دعای کمیل در قالب نظم ... دلنوشته بنده حقیر
زمان کنونی: ۷-۲۷-۱۳۹۷, ۰۲:۵۶ عصر
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: خادم المهدی عج
آخرین ارسال: خادم المهدی عج
پاسخ: 7
بازدید: 3973

ارسال پاسخ 
دعای کمیل در قالب نظم ... دلنوشته بنده حقیر
۱۱-۹-۱۳۹۴, ۱۱:۵۸ صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۱-۱۵-۱۳۹۴ ۰۵:۳۶ عصر، توسط خادم المهدی عج.)
ارسال: #1
مهدی دعای کمیل در قالب نظم ... دلنوشته بنده حقیر
با یاری خدا و عنایت ائمه اطهار (ع) اولین قسمت از مجموعه اشعار مبتنی بر متن دعای کمیل را خدمت شما محبان امام زمان (عج) تقدیم میکنم :

قسمت اول ، مقدمه ای برای شروع و گریه :
============================

مَقصدم ، بَهرِ تقرّب رَه نشان کردی ... بر دلِ خضرِ نبی ، این دعا انشاء کردی
الحمدت بگویم که شیعه یِ حقّم نمودی ... از خضر به ولی تا به کمیل این نصیبم نمودی
فضیلت به شبِ نیمه یِ شعبان دارد ... حتما این سِر ، رَه به خیمه یِ مولا دارد
چه کنم که دلم هوسِ دیدنِ او را دارد ... اذنِ وَصلم به تو ، رُخصتِ او را کم دارد
چه بسا دیر شدُ جای لبیّک اشهد بخوانم ... واسه اینه که هر شبِ جمعه کمیل میخوانم
اشک نصیبم کن ، کم نه بسیار ... صبحِ جمعه ، ندبه دارم در فراقِ یار
ای مَحرمِ اسرارِِ هر دو عالم ... کمی از سرِّ این دعا گو تا بدانم
راهیِ ایوانِ طلایِ نجفم کن ... ذرّه ای از نور دِه ، کمیلم کن


به امید خدا ادامه دارد ...
استفاده با ذکر صلواتی برای سلامتی امام زمان (عج) اشکالی ندارد ...
یا علی ...


[تصویر:  %D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D9%85%DB%8C%D9%84.gif]

امضای خادم المهدی عج
خدایا کمکم کن کمتر گناه کنم ،
تا شده یک ثانیه هم ظهور بواسطه من جلو بیفته ...
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط sahel ، mahdy30na
۱۱-۹-۱۳۹۴, ۱۲:۳۱ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۱-۹-۱۳۹۴ ۱۲:۳۵ عصر، توسط sahel.)
ارسال: #2
RE: دعای کمیل در قالب نظم ... دلنوشته بنده حقیر
شب جمعه که شب رحـــــــــــمت و غفران خداست

