شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت
زمان کنونی: ۱۲-۳-۱۳۹۶, ۱۲:۴۸ عصر
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mahdy30na
آخرین ارسال: mahdy30na
پاسخ: 7
بازدید: 2008

ارسال پاسخ 
شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت
۱-۲۰-۱۳۹۵, ۱۲:۱۶ عصر
ارسال: #1
شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت
بسم الله الرحمن الرحیم
در طول تاریخ، دشمنی وهابیت با اهل سنت به‌خوبی روشن و واضح است. وهابیان به طور آشکار و پنهان در صدد ضربه‌زدن به مذاهب مسلمانان هستند. باید موارد خصومت این فرقه ضاله را با مذاهب اسلامی به‌خوبی نمایان کرد تا عوام، فریب تبلیغات گسترده آنان را نخورند.
در این نوشتار می‌کوشیم با برجسته‌کردن مصادیق عناد و دشمنی وهابیان با اهل سنت، چهره واقعی آن‌ها را به نمایش بگذاریم.

نويسنده : سید شفیع هاشمی

کلمات کليدي : وهابیت ، مذاهب ، مواجهه خصمانه ، روش آشکار ، روش پنهانی .
مقدمه
در شرایطی که جاهلیت سیاه شرک، حاکم بود و آدمیت در چنگال توحش به سر می‌برد، آخرین پیام‌آور الهی از سپیده بشارت آسمانی طلوع کرد و آیین نجات‌بخش توحیدی اسلام درخشید. این ندا، با شعار برادری، برابری و انسان‌دوستی، شبه‌جزیره حجاز را بیدار کرد. انسان‌های سلیم‌الفطرت و خداجو، دعوت عدالت‌خواهی، اخوت و محبت توحید را دریافتند و به آن ایمان آوردند اما قریش به آن گوش ندادند و ایمان نیاوردند تا در فتح مکه، رسول‌الله صلی الله علیه و آله آنان را از اسارت جاهلیت آزاد کرد. در فرصتی، طلقای قریش به حاکمیت بازگشتند و شعارهای جاهلیت را بازگرداندند؛ توحید را به شرک، برابری را به ستم، برادری را به توحش و دوستی را به دشمنی آمیختند که بسیار پیچیده بود. دو طایفه در این برگشتِ قهقرایی سهیم بوده‌اند: اموی‌ها و خوارج.

وهابیان امروزی نمایندگان امویت قریش و خوارج‌اند. لذا با تجربیات گذشته در دشمنی‌هایشان مرزی را نمی‌شناسند، چون به مفهوم اسلام تسلیم نیستند؛ شعارشان تکفیر، عملشان کشتار مسلمانان و زندگی‌شان چپاول اموال آن‌ها است. آن‌ها مسلمان‌ها را مشرک می‌گویند و برادر نمی‌دانند تا حقِ برابر قائل باشند. معنای محبت اسلامی برایشان مفهوم نیست تا مسلمان‌ها را دوست داشته باشند. در بادیه‌های کفر و نفاق روییده‌اند و در سرزمین قساوت و قرن شیطان پرورش یافته‌اند و از عاطفه دینی محروم‌اند.

اسلافشان به ندای توحید بیست‌وسه سال «نه» گفتند و در این مدت با رسول الله صلی الله علیه و آله بی‌وقفه جنگیدند. پس از رحلتِ آن حضرت صلی الله علیه و آله در برابر مسلمانان ایستادند و تا کنون بر مواضع قریشی و خوارجی اجداد خویش پای می‌فشارند و آن را خطا نمی‌دانند، لذا با افتخار خود را سلفی می‌خوانند. از این‌رو جوهر وهابیان از خصومت جاهلانه و دشمنی ناصبانه تشکیل یافته است. آن‌ها خصومت‌ورزی را از اسلاف خویش به ارث برده‌اند و به آن وفادارند. از این‌رو با مسلمان‌ها دشمنی دیرینه دارند و در مقابل با کفار دوست هستند و به آستان آنان مهر می‌ورزند و به اطاعت آنان افتخار می‌کنند. آن‌ها در قرون متمادی با وصلت و هم‌دستی کفار ضربات شدید و نابودکننده‌ای بر پیکر اسلام زده‌اند. چنا‌ن‌که در سده‌های اخیر در مناطق حجاز با کمک یهود اتباع اهل سنت را مجبور کردند به دین وهابیت گردن نهند.

