آیا بهائیان کافرند؟ چرا نه
زمان کنونی: ۹-۲۲-۱۳۹۸, ۰۵:۵۶ عصر
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mahdy30na
آخرین ارسال: mahdy30na
پاسخ: 1
بازدید: 1529

ارسال پاسخ 
آیا بهائیان کافرند؟ چرا نه
۱۱-۱۱-۱۳۹۴, ۰۹:۰۰ صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۱-۱۱-۱۳۹۴ ۰۹:۰۱ صبح، توسط mahdy30na.)
ارسال: #1
آیا بهائیان کافرند؟ چرا نه
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان یه سوال دارم ،آیا بهائیان کافرند؟

اگر بلی چرا ؟
اگر خیر چرا ؟

پیش از پاسخ لطفا این متن رو بخونین ...

کافر در لغت به معني بي دين، بي خدا و ضد مومن است. به بيان فقها كافر يعني كسي كه منكر خدا باشد و يا براي خداوند متعال شريك قائل باشد و يا اينكه پيغمبري حضرت خاتم الانبياء محمد بن عبدالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را قبول نداشته باشد و نيز به كسي كافر مي گويند كه ضروري دين يعني، چيزي را مثل نماز و روزه كه همه مسلمانان جزء دين اسلام مي دانند منكر شود.
رساله توضيح المسائل با متن فتاوي آقاي بروجردي و حواشي آيات عظام- جاويدان و فراهاني- علميه- مسئله 107- صفحه 30

اما بهائيان به خداوند يکتا (بدون شريک) ايمان دارند و خدايي جز او را نمي پرستند و اين موضوع در اکثر آثار بهايي ذکر شده است. به عنوان مثال، در نماز وسطي و يکي از نماز هاي سه گانه ديانت بهايي آيه زير را مي خوانيم: « اشهد بوحدانيتک و فردانيتک و بأنک انت الله لا اله الا انت» يعني شهادت مي دهم به وحدانيت و فردانيت تو و به اين که تو خدايي هستي که خدايي جز تو نيست.

پیش از این که خطوط بعد رو نقل قول کنم پیشنهاد میکنم این متون رو با تامل بخونین :

لا اله الا انا المسجون الفرید _ آثار قلم اعلى - جلد اول (كتاب مبين)‏
خدایی جز من زندانی تنها نیست
این اصلا شریک خدا بودن نیستا Wink
عبدالبهاء در ص 254 و 255 مکاتیب جلد2 آورده

" اظهار الوهیت و ربوبیت بسیاری نمودند... و جمال مبارک (بهاء الله) در قصیده عزّورقائیه می فرماید
کلّ الالوه من رشح امری تالّهت ******** و کلّ الربوب من طفح حکمی تربّت
یعنی همه معبودها از تراوش امر من معبود شده اند و همه پروزرگار ها از سر ریز حکم من پروردگار شده اند.

اینم خود جناب حسین علی نوری گفته ها

پس شریک خدا شد و حتی همه خدایان هم از ایشون حکم گرفتن
ایا منکر نبوت هم شد؟
تو ص 54 کتاب اقتدارات ببین چی گفته :" قد بعثنی الله و ارسلنی الیکم بایات بینات و اصدق ما بین ایدیکم من کتب الله و صحائفه و ما نزل فی البیان"
یعنی خود را مبعوث از جانب خداوند متعالی و مصدق آیین باب می داند.

خوب پس تا اینجا دونمونه از مطالب رو رویت کردید ! مطالب بازم هست ولی بسته

در ادامه چی هست ؟

اما در مورد بي دين بودن، بايد گفت که ديانت بهايي يک دين کاملاً مستقل است که از طرف خداي يگانه براي بشر فرستاده شده است. بهائيان تمام پيامبران قبل را (حضرت آدم و ابراهيم و نوح و موسي و عيسي و محمد و ساير پيامبران) را قبول دارند و آنها را چون پيامبرخودشان، حضرت بهاء الله، دوست دارند. اگر يك بهائي پيامبران ديگر را قبول نداشته باشد و پيروان آنها را دوست نداشته باشد، بهائي حقيقي نيست. بهائيان پيامبران الهي را مانند حلقه هاي زنجيري مي دانند که سر آغازشان پروردگار يکتا است ودر نتيجه انکار حتي يکي از رسولان الهي به معني پاره شدن اين زنجير و جدا شدن از ريسمان محکم الهي است. اقرار به حقانيت پيامبران قبل و شرح کتب و آثارشان، معاني باطني از استعارات و تشبيهات موجوده در کتب آسماني مختلف در بسياري از آثار ديانت بهايي از جمله کتاب مستطاب ايقان آمده است.

