.

68 مقاله «قاضی مجاهد الاسلام قاسمی، زندگی و دستاوردهای او»، مجله فرهنگ و تمدن آسیا، بهمن 81، ش 14، ص 41 ـ 47.

69متولد تهانه در سال 1280 ق، شاگرد مولانا محمود الحسن و شیخ امداد الله مکی، صاحب اذکار و حالات، صاحب کتاب انوار الوجود فی اطوار الشهود، و التکشف عن مهمات التصوف و کتاب بهشتیزیور برای زنان که کتاب درسی مدارس زنانه دیوبند است. وی از مثنوی معنوی بسیار تعریف می کرد. او در سال 1362 ق از دنیا رفت ( نزهة الخواطر ج 8، ص 56 ـ 59

70. الدیوبندیة، ص 29 ـ 42.

71. همان، ص 49 ـ 55.

72. همان، ص 57 ـ 62 و نیز المهند علی المفند، ص 44 ـ 45 و موسوعة المیسرة، ج 1، ص324.

73. المهند، ص 34 ـ 36.

74. همان، ص 37 و 39 ـ 41.

75. المهند علی المفند، ص 48.

76. همان، ص 71 ـ 84.

77. همان، ص 38 و 49 ـ 53.

78. همان، ص 55 ـ 64.

79. المهند، ص 43 و نیز الموسوعة المیسرة، ج 1، ص 324.

80. همان، ص 64.

81. همان، ص 61 و 68.

82. 957 ـ 1045 ق.

83. تاریخ تفکر اسلامی در هند، ص 61 ـ 62.

84. البته نباید احمدرضا را با سید احمد بریلوی شهید در بالکوت در سال 1831 م و سرسید احمد خان نوگرا، مؤسس دانشگاه علیگره و متوفای 1315 ق اشتباه گرفت. باید توجه داشت که مؤسس بریلویه (1272 ـ 1340 ق) سید نیست و سالها بعد از آن دو از دنیا رفته است.

85. ر.ک: فتاوی الحرمین، ص 14 ـ 18.

86. ر.ک: نزهة الخواطر، ج 8، ص 42 ـ45؛ دانشنامه ادب فارسی در شبه قاره هند، مدخل احمد رضا خان بریلوی؛ دانشنامه جهان اسلام ، مدخل بریلویه.

87. شایان ذکر است که جمعیة العلمای اسلام پاکستان از دیوبندیه و جمعیة العلمای پاکستان از بریلویه است.

88. دانشنامه جهان اسلام، ج 3، ص 341 ـ 344 و مدارس اسلامی هند، ص 85 ـ 99.

89. 1300 ـ 1367ق.

90. م 1367 ق.

91. م 1935 م.

92. 1906 ـ 1971 م

93. البریلویه،احسان الهی ظهیر، ص 51 ـ 54 ؛ الموسوعة المیسرة، ج 1، ص 302 ـ 303.

94. بریلوی، صلاة الصفا، مندرج در مجموعه رسائل، ج 1، ص 37 ، به نقل از بریلویه، ص 104.

95. ر.ک: المعتقد المنتقد، ص 23 ـ 33 و 53 و 67 که درباره کلام نفسی، قدر، سمیع و بصیر و ... بحث می نماید.

96. همان، پاورقی 42.

97. همان، ص 50.

98. همان، ص 55.

99. همان، ص 75 ـ 76. وی در اینجا تصریح می کند که ما مخالف اشاعره ایم.

100. البریلویة، ص 102 ـ 107.

101. همان، ص 56 ـ 58.

102.همان، ص 78 و 115 ـ 119 و 128.

103. نزهة الخواطر، ج 5،ص 44.

104. دانشنامه جهان اسلام، ج 3، ص343.

105. فتاوی الحرمین برجف ندوة المین، ص 12 ـ 14.

106. ر.ک: الشیخ احمد رضاخان البریلوی، ص 46. گفتنی است این کتاب درباره زندگی، افکار و آثار احمدرضا خان بریلوی است.

107. فتاوی الحرمین، ص 10

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

POWERED BY MyBB, © 1390-1397 گروه پیروان موعود
پشتیبانی و توسعه SaneCity