از این‌رو در مناطق دیگر برای مقابله با اهل سنت شیوه‌های مختلفی در پیش گرفته‌اند تا به هدف نابودی پیروان مذاهب دست یابند. مقاله حاضر به شیوه‌های خصمانه وهابیت علیه اهل سنت در دو بخش آشکار و پنهانی می‌پردازد.

ادامه دارد ان شالله ...
منبع : پژوهشنامه نقد وهابیت سراج منیر شماره 17
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط منتظر موعود
۱-۲۲-۱۳۹۵, ۰۴:۲۶ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱-۲۲-۱۳۹۵ ۰۴:۲۷ عصر، توسط mahdy30na.)
ارسال: #2
Information RE: شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت
بسم الله الرحمن الرحیم
1. شیوه‌های آشکار

وهابیت برابر اهل سنت با شیوه‌های گوناگونی، خصومت می‌ورزند. آن‌ها در تقابل خصمانه می‌گویند:‌ «مذاهب رسمی چهارگانه، اسلامی نیستند و خداوند آن‌ها را نازل نکرده است»[1] و التزام به آن‌ها «کفر»[2] است. همچنین وهابیان، مقام پیشوایان مذاهب را خفیف می‌شمارند و به آن‌ها حرمت نمی‌نهند. طبق عقیده آن‌ها، مسلمانان از فرد معینی «تقلید»[3] نمی‌کنند. مقلدان مذاهب «مشرک»[4] اند و کتاب‌هایشان «شرکیات»[5] است.

در ادامه به مواردی از هجمه‌های وهابیان می‌پردازیم:

الف. تحقیر امامان مذاهب

یکی از روش‌های دشمنی وهابیان، اهانت به امامان مذاهب است. آن‌ها به پیشوایان مذاهب احترام نمی‌گزارند، ولی نام رهبران سلفی را با عظمت می‌برند. «ایوبی»[6] درباره دیدگاه اهانت‌آمیر وهابیان می‌نویسد:

جای شگفتی است از فرقه وهابیت؛ زمانی که آن‌ها نام پیشوای اهل اسلام، امام اعظم و نام امامان سه‌گانه را می‌برند ساده می‌آورند، مثلاً می‌گویند‌ ابوحنیفه گفت، ولی هر گاه سخن از ابن‌تیمیه به میان آید می‌گویند: «شیخ‌الاسلام»؛[7] که این نوع لقب برای ابن‌تیمیه نهایت تعظیم به شمار می‌آید.[8]

وهابی‌ها کتاب‌های مذاهب را نیز ارج نمی‌گزارند و عقاید آنان، به‌ویژه دیوبندی‌ها، را تمسخر می‌کنند. شمس سلفی می‌گوید:‌ «برخی بزرگان دیوبندی درباره تبرکات مبتدعانه، عقاید عجیبی دارند ... مانند تبرک به ختم کتاب احیاء العلوم غزالی؛ من می‌گویم! آیا تبرک به کتاب صوفی قبوری خرافی صحیح است؟! و [تبرک به] کتاب مثنوی رومی حنفی امام صوفیان مولویه، که دیوبندیان قرآن فارسی نامیدند؟».[9]

