تأویل، ابزار عوام‌فریبی در بهائیت
زمان کنونی: ۷-۲۳-۱۳۹۸, ۰۷:۳۷ صبح
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mahdy30na
آخرین ارسال: mahdy30na
پاسخ: 4
بازدید: 2270

ارسال پاسخ 
تأویل، ابزار عوام‌فریبی در بهائیت
۶-۲۲-۱۳۹۴, ۰۴:۵۳ عصر
ارسال: #1
تأویل، ابزار عوام‌فریبی در بهائیت
بسم الله الرحمن الرحیم
چکیده :
ادیان ساختگی برای ادامه حیات خویش، به هر چیزی متمسک می‌شوند تا مشروعیت خود را اثبات نمایند.
بهائیت نیز به لحاظ ماهیت خود، خارج از این قاعده نیست؛ بدین منظور دست به دامن «تأویل» می‌شود.
این مقاله با رویکرد نظری و روش کتابخانه ای، با هدف خلع سلاح این مدعیان، با پس از تعریف واژه تأویل، بررسی ارتباط آن با «تنزیل» و «اقتباس» و همچنین بررسی خود این واژه در قرآن و بیان نمونه هایی از تأویلات بهایی، درصدد ابطال این مدعا برآمده است.
کلیدواژه‌ها: باب، بها، تأویل، امی، علم لدنی، قیامت، بهشت و جهنم.
مقدمه
خدا آشنای اندیشه و فطرت انسانی است و کلام او مثل وجودش، دارای حجیت مطلق برای انسانی که وجودش فقر مطلق و عین‌الربط به خدا است. کلام الهی محکمات و متشابهاتی دارد که جز اهل فن را یارای تبیین کلامش نیست. تاریخ پر از اهل فن های دروغینی است که برای رسیدن به مطامع دنیوی خود، از روش‌های ظاهراً دینی استفاده کرده، و مردم را دچار اعوجاج فکری نموده‌اند. تأویل، تفسیر و اقتباس، نمونه‌هایی از این دست به شمار می‌روند. گروهک سیاسی فرقان، منافقین، وهابیت و بهائیت از این نمونه‌اند. برای نمونه، گروه منافقین، واژگان «زینتهن» و «بعولتهن» در آیة مبارکه 31 سوره نور را به ترتیب بر «از ناف تا زانو» و «هم‌سنگران» تفسیر می‌نمودند!(سایت هابیلیان، بخش نمایشگاه.)

پایه و اساس بهائیت و بقای آن بر همین تأویل‌ها و تفسیرها استوار است. عقاید بهائیت مبتنی بر کلام سران این گروهک بخصوص « بها » می‌باشد و بالتبع و ابتنای کلام وی هم بر تأویلات وی استوار است. از این‌رو، اثبات بطلان تأویلات وی، بالتبع بطلان اعتقادات بهایی را به دنبال دارد.
صاحب « فرائد »، ابوالفضل گلپایگانی، ضمن مشخص نمودن محدوده مشروعِ تأویل، صحت تأویلات را منوط به امّیِ غیرمتعلم بودن تأویل کننده دانسته است که این خود، بحثی در اثبات امی غیرمتألم نبودن سران بهایی می‌طلبد.
در بهائیت عقیده بر آن است که، قرآن ظاهر و باطنی دارد. آن کس که ظاهرش را بگیرد و باطن آن را رها کند، جاهل است و بالعکسش عالم.(ر.ک: علی‌اکبر فروتن، مقاله اسلام و دیانت بهایی.)

[/b]
این مقاله، ابتدا پیرامون معنای لغوی و اصطلاحی تأویل توضیحی ارائه داده، بی‌ربط بودن تأویل در بهائیت را با بیان نمونه­ هایی از تأویل های موجود در منابع اصیل بهایی ثابت کرده، شواهدی بر غیر امی بودن سران بهائیت و اکتسابی بودن علم ایشان ارائه داده است.

از آنجایی که قوی‌ترین نظریه‌پرداز بهائیت، یعنی میرزا ابوالفضل گلپایگانی، حق تأویل را مختص امی غیر متعلم دانسته و «باب» و «بها» را مصداق آن معرفی کرده است، لازم است امی نبودن و اکتسابی بودن معلومات آنان اثبات گردد.