دوری از مســـــجد و محراب و دعا کار خطاست

سرخوش آنکو که در این شب به دعا مشغول است

فارغ از فیض در این همچو شبی مسئول است

همره خضـــــــــــــــــــــر شو و آنچه علی گفت کمیل

لوح دل ســـــــــــــاز دعایی که بنام است کمیل

با زبان علوی مســــــــــــــــــــــــــــــئلت از یزدان کن

رحمت واســــــــــــــــــــــعه را واسطه جانان کن

مخلص ار طالب فیضـــــــــــــــــــــی به خرابات خرام

که به رنــــدی بود این راه و روش ، کیش و مرام





دلها براي سوز دعا تنگ ميشود
ياد "مجير" در دل ما تنگ ميشود

در ازدحام اهل مناجات و بندگي
وقت "کميل" جاي گدا تنگ ميشود

امضای sahel
[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcQh3PC9etsYc65QUR7pdIn...b9i9D6q7bD]
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط خادم المهدی عج ، mahdy30na
۱۱-۱۵-۱۳۹۴, ۰۵:۲۵ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۲-۲۱-۱۳۹۴ ۰۵:۰۹ صبح، توسط خادم المهدی عج.)
ارسال: #3
مهدی دعای کمیل در قالب نظم ... دلنوشته بنده حقیر
با یاری خدا و عنایت ائمه اطهار (ع) دومین قسمت از مجموعه اشعار مبتنی بر متن دعای کمیل را خدمت شما محبان امام زمان (عج) تقدیم میکنم :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ؛
الّلهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتى وَسِعَتْ كُلَّ شى‏ءٍ؛
وَ بِقُوِّتِكَ الَّتى قَهَرْتَ بِها كُلَّ شى‏ءٍ؛
وَ خَضَعَ لَها كُلُّ شى‏ءٍ وَ ذَلَّ لَها كُلُّ شى‏ءٍ؛
وَ بِجَبَرُوتِكَ الَّتى غَلَبْتَ بِها كُلَّ شى‏ءٍ وَ بِعِزَّتِكَ الَّتى لایَقُومُ لَها شى‏ءٌ وَ بِعَظَمَتِكَ الَّتى مَلَأَتْ كُلَّ شى‏ءٍ وَ بِسُلْطانِكَ الَّذى عَلا كُلَّ شى‏ءٍ؛
وَ بِوَجْهِكَ الْباقى بَعْدَ فَناءِ كُلِّ شَى‏ءٍ وَ بِاسْمائِكَ الَّتى مَلَأَتْ ارْكانَ كُلِّ شَى‏ءٍ وَ بِعِلْمِكَ الَّذى احاطَ بِكُلِّ شَى‏ءٍ وَ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذى اضاءَ لَهُ كُلُّ شَى‏ءٍ؛

قسمت دوم :
==========

خدایا، تو خود کاشتی مرا در زمین ...باغبانم، خود نباشی بی ثمر مانم همین
از تو خواهم که زخویِ رحمتت ... پُر ثمر گردانیَم در حلقه اُلفتت
ای که کوه و دریاها ذلیلند، در محضرت ... منه ریزه سنگ و قطره ندانم، قدرتت
ای که مافوقی و همه تسلیمِ تو اند ... منم دونِ هرآنچه در سجودِ تو اند
بی دلم گر بپندارم، از درازگوش برترم ...او به دل در ذکرُ من بی زبان، بهرِ نان میدَوم
او به گوش و چشم و دل همی بیند تو را ... من سوارش، کورُ کر، بی دل نبینم تو را
یاورم باش ای بر اعضای من و او، قاهر ...تا توانم در ذکرت ازو بالا روم، ای ذاکر
عابدی در دستگاهِ سلطانی چون تو می ارزد ... وَرنه پادوئی بهرِ دیوی از درون خالی چه ارزد
چقدر کوچکم من، ندانستم آن بزرگ کیست ... دنیا رهایم کن، گم کرده ام در زمین نیست
ای نفسِ من، پادشاهی بر چیزی مخواه ...هر چه طالبی، سلطانی دارد، بی پروایی مخواه
هر آنچه طالبش هستی، سایه ای زِ نور خداست ... طالب نور باش، که سایه خود محتاج خداست
گِلی چون من که ذاتش، در دستان توست ...کوزه گر که تو باشی، عمرِ کوزه نیز در یَد توست
کوزه چه میفهمد آخری دارد شکستنی ... کوزه گری چون باشد تا ابد ماندنی
خاکِ سفال با نامِ تو با آب درآمیخت ...با نامِ تو هر گِلی جان گرفت و برانگیخت
آب و خاک و آتش، همه گویایِ علمِ تو اند ... عالمان به چه نازند، جملگی خود ز نورِ تو اند
کاستی ها از منه در تاریکی مانده است ... تو که هستی و نورت تا ابد زنده است
با فانوس هایت رَه را بر من روشن نمودی ...با همان انواری که زِ گِرداب رهایم نمودی
اگر در تیرگی ماندم، غرقِ منجلاب شدم ... ایراد زِ خودم بود،  واردِ کشتیِ نجات نشدم


به امید خدا ادامه دارد ...
استفاده با ذکر صلواتی برای سلامتی امام زمان (عج) اشکالی ندارد ...
یا علی ...