به‌علاوه، وهابی‌ها با کتاب‌های فقهی مذاهب نیز مواجهه معاندانه دارند و آن‌ها را بی‌ارزش می‌دانند. ایوبی می‌نویسد:‌ «در مجالس‌شان کتب فقهی حنفیه را استهزا می‌کنند، چنان‌که برخی شاهدان دیده‌اند که جماعتی از آن‌ها در محافلی چنین رفتاری داشته‌اند».[10] و نیز همو می‌افزاید که وهابیان می‌گویند: «قیاس‌های بیشتر کتاب‌های متأخرانی مانند هدایه مرغینانی، فتاوی قاضی‌خان، فتاوی شامیه رد المحتار و ... بی‌فایده‌اند و به کار دانش نمی‌آیند، بلکه سبب می‌شود مردم از نصوص سنت محروم شوند. ای حنفی‌ها! بنگرید این [= ملاطاهر وهابی][11] گمراه چگونه کتاب‌های معتبر شما را مسخره می‌کند».[12]

پ.ن : پاورقی ها و منابع در انتها ذکر خواهد شد.
ادامه دارد ...
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط منتظر موعود
۱-۲۷-۱۳۹۵, ۱۲:۲۳ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱-۲۷-۱۳۹۵ ۱۲:۲۳ عصر، توسط mahdy30na.)
ارسال: #3
RE: شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت
بسم الله الرحمن الرحیم

ب.‌ اعلام نبود مذاهب در اسلام

دشمنی دیگر وهابیان این است که می‌گویند‌ مذاهب اربعه در اوایل اسلام نبود. حاکمان در قرون بعدی آن‌ها را ساخته‌اند؛ مقبل الوادعی، در استفتایی که از او درباره مذاهب شده است، می‌نویسد:‌ «مذاهب اربعه ساخته‌شده سلاطین است. در کتاب خدا و سنت رسول‌الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اثری به نام مذهب وجود ندارد که دلالت کند فرد مسلمان باید به مذهب معینی از مذاهب ملتزم باشند».[13]
ابن‌قیم جوزیه نیز مذاهب را حادث می‌داند و می‌گوید این بدعت زشتی است که در امت پدید آمده است. هیچ یک از امامان اسلام، که مرتبه عالی و جایگاه والایی دارند، از آن سخن نگفته‌اند. خدا و رسولش آگاه‌تر است که آن‌ها مردم را به اطاعت از خود فراخوانده باشند و دورتر از آن است که مردم را به پیروی از عالم معینی ملزم دارند و نیز دورتر از آن است که آن‌ها مردم را به اطاعت از یکی از مذاهب اربعه مجبور کنند.[14]
همچنین امیر صنعانی به مصنوع‌بودن مذاهب می‌پردازد و گفتار ابن‌قیم را شاهد می‌آورد که مذاهب قبلاً در اسلام نبوده و بعداً به وجود آمده است.[15]
[16] عمل می‌کنند، اما وهابیان تقلید را جایز نمی‌شمارند. ایوبی می‌نویسد آن‌ها [= وهابیان] تقلید را حرام می‌دانند.[17] مقبل الوادعی، مفتی معاصر وهابی، درباره حرمت تقلید می‌گوید «ما معتقدیم تقلید حرام و بدعت است؛ در قرون مفضله نبود».[18] همچنین وهابی‌ها معتقدند‌ اصل تقلید، شرک است؛ قنوجی وهابی در پاسخ می‌نویسد:‌

تقلید مذاهب، شرک است! مقلدان را بنگرید؛ چگونه آن‌ها به تقلید اولیا و عالمان میت، متعبدند و اقرار کردند که فهم کتاب و سنت مخصوص علما است! مقلدان به تقلید مشرکانه صالحان می‌پردازند. به تعابیر قوم و مکاشفات خواب مشایخ، اعتماد می‌کنند؛ آن‌ها کلام امت و امامان را بر کلام خدا و رسولش ترجیح می‌دهند؛ نمی‌دانم آن‌ها [مقلدان] روز حساب و کتاب چه عذری دارند و از عذاب و عقاب چگونه نجات می‌یابند؟[19]

