اولین رمان عاشقانه مهدوی
زمان کنونی: ۱۱-۵-۱۳۹۵, ۰۴:۵۰ عصر
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ANTI MASON
آخرین ارسال: aliparsi81
پاسخ: 8
بازدید: 2239

ارسال پاسخ 
اولین رمان عاشقانه مهدوی
۳-۱۲-۱۳۹۴, ۱۰:۰۲ صبح
ارسال: #1
اولین رمان عاشقانه مهدوی



پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود تقدیم می کند :

« اِد ، موند »


[تصویر:  do.php?img=3481]

" نیمه شب یکی از شبهای سرد پائیز بود، باران نمی بارید اما باد نسبتا شدیدی از یک ساعت قبل شروع به وزیدن کرده بود......."

ادموند پارکر ، جوان سی ساله مسیحی از خانواده بسیار معروف و سرشناس انگلستان ، دکترای رشته حقوق و از دانشجویان نخبه است. رویاهای وحشتناکی گاه گاه به سراغش می آید که معنی آنها را نمی فهمد ، رویاهایی که بعضی اوقات احساس می کند در آن عیسی مسیح (ع) را می بیند که برای نجاتش می آید، پس بر آن می شود که به جستجوی حقیقت آن خوابها بپردازد اما کسی نمی تواند کمکش کند تا اینکه دست سرنوشت گوشه ای از راز آن رویاها را پرده بر می دارد و ادموند در مسیر سختی برای یافتن حقیقت واقع می شود.

در مسیر دشوار رسیدن به حقیقت ، دختر جوان و مسلمانی سر راهش قرار می گیرد که برای او نشانه ای می شود از جانب خداوند، نشانه ای حاکی از عشق عمیق و پیوند قلبی او به اسلام، پس تصمیم به ازدواج با ملیکا و مشرّف شدن به دین اسلام می گیرد که همین مسئله سرآغاز بزرگترین دردسر زندگی اش می شود.

در جریان اتفاقاتی با فشار دستهای پنهان صهیونیسم مجبور به جدایی از همسرش می شود و تا نزدیکی مرگ می رود اما معجزه ای او را به زندگی بر می گرداند و در دلش امید دارد که روزی عشقش را دوباره پیدا می کند . بعد از گذشت دو سال فراق و جدایی ، موقعیتی فراهم می شود که از انگلستان فرار کند و برای یافتن همسرش به ایران بیاید، اما در ایران متوجه می شود که باید به عراق سفر کند..........

ادموند ، نماد همه انسانهای آزاده و متدینی است که برای یافتن نور حقیقت و آن یگانه منجی موعود از مسیرهای صعب العبور می گذرند تا خود را به آن آخرین حجّت خداوند بر روی زمین برسانند و چه بسا که در این راه متحمل رنجهای فراوان شوند اما عشق سوزان و چشمه جوشان ایمانشان به آن حضرت ، آنها را در رسیدن به این هدف نهایی یاری می رساند.

[تصویر:  do.php?img=3484]

*******************************************

در سالروز میلاد آن دُردانه قطب عالم امکان این ناقابل را تقدیم وجود نازنین ایشان می کنیم.

ان شاء الله به زودی این کتاب منتشر می شود و در اختیار عموم قرار می گیرد.

اطلاعات تکمیلی متعاقبا از طریق همین سایت اعلام می شود.

امضای ANTI MASON
[تصویر:  do.php?img=2447]
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط حق باور ، mahdy30na ، softwar officer ، ANSARO MAHDI ، تمام سایبری
۳-۱۲-۱۳۹۴, ۱۱:۳۲ صبح
ارسال: #2
RE: اولین رمان عاشقانه مهدوی
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام با تشکر از گروه نگارش و ویراستاری و ... و همچنین حمایت مدیر محترم .
امکانش هست قسمتهایی رو برای نمایش ( بصورت تک فصل ) قرار بدید ؟ تا خواننده منتظر کتاب باشه/