[تصویر:  892823_La2TAIVQ.png]

امضای خادم المهدی عج
خدایا کمکم کن کمتر گناه کنم ،
تا شده یک ثانیه هم ظهور بواسطه من جلو بیفته ...
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط sahel ، mahdy30na
۱۱-۲۹-۱۳۹۴, ۰۹:۵۶ عصر
ارسال: #4
مهدی دعای کمیل در قالب نظم ... دلنوشته بنده حقیر
با یاری خدا و عنایت ائمه اطهار (ع) سومین قسمت از مجموعه اشعار مبتنی بر متن دعای کمیل را خدمت شما محبان امام زمان (عج) تقدیم میکنم :

يا نُورُ يا قُدُّوسُ يا اوَّلَ الْاوَّلينَ وَ يا آخِرَ الْاخِرينَ؛
الّلهُمَّ اغْفِرْلِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَهْتِكُ الْعِصَمَ، الّلهُمَّ اغْفِرْلِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ النِّقَمَ، الّلهُمَّ اغْفِرْلِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُغَيِّرُ النِّعَمَ، الّلهُمَّ اغْفِرْلِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعاء، الّلهُمَّ اغْفِرْلِى الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ الْبَلاءَ، الّلهُمَّ اغْفِرْلِى كُلَّ ذَنْبٍ اذْنَبْتُهُ وَ كُلَّ خَطيئَةٍ اخْطَأْتُها؛
الّلهُمَّ انّى اتَقَرَّبُ الَيْكَ بِذِكْرِكَ وَ اسْتَشْفِعُ بِكَ الى نَفْسِكَ وَ اسْئَلُكَ بِجُودِكَ انْ تُدْنِيَنى مِنْ قُرْبِكَ وَ انْ تُوزِعَنى شُكْرَكَ وَ انْ تُلْهِمَنى ذِكْرَكَ؛
الّلهُمَّ انّى اسْئَلُكَ سُؤالَ خاشِعٍ مُتَذَلِّلٍ خاضِعٍ انْ تُسامِحَنى وَ تَرْحَمَنى وَ تَجْعَلَنى بِقِسْمِكَ راضِيا قانِعا وَ فى جَميعِ الْاحْوالِ مُتَواضِعا. الّلهُمَّ وَ اسْئَلُكَ سُؤالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فاقَتُهُ وَ انْزَلَ بِكَ عِنْدَ الشَّديِدَ حاجَتَهُ وَ عَظُمَ فيما عِنْدَكَ رَغْبَتُهُ. الّلهُمَّ عَظُمَ سُلْطانُكَ وَ عَلا مَكانُكَ وَ خَفِىَ مَكْرُكَ وَ ظَهَرَ امْرُكَ وَ غَلَبَ قَهْرُكَ وَ جَرَتْ قُدْرَتُكَ وَ لايُمْكِنُ الْفِرارُ مِنْ حُكُومَتِكَ؛

قسمت سوم :
===========


ای نورِ ازلی ، زِ هر اولی ، اول تری ... ای فروغِ ابدی ، همه فانی ، تو بی آخری
ای پاک ترینِ پاکها ، به فریادم برس ... ای قدّیس ناخالصم ، به دادم برس
بندِ نفسم افتاده به گلو ، خفه ام می کند ... دستان توست که زِ بند ، رهایم می کند
چه ناسپاسم منه سر تا به پایم تقصیر ... چون توی دارم و نمیشم بین مردم تحقیر
الهی فاصله بنداز ، بین من و اعمالِ بدم ... به رنجِ آن دنیا واقفم ، ای منبعِ کرم
سینه ام حبسِ شک ، پُر زِ دعا گشته ... نورِ یقین زن بر دلم ، دعا انبار گشته
قاضیِ دلم پندارد ، بلا ریشه دارد در زمانه ... دریغا سیّئاتم ، مرا در دامِ بلا بِنهاده
نپذیری عذرم ، به کجا روم ، ای ظاهر ... این دام ، با ید تو باز میشود ، ای قادر
راهِ نَفَسَم را ، بسته نفسم با گناه ... گر نبخشی ، زِ دنیا میروم با بارِ گناه
تو زِ جود و کرم ، هبه ده ، رحمتت را ... تا به کف آرد ، کالبدم ، شوقِ وصلت را
حسرتِ کوه و درخت بودن دارد دلم ... تا که حمدت را بگویم هر آن در دلم
چشم و گوشم را به یادت ، عادت بده ... زبان و دلم را به شکرت ، الفت بده
صبح و شام ذکر بر زبان دارم در نماز ... یادِ دنیا کجا و یادِ توات باشد نیاز
بیاموزم رهِ وصل را به سویِ خودت ... نعمتی ده باشم همه عمر به یادِ خودت
الهی ، منه پستُ حقیرُ خوار را دریاب ... ترحّم کن زِ فضلت ، به اُفتاده بر تُراب
مدد کن تا در سجودت دائم بمانم ... زِ حکم و تدبیرت به خود شاکر بمانم
این مُفلسِ درمانده ، درویشِ تو است ... کاسه اش بر گدایی همی ، در پیشِ تو است
دریوزگی نزدِ سلطانی چون تو دارد اثر ... محتاجِ توام ، گر برانی ، کجا دارم مَفَر
حکمِ سلطانیت برپاست ، در عالمین ... کَس نفهمید تدبیرِ حکمت ، از انس و جن
قدرتِ تو کوه را ، سنگِ ریزی می کند ... قهرِ تو همچو منی را ، پوچِ هیچی می کند
گر نباشم در درگهت ، سو به کجا آخر روم ... مُلکِ تو بی انتهاست ، آخر کجا من در روم