در این باره بزرگان مذاهب اسلامی، مانند عبدالقوی محمد ظهیرالدین نعمانی مقلد، می‌نویسد:‌ «سلفی‌نماها تقلید از امامان مذاهب چهارگانه را شرک می‌دانند».[20]
پ.ن : پاورقی ها و منابع در انتها ذکر خواهد شد.
ادامه دارد ...
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط صادق ، منتظر موعود
۲-۱-۱۳۹۵, ۱۰:۵۵ صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲-۱-۱۳۹۵ ۱۰:۵۵ صبح، توسط mahdy30na.)
ارسال: #4
RE: شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت
بسم الله الرحمن الرحیم
د.‌ تکفیر مذاهب
یکی دیگر از مواجهات خصمانه وهابیت با مذاهب اسلامی تکفیر است. آن‌ها می‌گویند مردم با پیروی از مذاهب، به بیراهه رفتند و از صراط سلف خارج شدند. «استاد حریف»[21] درباره این عقیده وهابیت می‌نویسد:‌

هر کسی که با گروه وهابیت اندکی آشنایی داشته و کتب این‌ها را مطالعه کرده باشد یا در مجالس‌شان شرکت کرده باشد به‌خوبی درک می‌کند که این صفت بسیار دیده می‌شود، چنانچه این‌ها مسلمانان را به مسائل بسیار خُرد [= کوچکی] تکفیر می‌کنند و عقاید اجماعی اهل سنت و جماعت را شرک و کفر خطاب می‌کنند.[22]

همچنین، در جای دیگری می‌نویسد:‌ «وهابی‌ها تمام علمای اسلام را مشتبه و گمراه می‌شمرند و فقط سخن خود و رهبرانشان را صحیح می‌دانند».[23] بنابراین، وهابیان، عقاید پیروان مذاهب اسلامی را کفر می‌شمارند.

تکفیر شافعی‌ها و حنبلی‌ها

وهابیت به پیروی از ابن‌تیمیه نه‌تنها عقیده مذاهب را کفر می‌شمارند بلکه آن را ارتداد نیز می‌دانند که دیگر نمی‌توان از آن توبه کرد. این دیدگاه بسیار خطرناک است و جزء عقاید خصومت‌برانگیز وهابی‌ها به شمار می‌آید. این دیدگاه برای همگان روشن نیست و غالب مسلمانان مقلد از آن آگاهی ندارند و نمی‌دانند که ابن‌تیمیه و گروه وهابیت درباره آن‌ها چنین عقیده‌ای دارند. ابن‌تیمیه درباره ارتداد اشعری‌ها می‌گوید «کسی که می‌گوید من در فقه پیرو شافعی و در اصول تابع اشعری هستم، ما می‌گوییم این جمع اضداد و بلکه ارتداد است. زیرا شافعی، اشعری‌الاعتقاد نبود».[24]

وهابی‌ها به تبعیت از ابن‌تیمیه حنبلی‌ها را نیز گمراه می‌دانند. زیرا ابن‌تیمیه درباره‌شان می‌گوید «کسی که گوید من در فروع حنبلی هستم و در اصول معتزلی، می‌گوییم تو از راهی که گمان بردی اعتدال است بیرون رفتی و گمراه شدی. زیرا احمد در اجتهاد و اصول دین، معتزلی نبود».[25] لذا بر اساس دیدگاه ابن‌تیمیه، که وهابیان از او پیروی می‌کنند، شافعی‌ها و حنبلی‌ها مرتد یا گمراه‌اند.

تکفیر حنفی‌ها

حنفی‌ها در هجمه وهابی‌ها به طرز شدیدتری تکفیر می‌شوند، به نحوی که مذهب اسلامی حنفی را با مسیحیت برابر می‌دانند. البانی ذیل حدیث «مسلم»[26] چنین «تعلیق»[27] آورده است: «این حدیث واضح است در اینکه عیسی به شرع ما حکم می‌کند و طبق قرآن و سنت تصمیم می‌گیرد. او به غیر از این دو مورد به چیز دیگری چون انجیل و مذهب حنفی و مذاهب دیگر رفتار نمی‌کند».[28] هرتلی شافعی کردستانی درباره تعلیقه فوق می‌گوید:‌ «با چشم خود ببینید که آلبانی راجع به امام ابوحنیفه چه می‌گوید؟».[29] آلبانی مذهب حنفی را در شمار نصارا قرار می‌دهد.