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط حق باور ، ANTI MASON ، softwar officer ، ANSARO MAHDI ، راکعه
۳-۱۳-۱۳۹۴, ۰۵:۵۵ عصر
ارسال: #3
RE: اولین رمان عاشقانه مهدوی
(۳-۱۲-۱۳۹۴ ۱۱:۳۲ صبح)mahdy30na نوشته شده توسط:  بسم الله الرحمن الرحیم
سلام با تشکر از گروه نگارش و ویراستاری و ... و همچنین حمایت مدیر محترم .
امکانش هست قسمتهایی رو برای نمایش ( بصورت تک فصل ) قرار بدید ؟ تا خواننده منتظر کتاب باشه/

تا همین الانشم مُردم از انتظاااااااااار

امضای softwar officer
ربنا آتنا کربلا ...
واجعل مماتی فی العاشورا ...
روحـــــی لک الفــــــدا یا مــــولا ...
حُـــــــــــــــســــــــــــــــین

[تصویر:  do.php?img=1744]
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mahdy30na ، تمام سایبری ، راکعه
۳-۱۵-۱۳۹۴, ۰۳:۵۴ عصر
ارسال: #4
RE: اولین رمان عاشقانه مهدوی
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

[تصویر:  do.php?img=3487]


بسم الله الرحمن الرحیم
« ادموند » یک اسم انگلیسی الاصل شامل دو بخش êad به معنی Wealthy /Rich/ Prosperity و mund به معنی Protector می شود ، که در نهایت Wealthy Protector به معنی مدافع توانگر است.
اولین بار این نام توسط پادشاهی در قرن نهم میلادی که در آنجلیای شرقی حکومت می کرد، استفاده شد.
.
.
.
این پادشاه بعد از اینکه تقاضای پادشاه بت پرست دانمارکی را برای تقسیم پادشاهی مسیحی اش در آن زمان با اراضی دانمارک نپذیرفت، به ضرب گلوله توسط آن لشگر پیشرفته و بت پرست، کشته شده و سپس سر اورا بریدند.
در منابع و کتابهای تاریخی انگلستان از او به عنوان Edmund the Martyr به معنی « ادموند شهید » یاد می شود.

امضای ANTI MASON
[تصویر:  do.php?img=2447]
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mahdy30na ، ANSARO MAHDI ، PeYROVaN ، تمام سایبری ، راکعه
۳-۱۶-۱۳۹۴, ۰۶:۱۸ عصر
ارسال: #5
RE: اولین رمان عاشقانه مهدوی
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام


اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

امضای تمام سایبری
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mahdy30na ، ANSARO MAHDI ، ANTI MASON ، راکعه
۳-۲۲-۱۳۹۴, ۰۲:۵۶ عصر
ارسال: #6
RE: اولین رمان عاشقانه مهدوی
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

فراز کوتاهی از فصل اول کتاب :
در یکی از شبهای فصل پائیز سال 2012 ادموند تازه به خواب رفته بود که ؛
باد نسبتا شدیدی از یک ساعت قبل شروع به وزیدن کرده بود، زوزه وحشتناک باد در فضای سرد و خاموش آنجا طنین می افکند، خود را در جاده ای تاریک و دهشتناک تنها می دید، گویی گم شده بود. در دلش آشوبی بزرگ موج می زد، هیچ پناهگاه و مفرّی از این همه خوف و هراس نبود.
.
.
.
از کناره های این جاده بی انتها که چشم به سختی قادر به تشخیص آن بود، بوی خون به مشام می رسید، چشمانش را دائم باز و بسته می کرد، شاید بتواند چیزی ببیند. اشکهایش بی اختیار جاری بود و احساس می کرد کالبدش ظرفیت این همه مصیبت را ندارد، به دنبال کسی سرگردان در میان تاریکی پیش می رفت
.
.
.
کنار یکی از جنازه ها بی اختیار زانو زد، سعی می کرد خونهای روی صورت او را پاک کند اما دستهایش یخ زده بود، دلش گواهی می داد که خودش است، او را در آغوش گرفت و به سینه چسباند
.
.
.
صدای هق هق گریه اش سکوت مرگبار آنجا را می شکست ، اسمی را فریاد می زد که برای خودش هم تا آن لحظه ناآشنا بود. در حالت در ماندگی و بی پناهی بر زمین سرد و نمناک زانو زد که شعاع نوری از دور دستها تابیدن گرفت، در کمال بهت و ناباوری مردی را دید که به سمتش می آمد،
.
.
.
ترسیده بود، اما ترسی همراه با بهت و حیرت! خداوند و عیسی مسیح (ع) را زیر لب صدا می زد، نفسهایش به شماره افتاد، لحظه ای بعد متوجه شد که دستی به سویش دراز شده، همان مرد نورانی با انگشتری عجیب در دست ، با خودش می گفت : خدایا، او عیسی مسیح (ع) است؟! محبت عظیمی در دلش نسبت به آن مرد پدیدار شد، ناخودآگاه دستش را دراز کرد
.
.
.
و با صدای بر هم خوردن دربهای پنجره از خواب پرید.