به امید خدا ادامه دارد ...
استفاده با ذکر صلواتی برای سلامتی امام زمان (عج) اشکالی ندارد ...
یا علی ...

[تصویر:  tvshia.doayekomeyl1.jpg]

امضای خادم المهدی عج
خدایا کمکم کن کمتر گناه کنم ،
تا شده یک ثانیه هم ظهور بواسطه من جلو بیفته ...
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mahdy30na
۱۲-۶-۱۳۹۴, ۱۰:۳۷ عصر
ارسال: #5
مهدی دعای کمیل در قالب نظم ... دلنوشته بنده حقیر
با یاری خدا و عنایت ائمه اطهار (ع) چهارمین قسمت از مجموعه اشعار مبتنی بر متن دعای کمیل را خدمت شما محبان امام زمان (عج) تقدیم میکنم :


الّلهُمَّ لااجِدُ لِذُنُوبى غافِرا وَ لا لِقَبائِحى ساتِراً وَ لا لَشَى‏ءٍ مِنْ عَمَلِىَ الْقَبيحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلًا غَيْرَكَ لا الهَ الّا انْتَ سُبْحانَكَ وَ بِحَمْدِكَ، ظَلَمْتُ نَفْسى وَ تَجَرَّأْتُ بِجَهْلى وَ سَكَنْتُ الى قَديمِ ذِكْرِكَ لى وَ مَنِّكَ عَلَىَّ. الّلهُمّ مَوْلاىَ كَمْ مِنْ قَبيحٍ سَتَرْتَهُ وَ كَمْ مِنْ فادِحٍ مِنَ الْبَلاءِ اقَلْتَهُ وَ كَمْ مِنْ عِثارٍ وَقَيْتَهُ وَ كَمْ مِنْ مَكْرُوهٍ دَفَعْتَهُ وَ كَمْ مِنْ ثَناءٍ جَميلٍ لَسْتُ اهْلًا لَهُ نَشَرْتَهُ؛
الّلهُمَّ عَظُمَ بَلائى وَ افْرَطَ بى سوءِ حالى وَ قَصُرَتْ بى اعْمالى وَ قَعَدَتْ بى اغْلالى وَ حَبَسَنى عَنْ نَفْعى بُعْدُ امَلى وَ خَدَعَتْنِى الدُّنْيا بِغُرُورِها وَ نَفْسى بِجِنايَتِها وَ مَطالى يا سَيَّدى فَاسْئَلُكَ بِعِزِّتِكَ انْ لا يَحْجُبَ عنْكَ دُعائى سُوءُ عَمَلى وَ فِعالى وَ لا تَفْضَحْنى بِخَفِىِّ مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنْ سِرّى وَ لا تُعاجِلْنى بِالْعُقُوبَةِ عَلى ما عَمِلْتُهُ فى خَلَواتى مِنْ سُوءِ فِعْلى وَ اسائَتى وَ دَوامِ تَفْريطى وَ جَهالَتى وَ كَثْرَةِ شَهَواتى وَ غَفْلَتى. وَ كُنِ الّلهُمَّ بِعِزِّتِكَ لى فى كُلِّ الْاحْوالِ رَؤُفا وَ عَلَىَّ فى جَميعِ الْامُورِ عَطُوفاً؛