این حرف که دیانتی مستقل هست ، پیشنهاد میکنم مراجعه کنید به بحث خاتمیت که بحثش مفصل شده *بهائیت و خاتمیت*( تا اینحا خسته نشین)

اساسا طبق نص صریح موسس بهائیت پیامبر اکرم اخرین رسول و پیامبر بود ولی چی شد یهو پیامبر جدید اومدHuh
همه رو اونجا توضیح داده شده و نیازی به تکرار نیست فقط بگم خوب این شخص موسس قبل از این ادعا گفته که : میرزا حسینعلی در صفحه ۲۹۳ اشراقات می نویسد:

« اَلصَلوةُ و السَّلامُ عَلی سَیِّدِ العالَم و مُرَبّیِ الاُمَمِ الذی بِه انتَهَتِ الرِسالَةُ وَالنُّبوَه و عَلی آلِه وَ اَصحابِه دائِماً اَبَداً سَرمَداً»
سلام و درود بر آقای اهل عالم و پرورش دهنده ی امت ها کسی که به او نبوت و رسالت پایان یافته و بر خاندان و دوستانش سلام و درود دائمی و ابدی و سرمدی باد.
خوب پس بحث خاتمیت هم اینجا تکلیفش تغیریبا معلوم شد . پس دیگه ایشون پیامبر نیست .

در مورد قبول داشتن پيغمبري حضرت محمد بايد گفت ما بهائيان نه تنها حضرت محمد را قبول داشته بلكه اورا بعنوان خاتم (به معناي نگين) پيامبران مي شناسيم. حضرت بهاالله در حمد و ثناي حضرت محمّد و خاتميّت ايشان و سلام بر امامان مذهب شيعه چنين فرموده اند: «جوده العظيم الصّلوة و السّلام علي سيّد العالم و مربّي الامم الّذي به انتهت الرّسالة و النّبوّة و علي آله و اصحابه دائماً ابداً سرمدا[ اشراقات – صفحه ۲۹۳]
بحث خاتم رو فقط یک نکته میگم و بعد شما بازم مراجعه کنین به همون خاتمیت
چه خاتم ( به معنای انگشتر هم بگیری و چه معنای اخر ) بازم شما به این میرسی که رسالت و نبوت تمام شد چرا که :
شما که میگید اسلام رو قبول دارید و ... پس این حدیث که سندا و محتوا صحیحی داره رو چطور رد میکنید که :
انا خاتم الانبیاء و انت یا علیّ خاتم الاوصیاء. ( قسمت خاتم اوصیا رو چطور سر هم میارین که ایا امام علی انگشتیر و نگین اوصیا بود؟ ) اصلا اینهم بگیریم که خاتم به فتح و کسر و ضمه ... بنگریم میشه این
1- خاتِم بر وزن "حافِظ" که به صورت اسم فاعل است و مفاد آن ختم کننده است.
2- خاتَم به فتح تا، بر وزن "عالَم" و معنی آن آخر و آخرین است.
3- خاتَم بر وزن "عالَم" به معنی چیزی که با آن اسناد و نامه ها را مُهر می‌کردند.
4- خاتَمَ به فتح تا و میم بر وزن "ضَارَبَ" فعل ماضی از باب مضاربه، یعنی کسی که پیامبران الهی را ختم کرد.
پس پاسخ شما بسی بی تامل و بی تدبیری هست و ناچار باید ختمیت رو بپذیرید. ( البته اینجا هم مثل کلمه مولا در غدیر دست به تحریف زدند و ... )