امضای ANTI MASON
[تصویر:  do.php?img=2447]
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mahdy30na ، راکعه
۵-۲۳-۱۳۹۴, ۱۰:۰۸ صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۵-۲۳-۱۳۹۴ ۱۰:۰۹ صبح، توسط ANTI MASON.)
ارسال: #7
RE: اولین رمان عاشقانه مهدوی
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

[تصویر:  do.php?img=4446]

فراز کوتاهی از فصل دوم کتاب ( ادموند)
حس سرخوردگی و طرد شدگی فزاینده ای در ادموند شکل گرفته بود ، خشمی سرکوب شده که قلبش را سوراخ و او را از هر حسی خالی می کرد، اما با این حال تلاش می کرد بر خود مسلط باشد. هر دو نفر غرق در افکار خود وارد پارکینگ شدند، ادموند عصبانیتش را فرو می خورد اما احساس می کرد قلب و مغزش در حال ترکیدن است . از خودش عصبانی بود نه هیچ کس دیگری ، شاید دچار غرور شده و این عذابی که می کشید نتیجه گناه خودش بود....

آرتور در حال سوار شدن به ماشین بود که یک دفعه فریاد زد: یا عیسی مسیح ، اونجا چه خبره؟! نگاه کن اِد .......

بی اختیار از ماشین پیاده شدند و با سرعت برق آسایی خود را به آنجا رساندند. تعدادی از دانشجویان پسر به یک دختر جوان محجبه حمله ور شده و او را کتک می زدند....... برای چند لحظه همگی ساکت شدند، آنها وکلای جوان و زبردست دانشگاه را شناخته و از عواقب کارشان تازه وحشت زده شدند...

بدون اینکه حرفی رد و بدل شود مهاجمین پا به فرار گذاشتند، ادموند که تا آن لحظه هنوز بر حال و روز خودش مسلط نشده بود ، در حالیکه آرتور سعی داشت به دختر کمک و او را از روی زمین بلند کند به ادموند نهیب زد؛ اِد ، بیا کمک ........ و ماجرا برای ادموند تازه شروع شد، زیرا به محض اینکه چشمش به آن دختر افتاد ، قلبش از جا کنده شد. رشته افکارش با صدای فریاد آرتور پاره شد؛ اِد .... تو چه مرگت شده؟! چرا خشکت زده ؟!! این بدبخت داره می میره ، بیا کمک کن لعنتی.

ادموند همچنان بی حرکت ایستاده بود و به آن دختر چشم دوخته بود.......



امضای ANTI MASON
[تصویر:  do.php?img=2447]
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mahdy30na ، MoBaReZ
۹-۱۲-۱۳۹۵, ۱۰:۳۷ عصر
ارسال: #8
RE: اولین رمان عاشقانه مهدوی
بسم الله الرحمن الرحیم
رمان عاشقانه خوبی هست. لطفا بیشتر مطلب بذارین
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

POWERED BY MyBB, © 1390-1395 گروه پیروان موعود
پشتیبانی و توسعه SaneCity