قسمت چهارم :
===========


ای عزیزم ، بندگانت رو میکنندُ تو نه ... ای حبیبم ، اغلب تلافی میکنندُ تو نه
رسواترینِ خَلقتم زِ عیوب ، ای ستّار ... جز تو به که دلبندم زِ گناه ، ای غفّار
ترسم که اسیرِ خوفت شوم و بی امید ... تا چون تویی دارم با رجائت شوم، با امید
زِ کلامت خواندم که مبدّل ِ همه ی اعمالی ... آنچنان امیدم آید که تو هم ستّاری و هم غفاری
اونقدر با کرمی که نزد عام روسفیدم کرده ای ... با خُلقت عاشقتر و خجلت زده ام کرده ای
خدایم تویی و جز تو خدایی دگر ندارم ... به توحیدُ اخلاص ، زیبنده تر از تو سراغ ندارم
ذرّه ذرّه ی عالمین در مدحِ تو الحمد میگویند ... که تو پاکی و همه در محظرت ثنا میگویند
جاهلی کردم به گناه ، ای اَرحم الرّاحمین ... که تو احمدی و اِنّی کنتُ مِن الظّالمین
با امیدِ رحمتت به گناه افتادمُ ناسپاس بودم ... تو هی به کرم بخشیدیُ من فراموش کار بودم
مستحق بلا بودم به زشتکاریم ... باز تو پوشاندیُ چه کنم با بدهکاریم
گر چه نالایقم با این همه اعمالِ بدم ... لیک دستم گرفتیُ نذاشتی بیش بلغزم
هر چه داشتم زِ بدی ، در چاهِ تار انداختی ... آنچه بودم کم زِ خوبی ، برق انداختی
این منش در وجودِ خدایی چون تو است ... کَز غم رهانی بنده ای که ناشکرِ تو است
این منم آن بنده با دَلوی پُر زِ خطا ... یک دَلو نگو ، چاهی دارم پُر زِ خطا
اسیرِ سرابِ آمال شدمُ به خویش بد کردم ... زنجیرِ تکبّر زِ دیو گرفتمُ به خویش بند کردم
بر مرکبِ جهل نشستمُ شیطان مرا فریفت ... آذین به دنیا زدُ با امیدِ بخششت مرا فریفت
زندانیِ نفس شده ام، زندانبان رهایم نمیکند ... هرچه دعاگویم، به جرمِ اعمالِ بدم رهایم نمیکند
تا تو نبخشی ، اعمالِ بَس ناپسندم را ... زِ سلّول ِ حبسِ نفس ، دعا نمیکندم رها
به آبرویت قسم ، ای کریمِ کریمان ... مکن مفتضح ، به اعمالِ سرّم درعیان
دانم که تیرِ نگاهِ هوس به چلّه ام داشتم ... همچو ابلهی جاهل زِ یادِ تو نِسیان داشتم
لیک با غضبت ، مرا حکمِ قصاص مده ... امیدم تویی ، مرا با رافتت فتوا بده


به امید خدا ادامه دارد ...
استفاده با ذکر صلواتی برای سلامتی امام زمان (عج) اشکالی ندارد ...
یا علی ...

[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcQmPqbQFAjsJrg8UKVcgxb...SovFUfJYo6]

امضای خادم المهدی عج
خدایا کمکم کن کمتر گناه کنم ،
تا شده یک ثانیه هم ظهور بواسطه من جلو بیفته ...
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mahdy30na
۱۲-۱۴-۱۳۹۴, ۰۱:۳۹ صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۲-۱۴-۱۳۹۴ ۰۱:۳۹ صبح، توسط خادم المهدی عج.)
ارسال: #6
مهدی دعای کمیل در قالب نظم ... دلنوشته بنده حقیر
با یاری خدا و عنایت ائمه اطهار (ع) پنجمین قسمت از مجموعه اشعار مبتنی بر متن دعای کمیل را خدمت شما محبان امام زمان (عج) تقدیم میکنم :