در این مقاله، از سه طریق برای اثبات مدعای فوق استفاده شده است:
  1. ارائه اسناد اکتسابی بودن معلومات؛
  2. بررسی تأویلات بهایی؛
  3. بررسی اجمالی کتب بهایی.
این موضوع ان شالله ادامه خواهد داشت.
نگارش توسط :اميرحسين منطقي
منبع مطلب : مجله معرفت ادیان سال دوم، شماره سوم، تابستان 1390، ص 167 ـ 192
Ma'rifat-i Adyān, Vol.2. No.3, Summer 2011
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۶-۲۳-۱۳۹۴, ۰۹:۵۴ صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۶-۲۳-۱۳۹۴ ۰۹:۵۶ صبح، توسط mahdy30na.)
ارسال: #2
RE: تأویل، ابزار عوام‌فریبی در بهائیت
سلام ضمن عرض تسلیت به مناسبت وفات ابن الرضا ، امام جواد علیه اسلام به ادامه بحث می پردازیم.

2-معنای تاویل در قرآن

چیستی تأویل حاصل کلام یکی از محققان درباره «تأویل» چنین است: «تأویل» در لغت از «اََوْل» به معنای بازگرداندن می‌آید. این واژه 17 بار در قرآن مجید وارد شده و مقصود از آن، تحقق اموری است که مقدمات آن قبلاً فراهم شده است. مانند فرارسیدن وعده های قرآنی ثواب و عقاب،( آل‌عمران: 7 (دوبار)؛ اعرف: 53 (دوبار)؛ و یونس: 39.) تعبیر شدن خواب‌ها،(یوسف: 101،100،45،44،37،36،21،6.) به بار نشستن اقدامات حضرت خضر(ع)( نساء: 59؛ اسراء: 35.) و ظهور نتیجه اعمال.(کهف: 78و82. علّلامه طباطبائی در المیزان به این موارد اشاره نموده‌اند.)

    «تأویل» در اصطلاح مفسران عبارت است از:

صرف نظر کردن از معنای ظاهری الفاظ مقدس و پیشنهاد معنای تازه‌ای که در اولین برخورد از ظاهر آن الفاظ فهمیده می‌شود.(تأویل در قرون نخست اسلام به معنای تفسیر بوده است.)

«تأویل» در برخی متون اسلامی، در مقابل «تنزیل» قرار می گیرد. در این متون، «تنزیل» مصادیق دقیق و عینی آیات قرآن کریم و «تأویل» تعمیم آن است.(مثلاً، در روایات فراوانی آمده است که حضرت رسول اکرم(ص) درباره حضرت امیرالمومنین علی(ع) فرموده‌اند که وی در آینده، طبق تأویل قرآن مجید خواهد جنگید، همانطور که خود او طبق تنزیل آن جنگیده است.)

اصطلاح «تأویل» را عالمان دین با الهام از آیة 7 سوره آل عمران وضع کرده‌اند. ولی بدیهی است که واژه «تأویل» در این آیه شریفه و سایر آیات قرآن مجید، به این اصطلاح اسلامی متأخر از عصر نزول ربطی ندارد. همچنین می‌توان سخنی را از گوینده‌اش گرفت و آن را در زمینه تازه‌ای به کار برد تا معنای تازه‌ای پیدا کند. این شیوه «اقتباس» نامیده می‌شود و به تأویل ربطی ندارد.(ر.ک: حسین توفیقی، «تأویل کتاب آسمانی در ادیان ابراهیمی»، هفت آسمان، ش 17، ص 137.) آیه هفتم آل عمران(وما یعلم تأویله الا الله و الراسخون فی العلم یقولون...) و تعدادی از روایات دلالت بر تأویل دارند.(محمدجواد اسکندرلو، علوم قرآنی، ص 392. )