اما ادامه سخن بهائیان ،
حضرت عبدالبها نيز در مقام دفاع از شأن حضرت رسول چنين فرموده اند: «امّا حضرت محمّد ، اهل اروپا و امريکا بعضي روايات از حضرت رسول شنيده‌اند و صدق انگاشته‌اند و حال آنکه راوي يا جاهل بوده و يا مبغض و اکثر راويها قسّيسها بوده‌اند و همچنين بعضي از جهله اسلام روايتهاي بي اصل از حضرت محمّد نقل کردند و بخيال خود مدح دانستند . مثلاً بعضي از مسلمانان جاهل کثرت زوجات را مدار ممدوحيّت دانسته و کرامت قرار داده زيرا اين نفوس جاهله تکثّر زوجات را از قبيل معجزات شمرده‌اند و استناد مورّخين اروپا اکثرش بر اقوال اين نفوس جاهله است . مثلاً شخص جاهلي در نزد قسّيسي گفته که دليل بزرگواري شدّت شجاعت و خونريزيست و يک شخص از اصحاب حضرت محمّد در يک روز صد نفر را در ميدان حرب سر از تن جدا کرد آن قسّيس گمان نمود که في الحقيقه برهان دين محمّد قتل است . و حال آنکه اين صرف اوهام است بلکه غزوات حضرت محمّد جميع حرکت دفاعي بوده و برهان واضح آنکه سيزده سال در مکّه چه خود و چه احبّايش نهايت اذيّت را کشيدند و در اين مدّت هدف تير جفا بودند بعضي اصحاب کشته گشتند و اموال به يغما رفت و سائرين ترک وطن مألوف نمودند و به ديار غربت فرار کردند و خود حضرت را بعد از نهايت اذيّت مصمّم به قتل شدند لهذا نصف شب از مکّه بيرون رفتند و بمدينه هجرت فرمودند. با وجود اين اعدا ترک جفا نکردند بلکه تعاقب تا حبشه و مدينه نمودند…[ مفاوضات- صفحه 14 ]»

همچنين حضرت ولي امرالله درباب هدايت خلق به سوي خالق مي فرمايند: «… اين است که حضرت مسيح و حضرت محمّد و حضرت بهاءالله کشف نقاب نمودند و نداي الهي را در قالب عنصري مجسّم فرمودند تا كلّ بتقرّب الهي فائز گرديم و به آذان ترابي آن ندا را اجابت نمائيم و پي بحقيقتش بريم …[ قرن بديع- صفحه 776 ]»

اینم یکی دیگه

"کما انتم تقرئون فی الکتاب بانّ الله لما ختم النبوّه بحبیبه بشر العباد بلقائه و کان ذلک حتم محتوم "
(مائده آسمانى - جلد ۴- صفحه ۶۵)
همانطور که شما در قرآن می خوانید ، خدای بزرگ آنگاه که نبوت را به حبیبش پایان بخشید ، بندگان را به لقاء خود بشارت داد و این امری حتمی است.

اما از اینجا دیگه بحث خاتمیت تموم میشه و بحث جدید مطرح میشه


در بيان ديگر،گفته مي شود که کافر کسي است که حق را باطل و باطل را حق جلوه دهد. کافران در قرآن چنين توصيف شده اند: « أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَإِن يَشَأِ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ»[سوره شوري – آيه 24] يعني آيا مى‏گويند بر خدا دروغى بسته است پس اگر خدا بخواهد بر دلت مهر مى نهد و خدا باطل را محو و حقيقت را با كلمات خويش پا برجا مى‏كند اوست كه به راز دلها داناست. پس طبق اين آيه باطل محو شدني است، اما ديانت بهايي پس از 160 سال با قدرتي روز افزون به جلو پيش مي رود و نه تنها از قدرت آن کاسته نشده بلکه حقانيتش روز به روز جلوه گر تر مي شود. چون انتشار امر باطل در ميان مردمان خلاف عدل خداوند است در صورتي که امر بهائي روز به روز بيشتر گسترش مي يابد، مي توان نتيجه گرفت که دين بهايي برحق است و نوشته هاي رديه نويسان امروز نا حق است چرا که که سخنانشان به راحتي، در مدتي اندک محو شده، باطل بودن آنها مشخص مي شود.

جالبه که خد این اقایان به دروغی بودن و .. چه میگن و استناد به قرانی که در واقعه دشت بدشت ( زمان باب نسخ شد و .. ( به واقعه دشت بدشت مراجعه کنید Wink)

دوستان 160 سال رو داشته باشین و اینهم کنارش مشروعیت بیت العدل رو داشته باشین که :