الهى وَ رَبّى مَنْ لى غَيْرُكَ اسْئَلُهُ كَشْفَ ضُرّى وَ النَّظَرَ فى امْرى. الهى وَ مَوْلاىَ اجْرَيْتَ عَلَىَّ حُكْماً اتَّبَعْتُ فيهِ هَوى نَفْسى وَ لَمْ احْتَرِسْ فيهِ مِنْ تَزْيينِ عَدُوّى فَغَرَّنى بِما اهْوى وَ اسْعَدَهُ عَلى ذلِكَ الْقَضاءُ فَتَجاوَزْتُ بِما جَرى عَلَىَّ مِنْ ذلِكَ بَعْضَ حُدُودِكَ وَ خالَفْتُ بَعْضَ اوامِرِكَ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَىَّ فى جَميعِ ذلِكَ وَلا حُجَّةَ لى فيما جَرى عَلَىَّ فيهِ قَضاؤُكَ وَ الْزَمَنى حَكْمُكَ وَ بَلائُك؛
وَ قَدْ اتَيْتُكَ يا الهى بَعْدَ تَقْصيرى وَ اسْرافى عَلى نَفْسى، مُعْتَذِراً نادِماً مُنْكَسِراً مُسْتَقيلًا مُسْتَغْفِراً مُنيباً، مُقِرّاً مُذْعِناً مُعْتَرِفاً، لااجِدُ مَفَرّاً مِمّا كان مِنّى، وَ لا مَفْزَعاً اتَوَجَّهُ الَيْهِ فى امْرى، غَيْرَ قَبُولِكَ عُذْرى، وَ ادْخالِكَ ايّاى فى سَعَةِ رَحْمَتِك، الَّلهُمَّ فَاقْبَلْ عُذْرى، وَارْحَمْ شِدَّةَ ضُرّى، وَ فُكَّنى مِنْ شَدِّ وَثاقى؛
يا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنى، وَ رِقَّةَ جِلْدى، وَ دِقَّةَ عَظْمى، يا مَنْ بَدَءَ خَلْقى وَ ذِكْرى، وَ تَرْبِيَتى وَ بِرِّى وَ تَغْذِيَتى، هَبْنى لِابْتداءِ كَرَمِكَ، وَ سالِفِ بِرِّكَ بى. يا الهى وَ سَيِّدى وَ رَبّى. اتُراكَ مُعَذِّبى بِنارِكَ بَعْدَ تَوْحيدِكَ وَ بَعْدَ مَا انْطَوى عَلَيْهِ قَلْبى مِنْ مَعْرَفَتِكَ وَ لَهِجَ بِه لِسانى مِنْ ذِكْرِكَ وَاعْتَقَدَهُ ضَميرى مِنْ حُبِّكَ وَ بَعْدَ صِدْقِ اعْترافى وَ دُعائى خاضِعا لِرُبُوبِيَّتِكَ. هَيْهات. انْتَ اكْرَمُ مِنْ انْ تُضَيِّعَ مَنْ رَبَّيْتَهُ اوْ تُبَعِّدَ مَنْ ادْنَيْتَهُ اوْ تُشَرِّدَ مَنْ آَوَيْتَهُ اوْ تُسَلِّمَ الَى الْبَلاء مَنْ كَفَيْتَهُ وَ رَحِمْتَه؛

قسمت پنجم :
==========

منه گدا ، دستم به سوی تو دراز است ... در همه حال چشَم به چشمِ تو باز است
درسته چشم از تو می بندم گه گهی ... آن رانده از درگهت می فریبد همی
گفتی به جدّم آدمی، پا از حد نباید رَد کنی ... اهرمن دستم گرفتُ، چه از حد رد کردنی
با سواری بر مرکبِ امّاره توجیهی ندارم ... خود نشستم بَررخشِ خوش رنگش عذری ندارم
مهیّا بودم زِ رخشِ سرکش به خاکم بیاندازی ... به حکم قضا گر چنینم مینمودی به حق اندازی
هر بلائی سرم آمد زِ کاشتِ بذرِ بد بود ...زمینِ وجودم نیازش مصلحی چون تو بود
همچو باغبانی مهربان نگهبانم باش ... زِ ابتدا تا ازل ای رحیم پناهم باش
افتاده اینک این بنده یِ ظالم به خویش ... به پایت تا بگوید معذورم زِ کردارِ خویش
آه و ناله را بنگر که بس نادم گشته ام ... دانم که عاصیُ پیشت رو سیَه گشته ام
معصیت غُلی سنگین به پاهایم بسته است ... رهایی از این بند به عفوِ تو وابسته است
ای آفریدگار، با خِلقتم مدیونم نمودی ... ای ارباب، با رزقِ بی منّت بدهکارم نمودی
هر روز که بگذشت، دیدم نعماتت را ... زِ آبُ قوتُ هوا، دیدم احسانت را
به حقِّ اینهمه عطاء، ترحّم کن بر بنده ات ... به حقِّ اینهمه حُسن، ببخش بر بنده ات
این تنِ پروانه مانند، طاقتِ آتش ندارد ... تو بهتر دانی توانش، این تن تاب ندارد
تیغ بزن بر دلِ این بنده یِ خاطی ات ... خونُ رگم گواه بینی بر وحدانیت
عشقِ تو را بر تارُ پودِ دلم بافته ام ... مُهرِ ذکرت را بر قلبُ لَبم ساخته ام
نشناسم کوزه گری کوزه یِ خود بشکاند ... نشناسم چون تو جذّاب کسی از خود برهاند
مالکِ مُلکی چون تو هوادارِ رعیت است ... گر ارباب براند کجا جایِ رعیت است
گر با تنِ نحیف رَه را به خلاف دویده ام ... تو را ضامن دیدمُ سویِ صیّاد رمیده ام
این منم که از مور هم کم رمق ترم ... تابِ رنجُ بلا در نار هم اصلا ندارم
دلِ رحیمت به عذابِ من، رضا می آید؟ ... به منه معترف به گناهم ای رب، بلا می آید؟