وهابی‌ها در انتساب موهن احناف به نصرانیت، بسنده نکرده، بلکه با عداوت شدید آن‌ها را در زمره یهود نیز قرار دادند که بسیار خطرناک است. سیف الرحمن احمد وهابی، می‌نویسد: «یهود اهل سنت که مقلدان جامدند به‌خصوص برخی حنفی‌های جماعت تبلیغی که به تقویت جهل، تقلید جامد، پرستش بزرگان و اکرام و کرنش آن‌ها می‌پردازند و بین مسلمانان بدعت رواج می‌دهند؛ آن‌ها شریعتی را بر مردم تحمیل می‌کنند که نه خدا آن را تشریع کرده نه رسولش».[30] عزالدین ماضی نیز می‌گوید ابن‌تیمیه شیوخ امت [بزرگان مذاهب اسلامی] را به یهود و نصارا تشبیه کرد.[31]

وهابیان، با انتساب‌های ناصحیح به مذاهب اسلامی می‌کوشند به ساحت عظمای آن‌ها حمله برده، حریم‌هایشان را بیالایند. در این میان به «حنفی‌ها»،[32] که فرقه مستقل فقهی کلامی است و اکثریت نسبی دارند و در برابر وهابیت ایستاده‌اند، بیشتر تهمت می‌زنند. از این جهت به آن‌ها هجمه می‌برند و آن‌ها را به مذاهب نصرانی و یهود تشبیه می‌کنند.

به‌علاوه، وهابی‌ها به تکفیر مذاهب بسنده نمی‌کنند، عموم مقلدان اسلامی را از دایره اسلام خارج می‌دانند و «کافر» [33] می‌نامند. «حریف» دیدگاه تکفیری وهابیان را چنین می‌نویسد:‌ «مذاهب اربعه که قرن‌ها است تمام مسلمانان جهان پیرو آن‌اند و فقه و دین و تفسیر قرآن و حدیث را از همین چهار امام مذهب و علمای کرام مذاهب می‌آموزند، نزد این طایفه ... کافر و مشرک‌اند».[34] همچنین سید عزالدین ماضی درباره رهبری وهابیان می‌نویسد: «بدگویی، نسبت‌دادن شرک به مسلمانان و تکفیر بندگان خدا هنر شیخ حرانی و پیروان او است. در آثارش این گرایش را می‌بینیم که او همه امت اسلامی را تکفیر می‌کرد».‌[35]

افزون بر گواهی علمای فوق، خود وهابیان نیز به تکفیر امت اقرار دارند و می‌گویند مقلدان، مسلمان نیستند و هر کس داخل در دین محمد بن عبدالوهاب نشود کافر است![36]
بدین‌ترتیب اتباع مذاهب اسلامی در نگاه سلفی‌ها از اسلام خارج‌اند و کافر.

تکفیر اشعری‌ها

وهابیان، علاوه بر نحله‌های فقهی، به تکفیر فرقه‌های کلامی نیز می‌پردازند و به اشعری‌ها نسبت کفر می‌دهند و درباره آن‌ها می‌گویند عقاید اشعری به مذهب جهمیه شباهت دارد. سپس ادعای اجماع می‌کنند که مذهب جهمیه باطل است. ابن‌قاسم در کتاب مهم درر السنیة می‌نویسد: «امروز بیشتر اهالی شهرها، اشعری‌اند که اعتقاداتشان در برخی مباحث صفات‌الله، مشابه عقاید معتزله جهمیه است».[37] همچنین می‌گوید علمای امت مذهب جهمیه را کفر می‌دانند. وی می‌نویسد: «علمای امت، مذهب جهمی را به‌شدت رد کردند و گفتند جهمیه از مذاهب گمراه و کفر به شمار می‌آید. کسی در این باره با علمای اسلام مخالفت نکرده‌ است».[38]

در نتیجه وهابی‌ها، اشعری‌ها را در برخی عقاید، مانند مذهب جهمیه می‌دانند که به اجماع مسلمانان مرتدند؛ تردیدی نیست که مذاهب مالکی و شافعی در اصول پیرو اشعری‌اند.

