چالش عاشورا
زمان کنونی: ۸-۱-۱۳۹۶, ۰۷:۴۸ صبح
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mahdy30na
آخرین ارسال: mahdy30na
پاسخ: 1
بازدید: 49

ارسال پاسخ 
چالش عاشورا
۶-۳۱-۱۳۹۶, ۰۷:۱۳ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۶-۳۱-۱۳۹۶ ۰۷:۱۳ عصر، توسط mahdy30na.)
ارسال: #1
Information چالش عاشورا
بسم الله الرحمن الرحیم

چالش عاشورا

قسمت اول: امام و خليفه امام حسين(علیه السلام) چه کسي بود؟

ارتداد امام حسين(علیه السلام) طبق مباني مکتب اهل سنت.

عاشورا بزرگترين کلاس درس براي بشريت است. و امام حسين (علیه السلام) بزرگترين معلم تاريخ بعد از پيامبر براي شناخت حق و حقيقت و بهترين راه رسيدن به سعادت و فصل مميز بين تاريکي و ظلمت.

شايد ما درنشر فرهنگ عاشورا کم کاري کرديم يا بهتر بگويم:ما مسير و هدف امام حسين(علیه السلام) از عاشورا را خوب متوجه نشديم يا اگر متوجه شديم روي قسمت اصلي آن متمرکز نشديم.

کمي که فکر ميکنم مي بينم ما امام حسين(علیه السلام) را محدود کرديم به عزاداري ومظلوميت و ظلمي که از طرف بني اميه بر حضرت وارد شد.

اما واقعيت اين است که علاوه بر اين مطالبي که بيان شد اصل دليل حرکت امام حسين(علیه السلام) کمتر مورد بحث قرار گرفته است.

حرکت و خروج امام حسين(علیه السلام) بر يزيد در واقع مباني اعتقادي اهل سنت را زير سوال مي برد. و خود دليلي است بر اثبات حقانيت شيعه، و خود همين خروج بر يزيد به تنهاي کفايت مي کند بر بطلان عقائد مخالفين مکتب اهلبيت در مورد اساسي ترين بحث اختلافي شيعه و اهلسنت که همان خلافت بعد پيامبر است.

ما براي اين سخن خود استدلال هاي قوي و محکمي داريم که خود حضرت هم به اين نکات اشاره کرده است.

✍از جمله اين سخنان که ميتوان به آن استدلال کرد سخن حضرت در مورد دلائل خروج بر يزيد است، که خود حضرت اينگونه مي فرمايند: به اين دليل خروج کردم تا دين جدم را اصلاح کنم، يا درسخني ديگر از حضرت که بيان مي دارند به اين دليل خروج کردم، چون عمود دين منحرف و کج شده است.

اين سخنان امام حکايت از آن دارد که مباني اعتقادي مخالفين مکتب اهلبيت از منظر امام حسين(علیه السلام) مباني صحيحي اسلامي نيست.

اما سوالي و چالشي که ما از حرکت بزرگترين معلم تاريخ بعد از پيامبر ياد گرفته ايم از مخالفين مکتب اهلبيت(علیه السلام) اين است.

نکته اول: لزوم وجوب بيعت با يک شخص به عنوان خليفه براي هر مسلمان

طبق مباني اعتقادي اهلسنت هر شخصي بايد امام و خليفه اي داشته باشد و اگر بيعت امام و خليفه اي را بر گردن نداشته باشد مرتد است و به مرگ جاهلي از دنيا رفته است و اين روايت با سند هاي مختلف در کتب صحاح اهلسنت وارد شده است چنانچه مسلم در صحيح خود چنين بيان ميکند:

مَنْ مات وليس في عنقه بيعة مات ميتة جاهلية .
✍هر كس بميرد و بر گردن او بيعت با امامي نباشد ، به مرگ جاهلي مرده است .

صحيح مسلم ، مسلم النيسابوري ، ج3 ، ص1478و السنن الكبرى ، البيهقي ، ج8 ، ص156 و مجمع الزوائد ، ج5 ،‌ ص218 و مشكاة المصابيح ، ج2 ، ص1088و سلسلة الأحاديث الصحيحة ، ج2 ، ص715 .

پس نکته اول: لزوم وجوب بيعت با يک شخص به عنوان خليفه براي هر مسلمان

نکته دوم: نداشتن حق خروج بر خليفه حتي خليفه ظالم و نقص کننده دين.