به امید خدا ادامه دارد ...
استفاده با ذکر صلواتی برای سلامتی امام زمان (عج) اشکالی ندارد ...
یا علی ...


[تصویر:  kamail.jpg]


امضای خادم المهدی عج
خدایا کمکم کن کمتر گناه کنم ،
تا شده یک ثانیه هم ظهور بواسطه من جلو بیفته ...
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط نگار 24 ، mahdy30na
۱۲-۲۱-۱۳۹۴, ۰۵:۰۸ صبح
ارسال: #7
مهدی دعای کمیل در قالب نظم ... دلنوشته بنده حقیر
با یاری خدا و عنایت ائمه اطهار (ع) ششمین قسمت از مجموعه اشعار مبتنی بر متن دعای کمیل را خدمت شما محبان امام زمان (عج) تقدیم میکنم :


وَ لَيْتَ شِعْرى يا سَيِّدى وَ الهى وَ مَولاىَ اتُسَلِّطُ النّارَ عَلى وُجوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِكَ ساجِدَةً وَ عَلى الْسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوْحيدِكَ صادِقَةً وَ بِشُكْرِكَ مادِحَةً وَ عَلى قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِالهِيَّتِكَ مُحَقِّقَة وَ عَلى ضَمائِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِكَ حَتّى صارَتْ خاشِعَة وَ عَلى جَوارِحَ سَعَتْ الى اوْطانِ تَعَبُّدِكَ طائِعَة وَ اشارَتْ بِاسْتِغْفارِكَ مُذْعِنَة ما هكَذَا الظَّنُّ بِكَ وَ لا اخْبِرْنا بِفَضْلِكَ عَنْكَ يا كَريمُ يا رَبّ؛
وَ انْتَ تَعْلَمُ ضَعْفى عَنْ قَليلٍ مِنْ بَلاءِ الدُّنْيا وَ عُقُوباتِها وَ مايَجْرى فيها مِنَ الْمَكارِهِ عَلى اهْلِها عَلى انَّ ذلِكَ بَلاءٌ وَ مَكْرُوهٌ قَليلٌ مَكْثُهُ، يَسيرٌ بَقائُه، قَصيرٌ مُدَّتُهُ، فَكَيْفَ احْتِمالى لِبلاءِ الْآخِرَةِ وَ جَليلِ وُقُوعِ الْمَكارِهِ فيها وَ هُوَ بَلاءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ وَ يَدُومُ مَقامُه وَ لايُخَفَّفُ عَنْ اهْلِهِ لِانَّهُ لايَكُونُ الّا عَنْ غَضَبِكَ وَانْتِقامِكَ وَ سَخَطِكَ وَ هذا ما لاتَقُومُ لَهُ السَّمواتُ وَ الْارْضُ. ياسِيَّدى فَكَيْفَ لى وَ انَا عَبْدُكَ الضَّعيفُ الذَّليلُ الْحَقيرُ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكين؛
يا الهى وَ رَبّى وَ سَيِّدى وَ مَوْلاى! لِاىّ الْامُورِ الَيْكَ اشْكُو وَ لِما مِنْها اضِجُّ وَ ابْكى؟
لِاليمِ الْعَذابِ وَ شِدَّتِهِ؟ امْ لِطُولِ الْبَلاءِ و مُدّتِه؟ فَلَئِنْ صَيَّرْتَنى لِلْعُقُوباتِ مَعَ أَعْدائِكَ وَ جَمَعْتَ بَيْنى وَ بَيْنَ اهْلِ بَلائِكَ وَ فَرَّقْتَ بَيْنى وَ بَيْنَ احِبّائِكَ وَ أَوْلِيائِك فَهَبْنى يا الهى وَ سَيّدى وَ مَوْلاىَ وَ ربّى! صَبَرْتُ عَلى عَذابِكَ فَكَيْفَ اصْبِرُ عَلى فِراقِك؟
وَهَبْنى يا الهى! صَبَرْتُ عَلى حَرِّ نارِكَ فَكَيْفَ اصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ الى كِرامَتِك؟ امْ كَيْفَ اسْكُنُ فِى النّار؟ وَ رَجائى عَفْوُك؛