ادامه دارد ...
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۲-۶-۱۳۹۵, ۰۸:۴۳ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲-۶-۱۳۹۵ ۰۸:۴۴ عصر، توسط mahdy30na.)
ارسال: #5
RE: شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت
بسم الله الرحمن الرحیم
ه.‌ احراق و تخریب آثار مذاهب
وهابیت مخالفان خویش را پس از تکفیر مستحق کشتار می‌دانند و آثار مربوط به آنان را نیز آتش زده، به‌کلی تخریب می‌کنند. در ادامه، به نمونه‌های رفتار وهابیت پس از اشغال حرمین اشاره می‌شود:
در مکه

حریف درباره نابودی میراث علمی و آثار مذاهب مکه می‌نویسد:‌ «وهابی‌ها کتاب‌خانه مکه مکرمه را، که یکی از بهترین کتاب‌خانه‌های دنیا بود به آتش کشیدند. در این کتاب‌خانه حدود شصت‌هزار کتاب کمیاب و حدود چهل‌هزار کتاب دست‌نویس وجود داشت»[39] که همه آن میراث عظیم اسلامی در آتش دشمنی وهابیت خاکستر شد.

همچنین از رفتارهای خصمانه وهابیان در مکه، تخریب آثار مذاهب اسلامی است؛ در قرون گذشته، چهار امام مذهب حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی در مسجدالحرام مقام داشتند. پیروانشان در مقامات مزبور نماز می‌خواندند و عبادت می‌کردند. در مباحث احکام حج فقها به آن اشاره شده است. موقعیت مقامات امامان مذاهب، مطابق گزارش شارح کتاب درسی فقهی، عبیدالله بن مسعود، حول بیت‌الله شریف در نقاط ذیل بوده است:‌
  • مصلای امام ابوحنیفه مقابل رکن عراقی و شامی حطیم حجر حضرت اسماعیل (علیه السلام) در شمال غربی قرار داشت.
  • موقعیت مصلای امام شافعی مقابل رکن شامی و حجرالاسود ملتزم سمت باب‌الکعبه نزدیک مقام حضرت ابراهیم (علیه السلام) در شمال شرقی معین شده بود.
  • مصلای امام مالک مقابل رکن عراقی و یمانی مستجار باب ابراهیم در جنوب غربی قرار گرفته بود.
  • و مصلای امام احمد بن حنبل مقابل رکن یمانی و حجرالاسود در جنوب شرقی موقعیت داشت.[40]
مقامات فوق، مطابق توضیح کتاب عمدة الرعایة است، ولی مصلا‌های نام‌برده اکنون نیست و در نوسازی‌ها اثری از آن‌ها باقی نمانده است.
در مدینه
وهابیان، در مناطق حجاز، از جمله مدینه، نقشه تخریب آثار اسلامی را نیز اجرا کردند که در بقیع شدت بیشتری داشت؛ آثار و «زیارتگاه‌های» اسلامی بقیع را نابود کردند. به گواهی تاریخ، در بقیع بارگاه‌هایی بود مجلل و پرشکوه با قبه‌های بزرگ و مرتفع از اهل بیت علیهم السلام، صحابه و تابعان، مانند بارگاه «حضرت فاطمه زهراعلیها سلام»،[41] «بارگاه عباس بن عبدالمطلب و امامان چهارگانه اهل بیت علیهم السلام»،[42] «بارگاه حضرت ابراهیم علیه السلام فرزند رسول‌الله صلی الله علیه و آله، «عثمان»،[43] «مالک بن انس»[44] و دیگران؛ ولی امروز از بارگاه‌های آنان اثری نیست. همه را با خاک یکسان کردند.
ادامه دارد ...