يکي ديگر از مباني اعتقادي اهلسنت در مورد جائگاه خليفه و خلافت اين است که کسي حق خروج بر خليفه،حتي اگر خليفه ظالم باشد و حتي اگر دين را هم نقض کند ندارد و تنها کاري که ميتواند در اين مورد انجام دهد صبر است و اگر صبر نکرده و بر حاکم و خليفه خروج کرد از دائره اسلام خارج و مرتد شده است، و به مرگ جاهلي از دنيا رفته است يعني مگر غير از اسلام.
اين روايت ها با سندهاي مختلف در منابع معتبر اهلسنت وارد شده است چنانچه بخاري چنين نقل ميکند:

حدثنا مُسَدَّدٌ عن عبد الْوَارِثِ عن الْجَعْدِ عن أبي رَجَاءٍ عن بن عَبَّاسٍ عن النبي صلى الله عليه وسلم قال: من كَرِهَ من أَمِيرِهِ شيئا فَلْيَصْبِرْ فإنه من خَرَجَ من السُّلْطَانِ شِبْرًا مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً.

✍از ابن عباس روايت کرده است که رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند :کسي که از حاکمش آزرده شده باشد بايد صبر کند بدرستيکه هر کس از سلطه حاکمش وجبي دور شود به مرگ جاهلي مرده است .

صحيح البخاري، ج6، ص2588 ، كتاب الفتن، بابُ قَوْلِ النَّبِىِّ - صلى الله عليه وسلم - « سَتَرَوْنَ بَعْدِى أُمُورًا تُنْكِرُونَهَا » .

خروج از جماعت خروج از اسلام:
روايتي ديگري بخاري از پيامبر نقل ميکند: که خروج برحاکم يعني خروج از جماعت و حکم آن فرد هم خروج از اسلام و ارتداد مي باشد.

6646 حدثنا أبو النُّعْمَانِ حدثنا حَمَّادُ بن زَيْدٍ عن الْجَعْدِ أبي عُثْمَانَ حدثني أبو رَجَاءٍ الْعُطَارِدِيُّ قال سمعت بن عَبَّاسٍ رضي الله عنهما عن النبي (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قال: من رَأَى من أَمِيرِهِ شيئا يَكْرَهُهُ فَلْيَصْبِرْ عليه فإنه من فَارَقَ الْجَمَاعَةَ شِبْرًا فَمَاتَ إلا مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً.

✍عطاردي روايت کرده از ابن عباس که شنيدم از رسول خدا صلي الله عليه و آله روايت مي کرد : هر کس از حاکمش گفتاري يا کرداري ببيند که خوش آيندش نباشد بايد برآن شکيبا باشد [ اقدادمي نکند و ترتيب اثر ندهد] بدرستيکههر کس از جماعت به اندازه يک وجب فاصله گيرد و در آن هنگام بميرد نمرده مگر به موت جاهليت .[ مسلمان نمرده است ]
امیدم تو هستی خدا
صحيح البخاري، ج6، ص2588 ، كتاب الفتن، بابُ قَوْلِ النَّبِىِّ - صلى الله عليه وسلم - « سَتَرَوْنَ بَعْدِى أُمُورًا تُنْكِرُونَهَا »

و يا حتي در روايت ديگر، مسلم نقل ميکند از پيامبر که حضرت فرمودند: بعد از من خلفاء اي بر سر کار مي آيند که از سنت من پيروي نمي کنند و قلوب آنان قلوب شيطان است اما بايد از آنها اطاعت کنيد و حق خروج بر آنان را نداريد و بايد از آنان اطاعت کنيد.
وحدثني محمد بن سَهْلِ بن عَسْكَرٍ التَّمِيمِيُّ حدثنا يحيى بن حَسَّانَ ح وحدثنا عبد اللَّهِ بن عبد الرحمن الدَّارِمِيُّ أخبرنا يحيى وهو بن حَسَّانَ حدثنا مُعَاوِيَةُ يَعْنِي بن سَلَّامٍ حدثنا زَيْدُ بن سَلَّامٍ عن أبي سَلَّامٍ قال قال حُذَيْفَةُ بن الْيَمَانِ قلت يا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّا كنا بِشَرٍّ فَجَاءَ الله بِخَيْرٍ فَنَحْنُ فيه فَهَلْ من وَرَاءِ هذا الْخَيْرِ شَرٌّ قال نعم قلت هل وَرَاءَ ذلك الشَّرِّ خَيْرٌ قال نعم قلت فَهَلْ وَرَاءَ ذلك الْخَيْرِ شَرٌّ قال نعم قلت كَيْفَ قال يَكُونُ بَعْدِي أَئِمَّةٌ لَا يَهْتَدُونَ بِهُدَايَ ولا يَسْتَنُّونَ بِسُنَّتِي وَسَيَقُومُ فِيهِمْ رِجَالٌ قُلُوبُهُمْ قُلُوبُ الشَّيَاطِينِ في جُثْمَانِ إِنْسٍ قال قلت كَيْفَ أَصْنَعُ يا رَسُولَ اللَّهِ إن أَدْرَكْتُ ذلك قال تَسْمَعُ وَتُطِيعُ لِلْأَمِيرِ وَإِنْ ضُرِبَ ظَهْرُكَ وَأُخِذَ مَالُكَ فَاسْمَعْ وَأَطِعْ.