در مورد مصداق «الراسخون فی العلم»، برخی مفسران با استناد به روایات عدیده‌ای، مصداق آن را اهل‌بیت(ع) دانسته‌اند.(عبدالله جوادی‌آملی، تسنیم، ص226.) علامه طباطبائی در المیزان در مورد تأویل مذکور در آیه 7 آل‌عمران پس از بررسی اقوال مختلف در این زمینه، چنین می‌فرماید: خواننده عزیز بعد از توجه به اشکالاتی که در اقوال سابق‌الذکر بود، متوجه می‌شود که حق مطلب در تفسیرِ تأویل این است که بگوییم: تأویل حقیقتی است واقعی که بیانات قرآنی چه احکامش، و چه مواعظش، و چه حکمت‌هایش مستند به آن است. چنین حقیقتی در باطن تمامی آیات قرآنی هست، چه محکمش و چه متشابهش. و نیز بگوییم که این حقیقت از قبیل مفاهیمی که از الفاظ به ذهن می‌رسد نیست، بلکه امور عینی است که از بلندی مقام ممکن نیست در چهار دیواری شبکه الفاظ قرار گیرد. اگر خدای تعالی آنها را در قالب الفاظ و آیات کلامش درآورده در حقیقت... کلام او به منزله مثل‌هایی است که برای نزدیک کردن ذهن شنونده به مقصد گوینده زده می‌شود، تا مطلب بر حسب فهم شنونده روشن گردد.

همچنان که خود قرآن فرموده: ما قرآن را که در ام الکتاب نزد ما مقامی بلند و فرزانه داشت درخور فهم بشر کردیم و کتابی خواندنی نموده، به زبان عربیش درآوردیم. (زخرف: 4)

این موضوع ان شالله ادامه خواهد داشت.

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۶-۲۴-۱۳۹۴, ۱۲:۰۵ عصر
ارسال: #3
RE: تأویل، ابزار عوام‌فریبی در بهائیت
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
خدمت سادات و سپس خدمت سایر دوستان اول ذی الحجه رو تبریک میگم.
ادامه مبحث:

در  آیات دیگر قرآن کریم تصریحات و اشاراتی در این معنا هست. علاوه بر این،  طوری که شمرده‌اند در شانزده مورد استعمال شده و در همه موارد در همین  معنایی است که ما‌ گفتیم.( سیدمحمدحسین طباطبائی، المیزان، ذیل آیه 7 آل‌عمران.)
علامه طباطبائی در مورد اینکه چه کسی علم به  تأویل دارد، می‌فرماید: قرآن کریم علم به تأویل را برای غیر خدا ممکن  می‌داند. اما خصوص آیه مورد بحث(آل عمران: 7)، دلالتی بر آن ندارد. لکن  انحصار موجود در آیه، منافاتی ندارد با اینکه دلیل دیگری جدای از آیه مورد  بحث، دلالت کند بر اینکه خداوند از این علم اختصاصی خودش به دیگران هم داده  باشد. همان‌طور که در علم غیب این‌طور است که در آیاتش مختص به خدا معرفی  شده،(
مانند: نمل: 65؛ یونس: 20؛ انعام: 59. ) اما در آیه‌ای دیگر برای غیر خدا هم ثابت است.(جن: 27.)


ایشان با ذکر آیه شریفه «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ فِی کِتابٍ مَکْنُونٍ لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ»  (واقعه: 79) می‌فرمایند: هیچ شبهه‌ای در این نیست که آیه شریفه ظهور روشنی  دارد در اینکه مطهرین از بندگان خدا با قرآنی که در کتاب مکنون و لوح  محفوظ است تماس دارند؛ لوحی که محفوظ از تغییرات است و یکی از انحاء تغییر  این است که دستخوش دخل و تصرف‌های اذهان بشر‌گردد، وارد در ذهن ها شده از  آن صادر گردد و منظور از مس هم همین است. و این نیز معلوم است که این کتاب  مکنون همان ام الکتاب در آیة 29 رعد و 4 زخرف است. این مطهرین، مردمی هستند  که طهارت بر دل‌های آنان وارد شده و کسی جز خدا این طهارت را به آنان  نداده است؛ چون خدا هر جا سخن از این دل‌ها کرده، طهارتش را به خودش نسبت  داده است. مانند: آیه تطهیر( احزاب: 33 ) و آیة 6 سوره مائده که می‌فرماید:  «ولکن یرید لیطهرکم»...  .

نباید نتیجه‌ای را که این بیان دست می‌دهد، اشتباه گرفت؛ چون آن مقداری  که با این ثابت می‌شود، همین است که مطهرین، علم به تأویل دارند و لازمه  تطهیرشان این است که در علمشان راسخ باشند؛ چون تطهیر دل‌هاشان مستند به  خداست و خدا هم هرگز مغلوب هیچ چیزی واقع نمی‌شود. لازمة تطهیرشان این‌ است  [که ذکر شد]، نه اینکه بگوییم راسخین در علم، به گردن آیه انداخت ...