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۲-۱۰-۱۳۹۵, ۱۰:۰۹ عصر
ارسال: #6
RE: شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت
بسم الله الرحمن الرحیم
2. شیوه‌های پنهان

شیوه‌های پنهان دشمنی وهابیان علیه اهل سنت، بسیار پیچیده‌تر از شیوه‌های آشکار است، زیرا ابعاد آن محسوس نیست و چه‌بسا آثار آن در آینده نمود یابد؛ این روش تحت نام «فعالیت فرهنگی و دعوت به توحید خالص» صورت می‌گیرد که با حمایت مداوم مالی همراه است. آن‌ها با امکانات مالی گسترده فعالیت‌های معاندانه را در پوشش‌های مختلف دنبال می‌کنند که به مواردی اشاره می‌شود.
2. 1. تطمیع
  • الف. تطمیع سران
یکی از اقدامات پنهانی وهابیان، نفوذ بین اقوام است. با این طرح می‌کوشند سران جمعیت‌ها را جلب کنند. معمولاً اجرای چنین طرح‌‌هایی در جوامع عشیره‌ای و سیاسی زمینه‌های مساعدی دارد. از همین منظر، آن‌ها با تطمیع رهبران قومی، افکار هواداران را تسخیر می‌کنند. ایوبی می‌نویسد:

وهابیت می‌کوشد مردم، عشایر ... و هر فرقه را که تابع رهبرشان‌اند، رئیس‌شان را تحت فرمان آورد. آن‌ها با حیله بخشش هدایا و پول‌ها و همراهی در برخی عقاید خرافی سعی دارند آن‌ها [سران نام‌برده] را استخدام کنند تا با همراهی آن‌ها مردم را به گمراهی وادارند و بر مخالفانشان برچسب شرک بزنند.[45]

طرح‌های حمایت بلندمدت، نتایج مطلوب کیفی می‌دهد و افراد مؤثر و مستعد، شناسایی می‌شوند، ولی گاهی در اثر محاسبات به نکوهش عوامل نیز می‌انجامد.
شمس‌الدین سلفی وهابی درباره برخی پشت پرده‌ها می‌گوید:‌ «می‌بینیم گروه‌های قبوری و صوفی که عنوان دولت‌ها، علما و دانشگاه‌های سلفی را از اعماق قلب، مکروه می‌شمارند - زیرا با عقاید قبوری‌شان تضاد دارد - چگونه برابر سلفی‌ها تملق می‌کنند و برای دست‌یابی به خیرات و فایده‌های مادی برای دول سلفی عربی سر خم می‌کنند تا اغراض مادی‌شان تحقق یافته و امراض معنوی آن‌ها نشر یابد».[46]

بدین‌ترتیب وهابیت با تطمیع سران می‌کوشد مخفیانه قبایل را در سیطره خویش قرار دهد تا اراده آینده مردم را در اختیار داشته باشد.
  • ب. تطمیع مردم فقیر
وهابی‌ها تحت نام خیریه کمک می‌کنند و آن را به گونه‌ای ادامه می‌دهند تا برای جمعیت‌های مستعد، وابستگی ایجاد کنند. ایوبی کندهاری می‌نویسد: «وهابیان برای دعوت به وهابیت حیله‌هایی به کار می‌برند که مهم‌ترین آن‌ها جذب مردم با طلا،‌ نقره و عطای اموال و پول‌های بسیار برای پیروان خویش است. حامی این کار برخی ممالک عربی‌اند که مناسب نیست نامشان ذکر شود زیرا معلوم‌الحال‌اند».[47] بدین‌ترتیب وهابیت در مناطق فقیرنشین، می‌کوشند با صرف پول، آن‌ها را تطمیع کنند.
حتی گروه‌هایی را اجاره می‌کنند تا به وظایفی بگمارند که این معاهدات، اقدامات مسلحانه را نیز شامل می‌شود.
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۲-۱۱-۱۳۹۵, ۰۵:۱۱ عصر
ارسال: #7
RE: شیوه‌های وهابیت در مخالفت با اهل سنت
بسم الله الرحمن الرحیم
2. 2. توسل به حیله حیله فریب
وهابی‌ها مکارانه سخن می‌گویند تا مردم به ماهیت آن‌ها پی نبرند. عبدالرحمن بن محمد بن قاسم درباره شهر احساء می‌گوید:

هر شهری که شرک در آن ظاهر شد و محرمات علنی گردید و شعار دین در آن تعطیل شد، بدون تردید آن شهر، شهر کفر است و گرفتن دارایی‌های آن شهر و ریختن خون‌های اهل آن روا است. اضافه بر آن، مردم این شهر [احساء] اظهار دشنام بر خدا و رسولش کردند و قوانین را مخالف با کتاب‌الله و سنت رسول‌الله وضع کردند و همین برای بیرون‌شدن از اسلام کافی است.[48]

آیا بدون دلیل می‌توان حکم کفر مردم منطقه‌ای را که پیشینه اسلامی دارند صادر کرد؟ این اتهام کفر، حیله تجاوزگری است تا مردم را به بهانه تکفیر به قتل برسانند و اموال آنان را غارت کنند. این در حالی است که مردم احساء و حجاز، به خدا و پیامبر دشنام نمی‌دادند و مسلمان بودند.


همچنین وهابیان برای اهدافشان در مناطق پیروان مذهب حنفی، دو چهره دارند،
سرهندی می‌نویسد:‌ «همین است احوال جماعت وهابیان حنفی‌نما که جماعت احناف را گویند ما حنفی هستیم و هر گاه با رؤسای وهابیت جمع می‌شوند می‌گویند ما با شماییم و فقط برای فریفتن آن‌ها اظهار حنفیت می‌کنیم».[49]

و نیز درباره شیوه‌های فریبنده وهابیان، حریف می‌نویسد: «وهابیان و غیرمقلدان مانند خوارج به حفظ‌کردن قرآن و نماز و روزه بسیار اهمیت می‌دهند. نمازشان را به شیوه جدا از مردم اقامه می‌کنند و به جز نماز خود، عبادت و نماز دیگران را مردود و خلاف سنت می‌دانند و خود را خداپرست جلوه می‌دهند».[50]

حیله دروغ
یکی از روش‌های خصمانه وهابی‌ها حیله دروغ است. آن‌ها با روش‌های مختلفی به مخالفان تهمت می‌زنند و نسبت‌هایی می‌دهند که واقعیت ندارد، مثلاً می‌گویند‌ فلانی مذهب دیگری دارد. ابوعمر «نورستانی»[51] درباره زینی دحلان، مفتی شافعی‌مذهب مکه، می‌گوید‌ وی رافضی است! به دلیل اینکه کتابی در ایمان ابوطالب علیه السلام نوشت. نورستانی در ترجمه کتاب الششری می‌نویسد:‌

از بسیاری از علمای مورد اعتماد، شنیده‌ام که می‌گفتند دحلان رافضی بود، لکن مذهب خود را از روی تقیه مخفی می‌کرد و و خود را به دروغ به تقلید یکی از چهار امام متصل کرده است. ظاهرترین دلیل رافضی‌بودنش این است که او کتابی با عنوان اسنی المطالب فی نجدة ابی طالب تألیف کرده که در آن نصوص کتاب و سنت صحیح متواتر را رد کرده است.[52]

وهابی‌ها همچنین درباره برخی حنفی‌ها نیز دروغ می‌گویند و آن‌ها را «رافضی»[53] می‌خوانند. بدین‌ترتیب یکی از ترفندهای وهابی‌ها این است که هر گاه عالمی از اهل تسنن درباره اهل بیت رسول‌الله صلی الله علیه و آله یا صحابه حقیقتی را بیان داشت می‌گویند وی شیعه است. آن‌ها چنین حیله‌ای به کار می‌بندند تا از این طریق حقایق تاریخی را منکر شوند.

ادامه دارد ...

امضای mahdy30na
[تصویر:  do.php?img=4182]
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

POWERED BY MyBB, © 1390-1396 گروه پیروان موعود
پشتیبانی و توسعه SaneCity