" ای احبّای الهی، بايد وليّ امر اللّه در زمان حيات خويش من هو بعده را تعيين نمايد تا بعد از صعودش اختلاف حاصل نگردد ."( الواح وصاياى مباركه حضرت عبدالبهاء- صفحه ١٣)
"حضرت عبدالبهآء راجع به وظائف ولايت امر اللّه در الواح وصايا ميفرمايد اوست " مُبيّن آيات اللّه " و اين عيناً عبارتی است که آن حضرت در موقع اعتراض ناقضين ميثاق به مقام تبيين از نصوص مبارکهء حضرت بهآءاللّه اختيار فرموده در ردّ آنان اظهار ميداشتند و نيز ميفرمايد : " و من بعده بکراً بعد بکر يعنی در سلاله او . " و ايضاً ميفرمايد : حصن متين امر اللّه به اطاعت من هو وليّ امراللّه محفوظ و مصون ماند و اعضای بيت عدل و جميع اغصان و افنان و ايادی امر اللّه بايد کمال اطاعت و تمکين و انقياد و توجّه و خضوع و خشوع را به وليّ امر اللّه داشته باشند ."(دور بهائی - صفحات ٨٠ و 81) یعنی چی؟ ولی امر نداشتن بیت العدل یعنی چی؟ یعنی اصلا مشروعیت نداره این سازمانSmile «بدون این مؤسسه - و ولی امرالله - وحدت و اساس در خطر افتد و بنیانش متزلزل گردد و از منزلتش بکاهد و از واسطه ی فیضی که بر عواقب امور طی دهور احاطه دارد بالنده بی نصیب ماند و هدایتی که جهت تعیین حدود و وظایف منتخبین ضروری است، سلب شود» ( ارکان نظم بدیع، ص46.) یعنی عدم مشروعیت
بعدشم این سازمان میدونین که هنوز هنوزه چند جرم رو براش هیچ حدی قرار نداده ؟ این یعنی رشدCool
وقتی شوقی افندی به تعیین جانشین اقدام نمیکنه ( ولی امر بعدی ) گواه عدم اعتقاد خودش به جایگاهی که خودش و باباش و رهبران بهائی به گزاف برای ولی امر تعیین کردند، نیست؟!Huh
عجب حقانیتی داره این دیانتWink

همچنين در قرآن کريم تاکيد شده که « اگر او (محمد) به دروغ سخناني بر ما مي بست حتما او را به دست راست خود مي گرفتيم سپس رگ گردنش را قطع مي کرديم وشما هيچ يک بر دفاع از او قادر نبوديد و اين قرآن پندي براي پرهيزگاران است»[ سوره حاقة – آيات 39 – 47 ]. طبق اين آيه خداوند به کسي که به دروغ مطالبي عليه او بگويد فرصت نمي دهد و از بروز حرفهاي باطل جلوگيري مي کند. اما گسترش و قدرت آئين بهايي باطل نبودن آن را ثابت مي کند. حضرت بهاءالله در يکي از مناجات هاي خود بي تاثير بودن و محو شدن سخنان کافران را اين گونه بيان مي فرمايند:
گرجمله کائنات کافر گردند بر دامن کبرياش ننشيند گرد

اینم اخرین قسمت این حرف :
ایه رو چه قشنگ ترجمه کردن ایناHeart بعدشم این ایات رو از ایه 44 ترجمه کرده میگهم 39 . این حالا هیچی . پیش میاد.
اما ایات مبارک :
وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ * ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ * فَمَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ* وَإِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ
44 -48 سوره حاقه
پس مراقب باشین تو نقل هایی که براتون میشه.
باطل نبودن دیانت؟! واقعا ؟ بابا خدا و نبی و رسول و ... همه یکی هستی و تازه خدا بزرگه مرحله اخر این موسستونه که از پوست و گوشت و استخونه و دنیا اومده و مرده بعد میگی دیانت ما کاذبه نیست ؟
با شعرش موافقم ، ولی جالبه که قشنگ خودشون رو رو میکنن برای توضیح و نفسیر و تاویل .
تا نقد بعد در پناه خدا.
متن نقل قول شده از سایتهایبهایی بود که نخواستیم اسمش تبلیغ بشه Rose
نگارش یافته در 10-11-94
mahdy30na

پ.ن : وقتی یه چی رو اقرار میکنی و تاریخ ثبت میکنه ، مرد باش و روش بمون چرا میزنی زیرش.

پ.ن : کتاب اقدس صفحه 111 میگه چی؟ و الذی یتکلم بغیر مانزل فی الواحی انه لیس منی:کسی که به غیر از آنچه در الواح من نازل شده تکلم کند از من نیست .و در صفحه 101 :ان الذی یاول ما نزل من سماء الوحی و یخرجه عن الظاهر انه ممن حرف کلمة الله العلیا و کان من الا خسرین فی کتاب مبین: کسی که آنچه از سماء وحی نازل شده را تاویل می‏کند و آن را از معنی ظاهرش خارج می‏سازد از کسانی است که کلمه الله علیا را تحریف مس کند و از کسانی است که از خاسران در کتاب مبین محسوب می‏گردد.

پ.ن : عجله ای شد ببخشین اگه یکم نا هماهنگه ولی دوست دارم خودتون هم نظراتتون رو بگین و حداقل بگین این چقدر رات میگن تو حرفاشون و حقانیتشون.
فقط نگین راستگو .. چون برای همونم مدارک موجوده.
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

POWERED BY MyBB, © 1390-1398 گروه پیروان موعود
پشتیبانی و توسعه SaneCity