همچنین آیه شریفه (واقعه: 79)، اثبات نمی‌کند که مطهرون همه تأویل کتاب را  می‌دانند و هیچ تأویلی برای آنان مجهول نیست و در هیچ وقت از آن جاهل  نیستند، بلکه از این معانی ساکت است. تنها اثبات می‌کند که فی الجمله تماسی  با کتاب، یعنی با لوح محفوظ دارند، اما چند و چون آن احتیاج به دلیل  جداگانه دارد.(ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبائی، المیزان، ترجمه سیدمحمدباقرموسوی‌همدانی، ص  75-86؛ علی‌اکبر بابایی، «تأویل قرآن»، معرفت، پیش شماره1، ص5 و پیش شماره  2،ص5. و شماره6، ص44؛ محمدکاظم شاکر، «تأویل قرآن و رابطه زبان شناختی آن  با "تنزیل قرآن"»، معرفت، ش 24، ص46.)
این موضوع ان شالله ادامه خواهد داشت.

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۶-۲۶-۱۳۹۴, ۰۷:۲۰ عصر
ارسال: #4
RE: تأویل، ابزار عوام‌فریبی در بهائیت
بسم الله الرحمن الرحیم
3-معنای تاویل در بهائیت
تأویل در بهائیت علی‌رغم حرام دانستن تأویل در این فرقه، تأویل در این مسلک شایع بوده، اساساً این مسلک بر تأویلات مبتنی است.
«بهاء» در کتاب اقدس تصریح و تهدید می‌کند که: هر کس که عبارات این کتاب را تأویل کرده و از معنای ظاهری آنها بیرون برد، کلام خدا را تحریف کرده و در کتاب مبین، از زیانکارترین افراد خواهد بود: «انّ الذی یأَوّلُ ما نُزِّلُ مِن سماء الوحی و یخرُجُه عن الظاهر انّه ممّن حرَّف کلمةالله و کان من الاخسرین فی کتابٍ مبین».(اقدس، ص102.)
اشراق خاوری نیز می گوید: «از جملة وصایای حتمیه و نصایح صریحة اسم اعظم [یعنی بهاء]، این است که ابواب تأویل را مسدود نمایید و به صریح کتاب، یعنی به معنی لغوی مصطلح قوم تمسک جویید».(عبدالحمید اشراق خاوری، گنیجنة حدود و احکام، ص 340 ـ 341. )
علی‌محمد شیرازی می گوید: «اذن نیست از برای أحدی که تفسیر کند به آنچه در بیان نازل شده».(ر.ک: مهدی کریمی، بهائیت از ادعا تا واقعیت، نسخه الکترونیکی، ص 56. )
گلپایگانی، مطالب کتب مقدسه الهیه را به سه دسته احکام و شرایع و سنن، ذکر حوادث ماضیه و ذکر حوادث آتیه تقسیم کرده، تأویل را در قسم آخر جایز می‌داند.( ر.ک: ابوالفضل محمدبن محمد رضا الجرفادقانی، الفرائد فی بیان وجوه اقسام الدلیل و البرهان و جواب مسائل انتقد بها حضرة الشیخ عبد السلام علی أهل الایقان، ص353-354. )
گرچه فهم معانی آیاتی که ذکر حوادث آتیه می کنند را خارج از توان همه مردم و علما و فلاسفه دانسته، با استناد به آیات و روایاتی، مختص امی غیر متألمی که نازل از حضرت أحدیت است و نیز قائم موعود می داند.(ر.ک: ابوالفضل محمدبن محمد رضا الجرفادقانی، الفرائد فی بیان وجوه اقسام الدلیل و البرهان و جواب مسائل انتقد بها حضرة الشیخ عبد السلام علی أهل الایقان، ص361.) با فرض پذیرش این ادعا، با اثبات عدم امی غیر متألم بودن «باب» و «بها» و حتی شیخ احمد احسائی، از باب تأکید بیشتر، فهم معانی آیات مذکور از توان اینها هم خارج خواهد شد.
در این صورت، باز هم باب تأویل که گلپایگانی آن‌را به زحمت توجیهات بی‌شمار گشوده بود، مسدود می‌گردد.
این موضوع ان شالله ادامه خواهد داشت.

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

POWERED BY MyBB, © 1390-1398 گروه پیروان موعود
پشتیبانی و توسعه SaneCity