✍پيشوايانى بعد از من خواهند آمد كه نه از هدايت‏هاى من بهره‏اى برده‏اند و نه به سنت من عمل مى‏كنند، و قلوب آنان همانا قلوب شياطينى است كه در درون جسم آدمى قرار گرفته باشد. راوى مى‏پرسد: اگر چنين عصرى را درك نموديم وظيفه ما چيست؟
حضرت فرمود: تكليف شما پيروى از اين چنين حاكمان جور است، اگر شما را مورد ضرب و شتم قرار دهند، و اموال شما را غارت نمايند، وظيفه شما اطاعت و فرمان بردن است.
صحيح مسلم ، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261 ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي ج 3 ص1476

پس نکته دوم : خروج بر خليفه ظالم و تارک سنت موجب ارتداد است.

با توجه به اين دونکته: سوال ما از مخالفين مکتب اهلبيت اين است.

امام و خليفه امام حسين (علیه السلام) در زمان يزيد چه کسي بوده است؟
اهل سنت گريزي ندارند براي جواب به اين سوال مگر سه پاسخ که ما آن را ذکر ميکنيم.

1-امام و خليفه امام حسين(علیه السلام)يزيد بوده است.

2-امام حسين(علیه السلام) خليفه و امام نداشتند.

3-امام حسين(علیه السلام) خود را خليفه و امام مي دانستند.

حال قصد داريم اين سه پاسخ را خيلي کوتاه به نقد بکشيم تا ثابت کنيم که چگونه امام حسين(علیه السلام) با حرکت خود عليه يزيد تمام مباني اهلسنت را به چالش کشيد.

?طبق مباني اهلسنت در هر سه حالت امام حسين(علیه السلام) مرتد است،يعني اينکه امام حسين(علیه السلام) يا در بيعت يزيد بوده است و بر وي خروج کرده و يا اصلا خليفه اي نداشته حال چه خود را محق خلافت بداند يا نداند بايد با خليفه وقت بيعت کرده و از جماعت خارج نشود چرا که جماعت مسلمين يزيد را خليفه مي دانستند.

پس طبق مباني اهلسنت حضرت حسين(علیه السلام) مرتد شده است و از اسلام خارج است و به مرگ جاهليت از دنيا رفته است، چرا که ما طبق مباني و روايت صحيح اهلسنت ثابت کرديم حکم تمرد از بيعت يا خروج بر خليفه و خروج از جماعت يعني خروج از اسلام. و اين دقيقا خلاف اعتقاد اهلسنت در مورد جائگاه امام حسين(علیه السلام) به عنوان سيد جوانان اهل بهشت است.
پس در اينجا تناقضي آشکار در اعتقادات اهل سنت نمايان است.

اما مي رسيم به گزينه ديگر:

تنها راه باقيمانده اين است که گزينه ديگر را انتخاب کرده که اين گزينه اثبات عقيده شيعه و بطلان عقائد اهل سنت است که:

خلیفه و امام شرعی مسلمین امام حسین(علیه السلام) بوده است و از آنجای که حضرت خود را خلیفه شرعی و معرفی شده از جانب پیامبر می دانستند بنا بر شرائط بر کسی که به دروغ مدعی خلافت بوده است جنگيدند.