قسمت ششم :
==========


کاش بدانم که صورتِ خاکی به ذکرت ... استخوانُ مَفصلِ پایی که افتاده به پایت
زبانی که چرخیده به حمد و ثنایت ... میچشد طعمِ شررهای عذابت؟
کاش بدانم این دلِ معترف به گناهم ... یا این سرِ راکع و جسمِ بی پناهم
تن و جانی که دائم در مقامت گفت ... استغفار کرد و همی از گناهش گفت
میشود بسوزد درون و برونش زِ نار؟ ... همان شاهدانِ ثناگویِ چون تو یار
دریغا که ناآگهم به فضلت ای عزیز ... نگه میداریَم دور زِ خشمت ای حفیظ
ندارم گمانِ بد زِ اکرام و مهربانیت ... قبولِ توبه ام باشد زِ کرم و خداییت
منی که تابِ کیفرِ اعمالم در این دنیا ندارم ... منی که با اندک بلایی در زمینت همراه نالم
من و تو خوب دانیم که این رنج رفتنیست ... با رنجِ دوزخت چه کنم که تا ابد ماندنیست
ارضُ فلک همه ترسانند زِ خشمُ غضبت ... زلزالُ سیلُ رعد گواه اند بر سخنت
تو که نیک میدانی درماندهُ خوارُ دونم ... مکن منه ذرّه را با عذابت مبتلایم
ای سرورم، ای صاحب، درد دارم بیشمار ... به کدامش شکوه کنم پیشت، با ناله بسیار
بگریم بر عذابِ دردآگین و الیمت ... یا اشک بریزم بر زمانِ زَجرِ مدیدت
گر بِرانی به اعمالم مرا در فوج دشمنانت ... تا روم در گودی سیه مملو زِ عدوّانت
این سبب، مرگِ روحم را نزدیک میکند ... همنشینی به خصمت،مرا از تو دور میکند
عشقِ منی، روی زِ رویِ عاشقت برمتاب ... بی عشقِ تو در عذابم، پس رُخت را برمتاب
تو که دلسوزترینی به منه بنده، ای معبود ... حسابم را همینجا همین آن صاف کن، ای وَدود
بلایم دِه، زندان بکن، از خود مران ... طعمِ با تو بودن، به رگِ گردن چشان
نشستن در بَرِ اولیائت باشَدم مطلوب ... هم سُخن با تو ای دوست باشَدم محبوب
ای قوی، تَن ضعیف است بر هیمنه یِ آتشِ غیظت ... گیرم بدان شکیب باشم، چه کنم با دوریِ هجرت
تو را همه کائنات علیلند به کتابت در کرامت ... منه منتظر به عفوت، چگونه شوم ذوب در عذابت
بند بندِ بدنم، شورِ تو گرفتهُ بر سینه زند ... گر روی بگردانی، نبخشی با دِشنه زند
دِشنه شود عسل به کامم در میانِ شیاطین ... جایی که تو نباشی بِه نباشم یاخَیرُالمالکین
مرا ببخشُ راهِ میان بُر به خودت یاد بده ... مرا بخرُ در میانِ پارسایانت جای بده


به امید خدا ادامه دارد ...
استفاده با ذکر صلواتی برای سلامتی امام زمان (عج) اشکالی ندارد ...
یا علی ...


[تصویر:  komail.jpg]

امضای خادم المهدی عج
خدایا کمکم کن کمتر گناه کنم ،
تا شده یک ثانیه هم ظهور بواسطه من جلو بیفته ...
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط mahdy30na
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

POWERED BY MyBB, © 1390-1397 گروه پیروان موعود
پشتیبانی و توسعه SaneCity