واین عقيده شيعه درمورد مقام خلافت امام حسين(علیه السلام) مي باشد و اين ثابت ميکند که امام حسين(علیه السلام) مدعي بوده است که ايشان يکي از آن 12 خليفه اي است که پيامبر فرمودند :بعد از من 12 خليفه مي آيند که اسلام به خاطر آنان عزيز است چنانچه مسلم در کتاب صحيح خود چنين نقل ميکند:

يقول لَا يَزَالُ الْإِسْلَامُ عَزِيزًا إلى اثنى عَشَرَ خَلِيفَةً.
✍رسول خدا فرمود: اسلام همواره عزيز است تا دوازده خليفه بر شما حكومت كند.

صحیح مسلم ج 3 ص 1453 ، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري

نکته جالب اين است که علماي اهلسنت در ذيل اين روايت پيامبر دست و پاي زيادي زده اند وبه اعتراف بزرگان شان نتوانستند 12 خليفه مشخص و قطعي را با نص از پيامبر معرفي کنند و هر کدام عده اي را به عنوان 12 خليفه معرفي کرده اند
و جالب تر اينکه حتي بزرگان اهلسنت و وهابيت يزيد را به عنوان يکي از 12 خليفه اي که اسلام به وجود آنان عزيز است ذکر کرده اند اما خبري از ذکر نام امام حسين(علیه السلام) در بين 12 خليفه در نزد اهلسنت نيست

چنانچه ابن تيميه در مورد ذکر اسامي 12 خليفه بعد از معاويه اشاره به يزيد مي کند:

✍وفي لفظ لا يزال الإسلام عزيزا إلى أثنى عشر خليفة كلهم من قريش وهكذا كان فكان الخلفاء أبو بكر وعمر وعثمان وعلي ثم تولى من اجتمع الناس عليه وصار له عز ومنعة معاويةوابنه يزيد ثم عبد الملك وأولاده الأربعة وبينهم عمر بن عبد العزيز

منهاج السنة النبوية ج 8 ص 238 ، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم

و يا در شرح عقيده طحاويه هم يزيد به عنوان يکي از خلفاء دوازده گانه معرفي شده است:

وفي لفظ لا يزال الإسلام عزيزا إلى اثني عشر خليفة وفي لفظ لا يزال هذا الامر عزيزا إلى اثني عشر خليفة وكان الامر كما قال النبي صلى الله عليه وسلم والاثنا عشر الخلفاء الراشدون الاربعة ومعاوية وابنه يزيد وعبد الملك بن مروان وأولاده الاربعة وبينهم عمر بن عبد العزيزي

شرح العقيدة الطحاوية ج 1 ص 553 ، اسم المؤلف: ابن أبي العز الحنفي الوفاة: 792 ، دار النشر : المكتب الإسلامي - بيروت - 1391 ، الطبعة : الرابعة

?با توجه به مطالب مورد نظر، سوالات ما از مخالفين اين است.

1-امام و خليفه امام حسين(علیه السلام) چه کسي بوده است و حضرت با چه شخصي بيعت نمودند؟

2-آيا يزيد خليفه امام حسين(علیه السلام) بوده است؟

3-آيا امام حسين(علیه السلام) با خروج بر خليفه وقت و خارج شدن از جماعت طبق روايت هاي بخاري و مسلم از زبان رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مرتد شده است؟

4-چرا اهل سنت ادعاي امام حسين(علیه السلام) در مورد حقانيت خويش بر خلافت را قبول ندارند آيا امام حسين(علیه السلام) را رياست طلب و دنيا طلب مي دانند؟

5-چرا امام حسين(علیه السلام) مباني اعتقادي اهلسنت در باب خلافت و خليفه را قبول نداشته است؟

6-چرا اعتقاد امام حسين(علیه السلام) خلاف اعتقادات اهل سنت در باب خلافت و خليفه مي باشد؟

7- چرا اهل سنت به مانند شيعيان از امام حسين(علیه السلام) پيروي نميکنند؟

?منتظر پاسخ هاي بسيار علمي مخاليفين مکتب اهلبيت به خصوص شبکه هاي وهابي مانند چالش هاي گذشته هستيم

دوستانی که نگاهی به غدیر داشتن و حرفهایی داشتن بر له اون اینجا تامل کنن .
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

POWERED BY MyBB, © 1390-1396 گروه پیروان موعود
پشتیبانی و توسعه SaneCity